بیش از ۹۰ درصد مبتلایان به سرطان های دهانی (دهان، زبان، بخش هایی از بینی، گلو، لبها و حنجره) همگی کسانی هستند که از تنباکو استفاده می کنند.

چندین نوع سرطان دهان وجود دارد که می تواند در حفره دهانی آغاز شود.
سرطان یاخته پولکی: بیشتر از 90% سرطان ها در حفره دهانی رخ می دهد و oropharynx ، سرطان یاخته پولکی می باشد. معمولا گلو و دهان با یاخته های به اصطلاح پولکی پوشانده شده اند که سطحی تخت دارند. سرطان یاخته پولکی بدین معنی است که برخی از یاخته ها غیرطبیعی هستند.-
سرطان زگیل مانند: حدود 5% از تومورهای حفره دهانی، سرطان زگیل مانند هستند که نوعی از سرطان با رشد خیلی کم می باشد که از یاخته های پولکی ساخته شده است. این نوع سرطان دهان بندرت به دیگر بخش های بدن سرایت می کند اما می تواند به بافت های پیرامون منطقه اصلی خود هجوم ببرد.
-
سرطان غده بزاقی جزئی: این گروه شامل چندین نوع سرطان دهان می شود که می تواند در غدد بزاقی جزئی بوجود آید که در تمام جداره دهان و گلو یافت می شود. این انواع از سرطان، سرطان adenoid cystic ، سرطان mucoepidermoid و adenocarcinoma با درجه پایین دارای چند دگردیسی می باشد.
-
سرطان های غدد لنفاوی: سرطان دهان که در بافت های لنفاوی پدید آید که بخشی از سیستم ایمنی بدن می باشد، سرطان غدد لنفاوی نامیده می شود. لوزه ها و بن زبان، هر دو شامل بافت های لنفاوی می باشند.
فاکتور های خطر زا برای سرطان دهان چیست؟
مصرف کنندگان تنباکو
اکثر استفاده کنندگان هرگونه توتون مبتلا به سرطان دهان می شوند. در حقیقت کسانی که سیگار می کشن ۶ برابر بیش از کسانی که سیگار نمی کشند به این سرطان دچار می شوند.
▪ مشروبات الکلی
الکل مداوم و سنگین یکی از موارد بسیار مهم ابتلا به سرطان دهان است. تقریبا می گویند که ۷۰ تا ۸۰ درصد کسانی که سرطان دهان دارد اغلب به صورت تفریحی حتی مشروب می خوردند. دقیقا مثل افرادی که سیگار می کشند کسانی که الکل می خورند نیز ۶ برابر کسانی که الکل نمی خورند در معرض سرطان دهان هستند.
مشروبات الکلی و سیگار


استفاده همزمان از این دو ماده خطر ابتلا به سرطان دهان را دقیقا دو برابر می کند.
جنس
تحقیقات نشان داده که مرد ها دو برابر زن ها دچار این سرطان می شوند. شاید به دلیل این باشد که آنها به مقدار زیاد تری از سیگار و مشروبات الکلی نسبت به خانم ها استفاده می کنند.
سن
بعد از سن ۴۰ سالگی خطر ابتلا به این سرطان افزایش می یابد و میانگین سن ابتلا به این بیماری ۶۰ سال است.
فاکتور های خطرناک دیگر
▪ عفونت های ویرووسی
▪ عدم داشتن ایمنی کافی بدن
▪ قرار گرفتن در معرض اشعه ماورای بنفش
▪ اشعه های مربوط به محیط کار
توجه داشته باشید که بعد از ۵ سال از شناسایی بیماری تنها ۵۰ درصد از مبتلایان بهبود پیدا می کنند. هرچه زودتر بیماری شناخته شود امکان بهبود نیز سریعتر رخ می دهد.
علائم و نشانه های سرطان دهان
اولین علائم سرطان دهان ممکنست با دیگر بیماری ها به اشتباه گرفته شود، از قبیل دندان درد یا سرماخوردگی. اگر نشانه ها چند روز و یا چند هفته طول بکشد، لازمست که با پزشک خودتان صحبت کنید که معلوم شود آیا سرطان دارید یا نه. بسیاری از این نشانه ها می تواند ناشی از مشکلات ساده تر و یا سرطان های دیگر باشد. برخی از نشانه ها و علائم متداول سرطان دهان اینها هستند:
-
زخم های ماندگار دهان: زخمی در دهان که بهبود نمی یابد، متداول ترین نشانه سرطان دهان است
-
درد: طولانی شدن درد دهان، نشانه متداول دیگری برای سرطان دهان می باشد
-
برآمدگی یا ضخیم شدن در گونه
-
لکه سفید یا قرمز رنگ در لثه، زبان و یا جداره دهان
-
درد در گلو و یا احساس اینکه چیزی در گلو گیر کرده و پایین نمی رود
-
سختی در بلع غذا و یا جویدن آن
-
سختی در حرکت دادن فک و یا زبان
-
بیحسی زبان یا بخش دیگری از دهان
-
تورم فک که سبب آسیب دیدن دندان مصنوعی و یا لق شدن آن می شود
-
لق بودن دندان
-
درد دندان یا فک
-
تغییر صدا
-
برآمدگی در گردن
-
کاهش وزن
-
سختی تنفس مداوم
اگر هر یک از این نشانه ها و علائم سرطان دهان، روزها یا هفته ها وجود داشته باشد، ممکنست پزشک تست هایی را توصیه نماید که بتواند وجود سرطان دهان را بررسی کند. به مانند هر نوع سرطان دیگر، تشخیص سرطان در اسرع وقت، سبب اطمینان از درمان آن خواهد داد.
تشخیص سرطان دهان

آزمایش های زیر، اغلب نخستین گام در تشخیص سرطان دهان می باشد :
-
تاریخچه پزشکی و آزمایش جسمانی : معمولا نخستین گام در تشخیص سرطان، آزمایش جسمانی است. پزشک درباره نشانه هایی که دارید از شما می پرسد، اینکه آیا عوامل ابتلاء را دارید و نیز در مورد دیگر شرایط شما سوال می کند. در خلال آزمایش جسمانی، پزشک ممکنست علائمی از سرطان دهان بیابد. این علائم ممکنست برآمدگی و یا دیگر موارد غیر طبیعی در سر، صورت یا گردن باشد و یا مشکلتی در عصب های صورت یا دهان وجود داشته باشد. همچنین پزشک برای یافتن هرگونه علامت سرطان، داخل دهان را بررسی می کند.
-
اگر پزشک نگران اینست که ممکنست شما سرطان داشته باشید، شما را برای آزمایش های بیشتر پیش یک متخصص می فرستد. متخصص، احتمالا عمل جراحی بر روی سر و گردن شما انجام خواهد داد و احتمالا یک متخصص حلق و گوش و بینی این جراحی را انجام می دهد.
-
معاینه کامل سر و گردن : متخصص، کل سر و گردن را معاینه خواهد کرد که این شامل غدد لنفاوی گردن نیز می باشد، این کار برای بررسی وجود علائم سرطان می باشد. گاهی در این معاینه از آینه هم استفاده می شود تا پزشک بتواند مناطقی از داخل گردن را که بسادگی در دید نیستند، ببیند. دیگر روش هایی که ممکنست به یافتن سرطان دهان کمک کند، اینها هستند :
-
Pharyngoscopy و laryngoscopy غیر مستقیم : ممکنست که پزشک آینه های کوچکی را در پشت دهان شما قرار دهد تا بتواند گلو، ته زبان و حنجره را با وضوح معاینه کند.
-
اندوسکوپی : یک اسکوپ فیبر نوری را که دارای لوله ای باریک، قابل انعطاف و نورانی است، به درون دهان یا بینی فرو می کنند تا پزشک بتواند مناطقی را که دین آنها سخت است ببنید، از قبیل حنجره و پشت بینی.
-
Panendoscopy : اگر پزشک احتمال می دهد که سرطان دهان وجود داشته باشد، احتمال دارد که یک معاینه کامل تر از سر و گردن انجام دهد. در این معاینه، بیمار در اتاق عمل تحت بیهوشی عمومی قرار می گیرد تا کل بدن را بتوان برای بررسی وجود سرطان بررسی کرد. این عمل برای مشاهده گلو، حنجره، نای و نایژه ها انجام می شود. اگر توموری یافت شود، پزشک نمونه هایی از آن را برمی دارد تا بتواند در زیر میکروسکوپ بررسی کند.
-
یاخته شناسی exfoliative : با این روش، منطقه مشکوک با دقت خراش داده می شود تا نمونه ای از یاخته ها گرد آوری شود. این یاخته ها را بر روی تیغه ای شیشه ای قرار می دهند و آن را رنگ می زنند تا بتوان آنها را براحتی در زیر میکروسکوپ دید. اگر یاخته هایی غیر طبیعی دیده شود، یک عمل biopsy عمیق تر انجام می شود. انجام این روش بسیار ساده است و امکان آن را می دهد که حتی مناطقی که کوچکترین حالت غیر طبیعی دارند نیز بررسی شوند که این سبب تشخیص بموقع خواهد بود. اما ردیابی سرطان دهان با استفاده از یاخته شناسی exfoliative می تواند چالش برانگیز باشد و ممکنست که بعضی از سرطان ها نا دیده گرفته شوند و یا با یاخته های غیر طبیعی ولی غیر سرطانی اشتباه گرفته شوند و بنابراین یک عمل biopsy برای تشخیص دقیق لازمست.
-
biopsy : فقط یک biopsy می تواند تشخیص دقیقی را از سرطان دهان ارائه دهد. نمونه ای از بافت یا یاخته ها برای biopsy مورد نیاز است که باید پیش از معالجه تهیه شود.
انواع biopsy که معمولا برای تشخیص سرطان دهان استفاده می شود، اینها هستند :
-
Incisional biopsy : تکه کوچکی از بافت از منطقه ای که غیر طبیعی بنظر می رسد، بریده می شود. اگر منطقه غیرطبیعی بسادگی قابل دسترسی باشد، نمونه را می توان در مطب پزشک هم برداشت ولی اگر در عمق بیشتری از دهان یا گلو قرار داشته باشد، ممکنست که لازم باشد biopsy در اتاق جراحی انجام شود که بتوان برای جلوگیری از درد، بیمار را بیهوش کرد.
-
استفاده از سوزن ظریف (FNA): در اینجا از یک سوزن خیلی باریک با سرنگ استفاده می شود تا یاخته ها را از یک تومور یا برآمدگی استخراج کند. این شیوه به ویژه می تواند برای چندین موقعیتی که برای سرطان دهان وجود دارد، مفید باشد .
-
یافتن علت توده جمع شده کوچک : یک عمل FNA ممکنست برآمدگی را آشکار کند که خوش خیم است و ناشی از عفونتی قابل درمان است و نه ناشی از سرطان. ممکنست که این روش، یک کیست غیرسرطانی پر شده از مایع را بیابد که بتوان آن را با جراحی برداشت. هنگامی که این مورد در ارتباط با نشانه های سرطانی باشد، یک آندوسکوپی هم برای تشخیص دقیق سرطان دهان لازم خواهد بود.
-
تعیین میزان گستردگی سرطانی که پیدا شده است : هنگامی که یک عمل FNA در مورد بیمارانی انجام می شود که قبلا تشخیص سرطان دهان در مورد آنها داده شده است، biopsy می تواند نشان دهد که آیا سرطان به غدد لنفاوی گردن گسترش یافته است و یا نه. این اطلاعات به درمان بیماری کمک خواهد کرد.
-
بررسی در مورد عود کردن بیماری : یک عمل FNA در در مورد بیمارانی انجام می شود که قبلا تحت عمل جراحی و یا اشعه قرار گرفته اند تا کنترل شود که آیا توده واقع در گردن که قبلا مورد درمان قرار گرفته است، بافتی است که مشکوک می باشد و بیماری مجددا عود کرده است یا نه.
البته روش های تصویری که خود شامل چندین نوع مختلف اند و همچنین آزمایش خون نیز می توانند همگی در تشخیص این سرطان بکار روند.
درمان سرطان دهان و عوارض آن جراحی روشی دیگر جهت درمان سرطان دهان می باشد. وقتی که جراحی صورت میگیرد، معمولاً غدد لنفاوی اطراف آن نیز برداشته میشوند تا درگیری این غدد در اثر سلولهای سرطانی بررسی گردد. بیمارانی که در مراحل پیشرفتهتر بیماری درمان میشوند، ممکن است دچار اختلال در تکلم، بلع، جویدن یا تغییر شکل صورت شوند که با جراحی پلاستیک میتوان این تغییر شکل را اصلاح کرد. با کشف زودرس سرطانها نیاز به جراحیهای وسیع نیز کاهش مییابد.
پرتو درمانی باعث صدمه به سلولهای سرطانی میشود، ولی اثر کمی بر بافتهای سالم اطراف دارد. از اشعه گاما که سر چشمه آن یک ایزوتوپ رادیواکتیو میباشد یا اشعه X که توسط یک دستگاه اشعه X با ولتاژ بالا ایجاد میشود، برای درمان سرطان دهان و تومورهای بزرگ استفاده میگردد. وقتی که تومور محدود به زبان یا کف دهان باشد، میتوان مقادیر کم مواد رادیواکتیو را در این نقاط کاشت.
پرتو درمانی در افراد مختلف واکنشهای گوناگون ایجاد میکند. این عوارض و سایر مشکلات ایجاد شده، معمولاً با تغذیه خوب، استراحت و شستشوی دهان بهبود مییابند. از طرفی پرتو درمانی احتمال تخریب دندانها را افزایش میدهد، از این رو بهداشت دهان و مراقبت دندان پزشکی اهمیت ویژهای دارد. بیشتر این عوارض موقتی هستند. به طور متوسط، حدود یکسوم بیماران مبتلا به سرطان، به دنبال درمان بیماری خود دچار عوارض دهانی میشوند. به همین دلیل بیماران مبتلا جهت درمان سرطان دهان باید تحت معاینه دندانپزشکی قرار گیرند تا از سلامت دندانها و مخاط دهان خود مطمئن شوند تا به این ترتیب میزان عوارض دندانی و دهانی در آنها به حداقل برسد. به عنوان مثال، بیشتر افرادی که مورد پرتو درمانی در ناحیه سر و گردن قرار میگیرند، دچار عوارضی از قبیل خشکی دهان، حساسیت مخاطی، حساسیت دندانها، پوسیدگی وسیع دندانی و مشکل در حین بلع میشوند.
شیمی درمانی نیز تأثیرات مشخص و واضح بر روی مخاط دهان و دندانها دارد. به دلیل جلوگیری از بروز این مشکلات و یا کاهش میزان صدمات وارد به دهان و دندان، دندان پزشک و سرطان شناس باید پیش و در حین درمان، با یکدیگر همکاری نزدیک داشته باشند. در طی مدت زمانی که فرد تحت شیمی درمانی سرطان ناحیه سر و گردن است، باید دندانهای خود را دست کم دوبار در روز با احتیاط مسواک بزند. ممکن است دندان پزشک علاوه بر مسواک روزانه، استفاده از دهان شویه را هم تجویز کند. در صورتی که فرد دچار عارضه خشکی دهان شود، باید از جایگزینی مانند بزاق مصنوعی استفاده کند.
استفاده از فلوراید هم روشی است که برای کم کردن پوسیدگی دندانها در دوره شیمی درمانی مورد استفاده قرار میگیرد. به دلیل اینکه بروز عفونتهای دهانی ممکن است سبب ایجاد گرفتاری جدی برای فرد شود، در صورت بروز این عفونتها باید بلافاصله به دندانپزشک و یا پزشک مراجعه شود.
دکتر امید عابدی - 8 می 2013- سئول(کره جنوبی)

مالارياي انساني كه به نامهاي پالوديسم(Paludism) ، تب حارَه اي، تب نوبه، تب و لرز، تب متناوب و تب جنگل هم ناميده مي شود، يك بيماري عفوني خوني است كه توسط تك ياخته اي از جنس پلاسموديوم (Plasmodium) ايجاد و توسط پشه هاي جنس آنوفل(Anopheles) منتقل مي گردد.
علائم مالاريا (Paroxysm) :
علامت متداول بيماري تب شديدي است كه همراه با ساير علائم مربوطه (لرز ، عرق) براي مدت 5 تا 8 ساعت ادامه يافته و سپس هر 2 يا 3 روز يكبار باز مي گردد. هر يك از اين حملات، نيروي بيمار را به شدت تحليل برده و باعث كاهش شديد فعاليت هاي بيمار در طي دوران بيماري مي گردد. حملات اوليه مالارياي حاد حداقل 2 هفته يا بيشتر طول مي كشد و در اثر ابتلاهاي مكرر و همراه با پيشرفت بيماري ، كم خوني و بزرگي طحال حادث شده كه در اكثر بيماران در طي يك يا دو هفته بعد از حمله اوليه مي توان آنرا لمس نمود. در صورتيكه عامل ابتلا انگل گونه فالسيپارم باشد مي تواند منجر به گلومرولونفريت ، افزايش شديد پارازيتمي، پديده جداسازي مويرگي (Sequestration)، گيجي ، تشنج ، كاهش فشارخون ، ادم ريوي، علائم گوارشي (مثل استفراغ ، دردهاي شكمي ، اسهال ، خونريزي روده اي) ، سندرم نفروتيك، كولاپس گردش خون، سيانوز و مرگ شود.
دوره نهفتگي بيماري(Incubation Period) بطور معمول از 9 تا 30 روز متفاوت است و ممكن است تا چندين ماه طول بكشد. گونه هاي پلاسموديوم ويواكس در مناطق معين جغرافيايي دوره نهفته طولاني و بيشتر از 10 ماه دارند.
1 يا 2 روز قبل از شروع علائم تعداد كمي انگل در گردش خون ظاهر مي شوند سپس با افزايش تعداد انگلها ، علائم مختلف شروع به تظاهر مي كنند كه عبارتند از سردرد ، خستگي ، دردهاي مبهم در عضلات و استخوانها و مفاصل ، احساس لرز و تب كه بدليل شبيه بودن علائم با بيماريهاي ويروسي مثل سرماخوردگي و آنفلوانزا(Influenza) بخصوص در مناطق غير آندميك تشخيص را بر مبناي اين بيماريها مي گذارند. در طي چند روز آينده وقتي كه تعداد انگلها در خون به حد كافي رسيد علائم مالاريا بروز مي نمايد
علايم متداول مالاريا در بين مراجعين به Virtual Naval Hospital در آمريكا
![]()
ابتدا الگو هاي تب بصورت منظم نيست ولي بعدا در صورتي كه دوره هاي شيزوگوني همزمان شود رفته رفته اين الگو ها حالت منظمي را به خود مي گيرد كه به آنSynchronized مي گويند. بطور كلي يك حملة مالاريا شامل مراحل زير است:
1- مرحله سرما (Cold Stage ) : ناگهاني شروع مي شود. بيمار شديداً احساس كسالت نموده، دچار سردرد و دردهاي استخواني شده و تمام بدن با سرماي شديد و غير قابل تحملي به مدت 1 ساعت شروع به لرز مي نمايد.
2- مرحله گرما ( Hot Stage ) : با بالا رفتن دماي بدن به حدود 40 تا 41 درجه سانتيگراد لرز متوقف شده و تب شديدي بدن را فرا مي گيرد كه مدت 1 تا 2 ساعت اين وضعيت ادامه دارد . دورة تب بر حسب گونه هاي مختلف پلاسموديوم متفاوت و به صورت زير مي باشد.
- تب 3 به 1 : حملات تب يك روز درميان روي مي دهد. عامل آن پلاسموديوم اووال ، ويواكس و فالسيپارم ميباشد.
- تب 4 به 1 : حملات تب دو روز درميان و توسط پلاسموديوم مالاريه ايجاد مي گردد.
3- مرحله تعريق ( Sweating Stage ) : پس از گذشت 1 تا 2 ساعت از شروع تب ، بيمار شروع به عرق نمودن كرده كه در پايان اين مرحله و با گذشت 5 الي 8 ساعت از شروع تب ، درجه حرارت بدن به حد طبيعي باز مي گردد، بيمار خسته اما بدون علامت است و تا شروع مرحلة بعدي احساس آرامش مي كند.
روشهاي انتقال مالاريا :

شيوع و انتقال هر نوع مالاريا چه در مناطق اندميك و چه به صورت اپيدميك به عوامل بيشماري مثل نوع و سوش انگل ، ميزان ايمني انسانها ، عادات زيستي پشه ها ، عادات زيستي انسانها ، شرايط محيطي از قبيل درجه حرارت، رطوبت، ميزان بارندگي، نوع گياهان منطقه نوع و روشهاي مبارزه و . . . بستگي دارد كه اين عوامل را ميتوان در ارتباط با سه عامل شخص سالم و آلوده بعنوان گيرنده و دهندة بيماري ، انگل پلاسموديوم بعنوان عامل ايجاد كنندة بيماري و پشه آنوفل بعنوان انتقال دهندة بيماري طبقه بندي نمود. بطور كلي انتقال مالاريا از طرق زير مي تواند صورت بگيرد:
· انتقال طبيعي : انتقال از طريق نيش پشه آنوفل
· انتقال اكتسبي : انتقال از طريق تلقيح
انتقال طبيعي مالاريا (انتقال از طريق نيش پشه آنوفل):
عمده ترين راه انتقال بيماري مالاريا انتقال از طريق نيش پشه آنوفل ماده مي باشد كه در سال 1897 توسط رونالد راس ثابت شد. اين پشه ها در اكثر كشورهاي مناطق معتدله و حاره و هر جا كه محل زيست مناسبي براي آنها فراهم شود وجود دارند.
نحوة انتقال به اين صورت مي باشد كـه پشه هاي ماده در طي خونخواري از شخص آلــوده، انگل را بلعيده و انگل در بدن پشه پس از طي دوره و زمان خاصي مجدداَ به فرم آلوده كننده درآمده و همراه با محتويـات بزاق طــي خونخواري بعدي بـه افراد سالم جامعه منتقـل مي گـردد و اين چرخه تا جايي كه توسط عامل بخصوصي قطع نگردد ادامـه پيدا ميكند.
در اين چرخه براي آلوده شدن پشه ها، علاوه بر وجود ناقل مناسب وجود انسان مخزن ( (Human reservoir داراي مقدار لازم گامتوسيت در خون وي ضروري مي باشد. بنابراين انسانهايي كه به تازگي آلوده شده اند نمي توانند بيماري مالاريا را انتقال دهند.
انتقال اكتسابي ( انتقال از طريق تلقيح ):
در صورتيكه مالاريا غير از انتقال توسط نيش پشه آنوفل از طُرق ديگر منتقل شود به اين نوع مالاريا، مالارياي تلقيحي مي گويند. در سال 1884 انتقال مالاريا از طريق انتقال خون توسطGerhardet ثابت گرديد. در سال 1911 اولين مورد مالارياي ناشي از انتقال خون در آمريكا بوسيله Woolsey مشاهده شد.
در مناطقي كه انتقال مالاريا بوسيله پشه آنوفل انجام مي گيرد اهميت انتقال مالاريا از ساير راهها تحت الشعاع موارد انتقال عادي آن قرار ميگيرد، ولي در مناطقي كه انتقال طبيعي مالاريا بوسيله پشه آنوفل قطع شده است ولي حاملان انگل وجود دارند در صورتيكه عامل مالاريا پلاسموديوم فالسيپارم باشد و بموقع تشخيص داده و درمان نگردند، مي تواند به مرگ بيمار منجر شود.
مكانيزم عمل اين نوع انتقال به اين صورت است كه در افراد مبتلا به مالاريا در صورتيكه درمان كامل يا اساسي انجام نگرفته باشد پس از توسعه مصونيت نسبي (Premunition) ، تعداد انگل در خون به حداقل رسيده و مانع بروز علائم باليني مي شود و گاهي تعداد انگل در خون به حدي كم است كه در آزمايش ميكروسكپي معمولي نمونه خون نمي توان آنها را ديد ولي اگر خون اين افراد حامل انگل به افراد سالم از نظر بيماري تلقيح گردد، انگلهاي مرحله شيزوگوني خوني موجود در گلبول قرمز شروع به تكثير كرده و در گيرنده خون علائم مالاريا ظاهر مي گردد .
انواع پلاسموديوم هاي انساني در مالارياي ناشي از انتقال خون به ترتيب پلاسموديوم ويواكس، پلاسموديوم مالاريه ، پلاسموديوم فالسيپارم و پلاسموديوم اووال بوده اند كه در سالهاي اخير جاي خود را به پلاسموديوم مالاريه داده است، بنابراين در مالارياي ناشي از انتقال خون پلاسموديوم مالاريه نقش اصلي را دارد. مالارياي تلقيحي موارد زير را شامل مي گردد :
انتقال از طريق انتقال خون
انتقال از طريق پيوند اعضاء
انتقال از طريق مالاريا تراپي
انتقال از طريق هموتراپي
انتقال از طريق مادر به جنين
انتقال از طريق سرنگ آلوده
انتقال بصورت تصادفي ( آلودگي شغلي )
پیشگیری
پيشگيري با واكسن:
ساخت و تهية واكسن موثر مالاريا نشانگر يك روش با ارزش علاوه بر روشهاي موجود در كنترل مالاريا مي باشد. تهية واكسن مالاريا در دست آزمايش و مطالعه مي باشد ولي بدليل اينكه انگل پلاسموديوم داراي سوش هاي مختلف و آنتي ژنهاي خيلي زيادي است، شانس دستيابي به واكسني كه با يكبار مصرف مصونيت طولاني را ايجاد نمايد بسيار ضعيف است.
مرحلة اول استراتژي تهية واكسن مالاريا بر پاية شناسايي آنتي ژنهايي است كه به طور اختصاصي پاسخ ايمني محافظتي پايدار را تحريك كند و در مرحلة دوم مستلزم كد كردن ژنهاي سازندة آنتي ژنها مي باشد.
واكسنهاي مالاريا را ميتوان از مراحل مختلف زندگي انگل مانند مرحلة اسپروزوئيت (Sporozoite Vaccine) ، مرحلة غيرجنسي خوني (Asexual Erythrocytic Vaccine) و مرحلة گامتوسيت Gametocyte Vaccine)) تهيه نمود. از انواع واكسن هاي مالاريا كه ساخته و بصورت آزمايشي مورد استفاده قرار گرفته است مي توان انواع زير را نام برد:
1- واكسن SPF66 + Alum: ساخته شده از مرحلة غيرجنسي انگل يعني مروزوئيت ها و اسپروزوئيت ها است.
2- واكسن PFS25 + Alum: از گامتوسيت ها تهيه شده است و انتقال را بلوكه مي كند. اين واكسن در دفعات تزريق بعدي بعنوانBooster Dose عمل نموده و سلولهاي خاطره اي را تقويت مي كند.
3- واكسن NYVAC- PF7: اين واكسن Multi Stage و Polyvalentبوده و هر دو ايمني سلولي و هومورال را ايجاد مي كند
پيشگيري دارويي :

پيشگيري دارويي در سطح گسترده تاكنون بكار رفته و بسيار نيز با ارزش بوده است. درمان دسته جمعي با كينين در پروژه هاي اوليه كنترل مالاريا در ايتاليا و ديگر كشورها از اهميت خاصي برخوردار بوده است. متاسفانه پيشگيري دارويي در بسياري از مناطق گرمسيري ديگر قابل استفاده نيست زيرا مسئله مقاومت دارويي بسيار فراگير شده است و روزبروز نيز در حال افزايش است. داروهاي پيشگيري شامل داروهايي هستند كه براي متوقف كردن شيزوگوني نسجي و يا خوني بكار ميروند . چند نمونه از اين داروها كه در حال حاضر مورد استفاده قرار مي گيرد در زير آمده است.
P.vivax, P.malariae, P.ovale, P.falciparum حساس به کلروکين:
Chloroquine Phosphate (Aralen) 300 mg base weekly, base on~5 mg base/kg
یک هفته قبل از شروع به مسافرت تا 4 هفته بعد از در معرض تماس قرار گرفتن
مقاوم به کلروکين:
Mefloquine (Lariam) 250 mg (225 mg base) weekly
یک هفته قبل از شروع به مسافرت تا 4 هفته بعد از در معرض تماس قرار گرفتن
-------------------------------------------------------
Doxycycline (Vibramycin) 100 mg /day
یک روز قبل از شروع به مسافرت و ادامه آن با روزانه 1 قرص تا 4 هفته بعد از در معرض تماس قرار گرفتن
-------------------------------------------------------
Proguanil (Paludrine) 200 mg /day in combination with weekly Chloroquine
از شروع مسافرت تا 4 هفته بعد از در معرض تماس قرار گرفتن
-------------------------------------------------------
Primaquine 0.5 mg base/kg/day
درمان

درمان كامل مالاريا نياز به چند روز درمان با چند دارو دارد. جهت درمان ابتدا بايد نوع انگل را تشخيص داد. در مناطق هيپرآندميك و هولوآندميك در صورتيكه آزمايشگاهي براي تشخيص در دسترس نباشد مي توان بيماران را با توجه به علائم باليني و شيوع مالارياي منطقه (با احتمال 50% ابتلا) مستقيماَ درمان نمود.
از آنجاييكه انگل پلاسموديوم داراي 3 فرم آلودگي (مرحلة كبدي هيپنوزوئيت ، مرحلة خوني غير جنسي و گامتوسيت) است، لذا داروهايي كه بكار برده مي شود متنوع بوده و بعضي بر روي يك مرحلة انگل و بعضي بر روي تمام مراحل با تاثيرات كم و زياد اثر مي گذارد. داروهايي كه در درمان مالاريا بكار ميروند مي بايست ضمن موثر بودن برروي انگل ، در دسترس همگان بوده و بيمار قدرت خريد آنرا داشته باشد همچنين خوردن آن براي بيمار و بخصوص بچه ها قابل تحمل باشد و عوارض جانبي زيادي را ايجاد نكند. در هر کشوری درمان مالاریا مطابق با دستورالعمل های آن کشور انجام میشود زيرا مسئله مقاومت دارویی وجود دارد که در هر کشوری متفاوت است.
داروهای ضد مالاریا
داروهاي ضد مالاريا را مي توان بر حسب اثرشان بر روي انگل و يا از نظر تركيبات شيميايي گروه بندي نمود. در زير داروهاي ضد مالاريا از نظر اثر بروي انگل تقسيم بندي شده است.
1- اسپرونتوسيد (Sporontocide) : برروي گامتوسيت ها اثر كرده و وقتي وارد بدن پشه شوند از طي دورة اسپوروگوني جلوگيري ميكنند مثل پريماكين و پريمتامين ( داراپريم ).
2- شيزونتوسيد نسجي اوليه (Schizontocide (Primary Tissue : برروي شيزونت هاي كبدي اثر كرده و معمولاَ جهت پيشگيري استفاده مي شوند مثل پروگوانيل و پريمتامين.
3- شيزونتوسيد نسجي ثانويه (Secondary Tissue Schizontocide) : بر روي هيپنوزوئيت ها در كبد موثر است و از عود بيماري جلوگيري مي كند مثل پريماكين و پاماكين.
4- شيزونتوسيد خوني (Blood Schizontocide) : برروي اشكال خوني اثر كرده و جهت درمان استفاده مي شوند مثل كلروكين، كينين، فنسيدار، مفلوكين، هالوفانترين، آرتميسنين، آمودياكين.
5- گامتوسيتوسيد ((Gametocytocide : بر روي گامتوسيت ها اثر كرده مثل پريماكين كه بر روي گامتوسيت فالسيپارم موثر بوده و كينين و كلروكين كه بر روي گامتوسيت ويواكس و مالاريه و گامتوسيت نارس فالسيپارم موثر است.
مقاومت انگل به داروهای ضد مالاریا

