تاريخ : Mon 30 Jun 2014 | 22:2 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그
برای مشاهده برنامه کلاسی ، لطفا به "ادامه مطلب " مراجعه فرمائید.


ادامه مطلب
تاريخ : Thu 28 Nov 2013 | 6:16 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그

  

بیماری کبد چرب چیست و علائم شناخت بیماری کدام است ؟ 

كبد چرب غير الكلي يك التهاب كبدي است كه در اثر تجمع بيش از اندازه ي چربي در بافت كبد ايجاد مي شود. دربيماري کبد چرب تجمع بيش از حد چربي درکبد، گاه باعث اختلال در فعاليت طبيعی بافت كبد مي گردد كه مي تواند سير پيشرونده پيدا كند و باعث نارسايي كبد و يا سيروز كبدی گردد...


علت بمیاری کبد چرب

اگرچه علت اصلی بيماری كبد چرب مشخص نيست، ولي به نظر می رسد اين بيماری ارتباط نزديك با برخي بيماری هاي متابوليك دارد كه از آن جمله: چاقی، افزايش كلسترول و تری گليسريد خون و ديابت را مي توان نام برد. در درمان كبد چرب، كنترل اين بيماری های زمينه اي بسيار موثر مي باشد.گفته مي شود مصرف زياد انرژی باعث خواهد شد كبد نتواند سوخت و ساز طبيعی را انجام دهد و در نتيجه انرژي اضافي به صورت چربي در كبد ذخيره شود.

بيماري کبد چرب اغلب افراد را در سنين ميانسالي مبتلا مي كند. اكثر بيماران از افزايش وزن و چاقي به ويژه چاقي شكمي رنج مي برند. همچنين مي توانند دچار افزايش چربي هاي خون بوده و يا از مبتلايان به ديابت باشند.از آنجا كه در سال هاي اخير شيوع چاقي و بيماري هاي متابوليك در جوانان افزايش قابل توجهي يافته است، جواناني كه با چاقي و بيماري كبد چرب به پزشك مراجعه مي نمايند، كم نيستند. البته بايد ذكر كرد بيماراني هستند كه بدون داشتن هيچ كدام از عوامل خطر ذكر شده و بدون هيچ دليل شناخته شده اي، مبتلا به كبد چرب مي گردند.افزايش چربي در بدن كه معمولا با چاقي شكمي همراه است، به همراه افزايش چربي هاي خون و افزايش فشار خون، همه از علائم مجموعه اي از اختلالات تحت نام "سندرم متابوليك" هستند كه اين سندرم دقيقا وابسته به مقاومت انسولين مي باشد.

 

مجموعه‌ای از عوامل باعث رسوب مزمن چربی در کبد و التهاب و نارسایی مزمن در کبد می‌شوند.کبد چرب به دو گروه عمده تقسیم می‌شود؛ ‌کبد چرب الکلی که ناشی از مصرف طولانی مدت الکل می‌باشد و جنسیت و نژاد در این مساله دخیل هستند که آسیایی‌ها بیشتر مستعد آسیب ناشی از مصرف الکل و ایجاد کبد چرب الکلی هستند و این بیماری در خانمها بیشتر از آقایان شایع است.
کبد چرب غیر الکلی را میتوان به عنوان دومین دسته از کبد چرب نام برد..این نوع کبد چرب در جامعه ما شیوع بیشتری دارد، عوامل زیادی که بسیاری از آنها جنبه ژنتیکی دارند در بروز این نوع کبد چرب موثرند، مطالعات نشان داده عوامل زمینه ساز دیابت و بیماریهای قلبی و برخی بیماریهای متابولیسم با بروز کبد چرب غیر الکلی در رابطه است.»در بین این عوامل دیابت یک علت مهم و شناخته شده در ایجاد کبد چرب می‌باشد و هر چه طول مدت ابتلا به دیابت طولانی باشد و یا درمان آن ناقص انجام گیرد احتمال ابتلا به کبد چرب در این افراد بیشتر است و در آنها ابتلا به التهاب ناشی از کبد چرب بیشتر از افراد عادی است

 

علائم و شیوع بیماری کبد چرب

از آنجا كه بيماری کبد چرب سير پيشرونده دارد مي تواند در مراحل اوليه بدون علامت باشد تا زماني كه تاثيرات منفي بر عملكرد كبد ايجاد نمايد. در آن زمان علائمي از قبيل احساس ضعف، خستگي و كاهش وزن بروز مي كنند.

از آنجا كه سير اين بيماري مزمن است، شايد سال ها طول بكشد تا منجر به ايجاد سيروز كبدي (جايگزيني سلول هاي كبدي با سلول هاي فيبروز) و در نهايت نارسايي كبد گردد.

در نقطه مقابل، در موارد نادري به دليل ناشناخته، سير بيماري کبد چرب متوقف و يا حتي به حالت طبيعي باز مي گردد، بدون آنكه درمان مشخصي انجام گرفته باشد.

کبد چرب

 

بين 10 تا 30 درصد بزرگسالان در كشورهاي پيشرفته مبتلا به بيماري کبد چرب هستند كه معمولا شامل افراد چاق در سنين ميانسالي است.

 

با توجه به شيوه زندگي اعم از نوع تغذيه و فعاليت بدني، شيوع بيماري کبد چرب در كشورهاي در حال توسعه به ويژه در جامعه شهري افزايش چشمگيري داشته است.

شيوع بيماري كبد چرب با افزايش سن، سير صعودي مي يابد. شيوع بيماری کبد چرب در آقايان دو برابر خانم ها مي باشد كه با افزايش سن، ميزان شيوع در خانم ها به آقايان نزديك مي شود، به ويژه پس از يائسگي، شيوع بيماري كبد چرب در خانم ها سير فزاينده اي دارد.


چاقی به تنهایی می‌تواند زمینه ساز کبد چرب باشد و عوامل ژنتیکی در کنار دیگر عوامل در ایجاد کبد چرب غیرالکلی دخیل است، در برخی بیماران افزایش چربی خون جزء LDL کلسترول در بیماران مبتلا رویت می‌شود که در درمان این افراد کم کردن LDL نقش موثری خواهد داشت. برخی افراد هستند که در آنها بیماریهای زمینه منجر به ابتلای آنها به کبد چرب غیر الکلی می‌شود مثل اختلال در متابولیسم و برخی هپاتیتهای مزمن هم ممکن است همرا با کبد چرب دیده شود مثل هپاتیت Bو C.»آسیب مزمن کبدی در بیمارانی که کبد چرب آنها همراه با التهاب باقی بماند دیده نمی‌شود، اما در عده ای که کبد چرب آنها همراه با التهابات است باعث آسیب مزمن به کبد آنها می‌شود و در برخی بیماران التهابات می تواند پیش رونده بوده و منجر به سیروز کبدی در فرد شود که سیروز کبدی معمولا در افرادی که چاقی مفرط دارند دیده می‌شود و حتی در برخی موارد عامل سیروز کبدی ناشناخته باقی می‌ماند، مثل کشور آمریکا

 


       


راه های تشخیص

یکی از ساده ترین و ارزانترین روش تشخیص کبد چرب روش تصویربرداری می‌باشد که می تواند به تشخیص کبد چرب در بیماران کمک کند و در کنار آن انجام آزمایش‌ها برای آنزیم‌های کبدی در تشخیص التهاب ناشی از کبد چرب به ما کمک می‌کند و در موارد کمتر سی تی اسکن یا سایر روش تصویربرداری هم در تشخیص بیماری کبد چرب استفاده می‌شود.برای درمان کبد چرب به درمان علت زمینه ساز چه در مرحله التهاب کبد و چه غیر التهاب آن می توان اشاره کرد،«‌ اگر بیماری زمینه عامل بروز کبد چرب در فرد باشد با درمان آن به درمان کبد چرب کمک می‌کنیم

 عملا شناخته شده‌ترین روش برای درمان کبد چرب ورزش همراه با کاهش وزن است و حتی دیده شده در بیمارانی که کاهش وزن نداشته‌اند، ورزش نقش مهمی در بهبود کبد چرب را داشته است و در آخر استفاده از داروهای کاهنده قند خون در بیماران دیابتی و استفاده از داروهای کاهنده LDL در بیماران مبتلا به کلسترول از راه‌های مفید در کنار ورزش و کاهش وزن برای درمان کبد چرب است.

 

دکتر امید عابدی - 28 نوامبر 2013- سئول- کره جنوبی

 



تاريخ : Mon 2 Sep 2013 | 5:41 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그

ایست‌ قلبی‌ عبارت‌ است‌ از فقدان‌ كامل‌ پمپ‌ كردن‌ خون‌ توسط‌ قلب‌. تأخیر در درمان‌ این‌ حالت‌ حتی‌ برای‌ 5-3 دقیقه‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ مرگ‌ یا آسیب‌ دایمی‌ مغز شود. بروز این‌ حالت‌ تا سن‌ 45 سالگی‌ در مردان‌ بیش‌ از زنان‌ است‌، اما پس‌ از آن‌ برابر است‌.


ـ علایم‌ شایع‌:
۱. تشنج‌
۲. نبض‌ لمس‌ نمی‌شود. تنفس‌ نیز معمولاً متوقف‌ می‌شود.
۳. منگی‌ كوتاه‌مدت‌، و به‌ دنبال‌ آن‌ غش‌ كردن‌ و از دست‌ دادن‌ هوشیاری‌
۴. پوست‌ به‌ رنگ‌ آبی‌ ـ سفید در می‌آید. مردمك‌ها نیز گشاد می‌شوند.
۵. گاهی‌ از دست‌ رفتن‌ كنترل‌ ادرار و مدفوع‌. غش‌ كردن‌ ساده‌ در نگاه‌ اول‌ ممكن‌ است‌ شبیه‌ ایست‌ قلبی‌ به‌ نظر آید، اما در غش‌ كردن‌ ساده‌، نبض‌ وجود دارد و تنفس‌ قطع‌ نمی‌شود.

ـ علل‌ بیماری:
۱. نامنظمی‌های‌ ضربان‌ قلب‌
۲. حمله‌ قلبی‌ (انفاركتوس‌، بیماری‌ تصلب‌ شرایین‌ قلب‌)
۳. فقدان‌ گردش‌ خون‌ و شوك‌ عمیق‌ ناشی‌ از خونریزی‌ یا عفونت‌ شدید
۴. فقدان‌ اكسیژن‌ ناشی‌ از غرق‌شدگی‌، خفگی‌، یا بیهوشی‌
۵. تغییرات‌ عمده‌ در تركیب‌ الكترولیتی‌ خون‌، مثلاً به‌ هم‌ خوردن‌ تعادل‌ پتاسیم‌ یا مایعات‌

ـ عوامل‌ افزایش‌دهنده‌ خطر:
۱. استرس‌
۲. دیابت‌ شیرین‌
۳. مصرف‌ مواد مخدر، به‌خصوص‌ كوكایین‌ و مواد مخدر تزریقی‌
۴. مصرف‌ داروهایی‌ مثل‌: ـ دیژیتال‌. حتی‌ افزایش‌ خفیف‌ غلظت‌ این‌ داروی‌ قوی‌ در خون‌ می‌تواند ریتم‌ قلب‌ را دچار اختلال‌ كند. ادرارآورها (دیورتیك‌ها). این‌ داروها می‌تواند باعث‌ كاهش‌ پتاسیم‌ خون‌ شوند. آدرنالین‌ یا هر دارویی‌ كه‌ فشار خون‌ را در یك‌ بیمار قلبی‌ افزایش‌ دهد، از جمله‌ داروهایی‌ كه‌ جهت‌ سرماخوردگی‌ مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند، و قرص‌ها و اسپری‌ها جهت‌ رفع‌گرفتگی‌ بینی‌ (ضداحتقان‌ها)

ـ پیشگیری‌:
۱. ترتیبی‌ فراهم‌ آورید كه‌ اعضای‌ خانواده‌ و دوستان‌ نزدیكتان‌ احیای‌ قلبی‌ ـ ریوی‌ (CPR) را فرا بگیرند.

۲. در صورت‌ بروز هر یك‌ از مشكلاتی‌ كه‌ در قسمت‌ علل‌ ذكر شد، باید فوراً درمان‌ لازم‌ انجام‌ شود.

۳. اگر مبتلا به‌ بیماری‌ قلبی‌ هستید، تا حد امكان‌، اطلاعات‌ خود را در مورد تمام‌ داروهایی‌ كه‌ دریافت‌ می‌دارید، از جمله‌ داروهای‌ بدون‌ نسخه‌، افزایش‌ دهید.

ـ عواقب‌ مورد انتظار:
كسانی‌ كه‌ در نزدیكی‌ فرد باشند و آموزش‌ لازم‌ در زمینه‌ تشخیص‌ ایست‌ قلبی‌ و انجام‌ احیای‌ قلبی‌ ـ ریوی‌ را دیده‌ باشند، اغلب‌ می‌توانند ضربان‌ قلب‌ را باز گردانند. اما نتیجه‌ نهایی‌ به‌ علت‌ زمینه‌ساز ایست‌ قلبی‌ بستگی‌ دارد. به‌ محض‌ بازگشت‌ ضربان‌ قلب‌، فرد را باید به‌ نزدیكترین‌ مركز اورژانس‌ انتقال‌ داد. امكان‌ دارد ایست‌ قلبی‌ مجدداً باز گردد.

ـ عوارض‌ احتمالی‌:
مرگ‌ یا آسیب‌ دایمی‌ مغز در صورتی‌ كه‌ نتوان‌ پمپاژ قلب‌ را در عرض‌ 5-3 دقیقه‌ به‌ راه‌ انداخت‌. اشتباه‌ گرفتن‌ غش‌ كردن‌ یا سایر علل‌ از دست‌ دادن‌ هوشیاری‌ با ایست‌ قلبی‌. پیش‌ از آغاز احیای‌ قلبی‌ ـ ریوی‌، نبض‌ بیمار را در گردن‌ بررسی‌ كنید.

ـ درمان‌:
به‌ همراه‌ اعضای‌ خانواده‌تان‌ احیای‌ قلبی‌ ـ ریوی‌ (CPR) را فرابگیرید. برای‌ اطلاعات‌ بیشتر با نزدیكترین‌ مركز بهداشتی‌ یا بیمارستان‌ تماس‌ حاصل‌ كنید. با فراگیری‌ احیای‌ قلبی‌ ـ ریوی‌ ممكن‌ است‌ بتوانید جان‌ یك‌ نفر را در آینده‌ نجات‌ دهید. اگر مشكل‌ قلبی‌ دارید، یا در خطر بروز مشكل‌ قلبی‌ هستید، یك‌ گردن‌آویز یا دست‌بند مخصوص‌ همراه‌ داشته‌ باشید تا در مواقع‌ اورژانس‌ بتوان‌ به‌ سرعت‌ به‌ مشكل‌ شما پی‌ برد.

ـ داروها:
پس‌ از اینكه‌ با احیای‌ قلبی‌ ـ ریوی‌ ضربان‌ قلب‌ برگشت‌، از اكسیژن‌ اگر در دسترس‌ است‌ استفاده‌ كنید (اكسیژن‌ اورژانس‌ ممكن‌ است‌ در مغازه‌ جوشكاران‌ موجود باشد). دارو برای‌ درمان‌ علت‌ زمینه‌ساز ایست‌ قلبی‌، پس‌ از اینكه‌ فاز بحرانی‌ سپری‌ شد.

ـ فعالیت‌:
پس‌ از بهبودی‌، فعالیت‌ها باید تدریجاً از سر گرفته‌ شوند. فعالیت‌ جنسی‌ و رانندگی‌ پس‌ از موافقت‌ پزشك‌ می‌توانند آغاز شوند.

ـ رژیم‌ غذائی‌:
به‌ فردی‌ كه‌ علایم‌ ایست‌ قلبی‌ دارد، مایعات‌ یا غذا ندهید. بیمار ممكن‌ است‌ خفه‌ شود.

ـ در این‌ شرایط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نمائید:
۱. برای‌ كمك‌ فریاد بزنید. قربانی‌ را ترك‌ نكنید.
۲. فوراً تنفس‌ دهان‌ به‌ دهان‌ را آغاز كنید.
۳. اگر قلب‌ ضربان‌ ندارد، ماساژ قلبی‌ بدهید.
۴. عملیات‌ احیا را تا زمان‌ رسیدن‌ كمك‌ ادامه‌ دهید.
۵. اگر فرد بیهوش‌ است‌ و نفس‌ نمی‌كشد: شماره‌ اورژانس‌ را برای‌ كمك‌ یا آمبولانس‌ بگیرید. اگر قربانی‌ كودك‌ است‌، یك‌ دقیقه‌ عملیات‌ احیا را انجام‌ دهید، سپس‌ اورژانس‌ را بگیرید.

 
                          دکتر امید عابدی -2 آگوست 2013 - سئول ، کره جنوبی



تاريخ : Mon 27 May 2013 | 23:17 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그

علل اصلی کوتاهی قد

کوتاه قدی یا معضل عدم برخورداری از قد متناسب در افراد تا حدی به عوامل ژنتیکی و صفات وراثتی بستگی دارد، اما عوامل دیگری نیز در بروز چنین معضلی دخالت دارد که از جمله عمده ترین آن می تواند به موارد زیر اشاره نمود:

1- ابتلا به بیماری عدم تحرک یکنواخت و متناسب اندام حرکتی

2-سوء تغذیه وعدم برخورداری از رژیم غذایی مناسب

3- وارد آمدن فشار بر عصب نخاع و دفرمه شدن شکل دیسک ها

4- ایجاد شکاف و فاصله میان دیسک ها

5- به کارگیری حرکات ورزشی و کششی نامناسب جهت افزایش قد 

6- کاهش میزان ترشح هورمون رشد انسان

7- وضعیت نامناسب بدن در حالت نشسته و ایستاده

 

فاکتور های غذایی مهم در افزایش و رشد قد


آنچه به رشد قدی شما کمک می کند شامل تغذیه و انجام ورزشهای مناسب است. پس حتما از مواد غذایی حاوی املاح و پروتئین به وفور مصرف کنید.  برای بلند قد شدن ، باید پروتین کافی و املاح مورد نیازتان را در یافت کنید.این املاح عبارتند از:

1- کلسیم که از همه مهمتر استو در شیر و ماست و سبزیها و بادام زمینی موجود است

2-منزیم که در جوانه گندم برشته، ماهی، بادام زمینی ، اسفناج وشیر زیاد موجود است.

3- فسفر که در گوشت و حبوبات زیاد موجود است.

                                     

مواد مصرفی موثر در روند افزایش قد

 

1- سبزیجات

2-سیب

3- ماهی های غیر پرورسی

4- شیر   

5- سفیده تخم مرغ

6- آب

7 آمینو اسید ها

8- ویتامینها و مواد معدنی

 راه مطمئن و موثر برای بلند قد شدن انجام حرکات کششی


افزایش میزان قد با انجام حرکات کششی امکان پذیر است. انجام چنین حرکاتی در قالب 3 مرحله کاملا مجزا به شرح ذیل به افزایش قد در افراد منجر می گردد:

مرحله نخست:رشد ماهیچه های های خلقی

مرحله دوم: راستی(عدم خمودگی) وعدم تراکم ستون مهره ها(ستون فقرات)

مرحله سوم:ضخیم تر شدن و ترمیم پیش رونده دیسک های ستون فقرات

با انجام حرکات کششی میتوان تا 3 اینچ(7.5 سانتیمتر) قد بلندتر شد. در حالی که هدف اصلی عمده حرکات بر ستون فقرات معطوف است، محققین بر این باورند که با ترکیبی ازحرکات سبک یوگا و انجام چنین حرکاتی ، ماهیچه ها هماهنگی یافته ، تقویت شده، رشد و توسعه می یابند.

 

فاکتور های جانبی مهم در رشد و افزایش قد

از جمله مهم ترین فاکتورهای جانبی تاثیر گذار بر افزایش قد افراد می توان به موارد زیر اشاره نمود:

1- خوابیدن


خوابیدن از جمله اصلی ترین مولفه های محرکه رشد و افزایش قد در انسان به شمار می آید. اگر چنانچه پیش از دوران بلوغ برنا مه استراحت و خواب فرد منظم بوده وفرد ازبرنامه منسجمی جهت استراحت به موقع و کامل شبانه بر خوردار باشد. در این صورت ستون فقرات فرد دراز تر شده و قد فرد افزایش می یابد.

2- حالت عمومی بدن(طرز نشیتن و ایستادن)

برخورداری از حالت مناسب قرار گرفتن بدن به هنگام نشستن و ایستادن فواید جسمانی و فیزیولوژیکی متعددی برای فرد به همراه دارد که از جمله مهم ترین این فواید می توان به سلامت بخش پشتی بدن(کمر) و افزایش درازی ستون فقرات و در نتیجه افزایش قد فرد اشاره نمود.

 

افزایش قد در ورزشکاران


بهترین زمان برای آغازورزش سنین قبل از بلوغ است. داشتن ماهیچه های قوی از شما ورزشکاری خوب می سازد. حجم ماهیچه ها ها به اندازه استخوانهایی که آنها را احاطه می کند بستگی تام دارد0   

و آغاز کردن ورزش در سنین قبل از بلوغ باعث می گردد استخوانهای شما قوی تر و بزرگ تر شود

هر چه استخوان بندی قوی تر باشد ماهیچه ها نیز قوی تراند. و هر چه ماهیچه ها قویتر باشند بهتر می شودحرکات ورزشی را انجام داد.

 

افزایش قد در بزرگسالان

 بعد از بسته شدن صفحه رشد در اندامها و ستون فقرات امکان افزایش قد با کمک داروها و دیگر روش های غیر جراحی وجود ندارد. و عمل های جراحی هم تجربه ثابت کرده که عوارض جانبی زیادی دارند که معمولا ارزش متحمل شدن آن را ندارد.


        دکتر امید عابدی - 27 می 2013- سئول کره جنوبی


برچسب‌ها: قد بلند شدن, راهای افزایش قد, چگونه قد بلند شویم, قد بلندی

تاريخ : Wed 8 May 2013 | 18:36 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그

بیش از ۹۰ درصد مبتلایان به سرطان های دهانی (دهان، زبان، بخش هایی از بینی، گلو، لبها و حنجره) همگی کسانی هستند که از تنباکو استفاده می کنند.

 


چندین نوع سرطان دهان وجود دارد که می تواند در حفره دهانی آغاز شود.

سرطان یاخته پولکی: بیشتر از 90% سرطان ها در حفره دهانی رخ می دهد و oropharynx ، سرطان یاخته پولکی می باشد. معمولا گلو و دهان با یاخته های به اصطلاح پولکی پوشانده شده اند که سطحی تخت دارند. سرطان یاخته پولکی بدین معنی است که برخی از یاخته ها غیرطبیعی هستند.
  • سرطان زگیل مانند: حدود 5% از تومورهای حفره دهانی، سرطان زگیل مانند هستند که نوعی از سرطان با رشد خیلی کم می باشد که از یاخته های پولکی ساخته شده است. این نوع سرطان دهان بندرت به دیگر بخش های بدن سرایت می کند اما می تواند به بافت های پیرامون منطقه اصلی خود هجوم ببرد.

  • سرطان غده بزاقی جزئی: این گروه شامل چندین نوع سرطان دهان می شود که می تواند در غدد بزاقی جزئی بوجود آید که در تمام جداره دهان و گلو یافت می شود. این انواع از سرطان، سرطان adenoid cystic ، سرطان mucoepidermoid و adenocarcinoma با درجه پایین دارای چند دگردیسی می باشد.

  • سرطان های غدد لنفاوی: سرطان دهان که در بافت های لنفاوی پدید آید که بخشی از سیستم ایمنی بدن می باشد، سرطان غدد لنفاوی نامیده می شود. لوزه ها و بن زبان، هر دو شامل بافت های لنفاوی می باشند.

فاکتور های خطر زا برای سرطان دهان چیست؟

 مصرف کنندگان تنباکو

اکثر استفاده کنندگان هرگونه توتون مبتلا به سرطان دهان می شوند. در حقیقت کسانی که سیگار می کشن ۶ برابر بیش از کسانی که سیگار نمی کشند به این سرطان دچار می شوند.

 

▪ مشروبات الکلی

الکل مداوم و سنگین یکی از موارد بسیار مهم ابتلا به سرطان دهان است. تقریبا می گویند که ۷۰ تا ۸۰ درصد کسانی که سرطان دهان دارد اغلب به صورت تفریحی حتی مشروب می خوردند. دقیقا مثل افرادی که سیگار می کشند کسانی که الکل می خورند نیز ۶ برابر کسانی که الکل نمی خورند در معرض سرطان دهان هستند.

 

مشروبات الکلی و سیگار


استفاده همزمان از این دو ماده خطر ابتلا به سرطان دهان را دقیقا دو برابر می کند.

 

جنس

تحقیقات نشان داده که مرد ها دو برابر زن ها دچار این سرطان می شوند. شاید به دلیل این باشد که آنها به مقدار زیاد تری از سیگار و مشروبات الکلی نسبت به خانم ها استفاده می کنند.

 

سن

بعد از سن ۴۰ سالگی خطر ابتلا به این سرطان افزایش می یابد و میانگین سن ابتلا به این بیماری ۶۰ سال است.

 

 فاکتور های خطرناک دیگر

▪ عفونت های ویرووسی

▪ عدم داشتن ایمنی کافی بدن

▪ قرار گرفتن در معرض اشعه ماورای بنفش

▪ اشعه های مربوط به محیط کار

توجه داشته باشید که بعد از ۵ سال از شناسایی بیماری تنها ۵۰ درصد از مبتلایان بهبود پیدا می کنند. هرچه زودتر بیماری شناخته شود امکان بهبود نیز سریعتر رخ می دهد.

 

 علائم و نشانه های سرطان دهان

اولین علائم سرطان دهان ممکنست با دیگر بیماری ها به اشتباه گرفته شود، از قبیل دندان درد یا سرماخوردگی. اگر نشانه ها چند روز و یا چند هفته طول بکشد، لازمست که با پزشک خودتان صحبت کنید که معلوم شود آیا سرطان دارید یا نه. بسیاری از این نشانه ها می تواند ناشی از مشکلات ساده تر و یا سرطان های دیگر باشد. برخی از نشانه ها و علائم متداول سرطان دهان اینها هستند:

  • زخم های ماندگار دهان: زخمی در دهان که بهبود نمی یابد، متداول ترین نشانه سرطان دهان است

  • درد: طولانی شدن درد دهان، نشانه متداول دیگری برای سرطان دهان می باشد

  • برآمدگی یا ضخیم شدن در گونه

  • لکه سفید یا قرمز رنگ در لثه، زبان و یا جداره دهان

  • درد در گلو و یا احساس اینکه چیزی در گلو گیر کرده و پایین نمی رود

  •  سختی در بلع غذا و یا جویدن آن

  • سختی در حرکت دادن فک و یا زبان

  • بیحسی زبان یا بخش دیگری از دهان

  • تورم فک که سبب آسیب دیدن دندان مصنوعی و یا لق شدن آن می شود

  •  لق بودن دندان

  • درد دندان یا فک

  • تغییر صدا

  • برآمدگی در گردن

  • کاهش وزن

  • سختی تنفس مداوم

اگر هر یک از این نشانه ها و علائم سرطان دهان، روزها یا هفته ها وجود داشته باشد، ممکنست پزشک تست هایی را توصیه نماید که بتواند وجود سرطان دهان را بررسی کند. به مانند هر نوع سرطان دیگر، تشخیص سرطان در اسرع وقت، سبب اطمینان از درمان آن خواهد داد.


تشخیص سرطان دهان

آزمایش های زیر، اغلب نخستین گام در تشخیص سرطان دهان می باشد :

  •  تاریخچه پزشکی و آزمایش جسمانی : معمولا نخستین گام در تشخیص سرطان، آزمایش جسمانی است. پزشک درباره نشانه هایی که دارید از شما می پرسد، اینکه آیا عوامل ابتلاء را دارید و نیز در مورد دیگر شرایط شما سوال می کند. در خلال آزمایش جسمانی، پزشک ممکنست علائمی از سرطان دهان بیابد. این علائم ممکنست برآمدگی و یا دیگر موارد غیر طبیعی در سر، صورت یا گردن باشد و یا مشکلتی در عصب های صورت یا دهان وجود داشته باشد. همچنین پزشک برای یافتن هرگونه علامت سرطان، داخل دهان را بررسی می کند.

  • اگر پزشک نگران اینست که ممکنست شما سرطان داشته باشید، شما را برای آزمایش های بیشتر پیش یک متخصص می فرستد. متخصص، احتمالا عمل جراحی بر روی سر و گردن شما انجام خواهد داد و احتمالا یک متخصص حلق و گوش و بینی این جراحی را انجام می دهد.

  • معاینه کامل سر و گردن : متخصص، کل سر و گردن را معاینه خواهد کرد که این شامل غدد لنفاوی گردن نیز می باشد، این کار برای بررسی وجود علائم سرطان می باشد. گاهی در این معاینه از آینه هم استفاده می شود تا پزشک بتواند مناطقی از داخل گردن را که بسادگی در دید نیستند، ببیند. دیگر روش هایی که ممکنست به یافتن سرطان دهان کمک کند، اینها هستند :

  • Pharyngoscopy و laryngoscopy غیر مستقیم : ممکنست که پزشک آینه های کوچکی را در پشت دهان شما قرار دهد تا بتواند گلو، ته زبان و حنجره را با وضوح معاینه کند.

  • اندوسکوپی : یک اسکوپ فیبر نوری را که دارای لوله ای باریک، قابل انعطاف و نورانی است، به درون دهان یا بینی فرو می کنند تا پزشک بتواند مناطقی را که دین آنها سخت است ببنید، از قبیل حنجره و پشت بینی.