يكي از بزرگترين مشكلات كنترل جهاني مالاريا گستردگي و شدت مقاومت انگل به داروهاي ضد مالاريا است. اين مقاومت باعث گرديده تا تعداد معدودي از اين داروها سبب بروز مشكلاتي در درمان و كنترل بيماري شود. ظهور مقاومت دارويي به معني افزايش خطر عوارض جانبي و يا مخارج بيشتر در استفاده از داروهاي جديد مي باشد.
مقاومت دارويي در مالاريا يعني “ توانايي سويه انگل در زنده ماندن و تكثير در حضور غلظت هايي از دارو كه بطور معمول انگلهاي همان نوع از پلاسموديوم را از بين برده و يا از تكثير آنها جلوگيري مي نمايد” . مقاومت دارويي تحت تاثير دو عامل قدرت سازگاري پلاسموديوم و استفاده از داروهاي ضد مالاريا در پيشگيري و درمان در مناطق بومي بوجود مي آيد .
الگوهاي مقاومت :
سازمان جهاني بهداشت بر اساس دو عامل پاك شدن اولية خون از انگل و ظهور مجدد انگل در خون الگوهاي مقاومت را به شرح زير طبقه بندي نموده است:
*S : سوش پلاسموديوم به داروي مصرف شده حساس است و خون در عرض يك هفته از انگل پاك شده و انگل مجددا ظاهر نمي شود.
*R1 : مقاوم مرحلة 1 ، پس از پاك شدن اولية انگل از خون عليرغم ادامة درمان، انگل ها مجدداً در عرض هفت روز و يا بيشتر، در خون ظاهر مي شوند.
*R2: مقاوم مرحلة 2 ، ابتدا تعداد انگل ها در خون كاهش يافته ولي بعد از 7 روز و يا بيشتر ، در خون ظاهر ميشوند.
*R3 : مقاوم مرحلة 3، دارو اثر بسيار كمي بر تعداد انگل در خون دارد.
*S= Sensitive *R= Resistance
![]()
الگوي مقاومت دارويي در پلاسموديوم فالسيپارم
عود مالاریا(بازگشت انگل)
در
پلاسموديوم فالسيپارم كه فرم هيپنوزوئيت وجود ندارد بندرت ممكن است كه
انگل بيش از یک سال در بدن دوام بياورد. طول عمر متوسط انگل 222 روز و
طولاني ترين دورة عفونت مشاهده شده 503 روز بوده است. در پلاسموديوم ويواكس
مدت دوام انگل معمولا 5- 3 سال و در پلاسموديوم مالاريه مدت دوام انگل
30-10 سال مي باشد.
در پلاسموديوم ويواكس و اووال ، بعضي از اسپروزوئيت ها كه به داخل كبد وارد شده اند بلافاصله رشد نمي كنند و در سلولهاي پارانشيم كبد تبديل به انگلهاي خفته اي بنام هيپنوزوئيت (Hypnozoite or Dormant) مي شوند كه اين مرحله ميتواند ماهها و سالها طول كشيده و با فعال شدن و تكثير مجدد انگل عود مشخص بيماري مالاريا (Relapse) را بوجود آورند. علاوه بر فرم هيپنوزوئيت، در تمام پلاسموديوم ها بعلت درمان ناقص يا پاسخهاي ايمني ميزبان ممكن است تعداد خيلي كمي انگل در خون باقي بماند. در اين موارد معمولا علائم باليني مالاريا وجود ندارد و در آزمايش ميكروسكپي نمونه خون انگل ديده نمي شود ولي بعد از بين رفتن اثر دارو يا مصونيت نسبي ، انگل تكثير پيدا ميكند و ظهور مجدد مالاريا (Recrudescence) را بوجود مي آورند . اين حالت بيشتر در پلاسموديوم فالسيپارم بعلت مقاومتي كه به داروهاي ضد مالاريا وجود دارد ، ديده مي شود.
در پلاسموديوم مالاريا انگل مي تواند 30 سال و يا بيشتر بدون اينكه در آزمايشات ميكروسكپي گسترده هاي خوني ديده شود در سطح پائيني در خون باقي مانده و از طريق انتقال خون ( Induced (Malaria از يك شخص به شخص سالم منتقل گردد.
دکتر امید عابدی-9 فوریه 2013-سئول کره جنوبی
برچسبها: مالاریا, علائم مالاریا, درمان مالاریا, پیشگیری مالاریا

سرطان پروستات نوعی بیماری است که در آن سلولهای بدخیم از بافتهای پروستات نشات می گیرد و به طور نامنظم و فزایندهای تکثیر و منجر به افزایش حجم در هر یک از اجزای سلولی غده پروستات میشود.
سرطان پروستات دومین سرطان شایع بعد از سرطان ریه در میان مردان است. اطلاعات آماری و علائم بالینی میزان مرگ و میر ناشی از سرطان پروستات مبین سه طیف گسترده روند رشد این بیماری است. سرطان پروستات میتواند دارای رشد آهسته بوده و زمانی طولانی تا بروز علائم بالینی آن داشته باشد. در مواردی دیگر تومور به سرعت رشد کرده و تهاجم تومور به بافتهای دیگر امکانپذیر می شود. در چنین مواردی مدت فاصله زمانی بین شروع بیماری و گسترش دامنه آن بسیار کوتاه است. مابین این دو طیف رشد، تومورهایی وجود دارند که سرعت روند رشد آنها در حد متوسطی است.
سرطان پروستات با نشانههای مرتبط با دفع ادرار و یا درد شکم تظاهر میکند. این نشانهها با علائم بیماریهای رایجی مانند عفونت و هیتروفی (بزرگی) خوش خیم پروستات (Benign Prostatic Hyperplasia) مشترک است.
علائم هشدار دهنده سرطان پروستات عبارتند از:
ادرار کردن پی در پی یا سخت
جاری شدن ضعیف ادرار
عدم توانایی در ادرار
بی اختیاری ادراری
جریان منقطع و ضعیف ادرار
وجود خون در ادرار
خروج منی همراه با درد
درد مداوم قسمت پائین کمر
سوزش
ناتوانی جنسی
سببشناسی: سرطان زایی پروستات
علت ابتلا به سرطان پروستات هنوز ناشناخته است( هر چند جدیدا اخباری مبنی بر کشف علت آن به گوش می رسد) اما تحقیقات آماری و بالینی، روند بدخیمی بیماری سرطان پروستات را به این عوامل ارتباط می دهد:
سن ـ سرطان پروستات اغلب در افراد سالمند دیده میشود و افراد زیر ۵۰ سال به ندرت به آن مبتلا می شوند. مردان بالای ۶۰ سال بیشتر در معرض خطر ابتلاء به سرطان پروستات هستند و باید بیشتر متوجه علائم هشدار دهنده این بیماری باشند.
عوامل ژنتیکی - سابقه ارثی سرطان پروستات عامل مهمی در ابتلا به این سرطان است. وجود سابقه سرطان پروستات بین اعضای نزدیک خانواده از جمله پدر و برادر احتمال ابتلا به این سرطان را افزایش می دهد.
عوامل هورمونی ـ هورمونهای استروئیدی (تستوسترون و آندروژنها) برای رشد و حفظ و عمل طبیعی آن در مردان بالغ نقش مهمی را ایفا می کند. افزایش میزان ترشح هورمون تستوسترون در خون اغلب موجب تسریع روند بدخیمی سرطان پروستات می شود.
تغذیه - رژیم غذایی دارای اثرات بالقوه ای در پیشگیری و یا پیشتازی ایجاد سرطان پروستات به شمار می رود. مطالعات و تحقیقات علمی ثابت کرده اند که سبزیجات حاوی مقادیر قابل توجهی ویتامین C و E، به خصوص گوجه فرنگی، عاملی محافظتی در مقابل سرطان پروستات تلقی می شوند در حالی که استفاده از مقادیر زیاد چربی حیوانی عامل مستعد کننده و پیشتاز در ایجاد سرطان پروستات شناخته شده است.
مواد شیمیایی - تماس با مواد شیمیایی سرطانزا در محیط مانند کادمیم، که در تهیه برخی آلیاژها و باتری کاربرد دارد، عامل مستعد کننده و پیشتاز در ایجاد سرطان پروستات است.
بیماری های مقاربتی - وجود بیماریهای مقاربتی احتمال ابتلاء به سرطان پروستات را افزایش میدهد.
الگوهای غربالگر سرطان پروستات
معاینه غده پروستات از طریق معاینه مقعد (Digital rectal examination) از الگوهای غربالگر سرطان پروستات است. در این روش پزشک از داخل مقعد بیمار، غده پروستات را معاینه می کند. وجود سطح خشن و نامنظم بافت از علائم هشدار دهنده سرطان پروستات محسوب می شود.
تومورهای سرطانی آنتی ژنهای مشخصی را تولید می کنند که ممکن است از طریق آزمایش خون کشف شوند. آنتی ژنی که به طور کامل توسط غده پروستات تولید می شود، آنتی ژن اختصاصی پروستات (Prostate Specific Antigen ,PSA) است. تشخیص سریع سرطان پروستات با اندازه گیری آنتی ژن اختصاصی پروستات از آزمایش های غربالگر این بیماری است. در بیمارانی که مبتلا به سرطان پروستات هستند، مقدار این آنتی ژن در سطح بالاتری است.
البته تنها سطح PSA در آزمایش خون فرد نمایانگر ابتلا به سرطان پروستات نیست. در برخی از موارد عفونت و یا ”بزرگی خوش خیم“ حجم غده پروستات می تواند سبب افزایش میزان PSA در خون شود. از این رو، ترکیب معاینه مقعد توأم با آزمایش تعیین سطح PSA از طریق خون روش دقیقتری برای تشخیص سرطان پروستات است و برای اطمینان بیشتر، در مراحل بعدی آزمایشات دیگری مانند تصویرنگاری باز آوای مغناطیسی (MRI)، سونوگرافی (Ultrasound)، توموگرافی کامپیوتری (CT SCAN) و نمونه برداری از غده (Biopsy) نیز انجام میگیرد.
تشخیص به موقع بیماری، دست کم ۵ سال بیشتر به زندگی مبتلایان به سرطان پروستات اضافه میکند. توصیه میشود مردان در سنین بالای ۴۰ سال سالیانه مورد معاینه غده پروستات ازطریق معاینه مقعد قرار گیرند و در سنین بالای ۵۰ سال، هر سال آزمایش آنتیژن مخصوص پروستات را انجام دهند.
درمان سرطان پروستات

با در نظر گرفتن شرایط بیمار ممکن است یک یا ترکیبی از این الگوها تجویز شود:
۱-تحت نظر گرفتن بیماری: در این روش بیمار به طور دقیق تحت نظر پزشک قرار می گیرد، بدون اینکه الگوی درمانی بر روی او اعمال شود. این روش برای بیمارانی تجویز می شود که جراحی برایشان مفید نیست و یا رشد غده سرطانی پروستات آنها بسیار کند و آهسته است و در درازمدت تأثیر سوء بر سلامتی او نخواهد گذاشت.
۲ . -جراحی: برداشتن کامل غده پروستات (پروستکتومی Prostatectomy).
۳-کرایوتراپی (Cryotherapy) : استفاده درمانی از سرمای شدید. در این روش سوند (probe) سونوگرافی به داخل مقعد انداخته می شود تا پزشک تصویر محل مورد نظر را بر روی صفحه ببیند. در این روش پزشک با انداختن سوند درون غده پروستات از طریق شکاف کوچکی بین مقعد و کیسه حاوی بیضه ها نیتروژن مایع را به غده پروستات هدایت می کند. نیتروژن مایع در داخل بافت منجر به انجماد بافت و انهدام سلولهای سرطانی بافت غده پروستات می شود. کرایوتراپی روشی موثر برای درمان مقاطع کوچک ابتلا به سرطان است. احتمال آسیب دیدگی مثانه و التهاب دستگاه تناسلی از عوارض جانبی این روش است.
۴-شیمی درمانی: استفاده از داروهای شیمیایی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می شود. عوارض جانبی شیمی درمانی عبارتند از: ریزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفید خون، ضعف سیستم ایمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان.
۵-رادیوتراپی: از آنجا که تومور ممکن است بافتهای اطراف غده پروستات را در بر گرفته باشد انجام جراحی و برداشتن غده پروستات کافی نیست و هر تظاهری از وجود PSA در آزمایش حاکی از گستردگی تومور است. در چنین وضعیتی الگوهای درمانی وسیع تری مانند رادیوتراپی پی گیری می شود. هدف از رادیوتراپی کنترل رشد سلولهای سرطانی است. تابش اشعه به محل تومور ممکن است به صورت خارجی یا داخلی باشد.
رادیوتراپی خارجی: در این روش بیمار در معرض تشعشع قرار می گیرد. اشعه از چند زاویه مختلف از خارج از بدن به تومور هدایت می شود. این روش کاملا بدون درد است و به مدت ۷ تا ۸ هفته ادامه دارد. ولی بیمار از عوارض جانبی مانند تحریک پذیری مقعد، اسهال و خستگی مفرط ناشی از تابش پرتو گزارش می دهد. اثرات اشعه ممکن است واکنشهای پوستی به صورت التهاب، خارش، سوزش، ترشح یا پوسته پوسته شدن پوست را به دنبال داشته باشد. تهوع، استفراغ، بی اشتهایی و آسیبهای عروقی و تنفسی می تواند از دیگر عوارض جانبی رادیو تراپی باشد. همچنین رادیوتراپی ممکن است باعث سرکوب سیستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفید و ضعف سیستم ایمنی بدن و نهایتا بروز عفونت شود.
رادیو تراپی داخلی یا براکی تراپی (Brachy therapy): براکی تراپی برای رساندن مستقیم مقدار زیادی اشعه به ضایعه بدخیم است. در این روش، در اتاق عمل با استفاده از سرنج های نازک مواد یونیزه در بدن بیمار کاشته می شود.
۶-هورمون درمانی : از آنجا که هورمون تستوسترون به رشد سرطان غده پروستات کمک می کند، هدف از هورمون درمانی کاهش هورمون جنسی در بدن است. این روش با به کارگیری داروهای ضد تستوسترون انجام می گیرد و شامل تجویز هورمون استروژن به عنوان قرص است که تاثیر ضد تستوسترون دارد. عوارض جانبی استفاده از قرصهای حاوی استروژن شامل درد در پستان و رشد پستان است که با قطع مصرف قرص ها از بین می رود.
جلوگیری از مرگ و میر ناشی از سرطان پروستات با تشخیص زودرس امکانپذیر است. اکنون با اطلاعات و روشهای جدید الگوهای درمانی، برای درصد بالایی از بیماران مبتلا به سرطان پروستات، امکان بهبودی کامل فراهم شده است.
دکتر امید عابدی -30 ژانویه 2013
شايع ترين اين سرطان هاي گسترش يابنده به كبد عبارتند از سرطان هاي ركتوم ، كولون ، ريه ، پستان ، پانكراس ، مري و پوست (ملانوم بدخيم ). سرطان كبد در همه سنين ممكن است بروز كند ولي در مردان بالاي ۶۰ سال شايع تر است .

علايم شايع

وجود توده اي دردناك در طرف راست بالاي شكم
درد قسمت فوقاني شكم
تب خفيف ، معمولاً زير ۳/۳۸ درجه سانتيگراد
زردي چشم ها و پوست (گاهي )
تورم شكم در اثر احتباس مايع (گاهي )
خواب آلودگي
علل

نامشخص . اين سرطان در جمعيت هايي كه ميزان بروز هپاتيت ويروسي و ساير بيماري هاي مزمن كبدي در آنها بالاست شايع تر است .
عوامل افزايش دهنده خطر

مصرف استروييدهاي آنابوليك
مصرف بيش از از حد الكل
سابقه عفونت هپاتيت ب
مصرف طولاني مدت قرص هاي ضدبارداري
هموكروماتوز
اختلالات متابوليسمي
سنگ صفراوي ، كيست كلدوك ، كلونوركيازيس (آلودگي با يك كرم كبدي شايع در خاور دور( شرق آسيا)
پيشگيري

غربالگري سرطان و تشخيص زودرس در مورد جمعيت پرخطر (با آزمايشي كه آلفافيتوپروتئين يا afp ناميده مي شود)
اين سرطان در حال حاضر غيرقابل علاج بوده و در مدت كوتاهي منجر به مرگ مي گردد. با اين حال درد بيماران با درمان قابل كنترل است . معمولاً براي درمان اين بيماري اقدام مي شود، اگرچه احتمالاً ناموفق است .
تحقيقات علمي درباره علل و درمان اين سرطان ادامه دارد و اين اميد وجود دارد كه درمان هايي مؤثرتر و نهايتاً علاج بخش در آينده ارايه گردند.
عوارض احتمالي
نارسايي كليه
مرگ در اثر اختلال عملكرد كبد
گسترش سرطان به اعضاي ديگر
درمان اصول كلي

در مراقبت اين بيماران ، مراقبت هاي حمايتي طبي جامع و حمايت هاي رواني هر دو بايد مدنظر قرار داشته باشد.
داروهاي ضدسرطان و اشعه درماني اغلب تجويز مي شود. اين درمان ها ممكن است تا حدودي تسكين بخش باشند ولي علاج بخش نيستند (درمان هاي تسكيني ).
بسته به نوع و گسترش تومور جراحي جهت برداشت تومور ممكن است توصيه گردد.
پيوند كبد براي بعضي بيماران ممكن است در نظر گرفته شود.
داروها
داروهاي ضدسرطان كه ممكن است سرعت پيشرفت بيماري را كاهش دهد.
مسكن ها
آنتي بيوتيك ها در صورت عفونت زمينه اي كبد
فعاليت

با پيشرفت بيماري ممكن است مراقبت هاي آسايشگاهي به صورت سرپايي يا بستري توصيه گردد.
رژيم غذايي

در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان داراي علايم سرطان كبد، به ويژه كاهش وزن توجيه نشده ، تب خفيف يا وجود توده شكمي ، باشيد.
اگر دچار علايم جديد وغيرقابل توجيه شده ايد. داروهاي تجويزي ممكن است با عوارض جانبي همراه باشند
دکتر امید عابدی - 12 ژانویه 2013 - سئول کره جنوبی

پرولاپس دریچه میترال (MVP) بیماری ای است که نزدیک به ۱۵ میلیون
آمریکایی به آن مبتلا هستند. این بیماری شایع ترین علت پس زدن شدید و
غیرایسکمیک میترال در ایالات متحده است. علت آن نامشخص است اما به نظر می
رسد در برخی بیماران ناشی از اختلال ژنتیکی بافت کلاژن باشد. شدت پرولاپس
دریچه میترال طیف وسیعی دارد. برخی بیماران مبتلا به این بیماری بدون علامت
هستند در حالی که برخی دیگر علایمی دارند که کیفیت زندگی آنان را تغییر می
دهد. پیش آگهی این بیماری عالی است اما زیرمجموعه کوچکی از بیماران عوارضی
شدیدی نشان می دهند. داروسازان می توانند با دادن اطمینان خطر در مورد
پیش آگهی خوش خیم در بیماران بدون علامت و نیز با پیشنهاد مشاوره دارویی
مناسب برای بیماران نیازمند درمان دارویی در کنترل بیماران مبتلا به MVP
نقش داشته باشند.
پیش زمینه
فهم ساختار دریچه میترال در کنترل MVP مهم است و می تواند به شروع یک درمان موثر کمک کند. دریچه میترال قلب یک ساختار پیچیده بوده و بین دهلیز چپ و بطن چپ واقع شده است. دریچه میترال دو پرده دارد. در برخی افراد یکی از این پرده ها یا هر دوی آن ها بزرگ هستند و به نحو مناسبی بسته نمی شوند. هنگامی که بطن چپ منقبض می شود، پرده های دریچه به سمت عقب و به درون دهلیز چپ بیرون می زنند (پرولاپس). این ناهنجاری قلبی MVP نامیده می شود. پرولاپس دریچه میترال علت شایع اصلاح و جایگذاری دریچه در بیماران مبتلا به پس زدن میترال جداشده در ایالات متحده است. دانستن این نکته مهم است که MVP شایع ترین شکل بیماری دریچه قلب است.
واژه پرولاپس دریچه میترال نقصی در دریچه میترال قلب را توصیف می
کند. یک عبارت متفاوت به نام سندرم پرولاپس دریچه میترال معمولاً به منظور
نشان دادن وجود MVP و گروهی از ناهنجاری های فیزیکی دیگر مانند نقص عملکرد
اتونومیک، طپش قلب و سوراخ شدن قفسه سینه به کار می رود. این ناهنجاری های
فیزیکی دیگر می توانند منجر به علایم غیر مرتبط مختلفی شوند. تخمین زده می
شود که سندرم MVP بین ۳% تا ۶% بالغین را در ایالات متحده مبتلا می کند.
این سندرم اغلب برای بیماران ناتوان کننده است و پزشکان نیز از کنترل مناسب
آن مستاصل مانده اند.
علایم و نشانه ها
پرولاپس دریچه میترال معمولاً با یک آزمایش فیزیکی معمولی با گوشی پزشکی تشخیص داده می شود. بیشتر بیماران مبتلا به MVP زن هستند. افرادی که به این بیماری مبتلا می شوند در سنین مختلفی هستند اما معمولاً بیماران بین ۱۴ و ۳۰ سال سن دارند. بیماران مبتلا به MVP یک یافته فیزیکی خاص از کلیک میان سیستولیک و یک سوفل قلبی سیستولیک تاخیری دارند. جالب است که به نظر می رسد بسیاری از بیماران مبتلا به MVP بخشی از یک طیف فنوتیپی بافت پیوندی هستند. اغلب این بیماران قد بلند و هیکل باریک، بدریختی خفره قفسه سینه و بیش حرکتی مفصلی هم چنین فشارخون پایین دارند.۵-۴ بیشتر بیماران مبتلا به MVP بدون علامت هستند، مشکل نداشته و در نتیجه نیازی به درمان نخواهند داشت. بیماران علامت دار از علایمی مانند ناراحتی قفسه سینه، اضطراب، خستگی و تنگی نفس شکایت می کنند. مشخص نیست که آیا این علایم واقعاً ناشی از پرولاپس دریچه میترال یا حوادث تصادفی هستند. برای بیماران علامت دار، شایع ترین علت بروز علایم نشت خون به عقب از طریق دریچه است. بیمارانی که پس زدن را تجربه می کنند اغلب علایمی مانند ضربان قلب سریع یا غیر طبیعی، سرگیجه، سبکی سر، خستگی، درد قفسه سینه و کوتاه شدن نفس را دارند.
سندرم پرولاپس دریچه میترال
بسیاری از بیمارانی که MVP دارند علایمی را نیز نشان می دهند که که به نظر می رسد که به این بیماری ارتباطی ندارد. همان طور که پیش تر گفته شد، اغلب بیماری به نام سندرم MVP در این بیماران تشخیص داده می شود. سندرم پرولاپس دریچه میترال معمولاً هنگامی تشخیص داده می شود که بیمار متخصصان زیادی را ملاقات کرده است. بیمار مجموعه ای از علایمی را دارد که اغلب سبب تشخیص نادرست بیماری می شود. به نظر می رسد که در این بیماران یک عدم تعادل در سیستم اتونومیک یا نورواندوکراین وجود دارد. این بیماری اغلب دیس اتونومی نامیده می شود (نقص عملکرد سیستم اعصاب اتونومیک). سیستم اعصاب اتونومیک پیچیده است و عملکردهای ضروری مانند تنفس، طپش قلب، فشارخون، بینایی و هضم غذا را کنترل می کند. هنگامی که سیستم اتونومیک در تعادل نباشد علایم متعددی مانند حملات پانیک، اضطراب، خستگی، طپش قلب، میگرن، افت فشارخون و سندرم روده تحریک پذیر ایجاد می کند. فرض بر این است که سیستم رنین آنژیوتانسین در پاتوژنز سندرم MVP نقش بالقوه ای دارد. محققان در حال انجام آزمایشاتی به منظور یافتن رابطه احتمالی میان پلی مورفیسم A-C ژن AT۱ و سندرم MVP هستند. در یک بررسی رابطه ای میان آن ها یافت شده است.
تشخیص سندرم MVP با آزمایش فیزیکی، گرفتن یک سابقه پزشکی دقیق و در
بیشتر موارد با یک الکتروکاردیوگرام انجام می شود. علایم سندرم MVP معمولاً
قبل از سن ۱۴ سالگی بروز نمی کند.۵-۴ توجه به این نکته مهم است که بیماران
بدون MVP اغلب علایم دیس اتونومیک مشابهی دارند. مشخص نیست که آیا این
بیماری تنها با یک ناهنجاری دریچه ای ارتباط دارد یا یک ارتباط ژنتیکی در
آن دخیل است.
آزمایشات آزمایشگاهی:
الکتروکاردیوگرام

اگرچه در بیماران مبتلا به MVP الکتروکاریوگرام ممکن است اطلاعات نسبتاً ارزشمندی فراهم کند اما بیماران معمولاً ECG طبیعی دارند. اگر ناهنجاری وجود داشته باشد با دپرسیون موج ST-Tn یا معکوس شدن موج T در leads های تحتانی (II,III,IV) نشان داده می شود. گه گاه ECG انقباضات نارس فوق بطنی یا بطنی را نشان خواهد داد. الکتروکاردیوگرام ها ممکن است در اثبات آریتمی ها در بیمارانی که طپش قلب دارند سودمند باشد.
اکوکاردیوگرام

یک اکوکاردیوگرافی دوبعدی و داپلر سودمندترین آزمون غیر تهاجمی برای تشخیص MVP است. این روش در شناسایی وضعیت غیرطبیعی و پرولاپس برگچه های دریچه میترال موثر است. هنگامی که یکی از برگچه های میترال یا هر دوی آن ها حداقل ۲ میلی متر از جابجایی سیستولیک فوقانی به خط اتصال نقاط لولای حلقوی در long-axis view را نشان دهند تشخیص داده می شود.هنگامی که در اکوکاردیوگرافی ضخامت برگچه بیش از ۵ میلی متر باشد تشخیص MVP قطعی تر است.
اکوکاردیوگرام ها در شناسایی اندازه دهلیز چپ، اندازه بطن چپ و عملکرد
آن نیز سودمند است. اکوکاردیوگرام در تعیین میزان زیادی برگچه میترال در
بیماران در خطر بروز عوارض نیز نقش کمکی دارد.
اگرچه اکوکاردیوگرام یک
آزمایش تاییدی برای تشخیص MVP است، ممکن است همیشه غیرطبیعی نباشد. توصیه
می شود که تمام بیماران مبتلا به MVP یک اکوکاردیوگرام اولیه به منظور
ارزیابی اندازه دهلیز و بطن چپ، عملکرد بطن و حرکت و ضخامت برگچه میترال
داشته باشند.در بیماران مبتلا به MVP بدون علامت اکوکاردیوگرام های
متوالی معمولاً ضروری نیست مگر در بیمارانی که نشانه های بالینی بدترشدن
بیماری شان را نشان می دهند. برای بیمارانی که در آزمایشات متعددی که با
گوشی پزشکی انجام می شود کلیک یا سوفل سیستولیک ندارند بدون توجه به این که
بیمار علامت دار است، کاربرد اکوکاردیوگرافی به عنوان یک ابزار غربال گری
برای MVP توصیه نمی شود.
عوارض بیماری :
پس زدن
شایع ترین و مهم ترین عارضه MVP حالتی به نام پس زدن میترال (MR) است. در این وضعیت دریچه میترال دچار نشتی شده و اجازه می دهد که خون فراوانی به سمت عقب و به دهلیز چپ نشت کند.۶ آزمایش فیزیکی در تشخیص MR همیشه قابل اعتماد نیست و در واقع نمی تواند شدت MR را به درستی اندازه گیری کند.۷ پیشرفت تدریجی MR در بیماران مبتلا به MVP ممکن است منجر به افزایش گشادی و نقص عملکرد دهلیز و بطن چپ شود. شدید شدن MR می تواند به آریتمی های قلبی، نارسایی احتقانی قلب و افزایش خطر مرگ ناگهانی بینجامد.۷ بیمارانی که از MR شدید رنج می برند در معرض خطر افزایش بروز اندوکاردیت عفونی نیز هستند که می تواند کشنده باشد.
اگرچه به نظر می رسد که MVP در میان زنان شایع تر است، مردان بالای ۵۰
سال نیز به MVP مبتلا می شوند. این مردان نسبت به زنان سه برابر بیشتر در
معرض خطر MR شدیدی هستند که در نهایت به جراحی نیاز پیدا می کند. بیماران
مبتلا به افزایش فشارخون و شاخص توده بدنی بالا در معرض خطر بالاتر ابتلا
به MR شدید هستند.۳ هنگام در نظرگرفتن این که چه کسی بیشتر در معرض خطر
ابتلا به MR شدید است سن نیز اهمیت پیدا می کند. شیوع MR شدید پیش از دهه
پنجم زندگی کمتر است. اکوکاردیوگرافی به منظور تشخیص MR شدید به کار می
رود. بیمارانی که اکوکاردیوگرام آن ها نشان از برگچه های ضخیم شده، پرولاپس
برگچه خلفی و افزایش اندازه بطن چپ می دهد در معرض خطر بیشتر بروز MR شدید
قرار دارند. در مقایسه بیماران با برگچه های باریک خطر کمتر ابتلا به MR
شدید را دارند.
بیماران مبتلا به MR ممکن است سال ها بدون علامت باشند.
متوسط فاصله از زمان تشخیص تا شروع علایم ۱۶ سال است. در دسترس ترین
اطلاعات بر بیماران مبتلا به پس زدن دریچه میترال تمرکز دارند. در مورد
میزان پیشرفت بیماری از پس زدن خفیف تا متوسط اطلاعات کمی در دسترس قرار
دارد. پیشرفت بیماری ممکن است کند و ناواضح یا ناگهانی باشد. پیشرفت
ناگهانی نشان دهنده پارگی کوردال بوده که به کوبیده شدن برگچه می انجامد.
بیماران مبتلا به MR شدید علامت دار پیامدهای بالینی ضعیفی دارند. میزان
زنده ماندن در عرض ۸ سال در غیاب مداخله جراحی ۳۳% است. بیشتر مرگ ها ناشی
از نارسایی قلبی هستند اما مرگ ناگهانی نیز شیوع قابل توجهی دارد.
اندوکاردیت
اندوکاردیت التهاب اندوکارد یا لایه آستر قلب است و معمول ترین ساختمان
های قلبی که درگیر می شوند دریچه ها هستند. اندوکاردیت بسته به منبع
ایجادکننده مشکل عفونی یا غیرعفونی است. بیماران متبلا به اندوکاردیت عفونی
معمولاً با استافیلوکوک یا استرپتوکوک عفونی می شوند. افراد مشکوک به
اندوکاردیت اغلب به منظور تشخیص و تعیین نتایج همودینامیک و پاتولوژیک نوع
اندوکاردیت نیاز به اکوکاردیوگرافی دارند. بیمارانی که به اندوکاردیت مبتلا
می شوند معمولا ًعوارض قلبی مهمی را نشان می دهند. یکی از عوارض آسیب
دریچه های قلبی مانند دریچه میترال است. سلامت عملکرد و ساختار این دریچه
ها ممکن است به وسیله ارگانیسم مهاجم عفونی کاملاً تخریب شود. بیماران
مبتلا به اندوکاردیت به درمان ضد میکروبی نیاز دارند و در برخی موارد کنترل
از طریق جراحی را ایجاب می کند.
بیماران مبتلا به MVP که پس زدن
را تجربه می کنند در معرض سه تا هشت برابر خطر بیشتر بروز اندوکاردیت عفونی
قرار دارند. عوامل پیش بینی کننده افزایش خطر بروز اندوکاردیت عفونی شامل
جنسیت مذکر با سن بالای ۴۵ سال، وجود سوفل سیستولیک و ضخیم شدن و بزرگی
اندازه برگچه است. از آن جایی که اندوکاردیت با شیوع فراوان ناتوانی و مرگ
و میر همراه است، به بیماران مبتلا به پس زدن MVP توصیه می شود که پیش از
انجام اعمال دندان پزشکی و برخی انواع جراحی آنتی بیوتیک مصرف کنند. با
آنتی بیوتیک درمانی پیشگیرانه، احتمال ابتلای بیماران به اندوکاردیت عفونی
کمتر است. در بیمار مبتلا به MVP و بدون پس زدن، شیوع اندوکاردیت عفونی
مشابه جمعیت عامه مردم است و بنابراین پیشگیری با آنتی بیوتیک لازم نیست.
درمان و پیگیری
بیماران بدون علامت
بیشتر بیماران مبتلا به MVP بدون علامت بوده و در معرض خطر بالای بروز عوارض جدی قرار ندارند. پزشکان باید نسبت به پیش آگهی خوش خیم این بیماری بیماران را کنترل کنند. بیماران باید تشویق شوند که یک شیوه زندگی سالم را انتخاب کرده و به طور منظم ورزش کنند.
بیماران بدون علامت با پس زدن خفیف یا عاری از آن را می توان هر ۳ تا ۵ سال از نظر بالینی ارزیابی کرد. اکوکاردیوگرام های متوالی لازم نیست مگر علایم قلبی عروقی بروز کند یا پزشک مشکوک به پیشرفت MR شود.
بیماران علامت دار
بیماران MVP که طپش قلب مرتبط با تاکی کاردی، افزایش علایم آدرنرژیک، درد قفسه سینه، اضطراب یا خستگی دارند اغلب به درمان با دوز پایین عوامل مسدودکننده بتا خوب پاسخ می دهند. علایم مرتبط با تغییرات ارتواستاتیک مانند افت فشارخون وضعیتی با افازیش مصرف مایعات و نمک درمان می شود. اگر بیماران علایم ارتواستاتیک شدیدی را تجربه کردند، درمان با مینرالوکورتیکوئیدها ممکن است لازم شود.
بر اساس دستورالعمل کالج کاردیولوژی آمریکا/انجمن قلب آمریکا، بیماران علامت دار مبتلا به MVP با سابقه حملات ایسکمی گذرا می توانند از فواید آسپرین درمانی (۸۰ تا ۳۲۵ میلی گرم در روز) بهره مند شوند. به بیماران علامت دار مبتلا به MVP با سابقه سکته و حملات ایسکمی گذرای راجعه در حالی که آسپرین درمانی دریافت می کنند توصیه می شود درمان طولانی مدت ضد لخته مانند وارفارین را نیز دریافت کنند.
بیماران مبتلا به سندرم MVP اغلب تشویق می شوند که به منظور تصحیح نقص عملکرد اتونومیک خود معیارهایی را در نظر بگیرند. برخی معیارها مانند رژیم غذایی مناسب، محدودیت مصرف کافئین و افزایش فعالیت های ورزشی هستند. نشان داده شده است که بیماران به شدت علامت دار مبتلا به MVP سطوح منیزیم سرمی پایینی دارند. این بیماران اغلب فعالیت هایپرآدرنرژیک نیز دارند. بررسی ها ثابت کرده است که در صورت وجود این حالت، مکمل منیزیم ممکن است علایم را بهبود بخشد. مکمل منیزیم ممکن است ترشح کاتکول آمین را نیز کاهش دهد و و از خستگی تام، درد قفسه سینه، تنگی نفس، طپش قلب و اضطراب بکاهد. بیماران علامت دار ممکن است با مصرف ۲۰۰ تا حدود ۸۰۰ میلی گرم منیزیم در روز شاهد بهبودی علایم باشند. یک عارضه جانبی شایع منیزیم، اسهال است. اگر بیماری به اسهال مبتلا شود، باید میزان مصرف روزانه منیزیم را کاهش دهد. معمولاً منیزیم یک ماده معدنی بی خطر است اما افراد مبتلا به مشکلات قلبی یا کلیوی باید نسبت به مصرف بیش از از حد آن محتاط باشند.
انتخاب های جراحی
بیماران علامت دار مبتلا به MR شدید باید نسبت به تعمیر دریچه میترال
ارزیابی شوند که گاهی اوقات نیز تعویض دریچه ضروری است. جراحی دریچه برای
بیماران مبتلا به MR شدید همراه با فیبریلاسیون دهلیزی یا هایپرتانسیون
ریوی توصیه می شود. انواع مختلف گزینه های جراحی برای بیماران وجود دارد.
تعمیر و تعویض دریچه میترال دو گزینه هستند. در متون علمی یک اتفاق نظر
وجود دارد که تعمیر دریچه میترال نسبت به تعویض آن ارجحیت دارد.
تعمیر
دریچه میترال یک فرایند جراحی است که دریچه میترال بیمار را حفظ می کند.
جراح تلاش می کند تا دریچه میترال اصلی را اصلاح کند. این جراحی
والوولوپلاستی نامیده می شود که برگشت جریان خون به عقب را از بین می برد.
جراحان گاهی اوقات با تنگ کردن یا تعویض حلقه پیرامون دریچه نیز دریچه را
تعمیر می کنند. این عمل آنولوپلاستی نامیده می شود. تعمیر دریچه میترال
نسبت به تعویض آن فواید بسیاری دارد. میزان مرگ و میر ناشی از جراحی در
بیمارانی که متحمل عمل جراحی تعمیر دریچه میترال می شوند کمتر است، میزان
زنده ماندن آن ها در طولانی مدت بیشتر و خطر حوادث ترومبوآمبولیک در آن ها
کمتر است.
تعویض دریچه میترال هنگامی که تعمیر دریچه ممکن نیست انجام می شود. در این فرآیند جراح دریچه میترال آسیب دیده را برداشته و آن را با یک دریچه مصنوعی جایگزین می کند. دو نوع دریچه مصنوعی به کار می رود که دریچه های مکانیکی و بافتی نامیده می شوند. دریچه های مکانیکی از فلز ساخته می شوند. بیمارانی که این روش را انتخاب می کنند برای بقاء زندگی شان به یک داروی ضد انعقاد نیاز خواهند داشت. دریچه های بافتی از بافت بیولوژیک مانند دریچه های قلبی خوک ساخته شده اند و بیماران نیازی به مصرف داروی ضد انعقاد ندارند. معمولاً دریچه های مکانیکی نسبت به دریچه های بافتی طول عمر طولانی تری دارند.
نتیجه گیری
پرولاپس دریچه میترال اختلالی قابل پیشگیری نیست. بیماران مبتلا به MVP می توانند زندگی طبیعی، پربار و بدون علامتی را داشته باشند. پیش آگهی برای فرد مبتلا به MVP غیرپیچیده (بدون پس زدن) عالی است. شدت بیماری در بیمارانی که MVP دارند اغلب متفاوت است. برخی بیماران بدون علامت هستند در حالی که برخی دیگر علایم شدیدتری را تجربه می کنند که گاهی اوقات ممکن است کیفیت زندگی آن ها را تغییر دهد. یک بخش مهم در کنترل بیماران مبتلا به MVP قوت قلب دادن به بیمار است زیرا بیشتر بیماران بدون علامت هستند و در معرض خطر بالای بروز عوارض قرار ندارند. پزشکان باید نسبت به پیش آگهی خوش خیم به بیماران دارای علایم خفیف یا بدون علامت اطمینان خاطر دهند. تمام بیماران مبتلا به MVP تشویق می شوند که یک شیوه زندگی طبیعی شامل برنامه ورزشی منظم داشته باشند. بیمارانی که شواهدی از عوارض بیماری مانند پس زدن را دارند در معرض خطر بالای مرگ و میر و ناتوانی هستند.
دکتر امید عابدی - 17 نوامبر 2012- سئول کره جنوبی
بیماری
آرتروز یكی از شایعترین مشكلات مفاصل در بین خانمهای و آقایان
است كه البته در اکثر مواقع در سنین بالا بروز میكند...
آرتروز چیست و چه بخشهایی از بدن را درگیر میكند؟
آرتروز یا استئوآرتریت شایعترین بیماری از دسته التهاب مفاصل است.در این بیماری غضروف مفصل صدمه دیده و كمكم از بین میرود.آرتروز ممكن است هر مفصلی را درگیر كند اما مفاصل بزرگ كه وزن بدن را تحمل میكنند مثل مفاصل زانو و ران و ستون فقرات بیشتر در معرض ابتلا هستند.