  • Panendoscopy : اگر پزشک احتمال می دهد که سرطان دهان وجود داشته باشد، احتمال دارد که یک معاینه کامل تر از سر و گردن انجام دهد. در این معاینه، بیمار در اتاق عمل تحت بیهوشی عمومی قرار می گیرد تا کل بدن را بتوان برای بررسی وجود سرطان بررسی کرد. این عمل برای مشاهده گلو، حنجره، نای و نایژه ها انجام می شود. اگر توموری یافت شود، پزشک نمونه هایی از آن را برمی دارد تا بتواند در زیر میکروسکوپ بررسی کند.

  • یاخته شناسی exfoliative : با این روش، منطقه مشکوک با دقت خراش داده می شود تا نمونه ای از یاخته ها گرد آوری شود. این یاخته ها را بر روی تیغه ای شیشه ای قرار می دهند و آن را رنگ می زنند تا بتوان آنها را براحتی در زیر میکروسکوپ دید. اگر یاخته هایی غیر طبیعی دیده شود، یک عمل biopsy عمیق تر انجام می شود. انجام این روش بسیار ساده است و امکان آن را می دهد که حتی مناطقی که کوچکترین حالت غیر طبیعی دارند نیز بررسی شوند که این سبب تشخیص بموقع خواهد بود. اما ردیابی سرطان دهان با استفاده از یاخته شناسی exfoliative می تواند چالش برانگیز باشد و ممکنست که بعضی از سرطان ها نا دیده گرفته شوند و یا با یاخته های غیر طبیعی ولی غیر سرطانی اشتباه گرفته شوند و بنابراین یک عمل biopsy برای تشخیص دقیق لازمست.

  •  biopsy : فقط یک biopsy می تواند تشخیص دقیقی را از سرطان دهان ارائه دهد. نمونه ای از بافت یا یاخته ها برای biopsy مورد نیاز است که باید پیش از معالجه تهیه شود.

انواع biopsy که معمولا برای تشخیص سرطان دهان استفاده می شود، اینها هستند :

  • Incisional biopsy : تکه کوچکی از بافت از منطقه ای که غیر طبیعی بنظر می رسد، بریده می شود. اگر منطقه غیرطبیعی بسادگی قابل دسترسی باشد، نمونه را می توان در مطب پزشک هم برداشت ولی اگر در عمق بیشتری از دهان یا گلو قرار داشته باشد، ممکنست که لازم باشد biopsy در اتاق جراحی انجام شود که بتوان برای جلوگیری از درد، بیمار را بیهوش کرد.

  • استفاده از سوزن ظریف (FNA): در اینجا از یک سوزن خیلی باریک با سرنگ استفاده می شود تا یاخته ها را از یک تومور یا برآمدگی استخراج کند. این شیوه به ویژه می تواند برای چندین موقعیتی که برای سرطان دهان وجود دارد، مفید باشد .

  •  یافتن علت توده جمع شده کوچک : یک عمل FNA ممکنست برآمدگی را آشکار کند که خوش خیم است و ناشی از عفونتی قابل درمان است و نه ناشی از سرطان. ممکنست که این روش، یک کیست غیرسرطانی پر شده از مایع را بیابد که بتوان آن را با جراحی برداشت. هنگامی که این مورد در ارتباط با نشانه های سرطانی باشد، یک آندوسکوپی هم برای تشخیص دقیق سرطان دهان لازم خواهد بود.

  • تعیین میزان گستردگی سرطانی که پیدا شده است : هنگامی که یک عمل FNA در مورد بیمارانی انجام می شود که قبلا تشخیص سرطان دهان در مورد آنها داده شده است، biopsy می تواند نشان دهد که آیا سرطان به غدد لنفاوی گردن گسترش یافته است و یا نه. این اطلاعات به درمان بیماری کمک خواهد کرد.

  • بررسی در مورد عود کردن بیماری : یک عمل FNA در در مورد بیمارانی انجام می شود که قبلا تحت عمل جراحی و یا اشعه قرار گرفته اند تا کنترل شود که آیا توده واقع در گردن که قبلا مورد درمان قرار گرفته است، بافتی است که مشکوک می باشد و بیماری مجددا عود کرده است یا نه.

    البته روش های تصویری که خود شامل چندین نوع مختلف اند و همچنین آزمایش خون نیز می توانند همگی در تشخیص این سرطان بکار روند.

    درمان سرطان دهان و عوارض آن                                                                                                                       جراحی روشی دیگر جهت درمان سرطان‌ دهان می باشد. وقتی که جراحی صورت می‌گیرد، معمولاً غدد لنفاوی اطراف آن نیز برداشته می‌شوند تا درگیری این غدد در اثر سلول‌های سرطانی بررسی گردد. بیمارانی که در مراحل پیشرفته‌تر بیماری درمان می‌شوند، ممکن است دچار اختلال در تکلم، بلع، جویدن یا تغییر شکل صورت شوند که با جراحی پلاستیک می‌توان این تغییر شکل را اصلاح کرد. با کشف زودرس سرطان‌ها نیاز به جراحی‌های وسیع نیز کاهش می‌یابد.

  • پرتو درمانی باعث صدمه به سلول‌های سرطانی می‌شود، ولی اثر کمی بر بافت‌های سالم اطراف دارد. از اشعه گاما که سر چشمه آن یک ایزوتوپ رادیواکتیو می‌باشد یا اشعه X که توسط یک دستگاه اشعه X با ولتاژ بالا ایجاد می‌شود، برای درمان سرطان‌ دهان و تومورهای بزرگ استفاده می‌گردد. وقتی که تومور محدود به زبان یا کف دهان باشد، می‌توان مقادیر کم مواد رادیواکتیو را در این نقاط کاشت.
    پرتو درمانی در افراد مختلف واکنش‌های گوناگون ایجاد می‌کند. این عوارض و سایر مشکلات ایجاد شده، معمولاً با تغذیه خوب، استراحت و شستشوی دهان بهبود می‌یابند. از طرفی پرتو درمانی احتمال تخریب دندان‌ها را افزایش می‌دهد، از این رو بهداشت دهان و مراقبت دندان ‌پزشکی اهمیت ویژه‌ای دارد. بیشتر این عوارض موقتی هستند. به ‌طور متوسط، حدود یک‌سوم بیماران مبتلا به سرطان، به دنبال درمان بیماری خود دچار عوارض دهانی می‌شوند. به همین دلیل بیماران مبتلا جهت درمان سرطان دهان باید تحت معاینه دندان‌پزشکی قرار گیرند تا از سلامت دندان‌ها و مخاط دهان خود مطمئن شوند تا به این ترتیب میزان عوارض دندانی و دهانی در آنها به حداقل برسد. به عنوان مثال، بیشتر افرادی که مورد پرتو درمانی در ناحیه سر و گردن قرار می‌گیرند، دچار عوارضی از قبیل خشکی دهان، حساسیت مخاطی، حساسیت دندان‌ها، پوسیدگی وسیع دندانی و مشکل در حین بلع می‌شوند.
    شیمی ‌درمانی نیز تأثیرات مشخص و واضح بر روی مخاط دهان و دندان‌ها دارد. به دلیل جلوگیری از بروز این مشکلات و یا کاهش میزان صدمات وارد به دهان و دندان، دندان ‌پزشک و سرطان ‌شناس باید پیش و در حین درمان، با یکدیگر همکاری نزدیک داشته باشند. در طی مدت‌ زمانی که فرد تحت شیمی ‌درمانی سرطان ناحیه سر و گردن است، باید دندان‌های خود را دست‌ کم دوبار در روز با احتیاط مسواک بزند. ممکن است دندان ‌پزشک علاوه بر مسواک روزانه، استفاده از دهان‌ شویه را هم تجویز کند. در صورتی که فرد دچار عارضه خشکی دهان شود، باید از جایگزینی مانند بزاق مصنوعی استفاده کند.
    استفاده از فلوراید هم روشی است که برای کم کردن پوسیدگی دندان‌ها در دوره شیمی درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. به دلیل اینکه بروز عفونت‌های دهانی ممکن است سبب ایجاد گرفتاری جدی برای فرد شود، در صورت بروز این عفونت‌ها باید بلافاصله به دندان‌پزشک و یا پزشک مراجعه شود
    .


                      دکتر امید عابدی - 8 می 2013- سئول(کره جنوبی)



تاريخ : Sun 10 Feb 2013 | 1:26 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그

http://www.vetspace.ir/uploads/12998266283.jpg

مالارياي انساني كه به نامهاي پالوديسم(Paludism) ، تب حارَه اي، تب نوبه، تب و لرز، تب متناوب و تب جنگل هم  ناميده  مي شود،  يك  بيماري  عفوني  خوني  است كه توسط  تك ياخته اي از جنس پلاسموديوم (Plasmodium)  ايجاد و توسط پشه هاي جنس آنوفل(Anopheles)   منتقل مي گردد.

علائم مالاريا  (Paroxysm) :


           

علامت متداول بيماري تب شديدي است كه همراه با ساير علائم مربوطه (لرز ، عرق)  براي مدت 5 تا 8 ساعت ادامه يافته و سپس هر 2 يا 3 روز يكبار باز مي گردد.  هر يك از اين حملات، نيروي بيمار را به شدت تحليل برده و باعث كاهش شديد فعاليت هاي  بيمار در طي دوران بيماري مي گردد. حملات اوليه مالارياي حاد حداقل 2 هفته يا بيشتر طول  مي كشد و در اثر ابتلاهاي مكرر و همراه با پيشرفت بيماري ، كم خوني و بزرگي طحال حادث شده كه در اكثر بيماران در طي يك يا دو هفته بعد از حمله اوليه مي توان آنرا لمس نمود. در صورتيكه عامل ابتلا انگل گونه فالسيپارم باشد مي تواند منجر به گلومرولونفريت ، افزايش شديد پارازيتمي، پديده جداسازي مويرگي (Sequestration)، گيجي ، تشنج ، كاهش فشارخون ، ادم ريوي، علائم گوارشي (مثل استفراغ ، دردهاي شكمي ، اسهال ، خونريزي روده اي) ، سندرم نفروتيك، كولاپس گردش خون، سيانوز و مرگ شود.

 دوره نهفتگي بيماري(Incubation Period) بطور معمول از 9 تا 30 روز متفاوت است و ممكن است تا چندين ماه طول بكشد. گونه هاي پلاسموديوم ويواكس در مناطق معين جغرافيايي دوره نهفته طولاني و بيشتر از 10 ماه دارند.

1 يا 2 روز قبل از شروع علائم تعداد كمي انگل در گردش خون ظاهر مي شوند سپس با افزايش تعداد انگلها ، علائم مختلف شروع به تظاهر مي كنند كه عبارتند از سردرد ، خستگي ، دردهاي مبهم در عضلات و استخوانها و مفاصل ، احساس لرز و تب كه بدليل شبيه بودن علائم با بيماريهاي ويروسي مثل سرماخوردگي و آنفلوانزا(Influenza)   بخصوص در مناطق غير آندميك  تشخيص را بر مبناي اين بيماريها مي گذارند. در طي چند روز آينده وقتي كه تعداد انگلها در خون به حد كافي رسيد علائم مالاريا  بروز مي نمايد

 

علايم متداول مالاريا در بين مراجعين به Virtual Naval Hospital در آمريكا

 

      

ابتدا الگو هاي تب بصورت منظم  نيست ولي بعدا در صورتي كه  دوره هاي  شيزوگوني  همزمان شود رفته رفته اين الگو ها حالت منظمي را به خود مي گيرد كه به آنSynchronized   مي گويند. بطور كلي يك حملة مالاريا شامل مراحل زير است:

1-  مرحله سرما (Cold Stage ) :  ناگهاني شروع مي شود. بيمار شديداً احساس كسالت نموده، دچار سردرد و دردهاي استخواني شده و تمام بدن با سرماي شديد و غير قابل تحملي به مدت 1 ساعت شروع به لرز مي نمايد.

2- مرحله  گرما ( Hot Stage ) : با بالا رفتن دماي بدن به حدود 40  تا 41 درجه سانتيگراد لرز متوقف شده و تب شديدي بدن را فرا  مي گيرد كه مدت 1 تا 2 ساعت اين وضعيت ادامه دارد . دورة تب بر حسب گونه هاي مختلف پلاسموديوم  متفاوت و به صورت زير مي باشد.

-    تب 3 به 1 :  حملات تب يك روز درميان روي مي دهد. عامل آن پلاسموديوم اووال ، ويواكس و فالسيپارم  ميباشد.

-   تب 4 به 1 :  حملات تب دو روز درميان و توسط پلاسموديوم مالاريه ايجاد مي گردد.

3- مرحله تعريق ( Sweating Stage ) :  پس از گذشت 1 تا 2 ساعت از شروع تب ، بيمار شروع به عرق نمودن كرده كه در پايان اين مرحله و با گذشت 5 الي 8 ساعت از شروع تب ، درجه حرارت بدن به حد طبيعي باز مي گردد، بيمار خسته اما بدون علامت است و تا شروع مرحلة بعدي احساس آرامش مي كند.

 

روشهاي انتقال مالاريا :


         

 شيوع و انتقال هر نوع مالاريا چه در مناطق اندميك و چه به صورت اپيدميك به عوامل بيشماري مثل نوع و سوش انگل ، ميزان ايمني انسانها ، عادات زيستي پشه ها ، عادات زيستي انسانها ، شرايط محيطي از قبيل درجه حرارت، رطوبت، ميزان بارندگي، نوع گياهان منطقه نوع و روشهاي مبارزه و . . .  بستگي دارد كه اين عوامل را ميتوان در ارتباط با سه عامل شخص سالم و آلوده بعنوان گيرنده و دهندة بيماري ، انگل پلاسموديوم بعنوان عامل ايجاد كنندة بيماري و پشه آنوفل بعنوان انتقال دهندة بيماري طبقه بندي نمود. بطور كلي انتقال مالاريا از طرق زير مي تواند صورت بگيرد:

·       انتقال طبيعي : انتقال از طريق نيش پشه آنوفل

·       انتقال اكتسبي : انتقال از طريق تلقيح

 

انتقال طبيعي مالاريا (انتقال از طريق نيش پشه آنوفل):

 عمده ترين راه انتقال بيماري مالاريا  انتقال  از  طريق  نيش  پشه  آنوفل  ماده  مي باشد كه در سال 1897 توسط رونالد راس ثابت شد. اين پشه ها در اكثر كشورهاي مناطق معتدله و حاره و هر جا كه محل زيست مناسبي براي آنها فراهم شود وجود دارند.

نحوة انتقال به اين صورت مي باشد كـه پشه هاي ماده در طي خونخواري از شخص آلــوده، انگل را بلعيده و انگل در بدن پشه پس از طي دوره و زمان خاصي مجدداَ به فرم آلوده كننده درآمده و  همراه  با  محتويـات بزاق طــي خونخواري بعدي  بـه افراد  سالم جامعه منتقـل  مي گـردد و اين چرخه تا جايي  كه توسط عامل بخصوصي قطع نگردد ادامـه پيدا ميكند.

در اين چرخه براي آلوده شدن پشه ها، علاوه بر وجود  ناقل  مناسب وجود انسان مخزن ( (Human  reservoir داراي مقدار لازم گامتوسيت در خون وي ضروري مي باشد. بنابراين انسانهايي كه به تازگي آلوده شده اند نمي توانند بيماري مالاريا را انتقال دهند.

 

انتقال اكتسابي ( انتقال از طريق تلقيح ):

 در صورتيكه مالاريا غير از انتقال توسط نيش پشه آنوفل از طُرق ديگر منتقل شود به اين نوع مالاريا،  مالارياي تلقيحي مي گويند. در سال  1884 انتقال مالاريا از طريق انتقال خون توسطGerhardet   ثابت گرديد. در سال 1911 اولين مورد مالارياي ناشي از انتقال خون در آمريكا بوسيله Woolsey مشاهده شد.

در مناطقي كه انتقال مالاريا بوسيله پشه آنوفل انجام مي گيرد اهميت انتقال مالاريا از ساير راهها تحت الشعاع موارد انتقال عادي آن قرار ميگيرد، ولي در مناطقي كه انتقال طبيعي مالاريا بوسيله پشه آنوفل قطع شده است ولي حاملان انگل وجود دارند در  صورتيكه عامل مالاريا پلاسموديوم فالسيپارم باشد و بموقع تشخيص داده و درمان نگردند، مي تواند به مرگ بيمار منجر شود.

مكانيزم عمل اين نوع انتقال به اين صورت است كه در افراد مبتلا به مالاريا در صورتيكه درمان كامل يا اساسي انجام نگرفته باشد پس از توسعه مصونيت نسبي (Premunition) ، تعداد انگل در خون به حداقل رسيده و مانع بروز علائم باليني مي شود و گاهي تعداد انگل در خون به حدي كم است كه در آزمايش ميكروسكپي معمولي نمونه خون نمي توان آنها را ديد ولي اگر خون اين افراد حامل انگل به افراد سالم از نظر بيماري تلقيح گردد، انگلهاي مرحله شيزوگوني خوني موجود  در  گلبول  قرمز شروع  به تكثير كرده و  در گيرنده خون   علائم مالاريا  ظاهر  مي گردد .

انواع پلاسموديوم هاي انساني در مالارياي ناشي از انتقال خون به ترتيب پلاسموديوم ويواكس، پلاسموديوم مالاريه ، پلاسموديوم فالسيپارم و پلاسموديوم اووال بوده اند كه در سالهاي اخير جاي خود را به پلاسموديوم مالاريه داده است، بنابراين در مالارياي ناشي از انتقال خون پلاسموديوم مالاريه نقش اصلي را دارد. مالارياي تلقيحي موارد زير را شامل مي گردد :  

        انتقال از طريق انتقال خون

       انتقال از طريق پيوند اعضاء

       انتقال از طريق مالاريا تراپي                 

      انتقال از طريق هموتراپي                    

       انتقال از طريق مادر به جنين

       انتقال از طريق سرنگ آلوده

       انتقال بصورت تصادفي ( آلودگي شغلي )


پیشگیری


پيشگيري با واكسن:


   

ساخت و تهية واكسن موثر مالاريا نشانگر يك روش با ارزش علاوه بر روشهاي موجود در كنترل مالاريا مي باشد. تهية واكسن مالاريا در دست آزمايش و مطالعه مي باشد ولي  بدليل اينكه انگل پلاسموديوم داراي سوش هاي مختلف و آنتي ژنهاي خيلي زيادي است، شانس دستيابي به واكسني كه با يكبار مصرف مصونيت طولاني را ايجاد نمايد بسيار ضعيف است.

مرحلة اول استراتژي تهية واكسن مالاريا  بر  پاية  شناسايي آنتي ژنهايي است كه به طور اختصاصي پاسخ ايمني محافظتي پايدار را  تحريك كند و  در  مرحلة  دوم  مستلزم  كد كردن ژنهاي سازندة آنتي ژنها مي باشد.

واكسنهاي  مالاريا  را  ميتوان  از  مراحل   مختلف   زندگي   انگل    مانند   مرحلة اسپروزوئيت (Sporozoite Vaccine) ، مرحلة غيرجنسي خوني  (Asexual Erythrocytic Vaccine)   و  مرحلة  گامتوسيت Gametocyte Vaccine)) تهيه نمود. از انواع واكسن هاي مالاريا كه ساخته و بصورت آزمايشي مورد استفاده قرار گرفته است مي توان انواع زير را نام برد:

 

1- واكسن SPF66 + Alum: ساخته شده از مرحلة غيرجنسي انگل يعني مروزوئيت ها و اسپروزوئيت ها است.

2- واكسن PFS25  + Alum: از گامتوسيت ها تهيه شده است و انتقال را بلوكه مي كند. اين واكسن در دفعات تزريق بعدي بعنوانBooster Dose    عمل نموده و سلولهاي خاطره اي را تقويت مي كند.

3- واكسن  NYVAC- PF7: اين واكسن Multi Stage و  Polyvalentبوده و هر دو ايمني سلولي و هومورال را ايجاد مي كند

 پيشگيري دارويي :


                 

پيشگيري دارويي در سطح گسترده تاكنون بكار رفته و بسيار نيز با ارزش بوده است. درمان دسته جمعي با كينين در پروژه هاي اوليه كنترل مالاريا در ايتاليا و ديگر كشورها از اهميت خاصي برخوردار بوده است. متاسفانه پيشگيري دارويي در بسياري از مناطق گرمسيري ديگر قابل استفاده نيست زيرا مسئله مقاومت دارويي بسيار فراگير شده است و روزبروز نيز در حال افزايش است. داروهاي پيشگيري شامل داروهايي هستند كه براي متوقف كردن شيزوگوني نسجي و يا خوني بكار ميروند . چند نمونه از اين داروها كه در حال حاضر مورد استفاده قرار مي گيرد در زير آمده است.

 P.vivax,  P.malariae, P.ovale, P.falciparum   حساس به کلروکين:

Chloroquine Phosphate (Aralen)   300 mg base weekly, base on~5 mg base/kg

یک هفته قبل از شروع به مسافرت تا 4 هفته بعد از در معرض تماس قرار گرفتن


   مقاوم به کلروکين:

Mefloquine (Lariam)    250 mg (225 mg base) weekly

یک هفته قبل از شروع به مسافرت تا 4 هفته بعد از در معرض تماس قرار گرفتن

-------------------------------------------------------

Doxycycline (Vibramycin)    100 mg /day

یک روز قبل از شروع به مسافرت و ادامه آن با روزانه 1 قرص تا 4 هفته بعد از در معرض تماس قرار گرفتن

-------------------------------------------------------

Proguanil (Paludrine)    200 mg /day in combination with weekly Chloroquine

از شروع مسافرت  تا 4 هفته بعد از در معرض تماس قرار گرفتن

-------------------------------------------------------

Primaquine       0.5 mg base/kg/day

 

درمان


درمان كامل مالاريا نياز به چند روز درمان با چند دارو دارد. جهت درمان ابتدا بايد نوع انگل را تشخيص داد. در مناطق هيپرآندميك و هولوآندميك در صورتيكه آزمايشگاهي براي تشخيص در دسترس نباشد مي توان بيماران را با توجه به علائم باليني و شيوع مالارياي منطقه (با احتمال 50% ابتلا) مستقيماَ درمان نمود.

از آنجاييكه انگل پلاسموديوم داراي 3 فرم آلودگي (مرحلة كبدي هيپنوزوئيت ، مرحلة خوني غير جنسي و  گامتوسيت) است، لذا داروهايي كه بكار برده مي شود متنوع بوده و بعضي بر روي يك مرحلة انگل و بعضي بر روي تمام مراحل با تاثيرات كم و زياد اثر مي گذارد. داروهايي كه در درمان مالاريا بكار ميروند مي بايست ضمن موثر بودن برروي انگل ، در دسترس همگان بوده و بيمار قدرت خريد آنرا داشته باشد همچنين خوردن آن براي بيمار و بخصوص بچه ها قابل تحمل باشد و عوارض جانبي زيادي را ايجاد نكند. در هر کشوری درمان مالاریا مطابق با دستورالعمل های آن کشور انجام میشود زيرا مسئله مقاومت دارویی وجود دارد که در هر کشوری متفاوت است.

داروهای ضد مالاریا

داروهاي ضد مالاريا را مي توان بر حسب اثرشان بر روي انگل و يا  از نظر تركيبات شيميايي گروه بندي نمود. در زير داروهاي ضد مالاريا از نظر اثر بروي انگل تقسيم بندي شده است.

1- اسپرونتوسيد (Sporontocide) : برروي گامتوسيت ها اثر كرده و وقتي وارد بدن پشه شوند از طي دورة اسپوروگوني جلوگيري ميكنند مثل پريماكين و پريمتامين ( داراپريم ).

2- شيزونتوسيد نسجي اوليه (Schizontocide (Primary Tissue : برروي شيزونت هاي كبدي اثر كرده و معمولاَ  جهت  پيشگيري  استفاده مي شوند مثل پروگوانيل و پريمتامين.

3- شيزونتوسيد نسجي ثانويه (Secondary Tissue Schizontocide) :  بر روي هيپنوزوئيت ها در كبد موثر است و  از  عود  بيماري  جلوگيري مي كند مثل پريماكين و پاماكين.

4- شيزونتوسيد خوني (Blood Schizontocide) : برروي اشكال خوني اثر كرده و جهت درمان استفاده مي شوند مثل كلروكين، كينين، فنسيدار، مفلوكين، هالوفانترين، آرتميسنين، آمودياكين.

5- گامتوسيتوسيد ((Gametocytocide : بر روي گامتوسيت ها اثر كرده مثل پريماكين كه بر روي گامتوسيت فالسيپارم موثر بوده و كينين و كلروكين كه بر روي گامتوسيت ويواكس و مالاريه و گامتوسيت نارس فالسيپارم موثر است.

مقاومت انگل به داروهای ضد مالاریا

                         

يكي از بزرگترين مشكلات كنترل جهاني مالاريا گستردگي و شدت مقاومت انگل به داروهاي ضد مالاريا است. اين مقاومت باعث گرديده تا تعداد معدودي از اين داروها سبب بروز مشكلاتي در درمان و كنترل بيماري شود. ظهور مقاومت دارويي به معني افزايش خطر عوارض جانبي و يا مخارج بيشتر در استفاده از داروهاي جديد مي باشد.

مقاومت دارويي در مالاريا يعني “ توانايي سويه انگل در زنده ماندن و تكثير در حضور غلظت هايي از دارو كه بطور معمول انگلهاي همان نوع از پلاسموديوم را از بين برده و يا از تكثير آنها جلوگيري مي نمايد” . مقاومت دارويي تحت تاثير دو عامل قدرت سازگاري پلاسموديوم و استفاده از داروهاي ضد مالاريا در پيشگيري و درمان در مناطق بومي بوجود مي آيد .

  

الگوهاي مقاومت :

سازمان جهاني بهداشت بر اساس دو عامل پاك شدن اولية خون از انگل و ظهور مجدد انگل در خون الگوهاي مقاومت را به شرح زير طبقه بندي نموده است:

*S : سوش پلاسموديوم به داروي مصرف شده حساس است و خون در عرض يك هفته از انگل پاك شده و انگل مجددا ظاهر نمي شود.

 *R1 : مقاوم مرحلة 1 ، پس از پاك شدن اولية انگل از خون عليرغم ادامة درمان، انگل ها مجدداً  در عرض هفت روز و يا بيشتر، در خون ظاهر مي شوند.

  *R2: مقاوم مرحلة 2 ، ابتدا تعداد انگل ها در خون كاهش يافته ولي بعد از 7 روز و يا بيشتر ، در خون ظاهر ميشوند.

 *R3 : مقاوم مرحلة 3،  دارو اثر بسيار كمي بر تعداد انگل در خون دارد.


  *S= Sensitive                         *R= Resistance

  

 

                        الگوي مقاومت دارويي در پلاسموديوم فالسيپارم

 

 عود مالاریا(بازگشت انگل)


    


در پلاسموديوم فالسيپارم كه فرم هيپنوزوئيت وجود ندارد بندرت ممكن است كه انگل بيش از یک سال در بدن دوام بياورد. طول عمر متوسط انگل 222 روز و طولاني ترين دورة عفونت مشاهده شده 503 روز بوده است. در پلاسموديوم ويواكس مدت دوام انگل معمولا 5- 3 سال و در پلاسموديوم مالاريه مدت دوام انگل 30-10 سال مي باشد.

در پلاسموديوم ويواكس و اووال ، بعضي از اسپروزوئيت ها كه به داخل كبد وارد شده اند بلافاصله رشد نمي كنند و در سلولهاي پارانشيم كبد تبديل به انگلهاي خفته اي بنام هيپنوزوئيت  (Hypnozoite or Dormant) مي شوند كه اين مرحله ميتواند ماهها و سالها طول كشيده و با فعال شدن  و تكثير مجدد انگل  عود مشخص بيماري مالاريا (Relapse) را بوجود آورند. علاوه بر فرم هيپنوزوئيت، در تمام پلاسموديوم ها بعلت درمان ناقص يا پاسخهاي ايمني ميزبان ممكن است تعداد خيلي كمي انگل در خون باقي بماند. در اين موارد معمولا علائم باليني مالاريا وجود ندارد و در آزمايش ميكروسكپي نمونه خون انگل ديده نمي شود ولي بعد از بين رفتن  اثر دارو يا مصونيت نسبي ، انگل تكثير پيدا ميكند و ظهور مجدد  مالاريا (Recrudescence)   را بوجود مي آورند . اين حالت بيشتر در پلاسموديوم فالسيپارم بعلت مقاومتي كه به داروهاي ضد مالاريا وجود دارد ، ديده مي شود.

در پلاسموديوم مالاريا انگل مي تواند 30 سال و يا بيشتر بدون اينكه در آزمايشات ميكروسكپي گسترده هاي خوني ديده شود در سطح پائيني در خون باقي مانده و از طريق انتقال خون ( Induced (Malaria از يك شخص به شخص سالم منتقل گردد.


     دکتر امید عابدی-9 فوریه 2013-سئول کره جنوبی


برچسب‌ها: مالاریا, علائم مالاریا, درمان مالاریا, پیشگیری مالاریا

تاريخ : Wed 30 Jan 2013 | 18:51 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그
غده پروستات غده‌ ای است که تنها در مردان یافت می‌ شود. این غده در زیر مثانه قرار دارد و مایعی به داخل منی ترشح می‌ کند.

http://www.irankf.org/Image/News/2012/7/215_634778490411711093_s.jpg

سرطان پروستات نوعی بیماری است که در آن سلولهای بدخیم از بافتهای پروستات نشات می گیرد و به طور نامنظم و فزاینده‌ای تکثیر و منجر به افزایش حجم در هر یک از اجزای سلولی غده پروستات می‌شود.