آرتروز علایم زیادی دارد ولی 3 علامت آن شایعتر و مشخصتر هستند؛اولی خشكی پس از استراحت است،به این معنی كه گاهی اوقات وقتی مفصل بهمدت طولانی بیحركت مانده باشد و بخواهد فعالیت كند درد خواهد داشت.شاید دیده باشید كه بیماران مبتلا به آرتروز زانو صبحها كه از خواب بیدار میشوند به سختی راه میروند اما بعد از مدتی كمكم راه رفتنشان به حالت عادی بازمیگردد.خشكی مفاصل بعد از یك دوره طولانی عدم فعالیت بسیار شایع است ولی به ندرت بیشتر از نیم ساعت طول میكشد.دومین علامت كاهش انطاف پذیری است؛بههمین دلیل بیماران مبتلا به آرتروز نمیتوانند به راحتی مفاصل خود را خم و راست كنند و برای علامت بعدی هم میتوان به درد در مفصل اشاره كرد.توصیه میشود كسانی كه بیشتر از دو هفته چنین علایمی را در مفاصل خود دارند حتما به پزشك مراجعه كنند.

علت ایجاد این بیماری هنوز به طور واضح شناخته نشده است ولی چند عامل وجود دارد كه میتواند زمینه ساز ابتلا به آرتروز باشد،یكی سن بالا است كه این بیماری معمولا در افراد بالای 40 سال دیده میشود.مورد دوم جنس،چون آرتروز در خانمها بیشتر از آقایان بروز میكند ولی دلیل آن هنوز به درستی مشخص نشده است،مورد بعدی ناهنجاری های مادر زادی استخوانی و یا صدمه به مفصل است.آرتروز در ورزشكاران حرفهای كه مدام در معرض ضربه خوردن هستند بسیار شایع است مثلا در فوتبالیستها.صدمات غیر ورزشی مثل تصادفات رانندگی هم زمینه را برای آرتروز مهیا میكند.



در موارد بسیار شدید آرتروز جراحی تعویض مفصل توصیه میشود اما قبل از جراحی معمولا روشهای مختلفی پیشنهاد میشود كه تا حد امكان كار به جراحی ختم نشود كه یكی از آنها استراحت دادن به مفصل دردناك است.بیمار باید در هر ساعت دست كم ده دقیقه به مفصل خود استراحت بدهد و سعی كند تاحد امكان فعالیتهای بدنی خود را طوری تنظیم كند كه مفصل مبتلا كمتر فعال باشد.روش دیگر ورزش كردن است كه باید حتما با نظارت و اجازه پزشك انجام شود تا مشكل مفصل را تشدید نكند یا باعث بروز درد جدیدی نشود.ورزشهای سبك و مفرح مثل پیادهروی و شنا بیشتر توصیه میشوند.با ورزش كردن،عضلات اطراف مفاصل تقویت شده و ثبات مفصل افزایش پیدا میكند.البته ورزش كردن نباید باعث بروز درد در مفصل شود و اگر چنین اتفاقی رخ داد فورا ورزش را متوقف كنید.در افرادی كه اضافه وزن دارند كم كردن وزن باید حتما مدنظر قرار گیرد.البته رژیم گرفتن و ورزش كردن برای كاهش وزن باید تحت نظر پزشك انجام شود.برای كاهش درد ناشی از آرتروز هم میتوان از كیسه یخ استفاده كرد.در اغلب موارد پزشك برای بیمار داروهای ضددرد و ضدالتهاب تجویز میكند كه در كاهش درد مفصل مؤثر است


این روشها از پاكسازی فضای مفصلی تا تعویض كامل مفصل متفاوت هستند و جراح بر حسب شدت بیماری از یكی از این روشها استفاده میكند.بیماران توجه داشته باشند كه جراحی زمانی توصیه میشود كه درمانهای دیگری كه به تعدادی از آنها اشاره شد مؤثر واقع نشده باشند و بیمار قادر به انجام فعالیتهای عادی روزمره خود نباشد.
مهمترین نكته برای بیماران مبتلا به آرتروز به كارگیری روشهایی است كه باعث كاهش درد و ناراحتیشان شود.مثل تمام بیماری های دیگر داشتن یك رژیم غذایی مناسب و سالم مفید خواهد بود.بیمار باید به حد كافی مواد مورد نیاز بدن خود را از طریق غذا تامین كند چون اگر تغذیه نامناسب باشد بدن هم ضعیف میشود و به تبع آن مقابله با بیماری دشوارتر میشود.
اگر پزشك برای شما داروی ضد درد تجویز كرده حتما سر وقت آن را بخورید چون اگر درد شروع شود و بعد شما تازه مسكن مصرف كنید درد دیرتر و سختتر كنترل میشود اما مصرف مرتب و طبق دستور پزشك باعث میشود شدت حملات درد كاهش یابد.سعی كنید از مفصل بیمار خود كمتر كار بكشید.مثلا اگر مفاصل انگشتان یك خانم مشكل دارد بهتر است از كیفی استفاده كند كه روی شانه میافتد نه كیفی كه باید با انگشتان دائما در دست گرفته شود.اگر دست شما مشكل دارد سعی كنید برای برداشتن اجسام از دست سالم خود بیشتر استفاده كنید تا فشار كمتری روی مفصل دردناك وارد شود.بیمارانی كه در مفصل زانو یا ران دچار مشكل هستند بهتر است در صورت صلاح دید پزشك از عصا موقع راه رفتن استفاده كنند.
سعی كنید بدنتان در هنگام راه رفتن یا نشستن،در وضعیت صحیحی قرار داشته باشد.آب درمانی،هم بهعنوان ورزش و هم بهعنوان عاملی جهت تصحیح وضعیت ایستادن و راه رفتن میتواند به شما كمك كند.
![]() |
| حصبه عبارت است از عفونت باكتريايي دستگاه گوارش. ميتواند تمامي سنين را مبتلا كند ولي شيرخواران و افراد بالاي 60 سال معمولاً دچار موارد شديدتري ميگردند. |
| علايم شايع |
| اسهال. در موارد خفيف تنها ممكن است 3-2 بار اجابت
مزاج شل در روز وجود داشته باشد. در موارد شديد ممكن است هر 15-10
دقيقه اسهال آبكي رخ دهد. استفراغ تب سردرد دردهاي عضلاني بثور پوستي قرمز رنگ روي شكم كرامپهاي شكمي (گاهي) خون در مدفوع (گاهي) يك حمله نسبتاً خفيف ممكن است با اسهال استفراغ ساده اشتباه شود. |
| علت بیماری |
| عفونت با سالمونلاتيفي كه يك باكتري است(شکل میکروسکوپی آن در بالا آمده است) كه در حيوانات مبتلا به عفونت يافت ميشود و با گوشت يا شير آلوده به انسانها منتقل ميگردد. پختن كامل ميكروبها را ميكشد. عفونت ميتواند به وسيله افراد بيمار يا حاملين غير بيماري كه پس از اجابت مزاج بدون شستن دقيق دستها به غذا دست ميزنند، نيز منتقل گردد. |
| عوامل افزايشدهنده خطر |
| بيماري كه مقاومت را كاهش داده باشد. ( سیستم ایمنی تضعیف شده باشد) شرايط سكونت شلوغ يا غير بهداشتي مسافرت به كشورهاي استوايي |
| پيشگيري |
| براي مسافرت به كشورهايي كه حصبه وجود دارد،
واكسيناسيون براي تيفوئيد (تزريقي يا نوع خوراكي) در در نظر
بگيريد. در طول مسافرت در مناطق استوايي، از آب، شير، سالاد و سبزيجات خام، ميوههاي پوست نكنده و محصولات لبني پرهيز كنيد. از مرغ و خروس و محصولات آنها كه به مدت طولاني خارج از يخچال مانده باشند، بپرهيزيد. بعد از اجابت مزاج و پيش از دست زدن به غذا دستهاي خود را بشوييد. |
| روند درمان و عواقب |
| با درمان معمولاً ظرف 3-2 هفته قابل علاج است. بدون درمان ميتواند كشنده باشد. |
| عوارض احتمالي |
| كمآبي بدن سوراخ شدن رودهها خونريزي يا آبسه گوارشي پنوموني عفونت استخوان نارسايي احتقاني قلب هپاتيت |
درمان![]() |
| اصول كلي |
| تشخيص با بررسي آزمايشگاهي خون صورت ميگيرد.
بستري در بيمارستان براي موارد شديد، سايرين ميتوانند در منزل معالجه شوند. افراد بيمار را جدا كنيد و از آنها بخواهيد از كمدهاي كنار تخت يا حمام استفاده كنند. از يك پوشش گرمكننده يا بطري آبگرم براي تسكين كرامپهاي شكمي استفاده كنيد. دستها را به دقت و بيشتر مواقع بشوييد. بيماران را مرتباً در بستر بچرخانيد. از پارچههاي ولرم براي كشاله ران و زير بغل براي كاهش تب استفاده كنيد، آسپرين يا استامينوفن نخوريد؛ هر دوي آنها لوله گوارش را تحريك ميكنند. از مسهل استفاده نكنيد. |
| داروها |
| آنتي بيوتيكها تجويز خواهند شد. براي موارد شديد گلوكوكورتيكوييدها علاوه بر آنتيبيوتيكها تجويز خواهند شد. |
| فعاليت |
| حداقل 3 روز پس از محو علايم استراحت در بستر ضروري است. براي پيشگيري از تشكيل لختههاي خوني وريد عمقي، پاها را بايد غالباً در بستر خم كرد. |
| رژيم غذايي |
| در طول مرحله اسهال يك رژيم غذايي كاملاً مايع لازم است. سپس يك رژيم غذايي پركالري و كاملاً متعادل لازم است. مكملهاي ويتاميني و معدني ممكن است كمككننده باشند. |
| در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد |
| اگر شما يا يكي از اعضاي خانوادهتان علايم حصبه را
داشته باشيد. ـ تب ـ گلودرد ـ سرفه شديد يا سرفه خوني ـ تنگي نفس
ـ درد يا تورم شديد شكم ـ خونريزي از مقعد ـ درد در ساق يا ران ـ
سردرد، گوشدرد يا تورم مفاصل
دکتر امید عابدی - 9 آگوست 2012-سئول کره جنوبی |

بیماری تب مالت یا بروسلوز که در حیوانات به نام سقط جنین واگیر مرسوم است،یکی از بیماریهای عفونی قابل انتقالبین انسان و حیوان میباشد و با نامهایدیگری نظیر: تب مواج، تب دیوانه وتب مدیترانهای نیز نامیده میشود. این بیماری در تمام فصول سالوجود دارد، اما در بهار و پاییز یعنیزمان زایش و شیردهی دامها بیشتردیده میشود.
بروسلوز به عنوان یکی از مهمترین بیماریهای مشترک انسان و دام محسوب می گردد. عوامل شناخته شده بیماری ، طیف وسیعی از پستانداران اهلی و وحشی را مبتلامیازند.
این بیماری به علت ایجاد سقط جنین در دام ، کاهش تولید شیر، عقیمی و نازایی و از دست رفتن ارزشهای اقتصادی دامهای مبتلا و همچنین به علت ابتلای انسان به بیماری تب مالت ،
این بیماری همواره از دو بعد اقتصادی و بهداشتی مورد توجه قرار می گیرد.
دامهای مبتلا به بروسلوز ، معمولاَ در اولین دوره آبستنی سقط جنین نموده و
در هنگام سقط جنین نموده و در هنگام سقط و تا مدتی پس از آن ، با دفع
ترشحات به شدت آلوده رحمی ، باعث آلودگی محیط ، مزارع و مراتع گردیده که
خود زمینه آلودگی را برای سایر حیوانات گله و نیز انسان فراهم می سازد.
دفع دوره ای باکتری عامل بیماری از طریق شیر حیوانات مبتلا و نیز دفع
باکتری از طریق ترشحات رحمی در دامهای فاقد علائم بالینی و سقط جنین نیز
مخاطرات فراوانی را برای سایر دامها و همچنین انسان در بر دارد. با وجود
اینکه از شناخت بیماری تا کنون بیش از یک قرن سپری گشته ، بروسلوز هنوز هم
در بسیاری از کشورهای جهان ، بویژه کشورهای مدیترانه ای و خاورمیانه ،
همچنان به عنوان به عنوان یکی از مهمترین بیماریهای مشترک انسان و دام و از
مهمترین معضلات بهداشتی جوامع مطرح می باشد وتنها تعداد محدودی از کشورهای
جهان این بیماری را ریشه کن نموده یا در آستانه ریشه کنی قرار دارند
مبارزه با این بیماری وکنترل و ریشه کنی آن به دلیل کثرت گونه ای عوامل بیماریزا و کثرت گونه ای حیوانات میزبان ، دوام نسبتاَ قابل توجه باکتری عامل بیماری در محیط ، عدم کفایت برنامه های واکسیناسیون برای ریشه کنی بیماری و لزوم شناسایی و حذف دامهای عامل انتشار بیماری در مقاطع خاص از اجرای برنامه های مبارزه و لزوم هزینه شدن سرمایه های سنگین اقتصادی، همواره در بسیاری از کشورهای جهان ، با دشواریها و مشکلات عدیده مواجه بوده است.
عامل بیماری:

نوعی باکتری بهنام «بروسلا» میباشد. این میکروبدارای چند نوع است. نوعی از باکتریکه عمدتا در گوسفند و بز دیده میشود،مهمترین عامل بیماری در انسان است.
میزبان و شرایط زیستمحیطی:
تب مالت بیشتر بیماری مردان بالغبه خصوص کشاورزان،
دامدارانچوپانان، قصابان، سلاخان، دامپزشکانمیباشد. کارمندان
آزمایشگاهها نیز درمعرض خطر ویژه قرار دارند اما درکشور ما چون زنان و
کودکان نیزدوشادوش مردان به امور دامداریمشغولند در معرض خطر قرار
دارند،به همین دلیل ۵۵ درصد مبتلایان رامردان و بقیه را زنان و
کودکان تشکیلمیدهند. در شرایطی که مراکز پرورشدام استانداردهای
بهداشتی را نداشتهباشد تب مالت شایعتر است.
تراکم درمراتع بارندگی، نبود نور خورشید واقدامهای غیربهداشتی در فرآیند فراهمکردن شیر و گوشت همگی زمینهانتشار بروسلوز را مساعد میکنند.محیط اطراف گاوی که میتواند از خودمیکروب دفع کند به شدت آلوده کنندهاست.
عامل بیماری در شرایط محیطیمناسب از نظر رطوبت، در ادرار ومدفوع
حیوانات هفتهها و گاه ماههازنده میماند. این باسیل در پنیر تازه
وغیر پاستوریزه حاصل از شیرخام تاهشت هفته زنده میماند و با
منجمدکردن از بین نمیرود. این ارگانیسم تاچهل روز در خاک خشک
آلوده بهادرار، مدفوع و ترشحات واژن ومحصولات زایمان حیوان مبتلا،
زندهمیماند و در خاک مرطوب خیلیبیشتر مقاومت دارد.
بروسلا در ادرار ۶ روز در گرد وخاک ۶ هفته و در آب و خاک تا
۱۰هفته و در کره تا ۴ ماه باقی میماند ودر مدفوع حیوانات در هوای
آزاد ۱۰۰روز و در دمای ۸ درجه سانتی گرادبیش از یکسال باقی میماند،
اینباکتری در ماست به علت وجوداسیدلاکتیک قادر به زندگی نیست ودر
دمای ۶۰ درجه به مدت ۱۰ دقیقهنابود میشود.
راههای سرایت بیماری به انسان:۱ – به صورت تماس مستقیم
بابافتهای حیوان آلوده نظیر خون،ترشحات رحمی و ترشحات جنینسقط
شده.
۲ – به صورت غیرمستقیم از راه
– مصرف شیرخام و فرآوردههایلبنی آلوده خصوصا پنیر تازه، خامه،سرشیر و کره
– انتقال تنفسی از طریقافشانههای موجود در هوای آغل واصطبل آلوده یا آزمایشگاه
– فرو رفتن سر سوزن سرنگحاوی واکسنهای حیوانی به دستانسان
علایم بیماری: دوره نهفتگیبیماری (از زمان تماس با منبع
عفونتتا بروز علایم) اغلب بین ۱ تا ۳ هفتهاست، ولی گاهی تا ۶ ماه
میباشد. براساس شدت بیماری، علایم به سهشکل حاد، تحت حاد و مزمن
بروزمیکند.
شکل حاد: بیمار دچار لرزناگهانی، درد عمومی بدن به خصوصدرد پشت و
تعریق شدید میشود;اشتهای خود را از دست میدهد و دچارضعف و سستی
میگردد، ضمنا ازشروع علایم بیش از ۳ ماه نمیگذرد.
شکل تحت حاد: آغاز آنبیسروصدا میباشد. شکایت اصلیبیمار از ضعف و خستگی است. از آغازبیماری نیز ۳ تا ۱۲ ماه میگذرد.
شکل مزمن: اگر از زمانتشخیص بیماری بیش از یک سالبگذرد و فرد هنوز مبتلا باشد مزمنگفته میشود.
افرادی که دچار تب، بیاشتهایی،درد عضلانی و تعریق شبانه بوده
وسابقه تماس با دامهای آلوده یامشکوک به تب مالت را
عنوانمینمایند یا از فرآوردههای لبنی آلودهاستفاده نمودهاند، لازم
است برای انجامآزمایش به پزشک مرکز بهداشتی -درمانی ارجاع گردند.
درمان: رژیمهای درمانیمتفاوتی برای درمان بیماران مبتلا بهتب
مالت توصیه میشود، لیکن هیچگاهاز یک دارو به تنهایی در درمان
بیمارنباید استفاده کرد (مگر در زمانحاملگی و با توصیه پزشک).
طولدوره درمان حداقل ۸ هفته (دو ماه)میباشد.
راههای پیشگیری از بیماریتب مالت در انسان:
۱ – خودداری از مصرف مواد لبنیمشکوک مانند شیرخام، پنیر تازه،خامه و سرشیر غیرپاستوریزه
۲ – استفاده از شیر و فرآوردههایلبنی به صورت پاستوریزه، در
صورتدر دسترس نبودن شیر پاستوریزه باجوشاندن شیر به مدت حداقل ده
دقیقهبعد از جوش آمدن، به از بین رفتن کلیهعوامل میکروبی مطمئن
شوید.
۳ – استفاده از ماسک تنفسی درهنگام کار با فضولات حیوانی یا ورودبه اصطبل
۴ – دور نگه داشتن حیوانات ازمحل زندگی انسان
۵ – استفاده از دستکش، کلاه،ماسک، عینک و روپوش مناسب دردامپزشکان، دامداران و پرسنلکشتارگاهها.
۶ – آموزش طرز تهیه پنیر تازه بهکلیه خانوارهای روستایی; به
این طریقکه ابتدا شیر را به مدت ۱۰ دقیقهجوشانیده و در همان حالت
به ازای هر۳ لیتر شیر یک لیوان آب ماست و یا بهیک لیتر شیر ۲۵۰
گرم ماست ترشاضافه کرده پس از دلمه شدن و جداشدن پنیر از آب
مقدار لازم نمک به آناضافه کرده با پارچه صافی آبگیری وپس از
سفت شدن مصرف نمایید. اگرپنیر به صورت غیر پاستوریزه و بدونجوشاندن
شیر تهیه شود حداقلبایستی دو ماه در آب نمک نگهداری وسپس مصرف
شود.
۷ – گزارش کتبی بیماری به مرکزبهداشت شهرستان و استان.
تب مالت در حیوانات

در گاو، گوسفند، بز، سگ، شتر وخوک نیز بیماری مشاهده شده است.
تذکر: تب مالت در دامها از طریقجفتگیری دامها، مصرف شیر از
دامآلوده، انتقال تنفسی در هوای آغل واصطبل، تماس با ترشحات رحمی
دامآلوده یا جفت و جنین سقط شده آلودهمنتقل میشود.
راههای پیشگیری در دامها:
۱ – واکسیناسیون گوسالههای مادهدر سن ۳ تا ۶ ماهگی با واکسن مربوط
۲ – واکسیناسیون بره و بز غاله از ۳ماهگی تا یک ماه قبل از جفتگیری باواکسن مربوط.
۳ – جدانمودن دامهای سقط شدهاز بقیه گله و جلوگیری از تماسمستقیم با ترشحات رحمی، جنینی وجفت دامهای سقط شده
۴ – خونگیری و انجام آزمایشهایلازم بر روی دامهای مشکوک وهدایت دامهای آلوده به کشتارگاه
۵ – اقدامات بهداشتی شامل تهیه وتدارکات محیط زیست تمیز برایگلههای گاو و گوسفند و دفع صحیحادرار و مدفوع آنها.
عوارض بروسلوز

شیوع عوارض بروسلوز بین ۱ – ۳۰ درصد است و بین بیمارانمبتلا به
بروسلا ملی تنسیس چون بیماریزایی بیشتری داردعوارض بیشتری نیز
ایجاد میکند; بطور کلی با به تأخیرانداختن درمان بیش از ۶۰ روز
عوارض بیماری در هر ارگانیدیده میشود. گسترش باکتری به خون در
ایجاد عوارضدخالت دارد، ولی بعضی عوارض بیماری مربوط به واکنش
بدننسبت به آنتی ژن میکروب بروسلا میباشد.
استخوانها و مفاصل
اختلالات مفصلی شایعترین عارضه بروسلوز است و در ۲۰درصد تا ۶۰
درصد بیماران اتفاق میافتند. التهاب مفصل دراکثر بیمارانی که از درد
کمر شاکی هستند دیده میشود. التهابچرکی مفصل و التهاب واکنش ایجاد
شده ممکن است بهمفاصل بزرگ و کوچک گسترش پیدا کند، ولی در
مفاصلبزرگ (مثل مفصل لگن، زانو، آرنج) شایعتر است.
عفونت استخوان در بروسلوز نادر است و معمولا در مهرههایکمری
دیده میشود، مداخله جراحی به جز در مورد تخلیهآبسههای اطراف
مهرههای کمری به ندرت مورد نیاز است.
کبد و کیسه صفرا
کبد احتمالا همیشه در بروسلوز درگیر میشود، اما اغلب بدوننشانه
است. بزرگی کبد در ۲۰ – ۳۰ درصد بیماران اتفاقمیافتد. تستهای
عملکردی کبد در آزمایشهای متوالیتغییراتی را نشان خواهد داد، ولی
زردی واضح نادر است.عامل بروسلوز در نمونهبرداری کبد بیمارانی که
تستعملکردی طبیعی نیز دارند، دیده شده است.
هپاتیت بروسلوزی کاملا با درمان بهبود پیدا میکند و سی روزبعد از هپاتیت بروسلوزی معمولا اتفاق نمیافتد.
آبسههای چرکی ناشی از بروسلوز، کبد و طحال در بروسلاکانیس شایعتر است.
التهاب کیسه صفرا ناشی از بروسلوز یکی دیگر از عوارضنادر بروسلوز است.
دستگاه گوارش
عوارض جهاز هاضمه در بیش از ۷۰ درصد بیماران بروسلوزیدیده میشود
و نشانههای آن شامل تهوع، استفراغ، کاهشوزن، یبوست، اسهال و درد
شکم میباشد.
بروسلوز رودهای ممکن است شبیه حصبه باشد با تظاهراتبالینی عمومی که تظاهرات گوارشی در آن واضحتر است.
التهاب حاد روده کوچک و بزرگ در بروسلوز نوع ملیتنسیس دیده میشود.
خون
تظاهرات خونی بروسلوز شامل کم خونی، کاهش پلاکتها،کاهش سلولهای سفید خون و اختلالات انعقادی میباشد.
قلب و عروق
اندوکاردیت (التهاب پوشش داخلی قلب) در کمتر از ۲ درصدبیماران
بروسلوزی اتفاق میافتد و اغلب شایعترین عارضهایاست که باعث مرگ
این بیماران میشود.
سیستم اعصاب
بروسلوز باعث سردرد و افسردگی در اکثر بیماران میشود. هرچند
درگیری سیستم اعصاب مرکزی در کمتر از ۵ درصدبیماران اتفاق میافتد.
سندرمهای عصبی (شامل التهابپردههای مغزی، اختلالات اعصاب محیطی و
آنوریسم مغزی واتساع قطعهای از یک رگ خونی که مربوط به ضعف یا
نقصجدار آن در نتیجه بیماری یا آسیب است) در بروسلوز گزارششده
است.
بروسلا ملی تنسیس نسبت به سایر گونهها بیشتر مسؤولعوارض عصبی
میباشد. گرفتاری زوج هشت عصبجمجمهای موجب کری یک طرفه یا دو
طرفه و علایم وزوزگوش میشود. اعصاب جمجمهای دیگری که درگیر
میشوندزوج ۲-۴-۶ میباشد. بنابراین ممکن است منجر به اختلالبینایی
به صورت گذرا و یا ندرتا دایمی گردد. باید توجه داشتکه افسردگی و
اضطراب، تحریکپذیری و دمانس (زوالعقل) میتوانند از عوارض بروسلوز
باشند و در هر بیماری باعلایم افسردگی باید به دو بیماری فکر کرد:
۱ – بروسلوز
۲ – کم کاری تیروئید
در گرفتاری اعصاب محیطی گرفتاری عصب سیاتیک شایعتراست.
پوست و بافت نرم
شیوع عوارض پوستی از ۱۱-۱/۵ درصد گزارش شده است. باتوجه به
ورود میکروب بروسلا از طریق خراش جلدی عوارضجلدی به صورت ضایعات
پوستی بخصوص روی بازو ممکناست دیده شود. این ضایعات ممکن است به
صورت راشهایسرخکی شکل یا پتشی یا کهیری شکل و خارش دار باشند;علت
آن را حساسیت به آنتیژنهای بروسلا میدانند. ایجادزخمهای مزمن
به دلیل تلقیح میکروب بروسلا در کارگرانکشتارگاه مورد توجه قرار
گرفته است و توانستهاند بروسلا رااز ترشحات زخم جدا نمایند.
دستگاه ادراری تناسلی
اختلالات کلیوی نادر است اگر چه پیلونفریت (التهاب کلیه
ولگنچه)، گلومرونفریت (التهاب دوطرفه و غیرچرکی کلیه کهدر درجه
اول گلومرولها را فرا گرفته است) موضعی و منتشرو آبسههای کلیوی در
بروسلوز گزارش شده، ولی اورکیت(التهاب بیضه) خیلی شایع است و در
۲۰ درصد بیماران مرددیده میشود.
عقیمی در بروسلوز کمتر از اریون دیده میشود. التهابپروستات از
عوارض نسبتا نادر است که با علایم تکرر ادرار واحساس درد در دفع
ادرار خودنمایی میکند. در زنان دردهنگام قاعدگی، قطع قاعدگی، و
اختلال در خونریزی و سیکلقاعدگی. التهاب دهانه رحم، التهاب رحم و
لولههای رحمی وآبسههای لگنی ممکن است دیده شود. بروسلوز در
طیحاملگی انسان میتواند به سقط بینجامد.
عوارض چشمی
یکی از راههای ورود عامل بروسلوز به بدن ملتحمه چشماست;
بنابراین التهاب چشم از تظاهرات آن میباشد که در نوعملی تنسیس
شایعتر است. گرفتاری صلبیه، شبکیه حتیگرفتاری عصب بینایی ممکن
است در بروسلوز دیده شود. ازعوارض نادر چشمی گلوکوم (آب سیاه)
میباشد که موجبدرد و افزایش فشار چشم میگردد.
عفونت عودکننده
بیماران بروسلوز بعد از درمان حتی در کشورهای غربی تا ۱۰درصد دچار
عود میشوند; این امر احتمالا به علت وضعیتداخل سلولی عامل بروسلوز
است که باعث حفظ آن در مقابلبرخی آنتیبیوتیکها و مکانیسم دفاعی
میزبان میشود. عوداغلب در عرض چند ماه پس از عفونت اولیه رخ
میدهد ولیممکن است تا دو سال پس از درمان به ظاهر موفق نیز
اتفاقافتد. در افرادی که احتمال بروز این عفونت بالاست تشخیصیا
شناسایی عود بیماری از آلوده شدن مجدد انسان با عاملبروسلوز کار
دشواری است.
خلاصه مطلب ..
بروسلوز یک بیماری عفونی است که در انسان به شکل تبمالت و در
دامها به صورت سقط جنین تظاهر میکند. مهمترینراه ورود میکروب به
بدن حیوان از طریق دستگاه گوارشاست که به وسیله علوفه آلوده و
زباله به حیوان سرایت میکندو باعث شیوع بیماری میگردد. کارکنان
کشتارگاهها،فروشگاههای گوشت، دامداریها بیشتر در معرض ابتلا به
اینبیماری هستند. این بیماری در گاو، خوک، بز و گوسفندمشاهده
میگردد.
بیماری از طریق مصرف شیرآلوده به صورت خام وفرآوردههای شیری
آلوده از طریق لوله گوارش به انسانسرایت میکند، ولی گوشت و
فرآوردههای گوشتی کمتر منشأآلودگی میباشند.
علایم تشخیصی: در دامها به صورت سقط جنین و درانسان تب مواج یا دیوانه یا تب مالت ظاهر میگردد.
پیشگیری:

– مصرف شیر پاستوریزه یا جوشانیدن شیر به مدت ۲۰ دقیقه.
– از مصرف شیر حیوانی که تازه سقط جنین کرده خودداریشود.
– از مصرف پنیر و خامه غیرپاستوریزه پرهیز گردد.
– پنیر تازه و بینمک را باید حدود ۲ ماه قبل از مصرف در آبنمک قرار داد.
– قبل از دوشیدن شیر دام باید حتما پستان دام و اطراف آن رابا آب و صابون بخوبی شستشو داد.
– ظروف مخصوص دوشیدن شیر بایستی دربدار و قبلا خوبشستشو داده شود.
– ضدعفونی اصطبلهای آلوده
– واکسیناسیون دامها علیه این بیماری
– رعایت بهداشت در هنگام جاروب کردن اصطبل و طویله
– جفت و بقایای جنین سقط شده را باید سوزاند.
– گوشت حیوانات مبتلا در صورت خوب پخته شدن قابلمصرف
دکتر امید عابدی - 7 آگوست 2012 - سئول کره جنوبی
عفونت فضا های اطراف لوزه ها
آبسه اطراف لوزه Pretonsillar Abscess اغلب در بیمارانی اتفاق می افتد که عفونت لوزه ها بطور مکرر دارند و یا در کسانی که عفونت مزمن لوزه آنها به میزان کافی درمان نشده باشد.گسترش عفونت از قسمت فوقانی لوزه منجر به تشکیل چرک و آبسه پشت لوزه می گردد.این عفونت معمولاً یکطرفه است و همراه با درد شدید با درد گوش در همان سمت لوزه مبتلا می باشد که در چند روز بعد از شروع عفونت لوزه می باشد.
علت درد گوش در عفونت های لوزه به علت مشترک بودن مسیر انتقالی درد و به اصطلاح دردهای ارجاعی می باشد.این عفونت باعث تورم یکطرفه کام نرم می شود و به دنبال آن جا به جایی به سمت پائین و لوزه سمت مقابل می باشد.
تشخیص این آبسه،با کشیدن چرک با سرنگ است که در صورت مثبت بودن چرک در سرنگ نیاز به برش وتخلیه آبسه و نیز برداشتن لوزه های عفونی است.البته برای برداشتن لوزه ها 2 زمان مطرح می گردد:یک آنکه لوزه ها در همان زمان تخلیه آبسه برداشته شود و حالت دیگر جراحی لوزه ها در 4 ـ 8 هفته بعد از تخلیه آبسه می باشد.در کسانی که عفونت های شدید مراجعه لوزه ها دارند می بایست جراحی لوزه ها را در اولین فرصت مدّنظر داشت تا از بروز آبسه و جراحی آن پیشگیری کرد.این حالت بخصوص در بچه ها مهمتر است زیرا که در صورت بروز آبسه اجازه معاینه و تخلیه توسط سوزن را نمی دهند ومی بایست تخلیه آبسه همراه با بی هوشی عمومی و به صورت اورژانس انجام گیرد.
آبسه های فضاهای گردن:
آبسه در فضاهای گردن می تواند با گسترش عفونت یا چرک از لوزه ها یا اطراف آنها پیشرفت کند.آبسه از فضاهای اطراف لوزه عبور کرده و بین عضلات گردن و اطراف مهره ها،اطراف راه هوایی و مسیر عبور غذا گسترش یابد که باعث بوجود آمدن علائمی مانند سفتی گردن،سفت شدن فک ها و تورم و توده در گردن گردد.این بیماران علائم بسیار شدید تری دارند که همراه با تب و درد شدید وتغییرات در سلولهای خونی است.پیشرفت عفونت می تواند باعث گسترش به داخل قفسه سینه گردد.درگیری اعصاب مغزی نیز شایع است.فلج زبان و اختلال بلع بدلیل این درگیری ها می تواند باشد.تشخیص این حالت توسط سی تی اسکن مسجّل م گردد.در سی تی اسکن می توان گسترش آبسه را نیز مشخص کرد.درمان در این موارد علاوه بر آنتی بیرتیک وسیع استفاده از اقدامات جراحی و برش از گردن و تخلیه آبسه نیز می باشد.
بزرگی لوزه ها و انسداد راه هوایی:

بزرگی مزمن لوزه ها باعث درجات مختلف انسداد راه هوایی در بچه ها می گردد که در آمریکا علت اصلی جراحی برداشتن لوزه محسوب می گردد.همانطور که قبلاً گفته شد لوزه ها در بدو تولد بسیار کوچک هستند و در سالهای اول تا چهارم عمر به تدریج بزرگ می شوند.جراحان گوش و حلق و بینی دریافته اند که لوزه های بزرگ همراه با عفونت مزمن لوزه باعث می شود که باکتریهای بیماریزای فراوانی بر روی لوزه ها باقی بمانند.معمولاً تعادلی بین باکتریهای نرمال بافت لوزه ها و نقش و عملکرد ایمنولوژیک موضعی لوزه ها وجود دارد که این تعادل با عفونت های باکتریایی یا ویروسی لوزه ها به هم می خورد که خود باعث بزرگ شدن لوزه ها می گردد.
انسداد راه هوایی بدلیل بزرگی لوزه ها،یک علت شایع در بچه ها می باشد که در موارد شدید باعث فشار خون ریوی و اختلال تنفس ریوی می شود.تمامی این علائم با جراحی لوزه ها برطرف می گردد.این انسداد مزمن راه هوایی باعث می شود که اختلال در اکسیژن رسانی به بدن ایجاد شود که درنهایت باعث افزایش CO2خون و کمبود اکسیژن خون می گردد و درنهایت باعث نارسایی قلب می گردد.
اختلالات خواب:

وقفه تنفس حین خواب نیز یک یافته بسیار شایع در بچه ها با شرح حال بزرگی لوزه ها است.درواقع می بایست شدت علائم را توسط شرح حال از والدین پرسید.یافته ای که شدت بیماری را بیان می کند عبارتند از؛حملات وقفه تنفس در خواب،خُرخُر شبانه و شدید،تنفس از راه دهان،بیدار شدنهای مکرر حین خواب،خواب آلودگی در روز،خوابگردی،شب ادراری،عدم تمرکز حواس درمدرسه،اختلال بلع،اختلال در صحبت کردن (تودماغی صحبت کردن)می باشند.گاهی بزرگی وسیع لوزه ها باعث اختلال در رشد می گردد.جراحی لوزه ها درمان این اختلالات می باشد و پس از جراحی علائم برطرف و بهبود می یابد.
در بالغین وقفه تنفس حین خواب اغلب با چاقی در گردن مرتبط است.البته در بچه ها طی مطالعات متعدد چاقی علت اختلالات خواب مطرح نشده است.اغلب بچه ها شرح حال خُرخُر حین خواب را دارند.گاهی اوقات والدین آنها اظهار می کنند که خُرخُر بچه ها مانند بالغین است و گاهی صدای خُرخُر آنها حتی بیرون از اتاق خواب بچه ها نیز شنیده می شود.
شب ادراری یکی دیگر از علائم انسداد شدید راه هوایی است.متخصصین گوش و حلق و بینی بررسی کردند که شب ادراری در ارتباط با انسداد شدید راه هوایی است که با برداشتن لوزه ها بهبود می یابد.علت این شب ادراری تنظیم نامناسب هورمونهایی است که در ارتباط با کنترل ادرار است(ADH) که با بیدار شدن مکرر از خواب ترشح این هورمون مختل می گردد.
همچنین اختلال رشد و نارسایی در رشد بچه ها به خاطر اختلال در ترشح هورمون رشد GHمی باشد.زیرا که هورمون رشد در شبها ترشح می شود و اختلل در خواب باعث اختلال در ترشح این هورمون می گردد.
اثرات بر روی فک ها و صورت:

باز بودن مزمن دهان بدنبال بزرگی لوزه ها وانسداد مزمن راه هوایی در ارتباط با اختلال رشد صورت در بچه ها است.این بچه ها اختلالات در رشد فک و صورت و اختلال در چفت شدن دندانها بر روی همدیگر دارند.باز بودن دهان باعث جابجایی فک پایین و افتادن زبان به سمت پایین و عقب می گردد.که این حالت باعث تغییرات در وضعیت قرارگیری سر و گردن می شود.مطالعات فراوانی بر روی حیوانات و انسانها ثابت کره است که اثرات مزمن انسداد راه هوایی بر روی رشد فک و صورت مؤثر است.این اثرات عبارتند از:بزرگ شدن ارتفاع صورت همراه با عقب افتادن فک تحتانی به عقب و اثرات بر روی لب ها به نحوی که باعث می شود فک بالا به سمت جلو بیاید و لب بالا به سمت بالا و عقب برود که باعث مشخص شدن دندانهای بالا می شود.
در صورت انجام جراحی لوزه ها زمان مناسب و زودهنگام این اثرات سوء بر روی فک و صورت برطرف می گیرد اما متأسفانه در صورتیکه بیمار دیرهنگام جهت جراحی لوزه ها به جراح گوش و حلق و بینی مراجعه نماید تغییرات بر روی چهره و صورت افراد باقی می ماند و به اصطلاح صورت آدنوئیدی برای فرد تا آخر عمر باقی می ماند و جهت بهبود فک ها و اصلاح اختلالات دندانها نیاز به اعمال جراحی ترمیمی مشکل می باشد.
با تشکر - دکتر امید عابدی -21 جولای 2012 -سئول کره جنوبی
اما مطلب مورد بحث امروز در مورد سنگ کلیه و سؤال ها و مسائل مربوط به آن است...مطالعه مقاله زیر را به کسانی که در این باب نیازمند اطلاعات هستند ، توصیه می نمایم : دکتر امید عابدی ****

همه ما سنگ کليه را به عنوان يک درد وحشتناک پهلو می شناسيم، آيا سنگ کليه علائم ديگری هم دارد؟
سنگ کليه می تواند بدون علامت باشد تا زمانی که کليه را از کار بيندازد. يعنی ممکن است کليه سنگ بسازد، علائم هم ندهد و کسی هم متوجه نشود و در نهايت روزی کليه را نارسا کند. اما يکی از مهم ترين علائم سنگ کليه درد است. اين درد معمولا" شب ها شروع می شود و فرد را از خواب بيدار می کند. در واقع درد سنگ کليه شديد و غيرقابل تحمل است. خانم هايی که تجربه زايمان را داشته اند و بيمار سنگ کليه هم هستند، می گويند، درد زايمان قابل مقايسه با درد سنگ کليه نيست. واقعا" اين بيماران هنگام درد خيلی زجر می کشند. يکی ديگر از علائم سنگ، تغيير رنگ ادرار به صورت خونی يا رنگ چای شدن است. بعضی از بيماران سنگ کليه، با علامت عفونت مراجعه می کنند. در اين موارد، سنگ کليه جزو اورژانس های پزشکی است و بايد فورا" به آن رسيدگی شود.
اندازه سنگ کليه با شدت علائم آن ارتباطی دارد؟
خير، هيچ ارتباطی بين اندازه و علائم سنگ وجود ندارد.
درد چه موقع ايجاد می شود؟

معمولا" سنگ وقتی می خواهد دفع بشود، درد ايجاد می کند و وقتی جايش ثابت شد، درد از بين می رود، به عبارتی وقتی درد سنگ کليه از بين رفت، مفهومش دفع سنگ نيست. يعنی وقتی درد شروع شد و بعد تسکين پيدا کرد، بايد تکليف سنگ مشخص شود و نبايد بيمار فکر کند که چون ديگر درد ندارد پس همه چيز خوب شد و سنگ از بين رفت. بايد به کمک سونوگرافی و عکس راديولوژی مخصوص کليه و مجاری ادرار، اين سنگ پيگيری شود و اگر پيدا نشد آن وقت بگوييم که سنگ افتاده است و يک نفس راحت بکشيم .
همانطور که گفته شد، برخی سنگ های کليه علامت ندارند، با اين حساب افرادی که هيچ علامتی ندارند، از کجا بفهمند که سنگ کليه دارند؟
تشخيص سنگ کليه در کسانی که تاکنون سنگ کليه نداشته اند، هيچ علامتی هم ندارند، کمی مشکل است. از طرفی نمی توان به تمام افراد جامعه هم توصيه کرد که بروند و سونوگرافی و راديولوژی بشوند، چرا که احتمال دارد سنگ کليه داشته باشند. بنابراين ما توصيه می کنيم در کسانی که ممکن است کليه سنگ ساز داشته باشند و دلايلی به نفع سنگ کليه در آنها وجود دارد، بررسی های لازم صورت گيرد، مثلا" کسانی که در فاميل درجه يکشان سابقه سنگ کليه وجود دارد، هر سال يا هر دو سال يکبار، برای اين بررسی ها به پزشک مراجعه کنند. افرادی هم که خودشان سابقه سنگ کليه دارند، بايد سالی يکبار تحت سونوگرافی و بررسی های لازم قرار بگيرند.
چرا کليه بعضی از افراد سنگ ساز است؟

اينکه چرا سنگ کليه ايجاد می شود؟ چرا در يک کليه بيشتر از ديگری سنگ توليد می شود؟ چرا بعضی بيشتر و بعضی کمتر سنگ کليه دارند؟ سئوالاتی هستند که هنوز بطور مشخص جواب آنها پيدا نشده است. اما در اين زمينه نظريه هايی وجود دارد. مثلا" اگر غلظت مواد داخل ادرار زياد شود، می تواند زمينه ساز سنگ کليه شود يا در برخی موارد زمينه های ارثی برای تشکيل سنگ مطرح است که استعداد فرد را در ابتلا به سنگ کليه افزايش می دهد.
سنگ چگونه تشکيل می شود؟
وقتی غلظت موادی در داخل يک محلول بيش از حد شود، در نهايت به حالت فوق اشباع در می آيند و به کريستال تبديل شده و رسوب می کنند، مثل اتفاقی که موقع توليد نبات رخ می دهد. نبات رابا همين روش توليد می کنند. ابتدا محلول شکر و آب را غليظ می کنند، و سپس داخل اين محلول غليظ نخ آويزان می کنند تا کريستال های شکر دور اين نخ جمع شوند و نبات توليد شود. اين همان اتفاقی است که هنگام تشکيل سنگ کليه می افتد. وقتی غلظت مواد در ادرار زياد شود، زمينه تشکيل هسته سنگ در ادرار فراهم می شود. وقتی هم که اين هسته اوليه ايجاد شد، ساير مواد دور اين هسته رسوب می کنند و سنگ بزرگ می شود.
جنس اين سنگ ها معمولا" چيست؟
شايع ترين نوع سنگ کليه ، سنگ های کلسيمی هستند. شايد حدود 80 تا 85 درصد از انواع سنگ های کليوی سنگ های کلسيمی هستند. اين سنگ های کلسيمی هم عموما" به صورت نمک های کلسيم هستند. يعنی مثلا" اگزالات کلسيم يا فسفات کلسيم، بعد از سنگ های کلسيمی، سنگ های عفونی، اسيد اوريکی و ساير انواع سنگ ها شيوع دارند. ولی اکثر افرادی که گرفتار سنگ کليه می شوند، در واقع گرفتار سنگهای کلسيمی هستند.
اين کلسيمی که در کليه غلظتش بالا می رود و سنگ می شود، از کجا می آيد؟
اين کلسيم ممکن است ، بيش از حد از روده جذب شود. ببينيد ، ما در طول روز حدود هزار ميلی گرم کلسيم مصرف می کنيم که از اين مقدار چيزی حدود يک سومش جذب می شود. اگر اين ميزان جذب به هر دليلی افزايش يابد، مثلا" ميزان کلسيمی که مصرف می کنيم، زياد باشد،می تواند باعث تشکيل سنگ شود. ممکن است، ميزان کلسيمی که از طريق کليه دفع می شود، به دليل يک بيماری افزايش يابد. البته اين بيماری ها عموما" بيماری های مربوط به استخوان و هورمون های مربوط به آن هستند. مثلا" در بيماری هيپرپاراتيروئيدی ، برداشت کلسيم از استخوان ها افزايش می يابد و می رود که از کليه دفع شود و تبعا" غلظتش در ادرار افزايش يافته و باعث تشکيل سنگ می شود. در بعضی از موارد هم کلسيمی که به کليه می رسد زياد نيست ولی خود کليه به دليل مشکلی که دارد، بيش از حد کلسيم را دفع می کند. ماجرا از اين قرار است: حدود 95 درصد کلسيمی که در ابتدای واحدهای کليوی وارد ادرار می شود، دوباره در کليه باز جذب می شود. اگر کليه ای نتواند اين 95درصد کلسيم را باز جذب کند، مسلما" غلظت کلسيم ادرار بالا می رود و زمينه ساز تشکيل سنگ می شود.
به اين ترتيب، کسانی که کليه سنگ ساز دارند، بايد مصرف مواد غذايی کلسيم دار را کم کنند؟
نخير! تفکری که می گويد کسانی که کليه سنگ ساز دارند. نبايد لبنيات بخورند، کاملا" غلط است. چون اولا برخی افراد هستند که بدنشان به کلسيم اضافه نياز دارد. مثلا" زنان باردار و کسانی که دچار پوکی استخوان هستند. ثانيا" در برخی موارد سنگ کليه ، ما به بيمار توصيه مي كنيم كه بيشتر كلسيم مصرف كند. مثلا" در سنگ های اگزالات کلسيم، اگر شما کلسيم بيشتری مصرف کنيد، اين کلسيم در روده به اگزالات متصل می شود و اصلا" از روده جذب نمی شود و به اين ترتيب ، يون اگزالات که افزايش آن در ادرار باعث تشکيل اگزالات کلسيم در کليه شده و رسوب می کرد و سنگ اگزالات کلسيمی تشکيل می داد، اصلا" وارد بدن نمی شود.
پس بيمارانی که کليه سنگ ساز دارند، بايد از چه غذاهايی پرهيز کنند؟
تقريبا" تنها چيزی که ما توصيه می کنيم که بيماران سنگ کليه از آن پرهيز کنند، نمک است . ببينيد، يکی از مواد غذايی که باعث توليد سنگ می شود، نمک است. البته ما سنگ نمک که نداريم ولی نمک عاملی است که به ساخته شدن سنگ های کلسيمی کمک می کند. نمکی که از روده جذب می شود، از طريق کليه بايد دفع شود. اما مشکل همين جاست چرا که وقتی نمک می خواهد از کليه را وارد ادرار شود، با خودش کلسيم را وارد ادرار می کند و به اين ترتيب غلظت کلسيم ادرار افزايش می يابد. بنابراين همان نمکی که هنگام پختن غذا به آن زده می شود کافی است و افرادی که کليه سنگ ساز دارند، نبايد سرسفره به غذايشان نمک بزنند و مواد شور مثل خيار شور را مصرف نکنند.
کسانی که کليه سنگ ساز دارند، بايد چه مواد غذايی را بيشتر مصرف کنند؟

چقدر بايد آب و مايعات مصرف کرد؟
چقدر آب خوردن مهم نيست . چقدر ادرار داشتن مهم است. ممکن است فردی در محيطی گرم زندگی کند يا فعاليت روزانه اش زياد باشد، روزی 5 تا پارچ هم آب بخورد ، ولی باز کافی نباشد. چون همه اين 8 ليوان آبی که می خورد، عرق می شود و چيزی از آن به ادرار نمی رسد تا رقيق شود. اين فايده ای برای پيشگيری از سنگ کليه ندارد. برای همين بايد ملاک، ميزان ادرار باشد نه ميزان آبی که فرد می خورد. ما به بيماران توصيه می کنيم آنقدری آب بخورند که روزانه بيش از 2 ليتر ادرار داشته باشند. يا بعبارتی در طول خواب شبانه يک بار برای ادرار کردن به دستشويی بروند. بيماری که کليه سنگ ساز دارد، اگر احساس تشنگی کند و بعد آب بخورد، از قافله عقب مانده است. يعنی چنين بيمارانی نبايد هيچ وقت احساس تشنگی کنند و هميشه قبل از احساس تشنگی آب بخورند. اين بيماران بايد شب ها هنگام خواب يک ليوان بالای سرشان باشد، موقع کار روی ميزشان يک ليوان آب باشد . يعنی برای دسترسی به آب نبايد بيمار مشکلی داشته باشد.
اينکه برخی بيماران آب چشمه خاصی را مصرف می کنند، يا فقط آب معدنی می خورند، کار درستی است؟
اين سئوال شايعی در بين بيماران مبتلا به سنگ کليه است . اما ما اصلا" به چنين سئوالی اعتقاد نداريم. مگر تمام افرادی که از آب شهر استفاده می کنند، سنگ کليه توليد کرده اند که حالا اين بيماران آب شهر را استفاده نکنند. تازه برعکس وقتی بيماران خودشان را به يک نوع آب خاص مثلا" آب فلان چشمه محدود می کنند، وقتی به آن آب دسترسی ندارند، کمتر آب می نوشند و همين می تواند زمينه ساز توليد سنگ شود. اما اصل مصرف اب نوع آن نيست، بلکه حجم و مقدار آن است که بايد زياد باشد. آب هندوانه و ماءالشعير و از اين قبيل درمان های سنتی هم اشکالی ندارند ولی آنها هم اصولا" از طريق افزايش حجم ادرار از سنگ سازی کليه جلوگيری می کنند. ما توصيه می کنيم ، بيماران هر داروی سنتی که سهل الوصول است، خيلی هم گران نيست، ضرری هم ندارد و مورد تائيد پزشکان است مصرف کنند، ولی در کنارش آب و مايعات زيادی بخورند.
اگر کسی زياد آب بخورد و سنگ کليه اش دفع شود، چه بايد بکند؟
اگر کسی سنگش را انداخت دليل نمی شود که همين حالا سنگی در کليه اش وجود نداشته باشد. چنين بيماری وقتی به ما مراجعه می کند، اگر درد داشته باشد، با مسکن دردش را ساکت می کنيم و بعد بررسی های خودمان را شروع می کنيم . معمولا" اين بررسی ها شامل عکس KUB و سونوگرافی کليه است. سپس بر اساس يافته های اين بررسی اوليه تصميم می گيريم. برای بيمارمان چه کار بکنيم. يعنی بر اساس جنس، اندازه و محل سنگ کليه تصميم می گيريم که برای بيمار چه روش درمانی اتخاذ کنيم. اما يک نکته مهم را بايد در مورد درمان سنگ کليه بگويم و آن اين که تقريبا" امروزه ديگر جراحی باز کليه در درمان سنگ کليه لزومی ندارد مگر در موارد بسيار خاص که خيلی هم نادر هستند. يعنی در حال حاضر در همين کشور خودمان به راحتی می توان سنگ های کليه را با روش هايی مثل سنگ شکن و جراحی مختصر يا همان PCN درمان کرد. توصيه من به تمام بيماران سنگ کليه اين است که اگر جراحی به آنها گفت که بايد برای درمان سنگشان جراحی باز کليه شوند، حتما" با يکی دو جراح کليه و مجاری ادرار ديگر هم در اين مورد مشورت کنند.
دکتر امید عابدی-25 آوریل 2012- سئول کره جنوبی서울...대한민국
![]() |
|||
|
با سلام- مطلبی که در زیر عنوان شده ،مربوط به بیماری مالتیپل اسکلروزیس یا همان بیماری MS است که در بین مردم بیشتر به این نام معروف است.این بیماری گرچه با پیشرفت های کنونی علم پزشکی تا حد زیادی قابل کنتر است ولی هنوز درمان کامل و قطعی آن وجود ندارد. ولی مطالب عنوان شده ذیل می تواند در کسب اطلاعات نسبت به این بیماری مفید باشد:
مالتيپل اسکلروزیس ( MS ) بيماري است که مغز ، طناب نخاعي و عصب بينايي را درگير مي نمايد و مي تواند موجب اختلالاتي در کنترل و قدرت عضلات ، سيستم بينايي ، تعادل ، حس ( اختلالات حسي مثل سوزن سوزن شدن يا بي حسي در انگشتان دست و پا ) وعملکرد ذهني مثل فرآيند شناخت وعواطف گردد .
علائم MS ناشي از التهاب در سيستم اعصاب مرکزي و در نتيجه تخريب ميلين ( Myelin ) بوجود مي آيند .