سرطان پروستات دومین سرطان شایع بعد از سرطان ریه در میان مردان است. اطلاعات آماری و علائم بالینی میزان مرگ و میر ناشی از سرطان پروستات مبین سه طیف گسترده روند رشد این بیماری است. سرطان پروستات می‌تواند دارای رشد آهسته بوده و زمانی طولانی تا بروز علائم بالینی آن داشته باشد. در مواردی دیگر تومور به سرعت رشد کرده و تهاجم تومور به بافت‌های دیگر امکانپذیر می شود. در چنین مواردی مدت فاصله زمانی بین شروع بیماری و گسترش دامنه آن بسیار کوتاه است. مابین این دو طیف رشد، تومورهایی وجود دارند که سرعت روند رشد آنها در حد متوسطی است.

سرطان پروستات با نشانه‌های مرتبط با دفع ادرار و یا درد شکم تظاهر می‌کند. این نشانه‌ها با علائم بیماریهای رایجی مانند عفونت و هیتروفی (بزرگی) خوش خیم پروستات (Benign Prostatic Hyperplasia) مشترک است.

علائم هشدار دهنده سرطان پروستات عبارتند از:


http://www.prostatecancer.ca/Files/Diagrams-and-Images/Prostate-Cancer-diagram.aspx

ادرار کردن پی در پی یا سخت

جاری شدن ضعیف ادرار

عدم توانایی در ادرار

بی‌ اختیاری ادراری

جریان منقطع و ضعیف ادرار

وجود خون در ادرار

خروج منی همراه با درد

درد مداوم قسمت پائین کمر

سوزش

ناتوانی جنسی

سبب‌شناسی: سرطان‌ زایی پروستات

علت ابتلا به سرطان پروستات هنوز ناشناخته است( هر چند جدیدا اخباری مبنی بر کشف علت آن به گوش می رسد) اما تحقیقات آماری و بالینی، روند بدخیمی بیماری سرطان پروستات را به این عوامل ارتباط می دهد:

سن ‌ـ سرطان پروستات اغلب در افراد سالمند دیده می‌شود و افراد زیر ۵۰ سال به ندرت به آن مبتلا می شوند. مردان بالای ۶۰ سال بیشتر در معرض خطر ابتلاء به سرطان پروستات هستند و باید بیشتر متوجه علائم هشدار دهنده این بیماری باشند.

عوامل ژنتیکی - سابقه ارثی سرطان پروستات عامل مهمی در ابتلا به این سرطان است. وجود سابقه سرطان پروستات بین اعضای نزدیک خانواده از جمله پدر و برادر احتمال ابتلا به این سرطان را افزایش می ‌دهد.

عوامل هورمونی ـ هورمون‌های استروئیدی (تستوسترون و آندروژنها) برای رشد و حفظ و عمل طبیعی آن در مردان بالغ نقش مهمی را ایفا می کند. افزایش میزان ترشح هورمون تستوسترون در خون اغلب موجب تسریع روند بدخیمی سرطان پروستات می شود.

تغذیه - رژیم غذایی دارای اثرات بالقوه ‌ای در پیشگیری و یا پیشتازی ایجاد سرطان پروستات به شمار می رود. مطالعات و تحقیقات علمی ثابت کرده ‌اند که سبزیجات حاوی مقادیر قابل توجهی ویتامین C و E، به خصوص گوجه فرنگی، عاملی محافظتی در مقابل سرطان پروستات تلقی می شوند در حالی که استفاده از مقادیر زیاد چربی حیوانی عامل مستعد کننده و پیشتاز در ایجاد سرطان پروستات شناخته شده است.

مواد شیمیایی - تماس با مواد شیمیایی سرطان‌زا در محیط مانند کادمیم، که در تهیه برخی آلیاژها و باتری کاربرد دارد، عامل مستعد کننده و پیشتاز در ایجاد سرطان پروستات است.

بیماری های مقاربتی - وجود بیماریهای مقاربتی احتمال ابتلاء به سرطان پروستات را افزایش می‌دهد.

الگوهای غربالگر سرطان پروستات

معاینه غده پروستات از طریق معاینه مقعد (Digital rectal examination) از الگوهای غربالگر سرطان پروستات است. در این روش پزشک از داخل مقعد بیمار، غده پروستات را معاینه می ‌کند. وجود سطح خشن و نامنظم بافت از علائم هشدار دهنده سرطان پروستات محسوب می ‌شود.

تومورهای سرطانی آنتی‌ ژن‌های مشخصی را تولید می ‌کنند که ممکن است از طریق آزمایش خون کشف شوند. آنتی ‌ژنی که به طور کامل توسط غده پروستات تولید می ‌شود، آنتی ‌ژن اختصاصی پروستات (Prostate Specific Antigen ,PSA) است. تشخیص سریع سرطان پروستات با اندازه‌ گیری آنتی‌ ژن اختصاصی پروستات از آزمایش های غربالگر این بیماری است. در بیمارانی که مبتلا به سرطان پروستات هستند، مقدار این آنتی ژن در سطح بالاتری است.

البته تنها سطح PSA در آزمایش خون فرد نمایانگر ابتلا به سرطان پروستات نیست. در برخی از موارد عفونت و یا ”بزرگی خوش ‌خیم“ حجم غده پروستات می ‌تواند سبب افزایش میزان PSA در خون شود. از این رو، ترکیب معاینه مقعد توأم با آزمایش تعیین سطح PSA از طریق خون روش دقیق‌تری برای تشخیص سرطان پروستات است و برای اطمینان بیشتر، در مراحل بعدی آزمایشات دیگری مانند تصویرنگاری باز آوای مغناطیسی (MRI)، سونوگرافی (Ultrasound)، توموگرافی کامپیوتری (CT SCAN) و نمونه ‌برداری از غده (Biopsy) نیز انجام می‌گیرد.

تشخیص به موقع بیماری، دست کم ۵ سال بیشتر به زندگی مبتلایان به سرطان پروستات اضافه می‌کند. توصیه می‌شود مردان در سنین بالای ۴۰ سال سالیانه مورد معاینه غده پروستات ازطریق معاینه مقعد قرار گیرند و در سنین بالای ۵۰ سال، هر سال آزمایش آنتی‌ژن مخصوص پروستات را انجام دهند.

درمان سرطان پروستات


                   http://www.jamnews.ir/Images/News/Smal_Pic/3-12-1390/IMAGE634655328328758424.jpg

با در نظر گرفتن شرایط بیمار ممکن است یک یا ترکیبی از این الگوها تجویز شود:

۱-تحت نظر گرفتن بیماری: در این روش بیمار به طور دقیق تحت نظر پزشک قرار می گیرد، بدون اینکه الگوی درمانی بر روی او اعمال شود. این روش برای بیمارانی تجویز می‌ شود که جراحی برایشان مفید نیست و یا رشد غده سرطانی پروستات آنها بسیار کند و آهسته است و در درازمدت تأثیر سوء بر سلامتی او نخواهد گذاشت.

۲ . -جراحی: برداشتن کامل غده پروستات (پروستکتومی Prostatectomy).

۳-کرایوتراپی (Cryotherapy) : استفاده درمانی از سرمای شدید. در این روش سوند (probe) سونوگرافی به داخل مقعد انداخته می شود تا پزشک تصویر محل مورد نظر را بر روی صفحه ببیند. در این روش پزشک با انداختن سوند درون غده پروستات از طریق شکاف کوچکی بین مقعد و کیسه حاوی بیضه‌‌ ها نیتروژن مایع را به غده پروستات هدایت می‌ کند. نیتروژن مایع در داخل بافت منجر به انجماد بافت و انهدام سلول‌های سرطانی بافت غده پروستات می‌ شود. کرایوتراپی روشی موثر برای درمان مقاطع کوچک ابتلا به سرطان است. احتمال آسیب دیدگی مثانه و التهاب دستگاه تناسلی از عوارض جانبی این روش است.

۴-شیمی درمانی: استفاده از داروهای شیمیایی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می ‌شود. عوارض جانبی شیمی درمانی عبارتند از: ریزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفید خون، ضعف سیستم ایمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان.

۵-رادیوتراپی: از آنجا که تومور ممکن است بافتهای اطراف غده پروستات را در بر گرفته باشد انجام جراحی و برداشتن غده پروستات کافی نیست و هر تظاهری از وجود PSA در آزمایش حاکی از گستردگی تومور است. در چنین وضعیتی الگوهای درمانی وسیع‌ تری مانند رادیوتراپی پی ‌گیری می ‌شود. هدف از رادیوتراپی کنترل رشد سلولهای سرطانی است. تابش اشعه به محل تومور ممکن است به صورت خارجی یا داخلی باشد.

رادیوتراپی خارجی: در این روش بیمار در معرض تشعشع قرار می‌ گیرد. اشعه از چند زاویه مختلف از خارج از بدن به تومور هدایت می ‌شود. این روش کاملا بدون درد است و به مدت ۷ تا ۸ هفته ادامه دارد. ولی بیمار از عوارض جانبی مانند تحریک‌ پذیری مقعد، اسهال و خستگی مفرط ناشی از تابش پرتو گزارش می ‌دهد. اثرات اشعه ممکن است واکنشهای پوستی به صورت التهاب، خارش، سوزش، ترشح یا پوسته پوسته شدن پوست را به دنبال داشته باشد. تهوع، ‌استفراغ، بی‌ اشتهایی و آسیب‌های عروقی و تنفسی می تواند از دیگر عوارض جانبی رادیو تراپی باشد. همچنین رادیوتراپی ممکن است باعث سرکوب سیستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفید و ضعف سیستم ایمنی بدن و نهایتا بروز عفونت شود.

رادیو تراپی داخلی یا براکی تراپی (Brachy therapy): براکی تراپی برای رساندن مستقیم مقدار زیادی اشعه به ضایعه بدخیم است. در این روش، در اتاق عمل با استفاده از سرنج‌ های نازک مواد یونیزه در بدن بیمار کاشته می‌ شود.

۶-هورمون درمانی : از آنجا که هورمون تستوسترون به رشد سرطان غده پروستات کمک می کند، هدف از هورمون درمانی کاهش هورمون جنسی در بدن است. این روش با به کارگیری داروهای ضد تستوسترون انجام می‌ گیرد و شامل تجویز هورمون استروژن به عنوان قرص است که تاثیر ضد تستوسترون دارد. عوارض جانبی استفاده از قرصهای حاوی استروژن شامل درد در پستان و رشد پستان است که با قطع مصرف قرص‌ ها از بین می ‌رود.

جلوگیری از مرگ و میر ناشی از سرطان پروستات با تشخیص زودرس امکان‌پذیر است. اکنون با اطلاعات و روشهای جدید الگوهای درمانی، برای درصد بالایی از بیماران مبتلا به سرطان پروستات، امکان بهبودی کامل فراهم شده است.


          دکتر امید عابدی -30 ژانویه 2013



تاريخ : Sat 12 Jan 2013 | 8:21 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그
سرطان كبد رشد خارج از كنترل سلول هاي بدخيم در كبد است. سرطان كبد ممكن است به طور اوليه از سلول هاي غيرطبيعي كبدي يا مجاري صفراوي منشأ گرفته يا از گسترش سرطان عضوي ديگر به كبد ناشي گردد (متاستاز).

شايع ترين اين سرطان هاي گسترش يابنده به كبد عبارتند از سرطان هاي ركتوم ، كولون ، ريه ، پستان ، پانكراس ، مري و پوست (ملانوم بدخيم ). سرطان كبد در همه سنين ممكن است بروز كند ولي در مردان بالاي ۶۰ سال شايع تر است .

http://pazhoheshkade.ir/wp-content/uploads/Multimedia_pics_1386_4_Health_41.jpg

علايم شايع

http://img.tebyan.net/big/1391/06/5284217461637315511057612478720815174121.jpg

كاهش اشتها و كاهش وزن
وجود توده اي دردناك در طرف راست بالاي شكم
درد قسمت فوقاني شكم
تب خفيف ، معمولاً زير ۳/۳۸ درجه سانتيگراد
زردي چشم ها و پوست (گاهي )
تورم شكم در اثر احتباس مايع (گاهي )

خواب آلودگي


علل

              http://parsiteb.com/fa/images/big/%DA%A9%D8%A8%D8%AF+%DA%A9%D8%A8%D8%AF%20%D8%B1%D8%A8%201.jpg

نامشخص . اين سرطان در جمعيت هايي كه ميزان بروز هپاتيت ويروسي و ساير بيماري هاي مزمن كبدي در آنها بالاست شايع تر است .


عوامل افزايش دهنده خطر


          http://farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/12-10/18/9558-33305.jpg

بيماري اوليه كبد نظير سيروز كبد
مصرف استروييدهاي آنابوليك
مصرف بيش از از حد الكل
سابقه عفونت هپاتيت ب
مصرف طولاني مدت قرص هاي ضدبارداري
هموكروماتوز
اختلالات متابوليسمي

سنگ صفراوي ، كيست كلدوك ، كلونوركيازيس (آلودگي با يك كرم كبدي شايع در خاور دور( شرق آسيا)


پيشگيري

                     http://healthlob.com/wp-content/uploads/2011/05/STOP_Liver.jpg

واكسيناسيون هپاتيت ب و ارائه آموزش در مورد پيشگيري براي جمعيت پرخطر از نظر ابتلا

غربالگري سرطان و تشخيص زودرس در مورد جمعيت پرخطر (با آزمايشي كه آلفافيتوپروتئين يا afp ناميده مي شود)


عواقب موردانتظار
اين سرطان در حال حاضر غيرقابل علاج بوده و در مدت كوتاهي منجر به مرگ مي گردد. با اين حال درد بيماران با درمان قابل كنترل است . معمولاً براي درمان اين بيماري اقدام مي شود، اگرچه احتمالاً ناموفق است .

تحقيقات علمي درباره علل و درمان اين سرطان ادامه دارد و اين اميد وجود دارد كه درمان هايي مؤثرتر و نهايتاً علاج بخش در آينده ارايه گردند.


عوارض احتمالي

           http://www.familyvet.com/Dogs/073.JPG

احتباس سديم ، كه باعث تجمع مايع در شكم و قسمت هاي پاييني بدن مي گردد كه اين خود تهديدكننده حيات است .
نارسايي كليه
مرگ در اثر اختلال عملكرد كبد

گسترش سرطان به اعضاي ديگر


درمان اصول كلي

                   http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/11/30/100899410093.jpg

بررسي هاي تشخيصي گوناگوني براي اثبات تشخيص اين بيماري ممكن است استفاده شود كه عبارتند از آزمايش هاي خون ، نمونه برداري كبد، عكس ساده ، سونوگرافي ، سي تي اسكن ، ام آرآي ، آرتريوگرافي ، آنژيوگرافي و آزمون هاي راديواكتيو.
در مراقبت اين بيماران ، مراقبت هاي حمايتي طبي جامع و حمايت هاي رواني هر دو بايد مدنظر قرار داشته باشد.
داروهاي ضدسرطان و اشعه درماني اغلب تجويز مي شود. اين درمان ها ممكن است تا حدودي تسكين بخش باشند ولي علاج بخش نيستند (درمان هاي تسكيني ).
بسته به نوع و گسترش تومور جراحي جهت برداشت تومور ممكن است توصيه گردد.
پيوند كبد براي بعضي بيماران ممكن است در نظر گرفته شود.
داروها
داروهاي ضدسرطان كه ممكن است سرعت پيشرفت بيماري را كاهش دهد.
مسكن ها

آنتي بيوتيك ها در صورت عفونت زمينه اي كبد


فعاليت

                     http://www.mums.ac.ir/shares/cancer/researchcancer/3D_002016.jpg

محدوديتي وجود ندارد. تا حد توان به فعاليت هاي سابق خود ادامه دهيد.