ميلين ترکيبي است از جنس پروتئين که دورادور رشته هاي عصبي را فراگرفته است . فرآيند تخريب ميلين رادميلينیزاسيون مي گويند و درنتيجه اين فرآيند ، انتقال پيام عصبي در سلول عصبي دچار مشکل واختلال مي گردد . اسکلروز سيستميک اغلب در گروه سني جوانان و ميانسالان رخ مي دهد . در واقع دو سوم موارد MS بين سنين ۲۰ تا ۴۰ سالگي آغاز مي گردد و بيشترين احتمال ابتلا در سن ۳۰ سالگي است . بروز MS در کودکان و افراد بالاي ۶۰ سال بسيار نادر است .
علت بيماري مالتيپل اسکلروز چيست ؟


علت اصلي بيماري MS ناشناخته است . ممکن است در اين ميان عوامل ژنتيک نقش داشته باشند چرا که احتمال ابتلاي فرزندان افراد مبتلا ، بيشتر مي شود . منطقه جغرافيايي محل زندگي نيز ممکن است داراي اهميت باشد .
محققين موفق به يافتن رابطه اي بين منطقه جغرافيايي محل زندگي فرد در کودکي و ابتلا به بيماري MS شده اند . شايد علت اين رابطه ، شيوع بيماري هاي ويروسي دخيل در بيماري MS در مناطق جغرافيايي خاص بوده باشد .
ايجاد اختلال در سيستم ايمني که در سنين بالاتر بوقوع مي پيوندد موجب شعله ور شدن بيماري MS در افرادي مي گردد که از کودکي مستعد ابتلا به بيماري MS بوده اند .
* علائم بيماري MS
علائم و نشانه ها بر حسب اين که کدام قسمت از مغز يا طناب نخاعي درگير شده باشند متفاوت است .
شايعترين علائم زودرس MS شامل موارد زير است :
- علائم عضلاني : ضعف عضلاني - لرزش پا - سفتي عضلات - احساس سنگيني - اختلالات تعادلي
- علائم بينايي : ديد تيره و مه آلود - درد کره چشم بخصوص به هنگام حرکت چشم - کوري - دو بيني
علائم با شيوع کمتر :
- علائم حسي : سوزن سوزن شدن و دردهاي سوزشي - بي حسي اندامها - احساس برق گرفتگي به هنگام خم شدن روبه جلو يا عقب
- اختلالات تعادل : گيجي و سرگيجه دوراني
* راههاي تشخيص MS کدامند ؟
پزشکان اغلب وقتي موفق به تشخيص بيماري MS مي گردند که بيش از يک منطقه از بدن درگير شده باشد . غالباً هنگامي توجه به سمت MS جلب مي گردد که بيمار در مرحله فعاليت بيماري ، حداقل دو علامت يا نشانه از علائم و نشانه هاي شايع بيماري MS را بروز داده باشد .
در بيماران مبتلا به MS تصاوير MRI غالباً شامل ضايعاتي در بيش از يک منطقه از سيستم اعصاب مرکزي مي باشد .
* سير و پيش آگهي بيماري MS چگونه است ؟
رفتار MS در افراد مختلف متفاوت است . در بيماراني که مبتلا به نوع خفيف بيماري مي باشند ممکن است اختلالي در کارهاي روزمره بوجود نيايد در حالي که بيماران مبتلا به انواع شديد ممکن است بکلي ناتوان شوند .
بيشتر بيماران بين اين دو طيف قرار مي گيرند و مراحل متنوع بيماري شامل مرحله حمله ، مرحله فروکش کردن علائم وعود ، به تناوب اتفاق مي افتند . ممکن است بيماري سال ها بدون علامت باقي بماند در حالي که بيمار ديگري طي دوره اي کوتاه مکرراً مبتلا به حملات آزار دهنده MS گردد .
* راههاي درمان MS کدامند ؟
داروهائي که روي سيستم ايمني تأثير مي گذارند موجب کاهش تناوب وشدت حملات MS شده و ممکن است ميزان بروز ناتواني هاي ناشي از MS در طول زمان را کاهش دهند . مصرف اين داروها بايد به محض تشخيص MS آغاز گردد .
گاهي به هنگام عود بيماري از داروهاي کورتوني براي کاهش التهاب استفاده مي شود .
درمانهاي تکميلي مثل فیزیوتراپی، رژيم هاي تغذيه اي و مکمل هاي غذايي ، ماساژدرماني و روشهاي آسوده سازي ( Relaxation ) مورد استفاده قرار مي گيرند .
دکتر امید عابدی -3 نوامبر 2011- سئول کره جنوبی

بيماري كرونر قلبي به صورت مشكلاتي از قبيل دردهاي آنژيني و انفاركتوس (حمله قلبي) بروز ميكند. آنچه كه سبب بروز بيماري قلبي ميشود، تشكيل تدريجي رسوبهاي چربي يا پلاكها در لايه داخلي ديواره سرخرگها ميباشد. اين رسوبها سبب محدودكردن عبور خون ميشوند كه اين پديده را تصلب شرايين يا سخت شدن رگها (آترواسكلروز) مينامند.
در اين بيماري هيچ علامت واضحي وجود ندارد، اما اين تا هنگامي است كه آسيب به سرخرگها آنقدر جدي شود كه جريان خون به قلب محدود شده و سبب بروز درد شود. مسدود شدن كامل يك سرخرگ خونرسان به قلب، منجر به حمله قلبي ناگهاني و كشنده ميشود. روشهاي متداول جهت پيشگيري از تصلب شرايين شامل كاهش فشارخون، دريافت رژيم غذايي كمچربي، كاهش وزن اضافي و ترك سيگار ميباشد. به برخي افراد نيز جهت كاهش كلسترول خون، دارو داده ميشود.
تحقيقات نشان ميدهند كه ارتباط مستقيمي ميان رژيم غذايي و بيماري قلبي وجود دارد و با دريافت يك رژيم غذايي سالم ميتوان سلامتي قلب و دستگاه گردش خون را حفظ كرد.
چه غذاهايي براي قلب مفيد هستند؟
كلم برگ، كلم قرمز، گل كلم، كلم بروكسل، بروكلي، شلغم، چغندر، اسفناج، مارچوبه، لوبيا سبز، نخود سبز، لوبيا قرمز، لوبيا چشم بلبلي، نخود خشك و عصاره مخمر داراي ويتامينهاي گروه ب خصوصا اسيدفوليك هستند. تحقيقات متعددي نشان دادهاند كه اسيد فوليكي كه بطور طبيعي در مواد غذايي يافت ميشود، ميتواند سبب كاهش مادهاي در خون به نام هموسيستئين شود و به اين ترتيب از ابتلا به تصلب شرايين پيشگيري كند. دانشمندان بر اين باور هستند كه اين ماده مستقيما به ديواره رگها آسيب ميرساند و سبب تشكيل رسوبهاي چربي ميشود. تخمين زده شده است كه افزايش دريافت روزانه اسيد فوليك به ميزان 100 ميكروگرم، سبب كاهش مرگ مرتبط با بيماري هاي قلبي به ميزان 7 درصد در مردان و 5 درصد در زنان ميشود.
در جوامعي كه مصرف كننده مقادير فراواني از ماهيهاي روغني هستند، مشاهده شده است كه شيوع بيماريهاي كرونر قلبي كمتر از جوامعي است كه مقدار خيلي كمي ماهي مصرف ميكنند. ماهيهاي روغني از قبيل ماهي آزاد و ساير ماهيها از قبيل قباد، حلوا، شير، كيلكا، و اوزونبرون داراي اسيدهاي چرب مفيد ميباشند. دانشمندان معتقد هستند كه اين مواد باعث كاهش خطر انعقاد خون و همچنين ممانعت از افزايش چربيهاي مضر خون ميشوند.
مصرف ماهي حداقل 3 بار در هفته، براي افرادي كه داراي سابقه بيماري قلبي و همچنين افرادي كه مايل به پيشگيري از ابتلا به اين بيماري هستند توصيه ميشود.
جو دوسر، حبوبات، سيب و گلابي غني از فيبر محلول هستند كه به كاهش سطوح كلسترول خون كمك ميكنند. سير نيز اثر مشابهي دارد. افزايش كلسترول خون، به خصوص ال دي ال (كلسترول بد)، يكي از عوامل خطر عمده در بروز تصلب شرايين است. مصرف منظم چنين غذاهايي به كاهش ال دي ال كمك ميكند.
روغن زيتون، روغن كانولا، مغزها و دانهها حاوي نوعي از اسيدهاي چرب به نام موفا هستند كه به كاهش سطح ال دي ال كمك ميكنند.
ميوهها و سبزيها حاوي ويتامينهاي آنتي اكسيدان (ضد سرطان)، مواد معدني و مواد مغذي مفيدي هستند كه سبب متوقفكردن آسيب ناشي از عمل مواد سرطانزا به ديواره سرخرگها ميشوند.
مصرف حداقل روزانه 3 واحد از اين غذاها توصيه ميشود. سه چهارم ليوان آب ميوه يا سبزيها به عنوان يك واحد محسوب ميشود كه معادل يك عدد ميوه متوسط يا يك ليوان سبزي خرد شده خام يا نصف ليوان پخته است.
از چه غذاهايي بايد پرهيز كنيم؟
گوشت و فرآوردههاي آن، لبنيات پرچربي و كره، غني از نوعي چربي هستند كه باعث افزايش سطح ال دي ال در خون ميشوند. مصرف اين غذاها را بايد به حداقل رساند.
همچنين مصرف كيك و بيسكويت به علت نوع چربي بكار رفته در آنها سبب افزايش سطح ال دي ال ميشود.
انواع غذاها و سوپهاي آماده مصرف و يا كنسرو شده، غذاهاي بيرون از منزل، سوسيس و كالباس و گوشتهاي نمك سود شده و بطور كلي گوشت و فرآوردههاي آن و همچنين تنقلات شور، سرشار از نمك (سديم كلرايد) هستند. دريافت زياد سديم با فشارخون بالا ارتباط دارد كه از عوامل خطر جدي در بروز بيماري قلبي ميباشد. كاهش مصرف اين نوع غذاها و نمك طعام سر سفره به كاهش فشارخون كمك ميكند.
چند نكته:
به سيگاريها توصيه ميشود كه به ترك سيگار مبادرت ورزند زيرا نيكوتين سبب افزايش ضربان قلب، افزايش فشارخون و افزايش نياز بافت قلب به اكسيژن ميشود. با مصرف سيگار توانايي خون در حمل اكسيژن كاهش مييابد. عوامل سرطانزاي دود سيگار به ديواره سرخرگها آسيب ميرسانند. استراحت و شلكردن عضلات، جهت كاهش ميزان استرس لازم است. استرس از طريق افزايش هورمونهاي استرس (از جمله آدرنالين) سبب توليد و افزايش كلسترول ميشود.
با تشکر-دکتر امید عابدی-سئول کره جنوبی

هدف :
هدف تربيت پزشك عمومي با خصوصيات زير است:
1)در راه آشنايي بيشتر با مكتب و تزكيه و تعالي روح كوشا باشد. كمك به تامين بهداشت و درمان دردهاي مردم را وسيلهاي براي رضاي خدا و تقرب به او بداند.
2)با فرهنگ اسلامي و نظام جمهوري اسلامي آشنا باشد و خود را ملزم به رعايت قوانين و مقررات حاكم به جامعه اسلامي بداند.
3) از شناخت مسائل عمده بهداشت و درمان و نظام ارائه خدمات بهداشتي و درماني كشور به قدر كافي برخوردار و از مسئوليتها و وظايف خود در اين نظام آگاه باشد.
4)قابليت علمي و عملي كافي در تشخيص بيماريها و ارجاع بيماران به سطوح بالاتر بهداشتي و درماني كشور و شركت در برنامههاي پيشگيري و بهداشت عمومي را دار باشد.
5) قادر به استفاده از آخرين منابع علمي و بهرهگيري از اطلاعات جديد كار خود باشد.
دوره آموزش دكتراي حرفهاي پزشكي شامل مراحل زير است:
الف ) علوم پايه: طول اين دوره 2 سال است كه در پايان اين دوره دانشجو در آزموني شامل كليه دروس اين دوره شركت ميكند و در صورت موفقيت به دوره بعدي راه مييابد. هر دانشجو حداكثر دوبار ميتواند در اين آزمون شركت كند.
ب ) فيزيوپاتولوژي : طول اين دوره 6 ماه است و طي آن دانشجو ضمن آگاهي از مباني فيزيولوژيك ، با مكانيزم بيماريها و عوامل موثر در آنها به طريق تحليل گرانه آشنا ميشود و نشانههاي بيماريها و تشخيص و درمان آنها را ياد ميگيرد.
ج ) كارآموزي باليني : طول اين دوره 20 ماه است و هدف شناخت آثار و علائم بيماريها از ديدگاه باليني و آزمايشگاهي به دست آوردن تواناييهاي لازم در به كاربردن انديشه ، استدلال و نتيجهگيري سريع، به منظور برخورد منطقي و صحيح با بيمار و طراحي عمليات پيشگيري درماني است.
د) كارورزي باليني: طول دوره 18 ماه است و هدف پرورش مهارتها، تقويت قدرت تصميمگيري ، افزايش اتكاء به نفس و تكميل پرورش انديشه از طريق رويارويي مستقيم كارورز با مسائل بهداشتي ، درماني و تقبل مسووليت مستقيم امور بهداشتي، درماني به عهده همه است.
هـ ) كارورزي: دانشجويان قبل از شروع مرحله كارورزي ، در كنكور كارورزي كه شامل كلياتي از دروس پايه و اصلي و عمومي فيزيولوژي علوم باليني است و به طور سراسري برگزار ميشود شركت ميكنند چون گذراندن موفقيتآميز اين آزمون براي راهيابي به دوره كارورزي ضروري است. فارغالتحصيلان ملزم به خدمت در مناطق محروم كشور هستند.
تواناييهاي فارغالتحصيلان
فارغالتحصيلان اين رشته ميتوانند بعد از پايان تحصيلات، مسووليتهاي متفاوتي را عهدهدار شوند، از آن جمله ميتوان به موارد زير اشاره نمود:
1)تشخيص – درمان و پيگيري بيماران در مطبهاي شخصي، درمانگاهها و بيمارستانها.
2) مديريت و سرپرستي مراكز ارائه خدمات بهداشتي و درماني.
3)مشاركت در امر تحصيلي و پژوهشي در ارتباط با بيماريهاي مختلف.
دوره پزشكي شامل 4 مرحله : علوم پايه ، فيزيوپاتولوژي (نشانهشناسي) ، كارآموزي و كارورزي ميباشد. مرحله علوم پايه درواقع عامل ارتباطياي بين درسهاي دبيرستان و پايه با درسهاي تخصصي پزشكي است، بدين ترتيب كه شامل آن قسمت از درسهاي پايه است كه به بدن انسان مربوط ميشود؛ براي مثال، بيوشيمي قسمتي از علم شيمي است كه در مورد شيمي بدن موجود زنده (در اينجا انسان) صحبت ميكند و همينطور ساير درسهاي اين مرحله كه در بخش درسها شرح داده ميشوند. مرحله شناخت نشانه و علايم بيماري و چگونگي پيدايش علايم بيماري، در ارتباط با عامل بيماريزا و چگونگي پيدا كردن آن در معاينهها و آموزش نظري دستگاههاي تشخيص ، بدون توجه به درمان است. در اين دوره ، دانشجو مفهوم بيماري و علايم آن و نحوه تشخيص آن را به صورت نظري مطالعه نموده، چگونگي آن را با توجه به درسهاي علوم پايه فرا ميگيرد.
مرحله بعدي شامل دوره كارآموزي (استاژري) است كه دانشجو در اين مرحله ، به بيمارستان و بالين بيماران ميرود و در كنار درسهاي نظري، روشهاي تشخيص و درماني را در بالين بيمار ميآموزد. در اين قسمت، استادان در مورد هر بيمار، توضيحات لازم را به دانشجويان ارائه ميدهند و دانشجو نيز زيرنظر استاد، فرآيندهاي معاينه باليني و فنون تشخيص را به كار ميبرد و شيوه درمان و تجويز دارو را نيز در هر مورد ميآموزد. در اين مرحله درسهاي نظري نيز ارائه ميشود كه مكمل كار باليني در بخش خواهد بود.
مرحله بعد دوره كارورزي (انترني) است ، دانشجو پس از فراگيري راههاي تشخيص و درمان به صورت مستقل و با نظارت كلي روزانه استادان ، اقدام به بيماريابي، تشخيص و درمان نموده، مواد آموخته شده در مرحله كارآموزي (استاژري) را در عمل به كار ميبرد و تجربه مياندوزد.
در كل دوره پزشكي عمومي دو امتحان اصلي (حياتي) وجود دارد كه شامل امتحان جامع علوم پايه و ديگري امتحان جامع پرانترني ميباشد. قبولي در اين دو امتحان، لازمه ورود به مرحله بعدي است.
آينده شغلي ، بازار كار ، درآمد:
عمدهترين موقعيتهاي شغلي كه بيشتر پزشكان ميتوانند جذب آنها شوند، عبارتنداز:
الف ) مطبهاي شخصي كه بر حسب تمايل پزشك و نياز منطقه در شهرها و روستاها داير ميگردد و پزشكان ويزيت مراجعان را در مطبها انجام ميدهند.
ب ) بيمارستانها و درمانگاههاي خصوصي و دولتي كه در آنها پزشكان به تشخيص و درمان بيماريهاي مراجعان خود ميپردازند.
ج ) مراكز بهداشتي درماني شهري يا روستايي كه اغلب مديريت و سرپرستي اين مراكز به عهده پزشكان عمومي ميباشد و همچنين اين مراكز از پزشكان عمومي براي تشخيص، درمان و پيگيري بيماريها نيز استفاده مينمايند.
تواناييهاي مورد نياز و قابل توصيه :
سلامت تن و روان برابر ضوابط مربوط به تشخيص كميسيون پزشكي متعهد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي براي داوطلبان رشته پزشكي امري ضروري است.
علاوه بر آن داوطلبان ورود به رشته پزشكي بايد از دانش و علاقه بالايي در زمينه درسهاي زيستشناسي و علوم پايه نيز برخوردار بوده، دقت كافي و حوصله زياد در زمينه فراگيري جزئيايت مربوط به بيماريهاي مختلف را داشته باشند.
وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر :
ادامه تحصيل دانشجويان رشته پزشكي بعد از اتمام دوره پزشكي عمومي در دو مرحله امكانپذير است:
الف ) ادامه تحصيل در رشتههاي تخصصي باليني كه داوطلب بعد از قبولي در امتحان پذيرش دستياري سراسري كشور ميتواند در رشتههاي تخصصي كه در حال حاضر در داخل كشور ارائه ميشوند ادامه تحصيل دهد.
رشتههاي تخصصي باليني در حال حاضر شامل 23 رشته ميباشد كه عبارتند از : جراحي عمومي ، جراحي مغز و اعصاب، جراحي استخوان و مفاصل (ارتوپدي) ، جراحي كليه و مجاري ادراري تناسلي (ارولوژي) ، بيماريهاي اعصاب، بيماريهاي داخلي ، بيماريهاي عفوني و گرمسيري ، بيماريهاي قلب و عروق ، بيماريهاي كودكان، بيهوش ، پزشكي اجتماعي، پزشكي هستهاي ، آسيبشناسي (پاتولوژي) ، پوست ، پزشكي فيزيكي و توانبخشي، چشمپزشكي ، پرتودرماني (راديوتراپي) ، پرتوشناسي تشخيصي (راديولوژي) ، زنان و زايمان ، روانپزشكي، گوش و حلق و بيني ، پزشكي قانوني و طب كار ميباشد.
ب) ادامه تحصيل در رشتههاي علوم پايه ، فارغالتحصيلان رشته پزشكي ميتوانند در تخصصهاي علوم پايه پزشكي نظير فيزيولوژي ، ايمونولوژي، ژنتيك، ويروسشناسي پزشكي، ميكروبشناسي پزشكي ، انگلشناسي پزشكي، بيوشيمي ، آمار حياتي و تغذيه نيز شركت نمايند.
دوره علوم پايه
مرحله علوم پايه، اولين مرحله آموزش پزشكي بوده، مدت اين مرحله دو سال است. در اين مرحله ، دانشجويان بخش اول درسهاي عمومي و درسهاي پايه و اصلي را ميگذرانند. هدف از اين مرحله، آموزش ساختمان بدن انسان و اعمال فيزيولوژيك و نقش آن در سلامت انسان و همچنين شناخت عوامل بيولوژيك بيماريزا و شيوههاي دفاعي بدن در برابر آنها و اصول آسيبهاي بدن انسان و آشنا ساختن دانشجو با اصول مسائل بهداشتي است. دانشجويان بايد در هر نيمسال تحصيلي 20 واحد درسي ارائه شده از طرف دانشكده را به طور اجباري بگذرانند. حداكثر زمان مجاز براي گذراندن اين مرحله 3 سال است .
در ذيل به شرح برخي از اين درسها ميپردازيم :
بيوشيمي: مربوط به بدن موجودات زنده و انسان است. در اين درس، با شيمي آلي مولكولها و اتمها و واكنشهاي آنها در بدن آشنا ميشويم.
آناتومي: در آناتومي، دانشجو با كليه ساختهاي بدن شامل انواع ماهيچهها ، استخوانها، اعصاب و احشا و با محل آنها و اعضاي مجاور آنها به طور دقيق و در حالت طبيعي بدن، آشنا ميشود، به طوري كه بتواند اجزاي هر ناحيه را به صورت سه بعدي شناسايي كند.
فيزيولوژي : در اين درس چگونگي عملكرد اندامها و بافتها مورد مطالعه قرار ميگيرد؛ به اين ترتيب كه دانشجو بعد از آشنايي با آناتومي و بافتشناسي اندامها با شيوه عمل آنها در شرايط مختلف و در وضعيتهاي ويژه آشنا ميشود.
ايمونولوژي: اين درس به بررسي سازمان دفاعي بدن ، سلولهاي دفاعي و واكنشهاي موثر در اين شبكه ميپردازد.
انگلشناسي: اين درس به انگلهاي موثر در ايجاد بيماريهاي انساني اعم از حشرات ، كرمها ، قارچهار و غيره ميپردازد. در اين درس، اين انگلها به طور دقيق شناسايي شده، در درس عملي نيز مورد بررسي قرار خواهد گرفت و به اين وسيله چشم دانشجو با انواع انگلها آشنا ميگردد.
پاتولوژي عمومي : در اين درس انواع آسيبهاي بافتي و تغييرهاي بافتهاي بدن در هنگام بروز يك ناهنجاري ، تحريك و يا آزار مورد بررسي قرار ميگيرد.
دوره فيزيوپاتولوژي (نشانه شناسي)
مدت مرحله دوم شش ماه است. در اين مرحله دانشجو پس از اين كه با آموختن درسهاي فيزيولوژي به چگونگي عملكرد طبيعي سازمان بدن پي برد و در درس پاتولوژي وضعيت واكنشهاي بدن در بيماري و تغييرهاي بافتها را در هنگام ورود عوامل مضر به خوبي فراگرفت، به مرحلهاي ميرسد كه اكنون بايد بتواند با تلفيق اين دو ، واكنشهاي بدن را در هنگام يك بيماري از زمان شروع تا انتهاي آن دنبال كرده، سلسله توالي نشانههاي آشكار و ماهيت يكايك آنها را شناسايي كند.
در اين قسمت دانشجو در مقطعهايي كه با عنوان كورس (دوره)از آن ياد ميشود، يك سرفصل از بيماريهاي داخلي مثل بيماريهاي خون را به طور مشروح مطالعه ميكند و در هر قسمت، عوامل شروع كننده، شيوه عمل، واكنش بدن ، سير بيماري و نشانههاي اختصاصي مربوط را بررسي مينمايد. اين مطالعه صرفا شامل نشانهشناسي بيماريهاست و شامل مباحث درمان و تشخيص در بالين بيمار و معاينههاي فيزيكي نميشود. در اين دوره دانشجو، فارماكولوژي را به صورت مروري كلي بر دستههاي دارويي و چگونگي اثر داروها، ميگذراند. اين آشنايي با فارماكولوژي به صورت كلي بوده، دستههاي اختصاصي داروها و راههاي تجويز آنها رد هر بيماري ، در فارماكولوژي اختصاصي به طور مشروح مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
دوره كارآموزي (استاژري)
دوره سوم كه از آن به عنوان دوره كارآموزي ياد ميشود، شامل دو مجموعه درسهاي نظري و كار عملي است. اساس تدريس درسهاي نظري مانند ساير درسهاي علوم پايه و فيزيوپاتولوژي است ولي در برنامه عملي، دانشجو در بالين بيمار با مجموعهاي از دانستههاي نظري خود با نشانههاي بيماي به صورت مستقيم مواجه ميشود و با صحبت با بيمار و به دست آوردن تاريخچه بيماري، نوع آن را تشخيص داده، اقدامهاي درماني لازم را فراخواهد گرفت. برنامه كار در دوره كارآموزي به طور خلاصه شامل كنفرانسهاي صبحگاهي در مورد بيماران بستري در بخش، صحبت در بالين توسط استاد مربوط و يادگيري معاينهها و گرفتن شرح حال، انجام كارهاي تشخيصي و تا حدودي نسخهنويسي است. عموما درسهاي نظري بعد از ظهرها تدريس ميشود و صبحها به كار در بيمارستان و برنامههاي آن اختصاص دارد. زمان گذراندن كارآموزي باليني به طور مطلوب 20 ماه و حداكثر 27 ماه است كه طي آن ، دورههاي داخلي ، جراحي ، كودكان ، زنان و زايمان ، چشم ، گوش و حلق و بيني ، روانپزشكي ، راديولوژي و پوست و واحدهاي باقي مانده درسهاي عمومي گذرانده ميشود. محل گذراندن كارآموزيها بيمارستانهاي آموزشي است.
دوره كارورزي (انترني)
دوره انترني يا كارورزي در واقع نقطه عطف آموزش باليني دانشجويان رشته پزشكي است. كارورز پس از آموختن علوم پزشكي و گذراندن يك دوره كارآموزي باليني در تمام بخشهاي بيمارستاني، اينك بدان حد از اطلاعات پزشكي و قضاوت باليني رسيده است كه به طور مستقل در مواجهه با بيماران قرار بگيرد و با به كار بستن عملي تمام آموختهها ، به طور مستقيم با بيماران در تماس باشد و با انجام معاينههاي باليني و دستور آزمايشهاي پاراكلينيك، به تشخ يص رسيده، به درمان بيمار بپردازد. اين فعاليتها همگي زير نظر استادان و دستياران مربوط صورت ميگيرد.
تواناييهاي فارغالتحصيلان دوره دكتراي تخصصي پزشكي و فرصتهاي شغلي آنان
اين فارغالتحصيلان ميتوانند در بيمارستانهاي آموزشي يا غيرآموزشي كشور استخدام و كار درمان بيماران و آموزش دانشجويان رشته پزشكي و پيراپزشكي مشغول شوند. همچنين ميتوانند به كار درمان بيماران در درمانگاههاي تخصصي يا مطبهاي خصوصي مبادرت ورزند.
رياست بيمارستانهاي دولتي يا خصوصي معمولا به عهده پزشكان متخصص است. همچنين رياست و معاونت دانشكده و دانشگاهها علوم پزشكي كشور نيز به عهده پزشكان متخصص ميباشد.
با تشکر -دکتر امید عابدی - 행운을 빌어요 - 서울 - 한국
2011/ 6sep
هپاتیت B یک بیماری ویروسی است که از طریق تماس با خون و ترشحات بدن افراد مبتلا منتقل می شود. این بیماری معمولا خود به خود بهبود یافته و عوارض دراز مدت کبدی ندارد. اكثر افراد مبتلا به هپاتيت B حاد ميشوند كه در اين موارد اكثر بيماران خودبخود بهبود مييابند. این بیماری در عده کمی حالت مزمن پیدا کرده و فرد ناقل بیماری می شود و ی می تواند بیماری را به دیگران منتقل کند. تعداد کمی از این افراد در آینده دچار عوارض بیماری مانند سیروز یا هپاتوسلولار کارسینوما می شوند.
هپاتيت B یک بيماري کبدی است که در اثر آلودگي با ويروس هپاتيت B ايجاد ميشود و يكي از مسريترين فرمهاي هپاتيت ویروسی ميباشد. عوامل ديگري مانند برخي داروها، استفاده طولاني مدّت از الكل، تجمع چربي دركبد و تماس با برخي مواد شيميايي صنعتي نيز ميتوانند سبب هپاتيت شوند.
ويروس هپاتيت B از طريق تماس با خون، مايع مني، ترشحات واژينال و خون قاعدگي فرد مبتلا به بدن شخص سالم وارد ميشوند. راههاي انتقال عبارتند از:
تماس جنسي: وجود هر گونه خراش و زخم در ناحية دهانی ،مقعد، واژن و پيشا براه در هنگام رابطه جنسي ميتواند سبب ورود ويروس به بدن شود.
استفاده از سوزن مشترك باديگران جهت تزريق داروهاي غيرمجازدر معتادان تزریقی
تماس شغلي: تماس داشتن با خون ، فرو رفتن سوزن آلوده به خون فرد مبتلا بصورت ناگهاني به داخل بدن ، پاشيده شدن خون آلوده به چشم، دهان و يا زخمي روي پوست، همواره كاركنان مراکز بهداشتي بیمارستانی را تهديد ميكنند.
مادر مبتلا به هپاتيت B در حين زايمان سبب انتقال بيماري به نوزاد خود ميشود (هنگام عبور نوزاد از كانال زايماني). شيردادن به شيرخوار سبب انتقال بيماري نميشود.
استفاده از ابزار نفوذ كننده در پوست بدن و تاتو در صورتيكه قبلاً استريليزه نشده باشند.
وسايل بهداشتي مانند تيغ اصلاح و مسواك در صورتيكه با خون فرد مبتلا آلوده شده باشند، ميتوانند سبب انتقال ويروس شوند.
در گذشته، انتقال خون يكي از راههاي معمول آلوده شدن با ویروس هپاتيت B بود. اما امروزه تمام خونهاي اهدايي در سازمان انتقال خون از نظر هپاتيت B بررسي ميشود.
علائم بيماري بطور متوسط 90 تا 60 روز ( 45 تا 180 روز) پس از ورود ويروس هپاتيت B به بدن ايجاد ميشود. اين دوران، دوره کومون ناميده ميشود. در دوره کومون و چند هفته پس از بروز علائم، ويروس از طريق خون، مايع مني، ترشحات واژينال ( شامل خون قاعدگي) و … فرد بيمار ( چه به صورت تازه و چه بصورت خشك شده) قابل انتقال است. خون بالاترين ميزان ويروس را دارا است. در صورت خشك شدن موارد نامبرده ميتوانند براي يك هفته و يا بيشتر آلودگي را منتقل نمايند. در موارد ابتلا به هپاتيت B حاد، پس از توليد شدن آنتي بادي ضد آنتي ژن سطحي ويروس هپاتيت B در بدن (HBsAb) ديگر بيماري قابل سرايت نيست. در صورت ابتلا به هپاتيت B مزمن امكان انتقال ويروس در تمام عمر وجود دارد.
برخي عادات شخصي و بعضي از مشاغل خطر ابتلا به هپاتيت B را افزایش می دهند. افراد در معرض خطر حتماً باید واكسن هپاتيت B را دريافت نمایند. افراد در معرض خطر عباتند از:
افرادی که شریک جنسی آنها مبتلا به هپاتیت B است.
کسانی که شریک های جنسی متعدد دارند و از وضعیت سلامت آنها مطمئن نیستند.
کسانی که از سوزن مشترک برای تزريق مواد مخدر استفاده می کنند.
كاركنان بهداشتي مانند پزشكان و دندانپزشكان و پرستاران، تكنسينهاي آزمايشگاه و دانشجويان پزشكي
افرادي كه مسئوليت کفن ودفن اموات را دارند.
كاركنان و ساكنان مراكز نگهداري افراد عقب مانده ذهني
كاركنان زندانها و زندانيان طولاني مدت
افرادي كه با مبتلایان به هپاتيت B مزمن زندگی می کنند.
افرادي كه از تاتو و ديگر ابزارهاي سوراخ كننده پوست كه چندان با دقت تميز نشده باشند استفاده کنند.
نوزادانی که از مادران مبتلا به هپاتيت B متولد می شوند.
بیمارانی که دارند و فاكتورهاي انعقادي دريافت میکنند.
بیمارانی که دياليز می شوند.
همجنس بازان
جهت محافظت از خود در برابر آلوده شدن با ويروس هپاتيت B بايد از تماس با خون و ديگر ترشحات بدني افرادي كه سلامتی وسابقه جنسي آنها براي شما مشخص نميباشد، پرهيز نمائيد. به نكات زير توجه نمائيد:
هنگام رابطة جنسي از كاندوم استفاده نمائيد.
از سوزن تزريقي مشترك با ديگران استفاده نکنید.
در هنگام كار با خون از دستكش استفاده نمائيد .
ازتیغ اصلاح ومسواک مشترک با دیگران استفاده نکنید.
واكسيناسيون عليه هپاتيت B موثرترين راه براي جلوگيري از ابتلا به هپاتيت B ميباشد. در صورتيكه 3 نوبت واكسن هپاتيت B را دريافت نمائيد تا 95% عليه اين بيماري ايمن خواهيد بود. ايمني واكسيناسيون براي حدود 15 سال باقي خواهد ماند، انجام واكسيناسيون در موارد زير پيشنهاد ميشود:
تمام نوزادان تازه متولّد شده
تمامي افراد 18 سال و يا كمتر كه تاكنون واكسن هپاتيت B را دريافت نكردهاند.
معتادان تزريقي
افرادي كه بيش از 1 شريك جنسي در 6 ماه اخير داشتهاند و يا سابقة يكي از بيماريهاي مقاربتي را دارند.
مردان هم جنس باز
هم خانه بودن و يا تماس جنسي با فرد مبتلا به هپاتيت B
افرادي كه دچار اختلالات انعقادي هستند ( مثل هموفيلي) و فاكتورهاي انعقادي را از خونهای اهداشده دیگران دريافت ميكنند.
افراد مبتلا به نارسايي شديد كليه كه نياز به هموديانير دارند.
كاركنان مراكز بهداشتي و بيمارستانها كه با خون بيماران تماس دارند.
افرادي كه در زندانها و موسسات نگهداري افراد ناتوان و عقب مانده كار و زندگي مي كنند.
اگر جزء هيچ كدام از گروههاي فوق نيستيد باز هم با پزشك خود راجع به دريافت واكسن مشورت نمائيد. 40 – 30% از مبتلايان به هپاتيت B در هيچ كدام از موارد فوق قرار نميگيرند.
در موارد زير بعد از واكسينه شدن بايد آزمايش خون جهت اطمينان از ایمنی بخشی واكسن انجام شود:
افراد مبتلا به نقص ايمني
كاركنان مراكز بهداشتي
افرادي كه شريك جنسي شان به هپاتيت B مزمن مبتلاست.
اگر تا بحال واکسن هپاتیت B را در یافت نکرده اید بايد يك نوبت ايمونوگلوبولين هپاتيت B و نوبت اول از واكسن 3 مرحلهاي هپاتيت B را دريافت نمائيد. اين درمان بايد در مدت حداکثر 7 روز پس از فرو رفتن سوزن آلوده به بدن و 2 هفته پس از تماس جنسي مشكوك صورت گيرد. هر چه زودتر درمان انجام شود كارائي درمان بالاتر خواهد رفت.
اگر قبل از تكميل شدن 3 دورة واكسن هپاتيت B، با ويروس تماس داشتيد ميتوانيد سريعاً يك دوز ايمونوگلوبولين ضد هپاتيت B را دريافت كنيد و جهت تكميل واكسيناسيون خود در طي 14 روز اقدام نمائيد
واكسن هپاتيت B، تا حد زيادي از ابتلاي به این بيماري جلوگیری ميكند. در پاسخ به واكسن، بدن آنتي بادي ضد ويروس هپاتيت B را ميسازدكه يك نوع ايمني فعال محسوب ميشود. اين واكسن:
در 3 مرحله تزريق ميشود.
منع مصرف در دوران بارداري و شيردهي ندارد.
حداقل براي مدت 15 سال بدون نياز به آزمايش يا دريافت واكسن مجدد، قادر به ايجاد ايمني خواهد بود.
سبب ايجاد هپاتيت B و ايدز نميشود.
ممكن است احساس درد و ناراحتي در موضع تزريق و يا تب خفيف ايجاد نمايد.
اين واكسن براي تمامي كودكان از تولد تا 18 سالگي، و نيز بالغيني كه در معرض خطر هستند و سابقة ايمن سازي ندارند پيشنهاد ميشود. ممكن است آزمايش براي تعيين ايمني بدن (اندازه گیری سطح آنتی بادی )نسبت به ويروس هپاتيت B در بالغين كه از سابقة واكسيناسيون خود اطلاع ندارند لازم باشد.
كمتر از نيمي از افراد مبتلا به هپاتيت B كوتاه مدت يا حاد
علامتدارمیشوند. علائم شامل موارد زیر می باشد:
يرقان (زرد شدن سفيدي چشم و پوست): يرقان نشانه تأييد كننده هپاتيت بوده ودراكثر بيماران رخ نميدهد و معمولاً وقتي ظاهر ميشود كه ساير علائم هپاتيت B در حال فروكش كردن باشند.
خستگي شديد
تب خفيف
سردرد
بياشتهايي
حالت تهوع
استفراغ
احساس ناراحتي مداوم در قسمت فوقاني راست شكم زير دندهها (محل قرارگيري كبد): در اكثر موارد احساس ناراحتي در صورت وارد آمدن آسيب به بدن و يا فعاليت كردن افزايش مييابد.
اسهال يا يبوست
دردهاي عضلاني
درد مفاصل
بثورات پوستي
اكثر افراد مبتلا به هپاتيت B مزمن علامتي ندارند و تصادفاً در حین انجام آزمايش خون، اهدا خون و يا انتقال بیماری به يكي از افراد خانواده متوجه بیماری می شوند. حتی برخي بيماران تنها هنگام بروز عوارض بیماری مثل سيروز يا سرطان کبد (هپاتوسلولار كارسينوما) متوجه بیماری خود ميشوند كه البته این موارد شايع نيستند.
در صورت وجود موارد زير حتماً به پزشك مراجعه نمائيد:
اگر عوامل خطرساز هپاتیت ویا علایم این بیماری را دارید.
با بیمار هپاتیتی زندگی می کنید و یارابطه جنسی دارید.
با خون و ترشحات بدنی بیمار هپاتیتی مثل مایع منی،ترشحات واژینال،خون قاعدگی تماس داشته اید.
در صورتيكه مبتلا به هپاتیت Bهستید و در اثر استفراغ زیاد وتحمل نکردن مایات دچار کم آبی شده ایدو يا هر كدام از علائم زير كه حاكي از نارسائي در حال پيشرفت كبد ميباشد، راداریدبلافاصله به پزشك متخصص مراجعه نمائيد.
تحريك پذيري زياد
عدم توانايي در فكر كردن و كارهاي ذهني
خواب آلودگي شديد
تورم دستها و پاها، شكم با يا بدون ورم صورت
خونريزي از بيني، دهان،مقعد ( شامل وجود خون در مدفوع) و يا خونريزي زيرپوستي
در صورتيكه شاهد بيهوش شدن فرد مبتلا به هپاتيت B هستيد، حتماً با اورژانس پزشكي تماس بگيريد.
به چه كساني ميتوان مراجعه نمود :
پزشكان عمومي
متخصصين اطفال
متخصصين داخلي
متخصصين عفونی
اگر دچار عوارض هپاتيت شدهايد مجموعهاي از يك متخصص بيماريهاي گوارش و كبد و متخصص بيماريهاي عفوني ميتوانند به شما كمك نمايند.
پزشک از راه پرسیدن تاریخچه پزشکی وبهداشتی شما،انجام معاینات دقیق جسمی وانجام یک سری آزمایش قادر به تشخیص بیماری شما خواهد بود.
آزمایشات تشخیصی عبارتند از:
اندازه گیری آنتی ژنها وآنتی بادیهای ویروس هپاتیت: این آزمایشات میتوانند سطح ایمنی شما را در برابر این ویروس و اینکه آیا جدیداً مبتلا شده اید یا بیماری در بدن شما حالت مزمن پیدا کرده است و قابلیت انتقال بیماری به دیگران رامشخص نمایند.
DNA ويروس هپاتيت B: كه از طريق بررسي ژنتيك مورد مطالعه قرار ميگيردو مشخص كننده تكثير ويروس در بدن شما ( فاز فعال) و نيز قابليت انتقال ويروس ميباشد.
در صورتيكه نتايج آزمايشات فوق منفي باشد، آزمايشهايي جهت تشخيص ويروس هپاتيت A، هپاتيت C و ابشتاين ويروس ( عامل بيماري مونو نوكلئوز عفوني) كه همگي ميتوانند سبب هپاتيت شوند، انجام خواهد شد. اگر هيچ گونه عامل ويروسي براي هپاتيت يافت نشد، بايد تستهاي ديگر كه علّت التهاب كبد را مشخص ميكنند انجام شوند. همچنين انجام تستهاي مشخص كننده ابتلا به هپاتيت D همزمان با هپاتيت B الزامي است.
آزمايشات كبد عبارتند از:
اندازهگيري بيلي روبين، آلبومين و زمان پروتروبين (PT) كه مشخص كننده كفايت عملكرد كبدي ميباشند همچنين ممكن است كلسترول نيز اندازهگيري شود.
آنزيم آلانين آمينوترانسفراز كبد (ALT) و آسپارتات آمينوترانسفراز (AST)، آلكالين فسفاتاز و لاكتيك دهيدروژناز (LDH) ميتوانند در تعيين تخريب و يا التهاب كبد كمك كننده باشند. اين آزمایشات كه آنزيمهاي كبدي را اندازهگيري ميكنند به تنهايي جهت تشخيص هپاتيت B كافي نبوده و معمولاً آزمایشات تكميلي ديگري نيز لازم است.
آزمایشاتی نيز ممكن است زماني كه امكان مزمن شدن بيماري شما و نيز نياز به دريافت داروهاي ضدويروسي وجود دارد انجام شوند. تستهاي زير براي ارزيابي درمان و ميزان كنترل تخريب كبد در موارد هپاتيت B مزمن استفاده ميشوند:
سونوگرافي شكم
سيتي اسكن
MRI ( در موارد معدودي استفاده ميشود)
نمونهگيري از كبد (بيوپسي)
اگر مستعد ابتلا به هپاتوسلولار کارسینوما هستيد بايد آلفافيتوپروتئين (AFP) براي شما اندازهگيري شود. در صورت بالابودن AFP امكان هپاتوسلولار کارسینوما بالا ميرود.
در صورت ابتلا به هپاتيت B مزمن بايد پزشك مرتباً شما را ويزيت نمايد و آزمايشات خون جهت ارزيابي عملكرد كبد شما و بررسي ميزان فعاليت ويروس در بدن شما انجام شود. برخي از آزمايشات، گوياي اين مساله هستند كه آيا ويروس هپاتيت Bدر كبد شما تكثير مييابد؟ كه در اينصورت شانس هپاتيت B مزمن بالا ميرود. هپاتيت مزمن B ميتواند منجر به سيروز كبدي و يا كارسينوم هپاتوسلولار شود.
درمان عفونت ويروسي هپاتيت B بستگي به ميزان فعال بودن ويروس و ميزان در خطر بودن شما براي آسيب كبدي مانند «سيروز» دارد. هپاتيت B حاد معمولاً خودبهخود بهبود مييابد. درمانهاي خانگي براي فروكش كردن علائم آن استفاده ميشود و سبب جلوگيري از گسترش ويروس ميگردد. در عفونت مزمن هپاتيت B، درمان شامل بررسي شرايط و بيمار استفاده از داروهاي ضد ويروسي جهت جلوگيري از آسيب رساندن به كبد ميباشد. اگر بیماری به كبد آسيب جدي رسانده باشد، ممكن است جهت درمان پيوند كبد در نظر گرفته شود.
مراقبت در منزل:
كاهش فعاليت: كاستن از ميزان فعاليت و هماهنگ كردن آن با توان خود، نكتهاي مهّم است. شما نبايد دائماً در بستر استراحت نمائيد اما بايد به نياز بدن خود، هنگامي كه خسته ميشويد توجه نمائيد. از رفتن به سركار و مدرسه مگر در صورتيكه حجم كارهايتان در توان شما باشد اجتناب كنيد. از ورزش شديد بپرهيزيد. بتدريج كه بهتر ميشويد ميتوانيد رفته رفته به فعاليت معمولي خود باز گرديد، در صورتيكه سريعاً و بدون توجه به توان خود، فعاليتهاي عادي خود را شروع كنيد ممكن است مجدداً بيمار شويد.
تغذيه مناسب: اگر چه ممكن است اشتها نداشته باشيد امّا تغذيه مناسب لازم است، اكثر مبتلايان با گذشت روز دچار بدتر شدن حالت تهوع و بياشتهايي ميشوند. خوردن يك وعدة غني و كامل در صبح و وعدههاي سبكتر در ساعات بعدي مفيد ميباشد. پزشكان رژيم غذايي پركالري – پرپروتئين را براي بيماران هپاتيتي توصيه ميكنند.
جلوگيري از كم آب شدن بدن: بسیار مهّم است هنگامي كه مبتلا به هپاتيت B هستيد مخصوصاً اگر استفراغ ميكنيد آب به ميزان زياد بنوشيد. اگر تحمل ميكنيد نوشيدن آب گوشت و ميوه با توجه به تامين كالري بيشتر براي شما، مفيد ميباشد. بسياري از نوشيدنيهايي كه ورزشكاران استفاده ميكنندو در فروشگاهها موجود ميباشد در صورت استفراغ می توانندمواد معدني و الكتروليتهای ازدست رفته را جبران نمایند.
اجتناب از الكل و داروها: هپاتيت متابوليسم الكل و برخي داروها را مختل ميكند. این مواد روند تخريب كبد را تسريع ميكنند. اگر داروي تجويز شده توسط پزشك را استفاده ميكنيد ممكن است پزشك مصرف دارو را تا بهبود كامل كبد به تعويق اندازد. به هر حال بدون توصیه پزشك، خودسرانه دارو مصرف نكنيد. در مورد تمام داروهاي مصرفي خود اعم از تجويز شده، داروهاي گياهي و استامينوفن از پزشك خود سؤال كنيد. استامينوفن میتواند باعث تخريب كبد شود.
كنترل خارش بدن: برخي از افراد مبتلا به هپاتيت، گاهي دچار خارش پوست بدن ميشوند، كنترل اين وضعيت با خنك نگهداشتن پوست، اجتناب از در معرض آفتاب قرار گرفتن، پوشيدن لباسهاي نخي و استفاده از برخی داروها مقدور ميباشد. در صورت تمايل به استفاده از دارو حتماً با پزشك خود مشورت نمائيد و دستورات درج شده روي بسته دارو مطالعه كنيد و در صورت بروز هر گونه عارضه، مصرف دارو را قطع نمائيد.
درمانهاي ديگر:
برخي از افراد مبتلا به هپاتيت B حاد دچار استفراغ و از دست دادن شديد آب ميشوند در اين موارد شايد نياز به بستري در بيمارستان براي دريافت مايعات وريدي باشد.
درمان دارويي:
برای افراد مبتلا به هپاتيت B حاد استفاده از دارو های ضدويروسي توصيه نميشود. در هپاتيت B مزمن كه ويروس داراي فعاليت تكثير شونده بوده و يا روند تخريبي كبد شروع شده باشد این دارو ها توصیه می شوند. در واقع دريافت داروهاي ضدويروسي در موارد مزمن هپاتيت B بستگي به حضور آنتي ژن سطحي ويروس هپاتيت B (HBSAg)، مقدار DNA اين ويروس و نيز ميزان آنزيمهاي كبدي در خون دارد.
درمان جراحي:
هپاتيت B كبد را آلوده ميكند و معمولا نیاز به درمان جراحي ندارد. بیماران مبتلا به هپاتیت مزمن که مبتلا به آسيب كبدي جدي شه اند است ممكن است نياز به پيوند كبد داشته باشند. در موارد كمي هپاتيت B حاد سريعاً به سمت نارسائي كبد پيش ميرود كه هپاتيت برق آسا ناميده ميشود. در این موارد نیز شاید نياز به پيوند كبد باشد.
علائم ابتلا به ويروس هپاتيت B، در صورت بروز، در فاصله 90-60 روز (ممكن است 180-45 روز) بعد از ورود ويروس به بدن بروز مينمايد. اكثر افراد مبتلا به هپاتيت B حاد ميشوند كه در اين موارد اكثر بيماران بعد از 3-2 هفته به تدريج بهتر شده و بعد از8-4 هفته كاملاً بهبود مييابند. دربدن بيماران آنتي بادي عليه ويروس هپاتيت B ساخته ميشود كه سبب جلوگيري مادامالعمر افراد از ابتلا مجدد ميشود. تنها افراد معدودی (اكثراً در سنين بالا) علائم طول كشنده دارند.
عده كمي علائم را براي مدت چند ماه خواهند داشت كه اين عده ممكن است نشانههايي از نقص در عملكرد كبد قبل از اینکه كه كاملاً هپاتيت حادشان بهبود يابد داشته باشند.
حدود 25% از افراد مبتلا به هپاتيت B حاد دچار درد مفاصل و بثورات جلدي ميشوند. در موارد نادري ورم آنژيونوروتيك شامل تورم لبها، زبان ، تورم حنجره و تارهاي صوتي و يا درد در شكم رخ ميدهد.
در هپاتيت B مزمن بیمار حامل ويروس هپاتيت B براي مدت 6 ماه و يا بيشتر و گاهي تمام عمر خواهد بود. استعداد ابتلا به فرم مزمن بيماري بستگي به سن ابتلاي اوليه به هپاتيت B دارد.
90% از نوزاداني كه در بدو تولد آلوده به ويروس هپاتيت B شدهاند، به فرم مزمن بيماري مبتلا خواهند شد. حدود 30% از كودكاني كه بعد از تولد در سنين بين 5-1 سالگی مبتلا شدهاند و نيز 6% از كودكان بزرگتر، جوانان و بالغين به هپاتيت B مزمن مبتلا خواهند شد.
اگرچه اكثر مبتلايان به هپاتيت B مزمن دچار عوارض آن نميشوند ولي 25-15% از مبتلايان در اثر سيروز يا سرطان كبد فوت خواهند نمود.
شانس ابتلا به سيروز در صورت دارا بودن آنتيژن خاصي از ويروس هپاتيت (HBe)، سن بالاتر از 40 سال و بالا رفتن سطح آنزيمهاي كبدي در خون، بالاتر خواهد بود.
در موارد زير سن ابتلا به سرطان (هپاتوسلولار كارسينوما) افزايش مييابد.
جنس مرد
داشتن سابقه فاميلي (ابتلا به سرطان كبد)
سن بالاي 40 سال
ابتلا به سيروز
ابتلا به هپاتيت C همزمان
مشكلات غير شايع ديگري كه در ارتباط با هپاتيت B رخ ميدهند عبارتند از :
عفونت هپاتيت D : كه فقط در افراد مبتلا به هپاتيت B رخ ميدهد و ميتواند سبب وخيم شدن هپاتيت B شود.
هپاتيت فولمیننت (برقآسا) : كه سبب آسیب ناگهاني و وخيم كبد شده و بستري در بيمارستان ضرورت دارد.
واسكوليت (تورم عروقي) : كه سبب بيماري كبد، آرتريت (تورم مفاصل)، درد شكم، التهاب عصب (مونونوريت) و بروز پديده رینود و التهاب و آسيب كليه ميشود.
آیا باید داروهای ضد ویروسی برای درمان هپاتیت مزمن خود دریافت کنم؟
با کمک این اطلاعات می توانید در روند تصمیم گیری در مورد درمانتان همکاری کنید و به توصیه های پزشکان اعتماد نمایید.
درمان ضد ويروسی براي تمامي بيماران مبتلا به هپاتيت B مزمن پيشنهاد نميشود و ميتواند به عنوان يك انتخاب براي افرادي كه در معرض آسيب و تخريب كبدي مانند سيروز قرار دارند باشد .درمان ضدويروسي در صورتيكه آسيب جدي به كبد وارد شده باشد كمك كننده نخواهد بود. اگر يكبار درمان دارويي دريافت نمودهايد بهبودي حاصل نكرده و يا بيماري شما عود كرده است روند درمان شما تغییرخواهد کرد. با پزشك معالج خود در مورد نحوة تصميم گيري صحبت نمائيد. موارد زير را هنگام اخذ تصميم در نظر داشته باشيد:
اگر به هپاتيت B حاد مبتلا هستيد، نيازي به درمان دارويي نداريد و معمولاً خود به خودبیماری از بين ميرود.
در صورت ابتلا به هپاتيت B مزمن در موارد زير درمان دارويي پيشنهاد ميشود:
بالا بودن DNA ويروس هپاتيت B در خون
بالا بودن آنزيمهاي كبدي
وجود بيماري كبدي
در صورتيكه آنزيمهاي كبدي شما در حد طبيعي و يا اندكي بالاتر از طبيعي باشد و بيوپسي كبدتان نمايانگر آسيب و تخريب كبدي نباشد نيازي به درمان دارویي نداريد
اينترفرونها (interferon alfa-2b و pegylated interferon alfa-2a) كه به صورت تزريقي استفاده ميشوند.
مهاركننده های نوكلئوزيد ترانس كريپتاز معكوس (NRTIS) مانند adefovir, lamivudine, و entecavir كه به شكل خوراکی استفاده ميشود.
دکتر امید عابدی -서울 - 한국-관심 에 대한 감사합니다!
23Aug/ 2011
!열사병
تعریف
بدن انسان بطور عادی ، دارای یک مکانیسم تنظیمی گرمایی میباشد و بر هم خوردن تعادل در این مکانیسم به نحوی که درجه حرارت بدن به طور غیر عادی بالا رود را گرمازدگی می نامند .
علائم
بالا رفتن دمای هوا موجب افزایش تبخیر آب بدن می شود و همراه با این تبخیرات، الکترولیت های سدیم و پتاسیم که جزء مواد ضروری بدن هستند نیز از بدن انسان خارج می شوند.
تبخیر بیش از حد آب از بدن به علت گرمای زیاد، سبب کاهش فشار خون می شود و درنتیجه خون به موقع به کلیه ها و مغز نخواهد رسید.
هنگامی خون به مقدار کافی و در زمان خود به کلیه ها نرسد، میزان ادرار کاهش یافته و مقدار سم های اوره و کراتین در بدن افزایش می یابد و در صورت زنده ماندن، فرد دچار نارسایی حاد کلیه خواهد شد که باید به طور مداوم دیالیز شود.
درصورت پایین آمدن فشار خون و نرسیدن خون به مغز فرد دچار سرگیجه شده و در این صورت فرد گرما زده با بی هوشی نیمه کامل بر زمین خواهد افتاد.
در صورت عدم تشخیص یا انجام ندادن مراقبت های لازم ، احتمال بروز عوارض و حتی مرگ و میر در این افراد بالاست.
فرد گرمازده اغلب خسته و گیج می شود و ممکن است دچار برخی علائم شاخص در گرما زدگی
اختلال در هوشیاری ، دمای بالای بدن که گاه تا 41 درجه می رسد ، در شرایط حاد عدم تعرق ، سردرد ، گرفتگی عضلات، پوست خشک و داغ ، تهوع یا استفراغ ، ، تشنج ، اختلالات ریتم قلب که میتواند منجر به سنکوپ گردد ، اختلال در تکلم و گاه هزیان ، رنگ پریدگی و افت فشار خون ، نبض ضعیف ، ، کاهش حجم ادرار
دربحث امدادی گرمازده شدن در دو طیف کلاسیک و فعالیتی مورد بررسی قرار میگیرد
الف - کلاسیک یا non exertional
در فرم کلاسیک گرمازده شدن مربوط به طیفی از افراد هستند که بدون داشتن فعالیت حرکتی خاص هستند پس از چند روز تماس با محیطهایی که داری هوای گرم و فاقد امکان تهویه مناسب هستند رخ میدهد .
این عزیزان معمولا بعلت استفاده از داروهای همچون ( آرامبخش و خواب آور، آنتی کولینرژیک، آنتی هیستامین و داورهای مدر) و یا دچار بودن به بیماریهایی همچون بیماری قلبی عروقی ، بیماریهای مزمن ، بیماریهای روانی و یا دچار بودن به چاقی مزمن و یا بالا بودن سن در معرض چنین خطری هستند .
ب ) فعالیتی یا exertional
در فرم فعالیتی شاهد گرمازدگی در سنین پائین تر هستیم معمولا این مشکل برای کارگران ساختمانی خصوصا آنان که در معرض تابش نور خورشید هستند و یا افرادی که مجبورا ساعتها در زیر آفتاب راه بروند و یا ورزشهای سنگینی همچون فوتبال انجام بدهند اتفاق می افتد..
آسيبهاي حاصل از گرما به تناسب شدت آن به سه گروه تقسيم مي شوند .
1- گرمازدگي خفيف 2- گرمازدگي متوسط 3- گرمازدگي شديد
1- گرمازدگي خفيف : اين حالت وقتي پيش مي آيد كه فردي به مدت طولاني در معرض حرارتي نسبتا بالا قرار گيرد. .
علايم آن اغلب به صورت: گرفتگي عضلاني، خستگي مفرط و گاهي سرگيجه و غش مي باشد .
كمكهاي اوليه :

1- مصدوم را به محل خنكي منتقل سازيد.
2- به مصدوم محلول ORS يا محلول آب و نمك و شكر (1 قاشق چايخوري نمك با 8 قاشق چايخوري شكر در يك ليتر آب) بدهيد.
3- عضلات گرفته گرمازده را ماساژ دهيد.
4- حوله مرطوب روي پيشاني و عضلات گرفتار مصدوم قرار دهيد.
5- اگر علايم بهبود نيافت يا وخيمتر شد مصدوم را به مركز درماني منتقل كنيد.
6- بیمار باید استراحت نماید و در صورت لزوم از پنکه برای خنک کردن او استفاده شود.
2- گرمازدگي متوسط : اين حالت به دليل قرار گرفتن فرد در معرض گرماي زياد و فعاليت بدني شديد در محيط، مثل: ملاحان، كشاورزان، آتش نشانها، پيش مي آيد. علايم بصورت: سرگيجه و عدم هوشياري است و به دنبال آن پوست رنگ پريده مي شود . ساير علايم به صورت تنفس سريع و سطحي، نبض ضعيف، ضعف و تعريق بدن مي باشد.
كمكهاي اوليه
1- باید وی را به مکانی خنک مثل زیرسایه بان یا اتاق برده ، لباس های وی را از بدن خارج نمود .
2- مصدوم را وادار به دراز كشيدن كرده و پاهاي او را بالا آوريد .
3- بوسيله پارچه مرطوب و باد زدن و يا هر وسيله ديگر مصدوم را خنك كنيد . از روشهای متداول برای خنک کردن فرد گرمازده استفاده از یک ملحفه نازک مرطوب است بهتر است ابتدا ملحفه را خیس کرده و روی بدن وی کشیده و هر چند دقیقه یکبار ملحفه را مرطوب کرده و یا تکان دادن ملحفه مرطوب موجب پائین آمدن دمای بیمار شوید تا بتدریج بدن فرد گرما زده خنک شود .
4- به مصدوم محلول ORS يا محلول آب و نمك و شكر بدهيد. ( مشروط بر اينكه هوشيار بوده و استفراغ نكند)
5- به هنگام ضرورت باید از کپسول اکسیژن استفاده نمود و در نبود اکسیژن ، اگر لازم شد به مريض تنفس مصنوعي بدهيد .
6- همواره در این مواقع که با فرد گرما زده روبرو هستید توجه داشته باشید که استفاده از داروهای تب بر در اینگونه موارد هیچگونه اثری نمی گذارد چرا که در این افراد سیستم تنظیم مرکزی دما مشکلی ندارد و در واقع بالا بودن دمای بدن ناشی از محیط است.
7- و پس از انجام اقدامات اولیه میبایست در صورت عدم بهبودي فرد گرمازده او را سريعا به مركز درماني منتقل سازيد
3- گرمازدگي شديد : اين حالت بسيار خطرناك است بيشتر در روزهاي گرم و مرطوب اتفاق مي افتد .
علايم :
قيافه گرمازده، تب دار بوده، پوست گرم و خشك و تنفس سطحي و نبض ضعيف مي شود . درجه حرارت بدن مصدوم افزايش يافته، عدم هوشياري و احتمالا اغما و تشنج نيز جزو ساير علايم ميباشند.
اقدامات اوليه :
1- تمام لباسهاي مصدوم را درآورده و او را در حوله يا پارچه مرطوب قرار دهيد . مي توان مصدوم را داخل وان یا لگن آب سرد قرار داد .(مواظب باشيد مصدوم غرق نشود) در مواقع حاد با تجویز و نظارت پزشک می توان از قرار دادن كيسه هاي يخ در كشاله ران زير بغل زانو مچ دست و پا نيز استفاده كرد.
2- اگر مريض دچار شوك است شوك را درمان كنيد.
3- در صورت داشتن امکانتات استحمام توجه کنید که استحمام با آب سرد ممکن است سبب شوک و مرگ بیمارشود ، لذا بهتر است با آبی که ۲ تا ۳ درجه خنک تر از دمای بدن بیمار باشد بیمار را خنک کرد تا وقتی که دمای بدن او به ۳۹ درجه سانتیگراد برسد به این نکته توجه داشته باشید که از گذاشتن بیمار در وان یخ بدون دستور مستقیم پزشک جدا خوداری کنید !
4- در این مواقع باید به بیمار مایعات خنک خورانده شود تا دمای بدن وی به حدود دمای طبیعی برسد . توجه داشته باشید تا پائین آمدن دمای بدن ، مرطوب کردن ملحفه و بدن را می باید ادامه داده و پس از انجام کمک های اولیه حتما باید فرد مصدوم را به مرکز فوریت های پزشکی رساند .
چگونه از گرمازدگی پیشگیری کنیم

۱ - پوشش افراد در دچار شدن انها به گرما زدگی بسیار تاثیر گذار است ! استفاده از البسه با زنگ روشن و خصوصا پنبه ای می تواند در حفاظت از جان شما موثر باشد ! از پوشیدن لباسهای تنگ و یا دارای الیاف مصنوعی جدا خوداری نموده و سعی کنید تا میتوانید از پوشیدن لباسهای تیره خوداری نمائید . از پوشیدن لباسهای ضخیم و غیرقابل نفود در فصل گرما که مانع تبخیر عرق و دفع گرما می شود جدا خودداری نمائید.
۲ –نوشیدن را هرگز فراموش نکنید !! در زمان فعالیت شدید بدنی به قدر کافی مایعات بنوشید .
۳ – میبایست توجه نمود که اگر مجبور به فعالیت سنگین در شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب به مدت طولانی هستید حتما میبایست برای احتمال دچار شدن به گرمازدگی دارای برنامه پیشگیری بوده و خصوصا با یک برنامه منظم سعی نمائید که بدن شما با فعالیت و شرایط سخت محیط کار خود امکان انطباق را پیدا نماید .
۴ – توجه داشته باشید در کارهایی که افراد در معرض گرمای مستقیم و یا تابش نور آفتاب قرار دارند همچون ، کارگاههای ساختمانی و یا فعالیت های ورزشی گروهی ، گرمازده شدن یکی از افراد به معنای هشدار جدی به تمامی کارگران و دوستانی است که سرگرم کار میباشند و می باید مسئولان در این مواقع اقدامات احتیاطی را برای بقیه افراد در نظر داشته باشند .
5- میبایست توجه داشته باشید که اگر هوا گرم و خشک باشد و تهویه کافی هم وجود داشته باشد احتمال گرمازدگی به نسبت از محیطهای گرم و مرطوب و یا دارای سیستم تهویه نامناسب کمتر میباشد
۶ - داروهائی که فرد را مستعد گرمازدگی می کند باید با نظر پزشک معالج با داروهای دیگری جایگزین شود یا به طرز مناسب از آنها استفاده شود
7- بهترین نوشیدنی بی گمان آب میباشد و بهتر است همواره قبل از احساس تشنگی آب نوشید . توجه داشته باشید برای افرادی که دارای فعالیتهای سنگین بدنی هستند توصیه می شود که در برنامه غذایی خود از نمک و شکر و لیموی تازه به طور متناوب استفاده نمایند
감사합니다-دکتر امید عابدی-۲۳ جولای ۲۰۱۱
|
| |
| طبق نظریه سازمان رژیم غذایی آمریکا، نیمی از مردم ازمکملهای تغذیهای مانند ویتامینها و مواد معدنی استفاده میکنند. متخصصان پیشنهاد دادهاند که .... | |
|
طبق نظریه سازمان رژیم غذایی آمریکا، نیمی از مردم ازمکملهای تغذیهای مانند ویتامینها و مواد معدنی استفاده میکنند. متخصصان پیشنهاد دادهاند که اگر مصرف میوه و نوشیدنی در شما به اندازه کافی است توجه نمایید که ویتامینهای بدن شما از حد طبیعی بیشتر نشود. در اینجا با 10 ویتامین و مواد معدنی آشنا میشویم: ویتامین A
میزان مورد نیاز برای مردان 3000 واحد و برای زنان 2330 واحد محدودیت 5000 ویتامین A به سالم ماندن دندانها، استخوانها، پوست و بینایی کمک مینما
یند. اما میزان زیاد آن نیز میتواند تاثیری عکس داشتهباشد و باعث کاهش تراکم استخوانها، پوکی استخوان، از دست دادن موها و مشکلات کلیوی شود. میزان زیاد ویتامینA در اوایل بارداری( بیشتر از 1000واحد) با اختلالات تولد رابطهای مستقیم دارد. این عارضه در حالت عکس یعنی کمبود ویتامینA نیز پدید میآید.غذا: میوهجات و سبزیجات قرمز، زرد و نارنجی
ویتامین B6
میزان مورد نیاز بدن 1.3 میلی گرم محدودیت 100میلی گرم سیستم عصبی و ایمنی بدن شما وابسته به ویتامین B6 است که به پایروکسیدین نیز معروف است. اگر مصرف گوشت شما زیاد ا
ست به این موضوع توجه نمایید: هرچه پروتئین مصرفی شما زیاد باشد به میزان بیشتری ویتامین B6 برای هضم پروتئین نیاز دارید. مطالعات نشان دادهاند که مصرف بالای ویتامین B6 میتواند باعث اختلال در سیستم عصبی،خصوصاً سیستم مربوط به بازوها و پاها گردد. اگرچه کاهش میزان آن نیز اثری عکس دارد.غذا: سیب زمینی پخته برای گیاهخواران و گوشت گاو برای گوشت خواران
ویتامینB9( فولیک اسید)
میزان مورد نیاز بدن 400 میکرو گرم محدودیت 1000 میکروگرم فولات به طور طبیعی در غذا یافت میشود و فولیک اسید را نیز م
یتوان در ویتامینها و غذاها پیدا نمود. این دو علاوه بر فوایدی که دارند ساخت و نگهداری از خون سالم نیز از وظایف آنها است. حالت تهوع، بیخوابی و نفخشکم از علائم مصرف زیاد ویتامین B9 است. میزان زیاد فولیک اسید میتواند علائم کمبود ویتامین B12 خصوصاً کم خونی را پنهان نماید.غذا: اسفناج و لوبیا چشم بلبلی
ویتامین C
طبق نظریه لینوس پولیس، برنده جایزه نوبل، مصرف روزانه 400 میلی گرم ویتامین C ( بدلیل سودمند بودن این ویتامین و مبارزه آ ن با سرماخوردگی) پیشنهاد نمودهاند. اگرچه میزان مصرف زیاد این ویتامین به این دلیل که بدن نمیتواند ویتامین C را ذخیره سازد مانعی ندارد. اگرچه مصرف بیشتر از 2000 میلی گرم در روز فرد را مبتلاء به اسهال، سوء هاضمه میکند. زنان حامله و یا مبتلا به دیابت که آزمایش قند خون میدهند باید در این مورد بسیار محتاط باشند.غذا: ویتامین C موجود در کیوی و جعفری بیشتر از پرتقال است.
ویتامین D
کمتر از 10 دقیقه قرار گرفتن در مقابل اشعه UV آفتاب میتواند میزان مورد نیاز ویتامین D در طول روز را جبران نماید. اما برای بسیاری از ما خصوصاً سیاهپوستان و افرادی که پوستی تیره دارند، مقداری رژیم غذایی نیز میتواند موثر باشد. متاسفانه، ویتامین D بهترین منبع برای ایجاد استخوانهایی قوی، مبارزه با نرمی استخوان و بیماریهای استخوان است و در تعداد محدود در غذاها وجود دارد. بنابراین باید بین مکملها و مواد غذایی و نوشیدنیها یک توازن برقرار نمود. اگرچه بر خلاف ویتامینهای قابل حل در آب مانند ویتامین C، این ویتامین چربی محلول در آب است و به سادگی از بین نمیرود.مصرف بیشتر از 2000 واحد در روز از ویتامین D، میتواند باعث افزایش کلسیم خون و ابتلاء به سنگ کلیه و یا از بین رفتن کلیه گردد. غذا: ماهیهای چرب مانند ماهی تن و همچنین شیر
دکتر امیدعابدی -۳۰ ژوئن ۲۰۱۱-سئول کره جنوبی | |
"متابولیسم" یا "سوخت و ساز" بدن در بعضی افراد بطور ژنتیکی بالاست (این افراد هر چقدر هم غذا بخورند، چاق نمی شوند) و در بعضی پایین است (این افراد با خوردن کمترین غذا چاق شده و به آسانی لاغر نمی شوند) و در بعضی افراد معمولی است.
علل پایین بودن متابولیسم بدن شامل موارد زیر است :
1- گرسنگی
2- رژیم غذایی کم کالری
3- خوردن زیاد غذاهای شیرین مثل شیرینی ها، آب نبات، نوشابه، ژله و کیک ها در طی روز.
4- ورزش نکردن و کمبود فعالیت بدنی
5- کم کاری تیروئید
حال 7 راهکار برای افزایش متابولیسم بدن را برایتان ذکر می کنم :
1- صبحانه را حتماً بخورید:
برای افزایش متابولیسم بدن، همیشه اول صبح، صبحانه را بخورید. اگر شما تا وسط صبح (یعنی حدود ساعت 10) یا بعد از ظهر چیزی نخورید، متابولیسم بدنتان آهسته و کند می شود. خوردن صبحانه برای سوخت و ساز بدن شما مانند افزودن هیزم به اجاق است، یعنی همانطور که هیزم چوبی، اجاق را شعله ورتر می سازد، صبحانه نیز سرعت سوخت و ساز بدن را افزایش می دهد.
2- افزایش تعداد وعده های غذایی :
به جای 3 وعده غذایی، 4 تا 6 وعده غذایی را با فاصله ی 2 تا 3 ساعت از یکدیگر بخورید. البته در این صورت باید حجم هر وعده غذایی کمتر از وعده های قبلی باشد، یعنی همان مقدار غذا را که در سه وعده می خوردید، باید در 6 وعده بخورید نه اینکه بیشتر غذا بخورید. خوردن مقادیر کم غذا در وعده های متعدد، متابولیسم بدن را افزایش می دهد.
3- خوردن غذاهای کم کالری :
سعی کنید از داروهای افزایش دهنده متابولیسم بدن استفاده نکنید. به جای آنها از مواد غذایی کم کالری یا چربی سوز مانند سبزی ها میوه ها و غلات سبوس دار استفاده کنید.
4- ورزش کردن:
اگر شاغل هستید سعی کنید روزانه مقداری از مسیر کار خود را پیاده بروید. به جای استفاده از آسانسور، از پله ها استفاده کنید. به جای سوار شدن به ماشین، پیاده روی کنید. سعی کنید روزانه حداقل یک ساعت ورزش یا پیاده روی کنید تا انرژی بدنتان را بسوزانید. به جای اینکه پول خود را صرف خرید داروهای قلابی لاغری کنید ، هفته ای 3 تا 4 بار و هر بار به مدت 30 تا 40 دقیقه پیاده روی کنید. این کار بهترین راه برای افزایش متابولیسم است.
5- هیچ وقت گرسنه نمانید:
اگر در حال اجرای رژیم لاغری هستید یا می خواهید لاغر شوید، سعی کنید هیچ وقت گرسنه نمانید، زیرا گرسنه ماندن باعث می شود متابولیسم بدنتان به سرعت پایین بیاید. هیچ وقت برای 5 تا 6 ساعت بین وعده های غذایی خود گرسنه نمایند.
6- برنامه غذایی منظمی داشته باشید:
وعده های غذایی کم حجم خود را با فاصله ی زمانی مشخص از یکدیگر مصرف کنید. هیچ وقت، هیچ وعده ی غذایی را حذف نکنید و در یک وعده کمتر از مقدار مشخص شده، غذا نخورید، زیرا این کار باعث می شود برای رفع گرسنگی خود تنقلات پرکالری و بی فایده را مصرف کنید که باعث افزایش وزن شما می شوند.
7- روزانه 8 تا 10 لیوان آب بنوشید:
مصرف آب به مقدار کافی باعث می شود دستگاه گوارش بدن کار خود را به خوبی انجام دهد و هضم و جذب مواد غذایی به نحو موثر انجام شود. بنابراین از بروز یبوست و سایر اختلالات گوارشی جلوگیری می کند. همچنین باعث حفظ شادابی پوست می شود، زیرا ممکن است با رژیم گرفتن پوست کمی حالت طراوت خود را از دست بدهد.
난 당신 이 행복 하길 바래 -! 감사합니다 -
서울 - 한국