با پيشرفت بيماري ممكن است مراقبت هاي آسايشگاهي به صورت سرپايي يا بستري توصيه گردد.


رژيم غذايي

            http://1doost.com/Files/Pictures/1391/06/14/1346745577.jpg

رژيم پرانرژي و كم پروتئين
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد

اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان داراي علايم سرطان كبد، به ويژه كاهش وزن توجيه نشده ، تب خفيف يا وجود توده شكمي ، باشيد.


بروز تورم شكم در طي درمان

اگر دچار علايم جديد وغيرقابل توجيه شده ايد. داروهاي تجويزي ممكن است با عوارض جانبي همراه باشند



                                                 دکتر امید عابدی - 12 ژانویه 2013 - سئول کره جنوبی



تاريخ : Sun 18 Nov 2012 | 0:11 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그

 

 
پرولاپس دریچه میترال (MVP) بیماری ای است که نزدیک به ۱۵ میلیون آمریکایی به آن مبتلا هستند. این بیماری شایع ترین علت پس زدن شدید و غیرایسکمیک میترال در ایالات متحده است. علت آن نامشخص است اما به نظر می رسد در برخی بیماران ناشی از اختلال ژنتیکی بافت کلاژن باشد. شدت پرولاپس دریچه میترال طیف وسیعی دارد. برخی بیماران مبتلا به این بیماری بدون علامت هستند در حالی که برخی دیگر علایمی دارند که کیفیت زندگی آنان را تغییر می دهد. پیش آگهی این بیماری عالی است اما زیرمجموعه کوچکی از بیماران عوارضی شدیدی نشان می دهند. داروسازان می توانند با دادن اطمینان خطر در مورد پیش آگهی خوش خیم در بیماران بدون علامت و نیز با پیشنهاد مشاوره دارویی مناسب برای بیماران نیازمند درمان دارویی در کنترل بیماران مبتلا به MVP نقش داشته باشند.

 
 پیش زمینه


                                   

فهم ساختار دریچه میترال در کنترل MVP مهم است و می تواند به شروع یک درمان موثر کمک کند. دریچه میترال قلب یک ساختار پیچیده بوده و بین دهلیز چپ و بطن چپ واقع شده است. دریچه میترال دو پرده دارد. در برخی افراد یکی از این پرده ها یا هر دوی آن ها بزرگ هستند و به نحو مناسبی بسته نمی شوند. هنگامی که بطن چپ منقبض می شود، پرده های دریچه به سمت عقب و به درون دهلیز چپ بیرون می زنند (پرولاپس). این ناهنجاری قلبی MVP نامیده می شود. پرولاپس دریچه میترال علت شایع اصلاح و جایگذاری دریچه در بیماران مبتلا به پس زدن میترال جداشده در ایالات متحده است. دانستن این نکته مهم است که MVP شایع ترین شکل بیماری دریچه قلب است.

 
واژه پرولاپس دریچه میترال نقصی در دریچه میترال قلب را توصیف می کند. یک عبارت متفاوت به نام سندرم پرولاپس دریچه میترال معمولاً به منظور نشان دادن وجود MVP و گروهی از ناهنجاری های فیزیکی دیگر مانند نقص عملکرد اتونومیک، طپش قلب و سوراخ شدن قفسه سینه به کار می رود. این ناهنجاری های فیزیکی دیگر می توانند منجر به علایم غیر مرتبط مختلفی شوند. تخمین زده می شود که سندرم MVP بین ۳% تا ۶% بالغین را در ایالات متحده مبتلا می کند. این سندرم اغلب برای بیماران ناتوان کننده است و پزشکان نیز از کنترل مناسب آن مستاصل مانده اند.


علایم و نشانه ها


پرولاپس دریچه میترال معمولاً با یک آزمایش فیزیکی معمولی با گوشی پزشکی تشخیص داده می شود. بیشتر بیماران مبتلا به MVP زن هستند. افرادی که به این بیماری مبتلا می شوند در سنین مختلفی هستند اما معمولاً بیماران بین ۱۴ و ۳۰ سال سن دارند. بیماران مبتلا به MVP یک یافته فیزیکی خاص از کلیک میان سیستولیک و یک سوفل قلبی سیستولیک تاخیری دارند. جالب است که به نظر می رسد بسیاری از بیماران مبتلا به MVP بخشی از یک طیف فنوتیپی بافت پیوندی هستند. اغلب این بیماران قد بلند و هیکل باریک، بدریختی خفره قفسه سینه و بیش حرکتی مفصلی هم چنین فشارخون پایین دارند.۵-۴ بیشتر بیماران مبتلا به MVP بدون علامت هستند، مشکل نداشته و در نتیجه نیازی به درمان نخواهند داشت. بیماران علامت دار از علایمی مانند ناراحتی قفسه سینه، اضطراب، خستگی و تنگی نفس شکایت می کنند. مشخص نیست که آیا این علایم واقعاً ناشی از پرولاپس دریچه میترال یا حوادث تصادفی هستند.  برای بیماران علامت دار، شایع ترین علت بروز علایم نشت خون به عقب از طریق دریچه است. بیمارانی که پس زدن را تجربه می کنند اغلب علایمی مانند ضربان قلب سریع یا غیر طبیعی، سرگیجه، سبکی سر، خستگی، درد قفسه سینه و کوتاه شدن نفس را دارند.


سندرم پرولاپس دریچه میترال

بسیاری از بیمارانی که MVP دارند علایمی را نیز نشان می دهند که که به نظر می رسد که به این بیماری ارتباطی ندارد. همان طور که پیش تر گفته شد، اغلب بیماری به نام سندرم MVP در این بیماران تشخیص داده می شود. سندرم پرولاپس دریچه میترال معمولاً هنگامی تشخیص داده می شود که بیمار متخصصان زیادی را ملاقات کرده است. بیمار مجموعه ای از علایمی را دارد که اغلب سبب تشخیص نادرست بیماری می شود. به نظر می رسد که در این بیماران یک عدم تعادل در سیستم اتونومیک یا نورواندوکراین وجود دارد. این بیماری اغلب دیس اتونومی نامیده می شود (نقص عملکرد سیستم اعصاب اتونومیک). سیستم اعصاب اتونومیک پیچیده است و عملکردهای ضروری مانند تنفس، طپش قلب، فشارخون، بینایی و هضم غذا را کنترل می کند. هنگامی که سیستم اتونومیک در تعادل نباشد علایم متعددی مانند حملات پانیک، اضطراب، خستگی، طپش قلب، میگرن، افت فشارخون و سندرم روده تحریک پذیر ایجاد می کند. فرض بر این است که سیستم رنین آنژیوتانسین در پاتوژنز سندرم MVP نقش بالقوه ای دارد. محققان در حال انجام آزمایشاتی به منظور یافتن رابطه احتمالی میان پلی مورفیسم A-C ژن AT۱ و سندرم MVP هستند. در یک بررسی رابطه ای میان آن ها یافت شده است.


تشخیص سندرم MVP با آزمایش فیزیکی، گرفتن یک سابقه پزشکی دقیق و در بیشتر موارد با یک الکتروکاردیوگرام انجام می شود. علایم سندرم MVP معمولاً قبل از سن ۱۴ سالگی بروز نمی کند.۵-۴ توجه به این نکته مهم است که بیماران بدون MVP اغلب علایم دیس اتونومیک مشابهی دارند. مشخص نیست که آیا این بیماری تنها با یک ناهنجاری دریچه ای ارتباط دارد یا یک ارتباط ژنتیکی در آن دخیل است.

 آزمایشات آزمایشگاهی:

 الکتروکاردیوگرام



اگرچه در بیماران مبتلا به MVP الکتروکاریوگرام ممکن است اطلاعات نسبتاً ارزشمندی فراهم کند اما بیماران معمولاً ECG طبیعی دارند. اگر ناهنجاری وجود داشته باشد با دپرسیون موج ST-Tn یا معکوس شدن موج T در leads های تحتانی (II,III,IV) نشان داده می شود. گه گاه ECG انقباضات نارس فوق بطنی یا بطنی را نشان خواهد داد. الکتروکاردیوگرام ها ممکن است در اثبات آریتمی ها در بیمارانی که طپش قلب دارند سودمند باشد.


 اکوکاردیوگرام


     

یک اکوکاردیوگرافی دوبعدی و داپلر سودمندترین آزمون غیر تهاجمی برای تشخیص MVP است. این روش در شناسایی وضعیت غیرطبیعی و پرولاپس برگچه های دریچه میترال موثر است. هنگامی که یکی از برگچه های میترال یا هر دوی آن ها حداقل ۲ میلی متر از جابجایی سیستولیک فوقانی به خط اتصال نقاط لولای حلقوی در long-axis view را نشان دهند تشخیص داده می شود.هنگامی که در اکوکاردیوگرافی ضخامت برگچه بیش از ۵ میلی متر باشد تشخیص MVP قطعی تر است.

اکوکاردیوگرام ها در شناسایی اندازه دهلیز چپ، اندازه بطن چپ و عملکرد آن نیز سودمند است. اکوکاردیوگرام در تعیین میزان زیادی برگچه میترال در بیماران در خطر بروز عوارض نیز نقش کمکی دارد.
اگرچه اکوکاردیوگرام یک آزمایش تاییدی برای تشخیص MVP است، ممکن است همیشه غیرطبیعی نباشد. توصیه می شود که تمام بیماران مبتلا به MVP یک اکوکاردیوگرام اولیه به منظور ارزیابی اندازه دهلیز و بطن چپ، عملکرد بطن و حرکت و ضخامت برگچه میترال داشته باشند.در بیماران مبتلا به MVP بدون علامت اکوکاردیوگرام های متوالی معمولاً ضروری نیست مگر در بیمارانی که نشانه های بالینی بدترشدن بیماری شان را نشان می دهند. برای بیمارانی که در آزمایشات متعددی که با گوشی پزشکی انجام می شود کلیک یا سوفل سیستولیک ندارند بدون توجه به این که بیمار علامت دار است، کاربرد اکوکاردیوگرافی به عنوان یک ابزار غربال گری برای MVP توصیه نمی شود.

 عوارض بیماری :

 پس زدن


       

شایع ترین و مهم ترین عارضه MVP حالتی به نام پس زدن میترال (MR) است. در این وضعیت دریچه میترال دچار نشتی شده و اجازه می دهد که خون فراوانی به سمت عقب و به دهلیز چپ نشت کند.۶ آزمایش فیزیکی در تشخیص MR همیشه قابل اعتماد نیست و در واقع نمی تواند شدت MR را به درستی اندازه گیری کند.۷ پیشرفت تدریجی MR در بیماران مبتلا به MVP ممکن است منجر به افزایش گشادی و نقص عملکرد دهلیز و بطن چپ شود. شدید شدن MR می تواند به آریتمی های قلبی، نارسایی احتقانی قلب و افزایش خطر مرگ ناگهانی بینجامد.۷ بیمارانی که از MR شدید رنج می برند در معرض خطر افزایش بروز اندوکاردیت عفونی نیز هستند که می تواند کشنده باشد. 

اگرچه به نظر می رسد که MVP در میان زنان شایع تر است، مردان بالای ۵۰ سال نیز به MVP مبتلا می شوند. این مردان نسبت به زنان سه برابر بیشتر در معرض خطر MR شدیدی هستند که در نهایت به جراحی نیاز پیدا می کند. بیماران مبتلا به افزایش فشارخون و شاخص توده بدنی بالا در معرض خطر بالاتر ابتلا به MR شدید هستند.۳ هنگام در نظرگرفتن این که چه کسی بیشتر در معرض خطر ابتلا به MR شدید است سن نیز اهمیت پیدا می کند. شیوع MR شدید پیش از دهه پنجم زندگی کمتر است. اکوکاردیوگرافی به منظور تشخیص MR شدید به کار می رود. بیمارانی که اکوکاردیوگرام آن ها نشان از برگچه های ضخیم شده، پرولاپس برگچه خلفی و افزایش اندازه بطن چپ می دهد در معرض خطر بیشتر بروز MR شدید قرار دارند. در مقایسه بیماران با برگچه های باریک خطر کمتر ابتلا به MR شدید را دارند.
بیماران مبتلا به MR ممکن است سال ها بدون علامت باشند. متوسط فاصله از زمان تشخیص تا شروع علایم ۱۶ سال است. در دسترس ترین اطلاعات بر بیماران مبتلا به پس زدن دریچه میترال تمرکز دارند. در مورد میزان پیشرفت بیماری از پس زدن خفیف تا متوسط اطلاعات کمی در دسترس قرار دارد. پیشرفت بیماری ممکن است کند و ناواضح یا ناگهانی باشد. پیشرفت ناگهانی نشان دهنده پارگی کوردال بوده که به کوبیده شدن برگچه می انجامد. بیماران مبتلا به MR شدید علامت دار پیامدهای بالینی ضعیفی دارند. میزان زنده ماندن در عرض ۸ سال در غیاب مداخله جراحی ۳۳% است. بیشتر مرگ ها ناشی از نارسایی قلبی هستند اما مرگ ناگهانی نیز شیوع قابل توجهی دارد.


اندوکاردیت


               

اندوکاردیت التهاب اندوکارد یا لایه آستر قلب است و معمول ترین ساختمان های قلبی که درگیر می شوند دریچه ها هستند. اندوکاردیت بسته به منبع ایجادکننده مشکل عفونی یا غیرعفونی است. بیماران متبلا به اندوکاردیت عفونی معمولاً با استافیلوکوک یا استرپتوکوک عفونی می شوند. افراد مشکوک به اندوکاردیت اغلب به منظور تشخیص و تعیین نتایج همودینامیک و پاتولوژیک نوع اندوکاردیت نیاز به اکوکاردیوگرافی دارند. بیمارانی که به اندوکاردیت مبتلا می شوند معمولا ًعوارض قلبی مهمی را نشان می دهند. یکی از عوارض آسیب دریچه های قلبی مانند دریچه میترال است. سلامت عملکرد و ساختار این دریچه ها ممکن است به وسیله ارگانیسم مهاجم عفونی کاملاً تخریب شود. بیماران مبتلا به اندوکاردیت به درمان ضد میکروبی نیاز دارند و در برخی موارد کنترل از طریق جراحی را ایجاب می کند.
 
بیماران مبتلا به MVP که پس زدن را تجربه می کنند در معرض سه تا هشت برابر خطر بیشتر بروز اندوکاردیت عفونی قرار دارند. عوامل پیش بینی کننده افزایش خطر بروز اندوکاردیت عفونی شامل جنسیت مذکر با سن بالای ۴۵ سال، وجود سوفل سیستولیک و ضخیم شدن و بزرگی اندازه برگچه است. از آن جایی که اندوکاردیت با شیوع فراوان ناتوانی و مرگ و میر همراه است، به بیماران مبتلا به پس زدن MVP توصیه می شود که پیش از انجام اعمال دندان پزشکی و برخی انواع جراحی آنتی بیوتیک مصرف کنند. با آنتی بیوتیک درمانی پیشگیرانه، احتمال ابتلای بیماران به اندوکاردیت عفونی کمتر است. در بیمار مبتلا به MVP و بدون پس زدن، شیوع اندوکاردیت عفونی مشابه جمعیت عامه مردم است و بنابراین پیشگیری با آنتی بیوتیک لازم نیست.

 درمان و پیگیری

 بیماران بدون علامت

بیشتر بیماران مبتلا به MVP بدون علامت بوده و در معرض خطر بالای بروز عوارض جدی قرار ندارند. پزشکان باید نسبت به پیش آگهی خوش خیم این بیماری بیماران را کنترل کنند. بیماران باید تشویق شوند که یک شیوه زندگی سالم را انتخاب کرده و به طور منظم ورزش کنند.

بیماران بدون علامت با پس زدن خفیف یا عاری از آن را می توان هر ۳ تا ۵ سال از نظر بالینی ارزیابی کرد. اکوکاردیوگرام های متوالی لازم نیست مگر علایم قلبی عروقی بروز کند یا پزشک مشکوک به پیشرفت MR شود.


 بیماران علامت دار


                      

بیماران MVP که طپش قلب مرتبط با تاکی کاردی، افزایش علایم آدرنرژیک، درد قفسه سینه، اضطراب یا خستگی دارند اغلب به درمان با دوز پایین عوامل مسدودکننده بتا خوب پاسخ می دهند. علایم مرتبط با تغییرات ارتواستاتیک مانند افت فشارخون وضعیتی با افازیش مصرف مایعات و نمک درمان می شود. اگر بیماران علایم ارتواستاتیک شدیدی را تجربه کردند، درمان با مینرالوکورتیکوئیدها ممکن است لازم شود.

بر اساس دستورالعمل کالج کاردیولوژی آمریکا/انجمن قلب آمریکا، بیماران علامت دار مبتلا به MVP با سابقه حملات ایسکمی گذرا می توانند از فواید آسپرین درمانی (۸۰ تا ۳۲۵ میلی گرم در روز) بهره مند شوند. به بیماران علامت دار مبتلا به MVP با سابقه سکته و حملات ایسکمی گذرای راجعه در حالی که آسپرین درمانی دریافت می کنند توصیه می شود درمان طولانی مدت ضد لخته مانند وارفارین را نیز دریافت کنند.

بیماران مبتلا به سندرم MVP اغلب تشویق می شوند که به منظور تصحیح نقص عملکرد اتونومیک خود معیارهایی را در نظر بگیرند. برخی معیارها مانند رژیم غذایی مناسب، محدودیت مصرف کافئین و افزایش فعالیت های ورزشی هستند. نشان داده شده است که بیماران به شدت علامت دار مبتلا به MVP سطوح منیزیم سرمی پایینی دارند. این بیماران اغلب فعالیت هایپرآدرنرژیک نیز دارند. بررسی ها ثابت کرده است که در صورت وجود این حالت، مکمل منیزیم ممکن است علایم را بهبود بخشد. مکمل منیزیم ممکن است ترشح کاتکول آمین را نیز کاهش دهد و و از خستگی تام، درد قفسه سینه، تنگی نفس، طپش قلب و اضطراب بکاهد. بیماران علامت دار ممکن است با مصرف ۲۰۰ تا حدود ۸۰۰ میلی گرم منیزیم در روز شاهد بهبودی علایم باشند. یک عارضه جانبی شایع منیزیم، اسهال است. اگر بیماری به اسهال مبتلا شود، باید میزان مصرف روزانه منیزیم را کاهش دهد. معمولاً منیزیم یک ماده معدنی بی خطر است اما افراد مبتلا به مشکلات قلبی یا کلیوی باید نسبت به مصرف بیش از از حد آن محتاط باشند.


انتخاب های جراحی


    

بیماران علامت دار مبتلا به MR شدید باید نسبت به تعمیر دریچه میترال ارزیابی شوند که گاهی اوقات نیز تعویض دریچه ضروری است. جراحی دریچه برای بیماران مبتلا به MR شدید همراه با فیبریلاسیون دهلیزی یا هایپرتانسیون ریوی توصیه می شود. انواع مختلف گزینه های جراحی برای بیماران وجود دارد. تعمیر و تعویض دریچه میترال دو گزینه هستند. در متون علمی یک اتفاق نظر وجود دارد که تعمیر دریچه میترال نسبت به تعویض آن ارجحیت دارد.
 
تعمیر دریچه میترال یک فرایند جراحی است که دریچه میترال بیمار را حفظ می کند. جراح تلاش می کند تا دریچه میترال اصلی را اصلاح کند. این جراحی والوولوپلاستی نامیده می شود که برگشت جریان خون به عقب را از بین می برد. جراحان گاهی اوقات با تنگ کردن یا تعویض حلقه پیرامون دریچه نیز دریچه را تعمیر می کنند. این عمل آنولوپلاستی نامیده می شود. تعمیر دریچه میترال نسبت به تعویض آن فواید بسیاری دارد. میزان مرگ و میر ناشی از جراحی در بیمارانی که متحمل عمل جراحی تعمیر دریچه میترال می شوند کمتر است، میزان زنده ماندن آن ها در طولانی مدت بیشتر و خطر حوادث ترومبوآمبولیک در آن ها کمتر است.

تعویض دریچه میترال هنگامی که تعمیر دریچه ممکن نیست انجام می شود. در این فرآیند جراح دریچه میترال آسیب دیده را برداشته و آن را با یک دریچه مصنوعی جایگزین می کند. دو نوع دریچه مصنوعی به کار می رود که دریچه های مکانیکی و بافتی نامیده می شوند. دریچه های مکانیکی از فلز ساخته می شوند. بیمارانی که این روش را انتخاب می کنند برای بقاء زندگی شان به یک داروی ضد انعقاد نیاز خواهند داشت. دریچه های بافتی از بافت بیولوژیک مانند دریچه های قلبی خوک ساخته شده اند و بیماران نیازی به مصرف داروی ضد انعقاد ندارند. معمولاً دریچه های مکانیکی نسبت به دریچه های بافتی طول عمر طولانی تری دارند.


نتیجه گیری

پرولاپس دریچه میترال اختلالی قابل پیشگیری نیست. بیماران مبتلا به MVP می توانند زندگی طبیعی، پربار و بدون علامتی را داشته باشند. پیش آگهی برای فرد مبتلا به MVP غیرپیچیده (بدون پس زدن) عالی است. شدت بیماری در بیمارانی که MVP دارند اغلب متفاوت است. برخی بیماران بدون علامت هستند در حالی که برخی دیگر علایم شدیدتری را تجربه می کنند که گاهی اوقات ممکن است کیفیت زندگی آن ها را تغییر دهد. یک بخش مهم در کنترل بیماران مبتلا به MVP قوت قلب دادن به بیمار است زیرا بیشتر بیماران بدون علامت هستند و در معرض خطر بالای بروز عوارض قرار ندارند. پزشکان باید نسبت به پیش آگهی خوش خیم به بیماران دارای علایم خفیف یا بدون علامت اطمینان خاطر دهند. تمام بیماران مبتلا به MVP تشویق می شوند که یک شیوه زندگی طبیعی شامل برنامه ورزشی منظم داشته باشند. بیمارانی که شواهدی از عوارض بیماری مانند پس زدن را دارند در معرض خطر بالای مرگ و میر و ناتوانی هستند.


                                          دکتر امید عابدی - 17 نوامبر 2012- سئول کره جنوبی



تاريخ : Sun 7 Oct 2012 | 12:17 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그

بیماری آرتروز یكی از شایع‌ترین مشكلات مفاصل در بین خانم‌های و آقایان است كه البته در اکثر مواقع در سنین بالا بروز می‌كند...

حتما در اطراف خود افراد زیادی را دیده‌اید كه از درد زانو شكایت دارند و هنگام بالا رفتن از پله‌ها مدام ناله می‌كنند.این بیماران عمدتا آرتروز دارند.
 آرتروز چیست و چه بخش‌هایی از بدن را درگیر می‌كند؟
آرتروز یا استئوآرتریت شایع‌ترین بیماری از دسته التهاب مفاصل است.در این بیماری غضروف مفصل صدمه دیده و كم‌كم از بین می‌رود.آرتروز ممكن است هر مفصلی را درگیر كند اما مفاصل بزرگ كه وزن بدن را تحمل می‌كنند مثل مفاصل زانو و ران و ستون فقرات بیشتر در معرض ابتلا هستند.
اصلی‌ترین علایم این بیماری چیست؟

آرتروز علایم زیادی دارد ولی 3 علامت آن شایع‌تر و مشخص‌تر هستند؛اولی خشكی پس از استراحت است،به این معنی كه گاهی اوقات وقتی مفصل به‌مدت طولانی بی‌حركت مانده باشد و بخواهد فعالیت كند درد خواهد داشت.شاید دیده باشید كه بیماران مبتلا به آرتروز زانو صبح‌ها كه از خواب بیدار می‌شوند به سختی راه می‌روند اما بعد از مدتی كم‌كم راه رفتنشان به حالت عادی بازمی‌گردد.خشكی مفاصل بعد از یك دوره طولانی عدم ‌فعالیت بسیار شایع است ولی به ندرت بیشتر از نیم ساعت طول می‌كشد.دومین علامت كاهش انطاف پذیری است؛به‌همین دلیل بیماران مبتلا به آرتروز نمی‌توانند به‌ راحتی مفاصل خود را خم و راست كنند و برای علامت بعدی هم می‌توان به درد در مفصل اشاره كرد.توصیه می‌شود كسانی كه بیشتر از دو هفته چنین علایمی را در مفاصل خود دارند حتما به پزشك مراجعه كنند.
چه اتفاقی می‌افتد كه كسی به آرتروز مبتلا می‌شود؟

علت ایجاد این بیماری هنوز به ‌طور واضح شناخته نشده است ولی چند عامل وجود دارد كه می‌تواند زمینه ‌ساز ابتلا به آرتروز باشد،یكی سن بالا است كه این بیماری معمولا در افراد بالای 40 سال دیده می‌شود.مورد دوم جنس،چون آرتروز در خانم‌ها بیشتر از آقایان بروز می‌كند ولی دلیل آن هنوز به‌ درستی مشخص نشده است،مورد بعدی ناهنجاری ‌های مادر زادی استخوانی و یا صدمه به مفصل است.آرتروز در ورزشكاران حرفه‌ای كه مدام در معرض ضربه خوردن هستند بسیار شایع است مثلا در فوتبالیست‌ها.صدمات غیر ورزشی مثل تصادفات رانندگی هم زمینه را برای آرتروز مهیا می‌كند.
آیا چاقی هم در ابتلا به آرتروز تأثیر دارد؟
چاقی خطر ابتلا به آرتروز را افزایش می‌دهد.به ‌طور كلی هر چقدر وزن بالاتر باشد مفاصل بزرگ(مثل زانوها)باید بار و فشار بیشتری را تحمل كنند و در نتیجه خطر ابتلا به آرتروز در آنها بیشتر می‌شود. چاقی حتی احتمال بروز آرتروز در دست‌ها را هم افزایش می‌دهد.
این بیماری چه عوارضی دارد؟
متأسفانه این بیماری با گذشت زمان بدتر می‌شود و هنوز درمان قطعی برای آن یافت نشده است اما با كمك برخی روش‌های درمانی می‌توان درد ناشی از این بیماری را كاهش داده و كیفیت زندگی بیمار را بهبود بخشید.حدود یك سوم بیماران مبتلا به آرتروز ممكن است دچار ناتوانی‌های شدیدی شوند. گاهی درد و ناراحتی مفصل آنقدر شدید می‌شود كه بیمار نمی‌تواند از آن مفصل استفاده كند.
روش های کاهش درد شامل چه مواردی هستند؟


در موارد بسیار شدید آرتروز جراحی تعویض مفصل توصیه می‌شود اما قبل از جراحی معمولا روش‌های مختلفی پیشنهاد می‌شود كه تا حد امكان كار به جراحی ختم نشود كه یكی از آنها استراحت دادن به مفصل دردناك است.بیمار باید در هر ساعت دست كم ده دقیقه به مفصل خود استراحت بدهد و سعی كند تاحد امكان فعالیت‌های بدنی خود را طوری تنظیم كند كه مفصل مبتلا كمتر فعال باشد.روش دیگر ورزش كردن است كه باید حتما با نظارت و اجازه پزشك انجام شود تا مشكل مفصل را تشدید نكند یا باعث بروز درد جدیدی نشود.ورزش‌های سبك و مفرح مثل پیاده‌روی و شنا بیشتر توصیه می‌شوند.با ورزش كردن،عضلات اطراف مفاصل تقویت شده و ثبات مفصل افزایش پیدا می‌كند.البته ورزش كردن نباید باعث بروز درد در مفصل شود و اگر چنین اتفاقی رخ داد فورا ورزش را متوقف كنید.در افرادی كه اضافه وزن دارند كم كردن وزن باید حتما مدنظر قرار گیرد.البته رژیم گرفتن و ورزش كردن برای كاهش وزن باید تحت نظر پزشك انجام شود.برای كاهش درد ناشی از آرتروز هم می‌توان از كیسه یخ استفاده كرد.در اغلب موارد پزشك برای بیمار داروهای ضد‌درد و ضد‌التهاب تجویز می‌كند كه در كاهش درد مفصل مؤثر است
 
روش ‌های جراحی برای درمان آرتروز به چه شکلی هستند؟

 این روش‌ها از پاكسازی فضای مفصلی تا تعویض كامل مفصل متفاوت هستند و جراح بر حسب شدت بیماری از یكی از این روش‌ها استفاده می‌كند.بیماران توجه داشته باشند كه جراحی زمانی توصیه می‌شود كه درمان‌های دیگری كه به تعدادی از آنها اشاره شد مؤثر واقع نشده باشند و بیمار قادر به انجام فعالیت‌های عادی روزمره خود نباشد.
توصیه هایی برای بیماران مبتلا به آرتروز
مهم‌ترین نكته برای بیماران مبتلا به آرتروز به ‌كارگیری روش‌هایی است كه باعث كاهش درد و ناراحتی‌شان شود.مثل تمام بیماری ‌های دیگر داشتن یك رژیم غذایی مناسب و سالم مفید خواهد بود.بیمار باید به حد كافی مواد مورد نیاز بدن خود را از طریق غذا تامین كند چون اگر تغذیه نامناسب باشد بدن هم ضعیف می‌شود و به تبع آن مقابله با بیماری دشوارتر می‌شود.
اگر پزشك برای شما داروی ضد درد تجویز كرده حتما سر وقت آن‌ را بخورید چون اگر درد شروع شود و بعد شما تازه مسكن مصرف كنید درد دیرتر و سخت‌تر كنترل می‌شود اما مصرف مرتب و طبق دستور پزشك باعث می‌شود شدت حملات درد كاهش یابد.سعی كنید از مفصل بیمار خود كمتر كار بكشید.مثلا اگر مفاصل انگشتان یك خانم مشكل دارد بهتر است از كیفی استفاده كند كه روی شانه می‌افتد نه كیفی كه باید با انگشتان دائما در دست گرفته شود.اگر دست شما مشكل دارد سعی كنید برای برداشتن اجسام از دست سالم خود بیشتر استفاده كنید تا فشار كمتری روی مفصل دردناك وارد شود.بیمارانی كه در مفصل زانو یا ران دچار مشكل هستند بهتر است در صورت صلاح دید پزشك از عصا موقع راه ‌رفتن استفاده كنند.
سعی كنید بدنتان در هنگام راه رفتن یا نشستن،در وضعیت صحیحی قرار داشته باشد.آب درمانی،هم به‌عنوان ورزش و هم به‌عنوان عاملی جهت تصحیح وضعیت ایستادن و راه رفتن می‌تواند به شما كمك كند.