سرطان روده بزرگ چیست ؟
در این بیماری سلولهای سرطانی در داخل بافت روده شروع به تکثیر می کنند. اگر چه این سرطان از جمله معمولترین سرطانهای بشر به حساب می آید اما بدلیل بهبود روشهای غربالگری و تشخیصی ، تعداد موارد جدید این بیماری و مرگ ناشی از آن بطور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است.
این بیماری در هر سنی بروز می یابد اما میزان بروز در سن بالای ۵۰سال بیشتر است.زمانیکه در مراحل اولیه تشخیص داده می شود.این سرطان درمانپذیر است اما تشخیص آن در این مراحل هیچگونه علامتی ندارد.
روده برزگ بخشی از سیستم گوارشی شامل مری، معده، روده های بزرگ و کوچک
می باشند. روده باریک از انتهای معده شروع شده و به روده بزرگ ختم می شود و سپس روده بزرگ نیز از آنجا تا محل مقعد ادامه می یابد، روده بزرگ شامل دو بخش است. بخش اول اصطلاحاً کولون نامیده می شود. که حدود ۱۸۰ سانتی متر طول دارد. بخش دوم نیز راست روده است که طول آن به ۱۵ تا ۲۵ سانتی متر می رسد.
اطلاعات عمومی درباره سرطان روده بزرگ:
|
نکات کلیدی این مبحث |
| * سرطان روده بزرگ بیماری است که در آن سلولهای بدخیم ( سرطانی ) در بافت روده بزرگ تشکیل می شوند . * سن و تاریخچه بیماری در ریسک بوجود آمدن سرطان روده بزرگ نقش دارند . * علائم احتمالی سرطان روده بزرگ شامل تغییرات در اجابت مزاج و یا وجود خون در مدفوع است .
* آزمایشاتی که انتهای روده بزرگ ( رکتوم ) و یا بافت روده بزرگ و یا خون د رمدفوع را بررسی می کند در تشخیص و یافتن سرطان روده بزرگ مورد استفاده قرار میگیرد . * فاکتورهای مخصوصی در انتخاب درمان و پیش آگهی تاثیر دارد ( شانس بهبودی ) |
سرطان روده بزرگ بیماری است که در آن سلولهای بدخیم سرطانی در بافت روده بزرگ تشکیل می شوند . روده بزرگ قسمتی از جهاز هاضمه را در بدن انسان تشکیل میدهد جهاز هاضمه در پروسه جذب مواد غذایی ( ویتامین ها ، مواد کانی ، کربوهیدراتها ، چربیها ، پروتئین ها و آب ) از غذاهای مختلف و همچنین دفع مواد زائد از بدن فعالیت می کند .
جهاز هاضمه از مری – معده – روده کوچک و روده بزرگ تشکیل شده است ۶ فوت اولیه روده بزرگ را کولون و ۶ اینچ انتهای روده بزرگ را راست روده و کانال مقعد نامیده می شوند کانال مقعد به مقعد ختم می شود ( سوراخی که روده بزرگ را به خارج از بدن متصل می سازد ) .
* سن و تاریخچه بیماری در ریسک بوجود آمدن سرطان روده بزرگ نقش دارند :
فاکتورهای ریسک شامل :
* سن بالای ۵۰ سال
* تاریخچه سرطان روده بزرگ یا راست روده د ر فامیل
* تاریخجه سرطان روده بزرگ و راست روده ، تخمدان ، رحم و سرطان پستان در هر شخص
* تاریخچه ابتلاء به پولیپ در روده بزرگ
* تاریخچه ابتلاء به کولیت السروز ( زخمهای متعدد در سلولهای پوششی روده بزرگ )
* بعضی از بیماریهای ارثی مانند پولیپ های آدنوماتو فامیلی و سرطان فامیلی غیر پولیپی روده بزرگ ( سندرم لینچ )
* علائم احتمالی سرطان روده بزرگ شامل تغییرات در اجابت مزاج ویا وجود خون در مدفوع
این علائم و همچنین سایر علائم ممکن است بعلت سرطان روده بزرگ و یا بعلت بیماریهای دیگر بوجود آید .
- تغییرات در اجابت مزاج
- خون ( خون قرمز یا خون تیره ) در مدفوع
- اسهال ، یبوست و یا احساس عدم تخلیه کامل دستگاه گوارش
- کاهش در قطر یا کالیبر مدفوع
- ناراحتی عمومی شکم ( دفع درد ناک گاز شکم ، نفخ ، احساس پری و یا دردهای دل پیچه ای ) ( شکم درد عمومی )
-کاهش وزن بدون علت
- خستگی ثابت
- استفراغ
آزمایشاتی که انتهای روده بزرگ ( رکتوم ) و یا بافت روده بزرگ و یا خون در مدفوع را بررسی می کند در تشخیص و یافتن سرطان روده بزرگ مورد استفاده قرار میگیرند :
-تست خون نهفته در مدفوع :
نمونه کمی از مدفوع که درمحفظه ای قرار می گیرد به دکتر یا آزمایشگاه تحویل داده می شود . این تست خون نهفته در مدفوع را آزمایش می کند .
-معاینه مقعد توسط انگشت دست ( توسط پزشک ) پزشک و یا پرستار پس از پوشیدن دستکش و آغشتن آن به ژل مخصوص انگشت را داخل مقعد بیمار کرده و بدنبال توده یا نقاط غیر طبیعی میگردد و از مدفوع بدست آمده آزمایش خون نهفته بعمل می آورد .
- تنقیه باریم :
روشی که در آن با ریم مایع به داخل روده بزرگ از طریق مقعد تنقیه میگردد با ریم یک فلز سفید نقره ای است که در تصویر دستگاه گوارش پائینی توسط اشعه ایکس کمک کننده است .
- سیگموئیدوسکوپی :
دستگاهی است که توسط آن دکتر ( لوله نازک نوری ) انتهای روده بزرگ را برای یافتن پولیپ ، تومور و یا نقاط غیر طبیعی مورد آزمایش قرار میدهد اگر در حین آزمایش پولیپ و یا بافت غیر طبیعی یافت شود پزشک می تواند آنها را بردارد و جهت آزمایش بهتر از میکروسکوپ استفاده نماید .
- کولونسکوپی :
بررسی سراسری داخلی روده بزرگ توسط کوئونکسوپ ( لوله نازک نوری ) که از مقعد وارد می شود اگر در طول آزمایش پزشک پولیپ و یا نقاط غیر طبیعی یافت شود جهت آزمایش توسط میکروسکوپ برداشته خواهد شد .
-نمونه برداری ( بیوپسی ) :
برداشتن سلولها و یا بافت ها جهت آزمایش در زیر میکروسکوپ
* فاکتورهای مخصوصی در انتخاب درمان و پیش آگهی ( شانس بهبودی ) تاثیر دارد :
انتخاب درمان ها و پیش آگهی ( شانس بهبودی ) بستگی به مرحله بندی سرطان ( آیا سرطان فقط لایه داخلی پوششی روده بزرگ یا تمام ضخامت روده بزرگ یا به سایر نقاط بدن گسترش یافته باشد ) و همچنین وضعیت سلامتی بیمار دارد .
مراحل سرطان روده بزرگ staging :