 دکتر امید عابدی -7 اکتبر 2012 - سئول کره جنوبی


تاريخ : Thu 9 Aug 2012 | 8:30 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그
حصبه‌ عبارت‌ است‌ از عفونت‌ باكتريايي‌ دستگاه‌ گوارش‌. مي‌تواند تمامي‌ سنين‌ را مبتلا كند ولي‌ شيرخواران‌ و افراد بالاي‌ 60 سال‌ معمولاً دچار موارد شديدتري‌ مي‌گردند.
علايم‌ شايع‌

اسهال‌. در موارد خفيف‌ تنها ممكن‌ است‌ 3-2 بار اجابت‌ مزاج‌ شل‌ در روز وجود داشته‌ باشد. در موارد شديد ممكن‌ است‌ هر 15-10 دقيقه‌ اسهال‌ آبكي‌ رخ‌ دهد.
استفراغ‌
تب‌
سردرد
دردهاي‌ عضلاني‌
بثور پوستي‌ قرمز رنگ‌ روي‌ شكم‌
كرامپ‌هاي‌ شكمي‌ (گاهي‌)
خون‌ در مدفوع‌ (گاه
ي‌) يك‌ حمله‌ نسبتاً خفيف‌ ممكن‌ است‌ با اسهال‌ استفراغ‌ ساده‌ اشتباه‌ شود.
 علت بیماری

عفونت‌ با سالمونلاتيفي‌ كه‌ يك‌ باكتري‌ است‌(شکل میکروسکوپی آن در بالا آمده است)  كه‌ در حيوانات‌ مبتلا به‌ عفونت‌ يافت‌ مي‌شود و با گوشت‌ يا شير آلوده‌ به‌ انسان‌ها منتقل‌ مي‌گردد. پختن‌ كامل‌ ميكروبها را مي‌كشد. عفونت‌ مي‌تواند به‌ وسيله‌ افراد بيمار يا حاملين‌ غير بيماري‌ كه‌ پس‌ از اجابت‌ مزاج‌ بدون‌ شستن‌ دقيق‌ دست‌ها به‌ غذا دست‌ مي‌زنند، نيز منتقل‌ گردد.
عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
بيماري‌ كه‌ مقاومت‌ را كاهش‌ داده‌ باشد. ( سیستم ایمنی تضعیف شده باشد)
شرايط‌ سكونت‌ شلوغ‌ يا غير بهداشتي‌
مسافرت‌ به‌ كشورهاي‌ استوايي‌
 پيشگيري‌
http://activerain.com/image_store/uploads/3/0/3/5/8/ar119689291685303.jpg
براي‌ مسافرت‌ به‌ كشورهايي‌ كه‌ حصبه‌ وجود دارد، واكسيناسيون‌ براي‌ تيفوئيد (تزريقي‌ يا نوع‌ خوراكي‌) در در نظر بگيريد.
در طول‌ مسافرت‌ در مناطق‌ استوايي‌، از آب‌، شير، سالاد و سبزيجات‌ خام‌، ميوه‌هاي‌ پوست‌ نكنده‌ و محصولات‌ لبني‌ پرهيز كنيد.
از مرغ‌ و خروس‌ و محصولات‌ آنها كه‌ به‌ مدت‌ طولاني‌ خارج‌ از يخچال‌ مانده‌ باشند، بپرهيزيد.
بعد از اجابت‌ مزاج‌ و پيش‌ از دست‌ زدن‌ به‌ غذا دست‌هاي‌ خود را بشوييد.
روند درمان و عواقب
با درمان‌ معمولاً ظرف‌ 3-2 هفته‌ قابل‌ علاج‌ است‌. بدون‌ درمان‌ مي‌تواند كشنده‌ باشد.
 عوارض‌ احتمالي‌
كم‌آبي‌ بدن‌
سوراخ‌ شدن‌ روده‌ها
خونريزي‌ يا آبسه‌ گوارشي‌
پنوموني‌
عفونت‌ استخوان‌
نارسايي‌ احتقاني‌ قلب‌
هپاتيت‌
  درمان‌

 اصول‌ كلي‌
تشخيص‌ با بررسي‌ آزمايشگاهي‌ خون‌ صورت‌ مي‌گيرد.
بستري‌ در بيمارستان‌ براي‌ موارد شديد، سايرين‌ مي‌توانند در منزل‌ معالجه‌ شوند.
افراد بيمار را جدا كنيد و از آنها بخواهيد از كمدهاي‌ كنار تخت‌ يا حمام‌ استفاده‌ كنند.
از يك‌ پوشش‌ گرم‌كننده‌ يا بطري‌ آب‌گرم‌ براي‌ تسكين‌ كرامپ‌هاي‌ شكمي‌ استفاده‌ كنيد.
دست‌ها را به‌ دقت‌ و بيشتر مواقع‌ بشوييد.
بيماران‌ را مرتباً در بستر بچرخانيد.
از پارچه‌هاي‌ ولرم‌ براي‌ كشاله‌ ران‌ و زير بغل‌ براي‌ كاهش‌ تب‌ استفاده‌ كنيد، آسپرين‌ يا استامينوفن‌ نخوريد؛ هر دوي‌ آنها لوله‌ گوارش‌ را تحريك‌ مي‌كنند. از مسهل‌ استفاده‌ نكنيد.
  داروها

آنتي‌ بيوتيك‌ها تجويز خواهند شد.
براي‌ موارد شديد گلوكوكورتيكوييدها علاوه‌ بر آنتي‌بيوتيك‌ها تجويز خواهند شد.
  فعاليت‌
حداقل‌ 3 روز پس‌ از محو علايم‌ استراحت‌ در بستر ضروري‌ است‌. براي‌ پيشگيري‌ از تشكيل‌ لخته‌هاي‌ خوني‌ وريد عمقي‌، پاها را بايد غالباً در بستر خم‌ كرد.
 رژيم‌ غذايي‌
در طول‌ مرحله‌ اسهال‌ يك‌ رژيم‌ غذايي‌ كاملاً مايع‌ لازم‌ است‌. سپس‌ يك‌ رژيم‌ غذايي‌ پركالري‌ و كاملاً متعادل‌ لازم‌ است‌. مكمل‌هاي‌ ويتاميني‌ و معدني‌ ممكن‌ است‌ كمك‌كننده‌ باشند.
 در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ حصبه‌ را داشته‌ باشيد. ـ تب‌ ـ گلودرد ـ سرفه‌ شديد يا سرفه‌ خوني‌ ـ تنگي‌ نفس‌ ـ درد يا تورم‌ شديد شكم‌ ـ خونريزي‌ از مقعد ـ درد در ساق‌ يا ران‌ ـ سردرد، گوش‌درد يا تورم‌ مفاصل

                                                دکتر امید عابدی - 9 آگوست 2012-سئول کره جنوبی


تاريخ : Wed 8 Aug 2012 | 1:22 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그

http://upload.tehran98.com/images/8fslfef7c89qds1o0dp0.jpg

بیماری‌ تب‌ مالت‌ یا بروسلوز که‌ در حیوانات ‌به‌ نام‌ سقط جنین‌ واگیر مرسوم‌ است‌،یکی‌ از بیماریهای‌ عفونی‌ قابل‌ انتقال‌بین‌ انسان‌ و حیوان‌ می‌باشد و با نام‌های‌دیگری‌ نظیر: تب‌ مواج‌، تب‌ دیوانه‌ وتب‌ مدیترانه‌ای‌ نیز نامیده‌ می‌شود. این‌ بیماری‌ در تمام‌ فصول‌ سال‌وجود دارد، اما در بهار و پاییز یعنی‌زمان‌ زایش‌ و شیردهی‌ دام‌ها بیشتردیده‌ می‌شود.

بروسلوز به عنوان یکی از مهمترین بیماریهای مشترک انسان و دام محسوب می گردد. عوامل شناخته شده بیماری ، طیف وسیعی از پستانداران اهلی و وحشی را مبتلامیازند.

این بیماری به علت ایجاد سقط جنین در دام ، کاهش تولید شیر، عقیمی و نازایی و از دست رفتن ارزشهای اقتصادی دامهای مبتلا و همچنین به علت ابتلای انسان به بیماری تب مالت ،

این بیماری همواره از دو بعد اقتصادی و بهداشتی مورد توجه قرار می گیرد. دامهای مبتلا به بروسلوز ، معمولاَ در اولین دوره آبستنی سقط جنین نموده و در هنگام سقط جنین نموده و در هنگام سقط و تا مدتی پس از آن ، با دفع ترشحات به شدت آلوده رحمی ، باعث آلودگی محیط ، مزارع و مراتع گردیده که خود زمینه آلودگی را برای سایر حیوانات گله و نیز انسان فراهم می سازد.
دفع دوره ای باکتری عامل بیماری از طریق شیر حیوانات مبتلا و نیز دفع باکتری از طریق ترشحات رحمی در دامهای فاقد علائم بالینی و سقط جنین نیز مخاطرات فراوانی را برای سایر دامها و همچنین انسان در بر دارد. با وجود اینکه از شناخت بیماری تا کنون بیش از یک قرن سپری گشته ، بروسلوز هنوز هم در بسیاری از کشورهای جهان ، بویژه کشورهای مدیترانه ای و خاورمیانه ، همچنان به عنوان به عنوان یکی از مهمترین بیماریهای مشترک انسان و دام و از مهمترین معضلات بهداشتی جوامع مطرح می باشد وتنها تعداد محدودی از کشورهای جهان این بیماری را ریشه کن نموده یا در آستانه ریشه کنی قرار دارند

مبارزه با این بیماری وکنترل و ریشه کنی آن به دلیل کثرت گونه ای عوامل بیماریزا و کثرت گونه ای حیوانات میزبان ، دوام نسبتاَ قابل توجه باکتری عامل بیماری در محیط ، عدم کفایت برنامه های واکسیناسیون برای ریشه کنی بیماری و لزوم شناسایی و حذف دامهای عامل انتشار بیماری در مقاطع خاص از اجرای برنامه های مبارزه و لزوم هزینه شدن سرمایه های سنگین اقتصادی، همواره در بسیاری از کشورهای جهان ، با دشواریها و مشکلات عدیده مواجه بوده است.

 عامل‌ بیماری‌:

http://www.cbwinfo.com/Images/1937.jpg

نوعی‌ باکتری‌ به‌نام‌ «بروسلا» می‌باشد. این‌ میکروب‌دارای‌ چند نوع‌ است‌. نوعی‌ از باکتری‌که‌ عمدتا در گوسفند و بز دیده‌ می‌شود،مهمترین‌ عامل‌ بیماری‌ در انسان‌ است‌.

    میزبان‌ و شرایط زیست‌محیطی‌:
    تب‌ مالت‌ بیشتر بیماری‌ مردان‌ بالغ‌به‌ خصوص‌ کشاورزان‌، دامداران‌چوپانان‌، قصابان‌، سلاخان‌، دامپزشکان‌می‌باشد. کارمندان‌ آزمایشگاه‌ها نیز درمعرض‌ خطر ویژه‌ قرار دارند اما درکشور ما چون‌ زنان‌ و کودکان‌ نیزدوشادوش‌ مردان‌ به‌ امور دامداری‌مشغولند در معرض‌ خطر قرار دارند،به‌ همین‌ دلیل‌ ۵۵ درصد مبتلایان‌ رامردان‌ و بقیه‌ را زنان‌ و کودکان‌ تشکیل‌می‌دهند. در شرایطی‌ که‌ مراکز پرورش‌دام‌ استانداردهای‌ بهداشتی‌ را نداشته‌باشد تب‌ مالت‌ شایعتر است‌.

تراکم‌ درمراتع‌ بارندگی‌، نبود نور خورشید واقدامهای‌ غیربهداشتی‌ در فرآیند فراهم‌کردن‌ شیر و گوشت‌ همگی‌ زمینه‌انتشار بروسلوز را مساعد می‌کنند.محیط اطراف‌ گاوی‌ که‌ می‌تواند از خودمیکروب‌ دفع‌ کند به‌ شدت‌ آلوده‌ کننده‌است‌.

عامل‌ بیماری‌ در شرایط محیطی‌مناسب‌ از نظر رطوبت‌، در ادرار ومدفوع‌ حیوانات‌ هفته‌ها و گاه‌ ماههازنده‌ می‌ماند. این‌ باسیل‌ در پنیر تازه‌ وغیر پاستوریزه‌ حاصل‌ از شیرخام‌ تاهشت‌ هفته‌ زنده‌ می‌ماند و با منجمدکردن‌ از بین‌ نمی‌رود. این‌ ارگانیسم‌ تاچهل‌ روز در خاک‌ خشک‌ آلوده‌ به‌ادرار، مدفوع‌ و ترشحات‌ واژن‌ ومحصولات‌ زایمان‌ حیوان‌ مبتلا، زنده‌می‌ماند و در خاک‌ مرطوب‌ خیلی‌بیشتر مقاومت‌ دارد.
    بروسلا در ادرار ۶ روز در گرد وخاک‌ ۶ هفته‌ و در آب‌ و خاک‌ تا ۱۰هفته‌ و در کره‌ تا ۴ ماه‌ باقی‌ می‌ماند ودر مدفوع‌ حیوانات‌ در هوای‌ آزاد ۱۰۰روز و در دمای‌ ۸ درجه‌ سانتی‌ گرادبیش‌ از یکسال‌ باقی‌ می‌ماند، این‌باکتری‌ در ماست‌