|
نکات کلیدی این مبحث |
|
* پس از اینکه سرطان روده بزرگ تشخیص داده شد بمنظور اینکه آیا سرطان روده بزرگ محدود به روده بزرگ و یا به سایر نقاط بدن انتشار پیدا کرده است آزمایشاتی بعمل می آید . * مراحل مختلف سرطان روده بزرگ عبارت است : - مرحله ۰ ( سرطان این سیتو ) - مرحله ۱ - مرحله ۲ -مرحله ۳ - مرحله ۴ |
پس از اینکه سرطان روده بزرگ تشخیص داده شد بمنظور اینکه آیا سرطان روده بزرگ محدود به روده بزرگ و یا به سایر نقاط بدن انتشار پیدا کرده است آزمایشاتی بعمل می آید . فرایند ی که در آن مشخص میشود که آیا سرطان روده بزرگ محدود بوده و یا به نقاط بدن انتشار یافته است را مرحله بندی سرطان می نامیم . اطلاعاتی که از فرایند مرحله بندی بدست می آید مرحله بیماری را مشخص می کند دانستن مرحله بیماری در اتخاذ درمان مناسب بسیار مهم است .
مرحله های سرطان روده بزرگ در پائین جهت استفاده ذکر شده است:
مرحله صفر
- در مرحله صفر سرطان فقط در سطحی ترین سلولهای پوششی روده بزرگ یافت می شود مرحله صفر سرطان این سیتو نیز گفته می شود .
مرحله یک I
در مرحله یک انتشار سرطان به جزء لایه های پوششی سطحی به لایه دوم و سوم روده بزرگ نیز انتشار پیدا کرده و دیواره داخلی روده نیز درگیر شده است ولی سرطان به خارج از دیواره روده بزرگ یا خارج از روده بزرگ انتشار نیافته است معادل مرحله یک را در طبقه بندی دوک A می گویند.
مرحله دو II
در مرحله دوم سرطان از دیواره روده بزرگ تقریبا خارج شده ولی غدد لنفاوی را گرفتار نکرده است ( عدد لنفاوی ساختمانهای لوبیائی شکل هستند که درسرتاسر بدن یافت می شوند و کار آنها فیلتر کردن مواد در داخل مایع لنف می باشد و کمک به بدن در مقابله با عفونت و بیماری را می نمایند ) مرحله دو بیماری در طبقه بندی دوک B می گویند .
مرحله سوم III
در مرحله سه سرطان غدد لنفاوی را درگیر کرده است ولی به سایر نقاط بدن گسترش نیافته است این مرحله معادل مرحله دوک C می باشد .
مرحله چهارم IV
در مرحله چهارم سرطان به نقاط دیگر بدن مثل کبد ی یا ریه گسترش پیدا کرده است و این مرحله معادل دوک D می باشد .
عود سرطان روده بزرگ:
سرطان عود کرده روده بزرگ به سرطانی گفته می شود که پس از درمان مجددا عود یا برگشت نماید . عود سرطان روده بزرگ ممکن است در روده بزرگ و یاسایر نقاط بدن مثل کبد ، ریه ، و یا هر دو باشد .
درمان انتخابی در یک نگاه کلی:
|
نکات کلید ی این مبحث |
|
* درمان های مختلفی در بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ وجود دارد * سه نوع درمان استاندارد عبارتند از * جراحی * شیمی درمانی * رادیو تراپی یا پرتو درمانی * درمانهای دیگری که در فرم تجربیات جدید بالینی بکار می رود عبارتند از : * درمانهای بیولوژیک |
درمانهای مختلفی در بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ وجود دارد :
درمانهای مختلف در دسترس بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ هستند . بعضی از آنها استاندارد هستند ( درمانهای رایج ) و بعضی از آنها بصورت تجربیات درمانی بالینی مورد استفاده قرار میگیرند . قبل از شروع درمان بیماران ممکن است که رغبت خود را در قسمت تجربیات جدید درمانی بالینی نشان دهند . در درمان بصورت تجربیات درمانی بالینی که در حقیقت مطالعه تحقیقاتی از داروی جدیدتر و یا تغیر در داروهای قبلی استفاده می شود و در صورت موفقیت روش جدید جای روش استاندارد گذشته را میگیرد .
سه نوع درمان استاندارد مورد استفاده قرار می گیرد عبارتند از :
جراحی :
جراحی ( برداشتن سرطان توسط عمل جراحی ) شایع ترین نوع درمان است که در همه مراحل کانسر کولون بکار می رود پزشک ممکن است سرطان را به یکی از روشهای زیر خارج نماید .
جراحی محدود و محلی :
اگر سرطان درمرحله بسیار اولیه تشخیص داده شود ممکن است عمل جراحی بدون باز کردن شکم توسط پزشک انجام شود که این از طریق عبور لوله از طریق مقعد به داخل روده بزرگ و عمل جراحی از این طریق انجام میگیرد به این طریق برداشتن ضایعه محلی می گویند . اگر سرطان در یک پولیپ تشخیص داده شود به این عمل جراحی پولیپکتومی اطلاق میگردد .
رزکسیون اگر اندازه سرطان بزرگتر باشد پزشک عمل کولکتومی ( برداشتن سرطان بهمراه مقادیری از باقت سالم اطراف آن ) را انجام میدهد سپس پزشک ممکن است آناستوموز ( دوختن دو طرف سالم روده بزرگ به یکدیگر ) را انجام دهد . معمولا پزشک غدد لنفاوی نزدیک روده بزرگ را جهت احتمال درگیری توسط سرطان بیرون آورده و در زیر میکروسکوپ آزمایش خواهد نمود .
رزکسیون بهمراه کولستومی :
اگر پزشک قادر به دوختن دو سر روده بزرگ به یکدیگر را نداشته باشد منفذی به خارج از بدن تعبیه کرده تا مواد زائد ازآن دفع گردد این روش کلستومی نامیده می شود . د ربعضی مواقع کلستومی موقتی است وتا زمانیکه روده بزرگ ترمیم شود ادامه می یابد ولی اگر تمام کولون توسط جراح برداشته شود ممکن است کلستومی دائمی شود .
اگر چه پزشک سرطان را تاجایی که امکان دارد و دردید او قرار گرفته بیرون خواهد آورد ولی گاهی به بیماران پیشنهاد شیمی درمانی پس از عمل جراحی داده می شود تا اگر سلول سرطانی باقیمانده از بین برده شود . این روش درمان مکمل نامیده می شود .
شیمی درمانی :
شیمی درمانی استفاده از داروها جهت کشتن سلولهای سرطانی است . شیمی درمانی ممکن است از طریق دهان یا از طریق تزریق وریدی و یا تزریق عضلانی باشد که به این نوع درمان ها . درمان جامع گفته می شود بدلیل اینکه داروها اول وارد گردش خون شده سپس به اقصی نقاط بدن رفته و میتوانند سلولهای سرطانی را در تمام نقاط بدن مورد تهاجم قرار دهند .
پرتو درمانی ( رادیو تراپی ) :
پرتو درمانی ازطریق استفاده از اشعه ایکس و سایر پرتو ها جهت کشتن و یا کوچک کردن توده های سرطانی بکار می روند . پرتو درمانی ممکن است بصورت پرتو درمانی خارجی ( استفاده از دستگاه رادیو تراپی در خارج از بدن ) و یا پرتو درمانی داخلی باشد پرتو درمانی داخلی از طریق استفاده از رادیو ایزوتوپ های مختلف ( موادی که پرتو زا می باشند ) از طریق لوله های پلاستیکی کوچک در داخل بدن و در محل تجمع سلولهای سرطانی بکار می رود سرطان روده بزرگ ممکن است از طریق رادیو تراپی خارجی درمان گردد .
پس از درمان آزمایش خونی که در آن آنتی ژن کارسینو امبیریوینک ( CEA ) (( ماده ای در خون است که ممکن است در بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ افزایش یابد )) بهمراه سایر موارد اندازه گیری می شوند تا از عود بیماری پزشک اطلاع حاصل نماید .
درمانهای دیگری در فرم تجربیات و درمانهای جدید بالینی بکار می روند که عبارتند از :
درمان بیولوژیکی :
درمان بیولوژیک نوعی درمان است که در آن توانائی تحریک سیستم ایمنی بدن در مقابله با سرطان بعنوان درمان بکار می رود . موادی که توسط بدن و یا در آزمایشگاه ساخته شده جهت تقویت و یا ذخیره نمودن دفاع طبیعی بودن در مقابله با بیماریها بکار می روند . به درمان بیولوژیکی ممکن است متغیر پاسخ بیولوژیکی و ایمنی درمانی نیز اطلاق گردد .
در این قسمت ممکن است درمانهای دیگری در فرم تجربیات و درمانهای جدید بالینی بکار رفته باشد که فعلا ممکن است درمانهای انجام شده توضیح داده نشده باشد .
درمان انتخابی به توسط مرحله بیماری:
مرحله صفر سرطان روده بزرگ :
درمان مرحله صفر ممکن است شامل انواع جراحی های زیر باشد .
* جراحی محلی محدود ( جراحی سرطان بدون باز کردن شکم ) و یا پولیپکتومی ( برداشتن پولیپ ) رزکسیون آناستوموز ( نوعی جراحی که توسط آن سرطان برداشته شده و دو انتهای روده بزرگ بهم دوخته می شود ) این عمل در زمانی انجام می شود که توده سرطانی حجیم باشد و امکان جراحی محلی محدود وجود نداشته باشد .
مرحله یک I سرطان روده بزرگ :
درمان مرحله یک I سرطان روده بزرگ معمولا شامل موارد زیر می شود :
* رزکسیون / آناستوموز ( نوعی جراحی که توسط آن سرطان برداشته شده و دو انتهای روده بزرگ بهم دوخته می شود ) .
مرحله دو II سرطان روده بزرگ :
درمان مرحله دوم کانسر روده بزرگ شامل موارد زیر می شود :
* رزکسیون / آناستوموز
* درمانهای جدید تجربی بالینی شامل شیمی درمانی ، پرتو درمانی و درمانهای بیولوژیک بعد از جراحی
مرحله III سرطان روده بزرگ :
درمان مرحله سوم روده بزرگ شامل موارد زیر می شود :
* رزکسیون / آناستوموز با یا بدون شیمی درمانی
* درمانهای جدید تجربی بالینی
مرحله IV سرطان روده بزرگ :
درمان مرحله چهارم روده بزرگ شامل موارد زیر می شود
* رزکسیون / آناستوموز
* جراحی شامل برداشتن قسمتی از اعضای دیگر بدن مثل کبد ، ریه و تخمدانها در صورتیکه سرطان گسترش پیدا کرده باشد .
* شیمی درمانی
* درمانهای جدید تجربی بالینی با استفاده از شیمی درمانی و یا درمانهای بیولوژیک
* پرتو درمانی ممکن است در بعضی بیماران بعنوان درمان تسکینی مورد استفاده قرار گیرد ( علائم بیماری را تخفیف دهد )
درمان انتخابی برای سرطان عود کرده روده بزرگ:
درمان سرطان عود کرده روده بزرگ بستگی به محل برگشت ( عود ) و همچنین وضعیت سلامتی عمومی بیمار را دارد . درمان سرطان عود کرده ممکن است شامل موارد زیر باشد .
* جراحی و برداشتن سرطان در کبد ، ریه و یا تخمدان در صورت گسترش به این نواحی
* عمل جراحی و برداشتن سرطان روده بزرگ ، در صورتیکه محل عود روده بزرگ باشد .
* شیمی درمانی بعنوان درمان تسکینی ( جهت برطرف کردن و تخفیف علائم )
* درمانهای جدید تجربی بالینی با استفاده از درمانهای بیولوژیک و یا شیمی درمانی
***اطلاعات تکمیلی:
عوامل خطر:
عوامل زیر ممکن است شانس ابتلا به سرطان روده بزرگ را در فرد افزایش دهد.
سن:
اکثر افراد مبتلا به این بیماری سن بالای ۵۰ سال دارند اما این بیماری در هر سنی اتفاق می افتد.
رژیم غذایی:
بین این بیماری و رژیم غذایی پر از چربی و پر انرژی و کم فیبر، رابطه مستقیم وجود دارد.
پولیپ ها:
این بیماری بصورت رشد توده های خوش خیم در جدار روده تعریف می شود که معمولاً بعد از سن ۵۰ سالگی شایع است . بنظر می رسد که در این ساختار شانس ابتلا به سرطان روده بزرگ را افزایش می دهد.
تاریخچه شخصی :
کسانیکه قبلاً سرطانهای روده بزرگ داشته اند یا خانمهایی که مبتلا به سرطان تخمدان، رحم، یا پستان بوده اند. شانس بیشتری جهت ابتلا به این بیماری دارند.در حال حاضر در بعضی از موارد این سرطان، ژنهای مسؤول شناسایی شده اند. لذا قبل از بروز سرطان، چنین افرادی را از نظر حامل ژن بودن مورد بررسی قرار می دهند.
کولیت اولسروز :
در این بیماری پوشش جدار روده بزرگ دچار لتهاب شده است.افراد مبتلا به این بیماری شانس بیشتری جهت ابتلا دارند.
علائم و نشانه ها :
علائم این بیماری ممکن است شبیه به سایر علائم نظیر عفونتها، بواسیر و بیماریهای التهابی روده باشد. بنابراین مراجعه به پزشک به منظور ارزیابی بهتر، لازم و ضروری می باشد. از آنجایی که در مراحل اولیه این بیماری با موفقیت قابل درمان است. در صورت مشاهده هر کدام از علائم زیر به پزشک مراجعه نمائید.
- وجود هرگونه تغییر در عادات دفعی روده نظیر اسهال، یبوست یا کاهش قطر مدفوع که بیش از یک روز طول بکشد.
- خونریزی از راست روده یا وجود خون در مدفوع
- دردهای قولنجی معده
- استفراغ
- ضعف و خستگی
- یرقان و زردی پوست یا صلبیه ( سفیدی چشم )
در بعضی از موارد ممکن است فرد مبتلا به سرطان بوده اما هیچگونه علامتی نداشته باشد. بنابراین غربالگری در افراد پر خطر مثل افراد بالای ۵۰ سال ضروری می باشد.
·غربالگری و تشخیص:
استفاده از روشهای غربالگری معمولی در بیمارانی که هرگونه فاکتور خطری داشته باشند یا اینکه علائم مذکور را داشته باشند توصیه می شود.
از جمله روشهای تشخیصی که برای غربالگری این سرطان مورد استفاده قرار می گیرد.می توان به آزمایشات ذیل اشاره نمود.
معاینه راست روده:
در این معاینه پزشک با انگشت خون راست روده را معاینه می کند تا وجود هرگونه مورد را بررسی کرده و در صورت وجود مواد در داخل راست روده آنها را از نظر آغشته بودن با خون مورد بررسی قراردهد.
پروکتوسکوپی :
در این روش از طریق دستگاههای خاصی بصورت مستقیم داخل راست روده و قسمتهای تحتانی روده بزرگ مورد مشاهده قرار می گیرد. از طریق این روش نیمی از سرطانها قابل تشخیص هستند. در این روش ممکن است بیمار احساس فشار کند اما دردی را احساس نخواهد کرد.
کولونوسکوپی:
از طریق این روش نیز با ابزارهای خاصی، مشاهده کلی روده بزرگ و راست روده ممکن می شود. در این حالت نیز فرد دردی را احساس نخواهد کرد.
در صورت وجود هرگونه توده در طول این قسمتها نیاز است که بخشی از توده برداشته شود تا در زیر میکروسکوپ از نظر وجود بافت یا سلولهای سرطانی مورد بررسی قرار گیرد. این عمل را بیوپسی می نامند.
پیش آگهی و درمان سرطان روده، به مرحله بیماری ( به این معنا که سلولهای سرطانی فقط بافت پوششی روده را یا تمامی جدار آنرا را درگیر کرده اند) و شرایط سلامتی عمومی فرد بیمار بستگی دارد.
بعد از درمان به منظور اندازه گیری نوعی آنتی ژن در خون آزمایش خون داده شده و عکسبرداری انجام می گیرد تا مشخص شود که آیا سرطان عود کرده است یا خیر.
مراحل سرطان:
عود سرطان به معنای برگشت دوباره آن بعد از درمان می باشد. ممکن است عود دوباره در روده بزرگ یا سایر قسمتهای بدن نظیر کبد یا ریه رخ دهد. اگر عود بصورت درگیری تنها یک ناحیه از بدن باشد باید جراحی انجام شود. اما در صورت درگیری بیش از یک ناحیه و انتشار سرطان در قسمتهای مختلف بدن ممکن است از روشهای دیگری نظیر شیمی درمانی یا رادیوتراپی استفاده شود.
روشهای درمانی:
بطور کلی سه روش درمانی جهت درمان سرطان روده بزرگ وجود دارد که شامل جراحی، پرتودرمانی و شیمی درمانی است. روش دیگر درمانی نیز وجود دارد که در آن از روشهای بیولوژی برای درمان استفاده می شود. البته استفاده از این روشها در حد مطالعات بالینی است.
جراحی :
جراحی شایعترین روش درمانی در تمامی مراحل سرطان به حساب می آید. این روش به طرق مختلف انجام شده و براساس نظر پزشک و مرحله سرطان، روشهای جراحی متفاوت می باشد.
عوارض جانبی جراحی :
عوارض جانبی جراحی به محل تومور و نوع جراحی بستگی دارد. معمولاً در چند روز اول بعد از جراحی بیمار احساس ناراحتی دارند ولی معمولاً درد با دارو قابل کنترل می باشد. مدت زمان بهبود بعد از عمل جراحی از بیماری به بیمار دیگر متفاوت است.
پرتو درمانی :
در این روش از اشعه X با انرژی بالای برای کشتن سلولهای سرطانی و کوچک نمودن اندازه تومور استفاده می شود. تولید اشعه می تواند خارج از بدن و بوسیله ماشینهای خاص یا در داخل بدن و از طریق موادی که تولید کننده اشعه هستند، صورت گیرد. پرتو درمانی به تنهائی یا همراه با جراحی و شیمی درمانی انجام می گیرد.
عوارض جانبی پرتو درمانی :
شایعترین عوارض جانبی پرتودرمانی شامل خستگی ، واکنش پوستی در محل برخورد اشعه با پوست و کاهش اشتها می باشد. بعلاوه ممکن است این روش منجر به کاهش گلبولهای سفید خونی که از بدن در برابر عفونتها محافظت می کنند شود. بعضی از این عوارض قابل کنترل و قابل درمان هستند و در بسیاری از موارد این عوارض دائمی نمی باشند.
شیمی درمانی:
این روش از داروها به منظور کشتن سلولهای سرطانی استفاده می شود. اکثر داروهای ضد سرطانی بصورت تزریق داخلی در بدن یا داخل عضلات مورد استفاده قرار می گیرند. اما بعضی دیگر نیز به فرم خوارکی قابل مصرف هستند. شیمی درمانی یک روش درمانی سیستمیک به حساب می آید به این معنا که دارو از طریق جریان خون به هر قسمتی از بدن می رود تا سلولهای سرطانی را بکشد. در این روش داروها به صورت دوره ای تجویز می شوند. یعنی دوره درمانی با یک دوره استراحت ادامه می یابد و بعد از آن از نو دروه درمانی شروع می شود. در صورتیکه سلولهای سرطانی کبد را درگیر کرده باشند،می توان دارو را مستقیماً به شریانهای تغذیه کننده کبد تزریق نمود.
بعد از آنکه جراح تمامی سلولها و بافت سرطانی را از طریق جراحی برداشت، یک دوره شیمی درمانی نیز داده می شود تا سلولهای سرطانی باقیمانده نیز در صورت وجود از بین بروند.
عوارض جانبی شیمی درمانی :
داروهای شیمی درمانی معمولاً سلولهای با سرعت تکثیر بالا را مورد هدف قرار می دهند. از آنجایی که در بدن علاوه بر سلولهای سرطانی بافتهایی نظیر سلولهای خونی، بافت پوششی سیستم گوارشی و سلولهای فولیکول مو نیز از سرعت تکثیر بالایی برخوردار هستند، لذا ممکن است این بافتها نیز مورد هدف داروهای شیمی درمانی قرار بگیرد. در نتیجه عوارض جانبی شامل : عفونتها ، خستگی، ریزش موی موقتی، زخمهای دهانی و یا سایر علایم است.
از جمله مهمترین عوارض جانبی داروهای شیمی درمانی کاهش کلی سلولهای خونی
می باشد. از آنجایی که داروهای شیمی درمانی مغز استخوان را به شدت تحت تأثیر قرار می دهند، ممکن است کم خونی (بصورت کاهش انرژی انجام کارها)، کاهش پلاکتهای خونی ( بصورت خونریزی) یا کاهش گلبولهای سفید ( بصورت افزایش استعداد ابتلا به عفونتها ) ایجاد شود.
معمولاً همه کسانی که از این روش درمانی استفاده می کنند به تمامی این علائم مبتلا نمی شوند. به علاوه در طی دوره استراحت و بعد از قطع درمان تمامی این علایم برطرف می شوند.
درمانهای بیولوژیکی :
در این روش ، بدن به تنهایی در برابر سرطانها مقابله می کند. در این روش از موادی استفاده می شود که توسط بدن یا اینکه در آزمایشگاهها ساخته می شوند تا مکانیسمهای طبیعی دفاعی بدن در برابر بیماریها جهت دهی ، تقویت و حفظ شوند. نام دیگر این روش ایمنی درمانی می باشد.
درمان زمانی جواب می دهد که سرطان در همان مراحل اولیه شناسایی شود. بسیاری از مردم از اینکه راههای پیشگیری از این بیماری جدی تا چه حد ساده است، بی خبر می باشند. اطلاعات خود را در مورد نحوه زندگی و رژیم غذایی بالا ببرید.
سرطان روده به رشد بی رویه سلول های بدخیم در داخل روده و یا مقعد اطلاق میشود. معمولا زنگ خطر از بزرگ شدن بواسیر و یا رشد پلیپ هایی در داخل روده، به صدا در می آید. بواسیر معمولا بدون اینکه هیچ گونه علامت خاصی داشته باشد به سرطان تبدیل می شود.
هرچند این سرطان دارای نشانه های زیادی نیست، اما علائم زیر بیانگر وجود سرطان در روده و یا سایر بیماری های خطرناک در روده و یا مقعد می باشند:
یبوست و یا اسهال ( برای یک مدت طولانی)
وجود خون در و یا بر روی مدفوع
نفخ و درد شکم، احساس پر بودن شکم
احساس خستگی بیش از اندازه
احساس وجود گاز در معده به طور مکرر
خالی نشدن شکم به طور کامل در هنگام دفع مدفوع
خستگی دائمی
کاهش وزن بدون وجود هیچ گونه دلیلی
رشد بیماری معمولا در ۴ مرحله انجام می پذیرد:
مرحله یک: رشد پلیپ هایی در دیواره روده
مرحله دو: سرایت سلول های سرطانی به سایر بافت های نزدیک به روده (گسترش بیماری)
مرحله سه: سرایت به گره های لنفاوی دور روده
مرحله چهار: سرایت به سایر قسمت های بدن
در حالی که دلیل قطعی سرطان روده شناخته نشده است اما اعتقاد بر این است که وراثت و محیط زیست از فاکتورهای مهم ابتلا به بیماری می باشند. این سرطان هم در مردان و هم در زنان دیده شده و تمام افراد بالای ۵۰ سال به نوعی در معرض ابتلا به آن قرار دارند. کسانی که یکی از افراد خانواده شان دارای بیماری های روده ای و یا تورم مخاط روده بزرگ بوده است دارای ریسک بیشتری برای ابتلا می باشند.
امید به درمان در مرحله اولیه بسیار بالاست. اما در مراحل بعدی درصد بهبودی تا حد بسیار زیادی کاهش پیدا می کند.
هر فرد ۵۰ ساله و بالای آن باید حتما آزمایش مدفوع بدهد و هر ۵ سال یکبار نیز “سیگموایداسکوپی” شود. در این آزمایش از یک تیوپ نازک که دارای چراغی در نوک آن می باشد برای امتحان لایه های داخلی راست روده و قسمت های انتهایی روده که معمولا بیشترین درصد سلول های سرطانی و پلیپ ها در آن جا رشد می کنند، استفاده می شود. آزمایش به هیچ وجه دردناک نبوده و در مطب پزشک هم می توان آرا انجام داد. در هر حال کلیه آزمایشات می بایست تحت نظر پزشک انجام شود.
هر ۵ تا ۱۰ سال نیز باید از طریق اشعه X از روده های شما عکسبرداری شود. در این روش ابتدا از طریق داروهای خاصی عمل تنقیه انجام شده تا هوا وارد روده ها شود و سپس عکسبرداری انجام می شود. این عکس ها می توانند تمام مشکلات احتمالی موجود در روده ها را نشان دهند. این آمایش معمولا در مطب دکتر انجام شده و نیازی به بیهوشی ندارد.
عکسبرداری از روده معمولا تنها در موارد پر خطر تجویز می شود. این تست تمام قسمت های روده را به پزشک نشان داده و در صورت لزوم امکان نمونه برداری از پلیپ های مشکوک را نیز فراهم می آورد. این آزمایش معمولا در بیمارستان انجام می شود و برای اینکه بیمار احساس ناراحتی نکند ملزم به خوردن داروهای مسکن است.
یک روش تقریبا جدید برای تشخیص سرطان وجود دارد که بسیار سریعتر و کم درد تر از عکسبرداری و استفاده از اشعهX و تنقیه می باشد. این روش CTکلوگرافی نام دارد. در این حالت برای ۲ دقیقه به داخل روده ها هوا تزریق می شود و عکس های گرفته شده چیزی در حدود ۱۰ دقیقه بعد آماده می شوند. کل آزمایش نیز بیش از دو دقیقه به طول نمی انجامد. در این تست از یک فرستنده مارپیچ CT به همراه یک نرم افزار ویژه استفاده می شود. اختراع این دستگاه یک پیشرفت قابل توجه در حیطه شناسایی سرطان روده به شمار می رود.
اکثر پلیپ ها را می توان به راحتی خارج نمود و نیازی به جراحی نیست. در مراحل اولیه رشد سرطان، آن قسمت از روده که سرطانی شده را می توان از طریق جراحی از بدن خارج کرد. زمانیکه سرطان در داخل شکم و انتهای روده قرار داشته باشد عمل کلستومی انجام می شود. در طی این عمل یک شکاف در محل وجود سرطان ایجاد می شود و سپس آنرا از بدن بیرون می اورند. بیمار ممکن است در موارد حادتر به شیمی درمانی، پرتو درمانی و یا جراحی احتیاج پیدا کند.
تحقیقات نشان می دهد که افرادی که دارای اضافه وزن هستند و نسبت به سایرین کم تحرک تر می باشند در معرض خطر بالاتری در ابتلا به این بیماری قرار دارند. اثبات شده که پایین آوردن وزن و ورزش کردن ریسک ابتلا به بیماری را به نصف کاهش می دهد.
رژیم غذایی پر چرب میزان جریان زرداب صفرا به روده را افزایش می دهد، همانطور که می دانید این اسید در بدن برای هضم غذا استفاده می شود. محققین به این نتیجه دست پیدا کرده اند که میزان بیش از حد این اسید، سلول های سرطانی را به فعالیت وا می دارد و نهایتا ریسک رشد سرطان را زیاد می کند. دانشمندان پیشنهاد می کنند که سعی کنید روزانه بیش از ۳۰% کالری مصرفی خود را از چربی ها نگیرید.
استفاده از رژیم غذایی که سرشار از مواد فیبردار باشد می تواند سلاح مناسبی در مقابل سرطان روده باشد. فیبر قسمتی از مواد غذایی است که در حین فرایند هضم تجزیه نمی شود و به راحتی از دستگاه های گوارشی عبور می کند. فیبرها آبی که در حین عملیات گوارش آزاد می شود را جذب می کنند. این کار باعث می شود تا سوخت و ساز بدن روند هماهنگ تری پیدا کند. هرچه غذا مدت زمان کمتری در بدن باقی بماند، مواد زیان آور مدت زمان کمتری پیدا می کنند تا بتوانند به بدن آسیب برسانند. این مواد زیان آور به کمک فیبرها خیلی سریعتر دفع می شوند. بهترین منبع فیبر حبوبات، غلات، سبزیجات و میوه ها می باشد .
دکتر امید عابدی -۳۱ می ۲۰۱۱-سئول (کره جنوبی)
나는 모든 사람 이 모든 것을 배울 수있는 희망!
감사 - 서울 대한민국
با سلام بر همه بازدید کنندگان از وبلاگ پزشکی سلامت پاورچین – مطلبی که امروز در وبلاگم می گذارم مربوط به اضطراب و راه های درمان آن است. این مطلب را به این دلیل روی وبلاگ می گذارم که فصل امتحانات در ایران نزدیک است.البته من هم اکنون در کره جنوبی هستم و فکر نمی کنم در سئول فصل امتحانات باشد .البته به این دلیل از این موضوع اطلاع ندارم که کمتر از یکسال است اقامت دائم در کشور کره جنوبی اخذ کرده ام و تاکنون فرصت نشده درباره سیستم آموزشی کره ای ها تحقیق کنم ولی حتما در روز های آتی این کار را خواهم کرد و اگر خواستید درباره آن گزارشی هم در اختیارتان خواهم گذاشت. همانطور که می دانید بسیاری از دانش آموزان با مسئله اضطراب درگیرند و این عامل یکی از مهمترین عوامل عدم موفقیت دانش آموزان در امتحانات و عامل شکست در بساری از کارها توسط دیگر مردم و طبقات است. این مطلب را در طبقه اول تقدیم به دانش آموزان درس خوان می کنم تا با بهره گیری از آن امتحانات را با موفقیت پشت سر بگذارند – موفق باشید.
***************
همة انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه میکنند و طبیعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهاى تهدیدکننده و تنشزا مضطرب میشوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امرى غیرعادى است.اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. بهطور کلى اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسى است که با یک یا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سینه، طپش قلب، تعریق، سردرد و غیره همراه است.بررسیها نشان میدهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان، افراد کمدرآمد و سالمندان بیشتر شایع میباشد.
علایم اضطراب:
عصبى بودن، آرام و قرار نداشتن
ـ تنش
ـ احساس خستگى
ـ سرگیجه
ـ تکرر ادرار
ـ طپش قلب
ـ بیحالى
ـ تنگى نفس
ـ تعریق
ـ لرزش
ـ نگرانى و دلهره
ـ بیخوابى
ـ اشکال در تمرکز حواس
ـ گوش به زنگ بودن
بسیارى از کودکان هنگام قرارگیرى در وضعیت جدید مثل روبرو شدن با افراد جدید، احساس اضطراب کرده و بهطور خجالتآورى به مادر و پدر، افراد فامیل و یا وابستگان به اصطلاح «آویزان» میشوند.معمولاً والدین میتوانند آنها را تشویق به خروج از «منطقه امن» بکنند. هر چند بعضى از کودکان در مقابل این شرایط مقاومت کرده و آنها را نمیپذیرند. بهمنظور کمک به کودکان در این موقعیت باید صبر و حوصله کافى داشت بهطوریکه آنها احساس اعتماد به نفس کافى جهت مقابله با مسائلى که به نظرشان مشکل مى آید، راکسب کنند.بسیارى از والدین از این احساس کودکانشان آگاه نیستند تا روزى که آنان به مشکلى برخورد میکنند مثل روز رفتن به مدرسه و … منشاء این اضطراب در کودکان ناشناخته میباشد. اغلب ترکیبى از یک ترس ناشناخته و فقدان کنترل همراه با یک طبیعت ناشى از شرم و خجالت زمینة بسیارى از اضطراب کودکان را تشکیل میدهد.بسیارى از شکایتهاى کودکان در دوران ابتدائى مدرسه همچون درد معده یا سوزش سر دل و یا دردهاى پراکنده دیگر، ناشى از وجود یک اضطراب نهفته در کودکان است که وجود اختلاف در خانواده و نگرانى در پدر و مادر میتواند از علل آن باشد که این نگرانى مستقیماً به کودک انتقال یافته و با این شکایات بروز مى کند.
شایعترین اختلالات اضطرابى در کودکان و نوجوانان عبارتند از:
ـاضطراب جدایى
Separation Anxietyـ اضطراب امتحان
Exam Anxietyـ ترس از مدرسه (School Phobia)
عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن:سرچشمه بسیاری از ناراحتیهای ظاهراً غیر منطقی نوجوانان اضطرابی است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زیر ناشی می شود : تغییرات جسمانی از قبیل نگرانی از دیررسی بلوغ به خصوص در پسرها، نگرانی از زود رسی بلوغ به خصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغییر جسمانی و رنج ناشی از عدم پذیرش تغییرات جسمانی، عدم پذیرش از جانب همسالان، مستقل شدن، بروز رفتار پرخاشگرانه، غیر منطقی بودن، نداشتن مهارتهای لازم برای زندگی، تمایلات جنسی و آشفتگی در نقش. در اینجا به طور مختصر بعضی از این عوامل مورد بررسی قرار می گیرند:
عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن :
سرچشمه بسیاری از ناراحتیهای ظاهراً غیر منطقی نوجوانان اضطرابی است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زیر ناشی می شود : تغییرات جسمانی از قبیل نگرانی از دیررسی بلوغ به خصوص در پسرها، نگرانی از زود رسی بلوغ به خصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغییر جسمانی و رنج ناشی از عدم پذیرش تغییرات جسمانی، عدم پذیرش از جانب همسالان، مستقل شدن، بروز رفتار پرخاشگرانه، غیر منطقی بودن، نداشتن مهارتهای لازم برای زندگی، تمایلات جنسی و آشفتگی در نقش. در اینجا به طور مختصر بعضی از این عوامل مورد بررسی قرار می گیرند:
نحوه رویارویی با رنج ناشی از تغییرات جسمانی:
تغییرات ناشی از دوران بلوغ را نوجوان بتدریج می پذیرد. علت اصلی نگرانی در مورد نکات دیگری همچون زودرسی و دیررسی بلوغ و احساس خجالت در مواجهه با تغییرات جسمانی، عدم آگاهی، آگاهی ناقص یا محدود و یا اطلاعات نادرست نوجوان در زمینه های مختلف بلوغ و تغییرات جسمانی ناشی از آن است، که بهترین راه پیشگیری نیز فراهم آوردن آگاهی و بینش دقیق، صحیح و به موقع است. والدین باید قبل از پیدایش علایم ثانویه بلوغ فرد را بطور مناسب و با مراعات شئون اخلاقی، در جریان مسائلی از جمله سن بلوغ، عوامل موثر در پیدایش بلوغ و تغییرات جسمانی و آثار روانی آن بگذارند. والدین و مربیان با فراهم آوردن جوی آزاد و سالم باید این امکان را به نوجوان بدهد که سوالات، افکار، احساسات و احیاناً نگرانیهای خود را صادقانه مطرح و جوابهای مناسب دریافت کند و نباید بگذارند تا نوجوانان برای یافتن پاسخ سوالات خود کسانی که صلاحیت ندارند از جمله همسالان مراجعه و دچار انحراف و اضطراب شود. در مواردی که نوجوان نمی تواند مسائل را حضوری با والدین مطرح کند، باید مربیان و اولیای مطلع و متعهد مدرسه در حد مجاز نوجوان را راهنمایی کنند و با ارائه کتابهای مناسب و بحثهای مفید، زمینه بدست آوردن اطلاعات سالم را فراهم آورند.
رویارویی با اضطراب ناشی از عدم پذیرش از جانب همسالان :
نتایج پژوهشی نشان داده است که ناامنی، وابستگی شدید و ناسالم نوجوان به والدین، ناتوانی یا نداشتن مهارتهای لازم در برقرار کردن روابط عاطفی، اجتماعی و اخلاقی سالم، تفاوت در فرهنگ خانواده ها و بخصوص عدم پذیرش ارزشها و آداب و رسوم گوناگون، موجب اضطراب بسیاری از نوجوانان می شود. برای اینکه نوجوانی که تجربه های ذکر شده را نداشته است دچار اضطراب شدید نشود و یا اضطراب او ادامه پیدا نکند اقدامات زیر مفید است :
· والدین باید گرایش فرزند خود به همسالان را بدرستی درک کنند، زیرا این یک نیاز طبیعی است که بخواهد مورد توجه و حمایت همسالان قرار گیرد.
· والدین با نوجوان در مورد گزینش دوست توافق نمایند تا دچار تعارض نشود و پنهان کاری نیز نکند.
· باید سعی کنند به طور منطقی با نوجوان روبرو شوند و در وقت مناسب، با گفتگوی ملایم و استدلال، او را متوجه نتایج نامطلوب بعضی از معاشرتها کنند.
·والدین و مربیان برای دوستان نوجوان باید اعتبار و احترام قایل باشند.
·والدین و مربیان و… باید در همه مواقع بخصوص در برابر همسالان، احترام و شخصیت نوجوان را حفظ کنند.
رویارویی با اضطراب ناشی از دوگانگی و ترس از مستقل شدن:
یکی از عمومی ترین نیازهای نوجوان کسب استقلال از افراد خانواده و دیگران است. مطالعات نشان داده که اضطراب در کسانی بیشتر دیده می شود که دچار ناامنی شدید، عدم اعتماد به نفس، وابستگی ناسالم به والدین بخصوص مادر هستند. کسب استقلال در بسیاری از نوجوانان اضطراب ایجاد می کند. از جمله حالاتی که در زمینه مستقل شدن دیده می شود، تضاد و دوگانگی است، یعنی نوجوان در حالیکه می خواهد و می داند که باید مستقل شود از استقلال نیز می ترسد. برای جلوگیری از این دوگانگی والدین باید وضعیتی فرآهم آورند تا نوجوان با بدست آوردن اعتماد بنفس، امنیت روانی و جرات تجربه کردن، بتدریج درصدد کسب استقلال برآیند. یکی از دلایل اساسی در اضطراب ناشی از مستقل شدن، عدم آگاهی از وضعیتی است که نوجوان بعد از مستقل شدن پیدا خواهد کرد. به نوجوان باید مسئولیت و فرصت داد که در بسیاری از امور مربوط به خود اظهار عقیده کنند و تصمیم بگیرند، ولو اینکه اشتباه کنند. و نباید نوجوانان را به خاطر اشتباهاتشان مورد تنبیه یا تحقیر قرار داد بلکه باید به آنها این فلسفه را آموخت که زندگی سراسر تلاش و مبارزه است و آنها می توانند از خطاهای خود درسهای مفید بیاموزند. در نیاز نوجوانان به کسب استقلال تفاوتهای فردی وجود دارد به همین دلیل نباید آنها را مقایسه ملامت آمیز کرد زیرا گاهی باعث دلسردی، احساس نا امنی و اضطراب می شود.
رویارویی با اضطراب ناشی از بروز رفتار پرخاشگرانه:
یکی از خصوصیات بعضی از نوجوانان مخالفت با افراد مختلف در خانه و خارج از آن است که گاه بصورت پرخاشگری کلامی یا غیر کلامی بروز می کند. عدم توانایی در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب بسیاری از نوجوانان است. بطور خلاصه بالا بردن میزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامی و سختیها، ارضاء صحیح نیازهای کودک، ایجاد امنیت روانی و بوجود آوردن الگوهای رفتار مناسب می تواند در پیشگیری رفتار پرخاشگرانه موثر باشد. اگر این اقدامات بموقع انجام نشود باید در زمان حال امکاناتی فراهم آوریم که نوجوان کمتر پرخاشگری کند و با اضطراب کمتری روبه رو شود. توصیه های زیر در این زمینه مفید است:
·والدین و دیگران باید تا حد ممکن از امر و نهی های زیاد، بی مورد و غیر اصولی خودداری کنند.
· از ایجاد ممنوعیت و محدودیتهای بی مورد که مغایر با نیاز نوجوان به کسب آزادی و استقلال است خود داری کرد.
· با تقویت روحیه نوجوان بخصوص تکیه بر مهارتها و تواناییهای مثبت او، باید روشهای مناسب مواجهه با ناکامی را به او آموخت.
· به نوجوان باید آموخت که در مقابله با خشم به جای اینکه بدون تفکر خشمی کنترل نشده ابراز دارند منطقی برخورد کنند و بدون توهین و تحقیر به دیگران ابراز وجود کنند و عواطف خود را بیان کنند.
· باید به او فهماند که نحوه برخورد دیگران با او تا حدی نتیجه رفتار خود اوست.
·در برابر پرخاشگری نوجوان نباید از تنبیه یا تحقیر استفاده کرد، زیرا این رفتارها خود باعث تشدید پرخاشگری می شوند بهتر است به عمل پرخاشگرانه او، پاسخ نداد، منتها باید به نوجوان فهماند که بی اعتنایی ظاهری به پرخاشگری او حمل بر تائید یا قبول آن نیست. (ادامه دارد)
اضطراب انواع مختلف و متنوعى دارد که هر فردى ممکن است به یک یا چند نوع از این اختلالات مبتلا باشد:
۱ـ اختلال اضطراب فراگیر یا منتشر:Generalized Anxiety Disorder)
ترکیبى از علائم زیر در این اختلال وجود دارد:طپش قلب، تنگى نفس، اسهال، بیاشتهایى، سستى، سرگیجه، تعریق، بیخوابى، تکرر ادرار، لرزش، فقدان آرامش، مرطوب بودن کف دست، احساس گرفتگى گلو، نگرانى نسبت به آینده، گوش به زنگ بودن نسبت به محیط. در اضطراب فراگیر خطر واقعى وجود ندارد.
۲ـ اختلال هراس Panic Disorder
این افراد دچار حملات اضطرابى پیشبینى نشدهاى میشوند که ممکن است ظرف چند ثانیه تا چند ساعت و حتى چند روز نوسان کند. مبتلایان به این اختلال میترسند مبادا بمیرند، دیوانه شوند یا بیاختیار دست به کارهایى بزنند و یا علائم روانى ـ حسى غیرمعمول نشان دهند. سایر علائم اختلال
۳-اضطراب فراگیر :
.ـ ترسهاى اختصاصى یا ساده (Simple Phobia)شایعترین نوع ترس است. در خانمها بیشتر وجود دارد. یک نوع ترس غیرمنطقى است که طى آن فرد از مواجهه با اشیاء، فعالیتها و موقعیتهاى خاص همچون ترس از حیوانات، طوفان، بلندى، جراحت، خون و مرگ اجتناب میکند. در این موارد خود فرد متوجه افراطى و غیرمنطقى بودن ترس خویش است.
۴ـ ترس از مکانهاى باز (Agorophobia):
افراد مبتلا به این اختلال از وارد شدن به موقعیتهاى ناآشنا هراس دارند. مثلاً از رفتن به فضاى باز، مسافرت و حضور در ازدحام امتناع میکنند. این افراد از ترک کردن محیط منزل دچار ترس شدید هستند. این اختلال در نوجوانى شروع میشود و معمولاً این افراد تجربة اضطراب جدایى را در دوران کودکى داشتهاند.
۵ـ ترسهاى اجتماعى (Social Phobia):
این نوع ترس از اواخر دوران کودکى یا اوائل نوجوانى شروع میشود. این افراد در مواجهه با دیگران احساس شرمسارى میکنند، نگران هستند که دستها و صدایشان نلرزد و سرخ نشود. معمولاً از صحبت کردن و غذا خوردن در حضور جمع، ابراز وجود کردن، انتقاد کردن، اظهارنظر کردن و اشتباه کردن میترسند.
۶ـ اختلال وسواس (Obsessive-compulsive Disorder):
عبارت است از وسواس شدن افکار یا اعمال غیر ارادى، تکرارى و غیرمنطقى که فرد برخلاف میل خود آن را تکرار میکند. این بیمارى میتواند بهصورت وسواس فکرى، وسواس عملى و یا وسواس فکرى و عملى توأم با هم باشد.در وسواس فکرى، فرد نمیتواند فکرى را از ذهنش خارج کند (مثل افکار پرخاشگرى یا جنسی)، یعنى یک فکر، عقیده، احساس مزاحم و تکرار شونده وجود دارد. در وسواس عملى فرد براى اجراى تکرارى عملى خاص یا سلسله اعمالى خاص احساس اجبار میکند مثل شستن مکرر دستها. فکر وسواسى موجب افزایش اضطراب شخص میگردد درحالیکه عمل وسواسى اضطراب شخص را کاهش میدهد
.۷ـ اختلال استرس پس از سانحه (PTSD: Post Troumatic Stress Disorder):
این اختلال قبلاً «سندرم موج انفجار» نامیده میشد. معمولاً با یک استرس شدید هیجانى که شدت آن میتواند براى هرکس آسیبرسان باشد همراه است از قبیل جنگ، بلا یا سوانح طبیعى مثل زلزله، مورد حمله یا تجاوز به عنف واقع شدن و تصادفات شدید.اضطراب میتواند ناشى از یک وضعیت روحیـاجتماعى، فیزیکى، زیستشناختى، اختلالات طبى، اثرات جانبى داروها و یا ترکیبى از این موارد باشد. هنر یک پزشک در این است که اضطراب شما را در مجموعهاى از این عوامل تشخیص و راهنمایى کند.
اضطراب
اضطراب میتواند ناشى از یک وضعیت روحیـاجتماعى، فیزیکى، زیستشناختى، اختلالات طبى، اثرات جانبى داروها و یا ترکیبى از این موارد باشد. هنر یک پزشک در این است که اضطراب شما را در مجموعهاى از این عوامل تشخیص و راهنمایى کند.
فاکتورهاى روانى ـ اجتماعى:
حالات درونى فرد و انگیزههاى ناخودآگاه
ـ ناتوانى فرد در مقابله با فشارهاى محیطى مانند کار، ازدواج و مبادلات بازرگانى
ـ احساس جدایى یا طرد شدن
ـ احساس فقدان یا از دست دادن حمایتهاى عاطفى مثل مرگ همسرـ تغییرات ناگهانى محیطى یا حوادث غیرمنتظره و خطرناک از قبیل:
٭ حوادث طبیعى مثل زلزله
٭ استرس ناشى از یک بیمارى طبى
٭ استرس ناشى از داروها
٭ استرس ناشى از مصرف مواد مخدر مثل کوکایین
ـ یادگیرى در منزل و محیط مثل یادگیرى اضطرابها و ترسهاى والدین
ـ افکار و عقاید غیرمنطقى، غلط و اغراقآمیز در مورد خطرات موجود در موقعیتها مثل
اضطراب امتحان که همراه با افکار و عقاید غلوآمیز میباشد.
عوامل جسمانى و زیستشناختى:
ژنتیکاضطراب اغلب از زمان کودکى و طفولیت شروع میشود. بنابراین تشخیص علائم زود هنگام این اختلالات از اهمیت خاص کلینیکى برخوردار است. مطالعات در این زمینه روى دو قلوهایى که پدر و مادر مضطرب داشتند شروع شده و ثابت شده است که اختلالات اضطرابى به شدت در فرزندان دوقلوى والدین مصطرب، حتى آنانکه در محیطهاى مختلف بزرگ شدهاند، بیشتر است. در این زمینه ژنهاى مخصوصى که واسطههاى شیمیایى مجزایى را تولید میکنند شناخته شده است.ـ فعل و انفعالات شیمیاى مغز
علل طبى و اثرات داروها:
نواع و اقسام بیماریهاى طبى میتوانند علائمى شبیه علائم اختلالات اضطرابى ایجاد کنند.ـ اثرات مصرف داروهاى روانگردان و مواد مخدرـ پرکارى تیروئید، کمکارى تیروئید و کمبود ویتامین ب١٢ـ وجود غدهاى در غدة فوق کلیوى بهنام فئوکروموستیوم، هورمون اپینفرین (Epinephrin) تولید میکنند که میتواند موجب علائم اضطرابى بهصورت حملهاى شود.ـ برخى ضایعههاى مغزى علائمى ایجاد میکنند که شبیه علائم اختلال وسواس عملى است.ـ بینظیمهاى قلبى علائم جسمى اختلال هراس (پانیک) را ایجاد میکند.ـ کمبود قند خون (هیپوگلسیمی) میتواند علائمى شبیه علائم اختلال اضطرابى تولید کند.ـ و بسیارى موارد دیگر.
***ارتباط اضطراب با بیماریهای دیگر
اضطراب و کاهش قند خون:
کاهش قند خون در هر شرایطى با علائم اضطراب هماهنگى کامل دارد. یعنى در هر اضطراب قند خون کاهش پیدا میکند و این مطلبى است که تحقیقات جدید را بهسوى خود منعطف کرده است.این واقعیت ما را به این مهم راهنمایى مى کند که شاید با کنترل قند خون بتوان علائم اضطراب را در افراد کاهش داد.در بعضى از موارد اضطراب بدون نیاز به درگیرى پزشک در این ماجرا میتواند درمان گردد. این موارد اضطراب طبیعى نام دارند که طى آن اضطراب به خوبى توسط بیمار کنترل شده و برطرف میشود مثل ترس ناشى از امتحان نهایى و یا ترس ناشى از مصاحبه. در چنین شرایطى استرس میتواند توسط اعمال و روشهاى زیر تحت کنترل درآید:ـ صحبت با شخص مورد اعتمادـ روشهاى ایجاد تمرکزـ حمام گرفتن طولانىـ استراحت در یک اتاق تاریک
ـ ورزشهاى تنفس عمیق
درمان دارویى
در گذشته داروهایى از خانوادة بنزودیازپانها مانند دیازپام (والیوم)، آلپرازولام (زانکس)، لورازپام (آتیوان) و باسپیرون در درمان اختلالات اضطرابى مورد استفاده قرار میگرفت.در حال حاضر استفاده از داروهاى ضدافسردگى مانندSertaline (Zoloft)، Paroxctine (Paxil)، Fluxetin (Prozac) و Venlafaxineکاربرد بیشترى دارد.تجویز داروهاى ضد اضطراب یک پدیده مشخص در تمام دنیا است. تخمین زده میشود که بین ١٠ تا ٢٠% از مردم در نیمکره غربى تقریباً بهطور مرتب از این داروها استفاده میکنند. طبق اظهار نظر رسمى FDA(سازمان غذا و دارویى آمریکا) در سال ١٩٧٨، ده میلیون آمریکایى از داروهاى دسته بنزودیازپینها استفاده میکردهاند.عدهاى معتقدند که این آرامبخشها روش مؤثر و کم هزینهاى در مقایسه با سایر طرق درمانى است. عدهاى نیز بر اثرات مؤثر درمانهاى غیردارویى تأکید دارند.
درمان غیردارویى
درمان غیردارویى شامل تکنیکهاى متعددى میباشد. در تمام این روشها به بیمار آموزشهاى کلاسیک کسب آرامش یاد داده میشود و بدینوسیله بدن خود به مقابلة مؤثر و مستقیم با عوامل تنشزا برمى خیزد.ـ تنآرامى یا آرامسازى (Relaxationـ تنآرامى یا آرامسازى ()ـ مواجهسازى (exposure)ـ غرقهسازى (Flooding)ـ حساسیتزدایی((Desensitizationـ سرمشقدهى (Modeling)ـ توقف فکر (Thought Stopping) ـ و موارد دیگر
با تشکر -دکتر امید عابدی-سئول کره جنوبی-۱۳ می ۲۰۱۱ 서울 - 한국
행운을 빌어요!
난 당신 이 좋은 인생 을 바랍니다
.: Weblog Themes By Pichak :.


















یند. اما میزان زیاد آن نیز میتواند تاثیری عکس داشتهباشد و باعث کاهش تراکم استخوانها، پوکی استخوان، از دست دادن موها و مشکلات کلیوی شود. میزان زیاد ویتامینA در اوایل بارداری( بیشتر از 1000واحد) با اختلالات تولد رابطهای مستقیم دارد. این عارضه در حالت عکس یعنی کمبود ویتامینA نیز پدید میآید.
ست به این موضوع توجه نمایید: هرچه پروتئین مصرفی شما زیاد باشد به میزان بیشتری ویتامین B6 برای هضم پروتئین نیاز دارید. مطالعات نشان دادهاند که مصرف بالای ویتامین B6 میتواند باعث اختلال در سیستم عصبی،خصوصاً سیستم مربوط به بازوها و پاها گردد. اگرچه کاهش میزان آن نیز اثری عکس دارد.
یتوان در ویتامینها و غذاها پیدا نمود. این دو علاوه بر فوایدی که دارند ساخت و نگهداری از خون سالم نیز از وظایف آنها است. حالت تهوع، بیخوابی و نفخشکم از علائم مصرف زیاد ویتامین B9 است. میزان زیاد فولیک اسید میتواند علائم کمبود ویتامین B12 خصوصاً کم خونی را پنهان نماید.
ن با سرماخوردگی) پیشنهاد نمودهاند. اگرچه میزان مصرف زیاد این ویتامین به این دلیل که بدن نمیتواند ویتامین C را ذخیره سازد مانعی ندارد. اگرچه مصرف بیشتر از 2000 میلی گرم در روز فرد را مبتلاء به اسهال، سوء هاضمه میکند. زنان حامله و یا مبتلا به دیابت که آزمایش قند خون میدهند باید در این مورد بسیار محتاط باشند.
غذایی نیز میتواند موثر باشد. متاسفانه، ویتامین D بهترین منبع برای ایجاد استخوانهایی قوی، مبارزه با نرمی استخوان و بیماریهای استخوان است و در تعداد محدود در غذاها وجود دارد. بنابراین باید بین مکملها و مواد غذایی و نوشیدنیها یک توازن برقرار نمود. اگرچه بر خلاف ویتامینهای قابل حل در آب مانند ویتامین C، این ویتامین چربی محلول در آب است و به سادگی از بین نمیرود.









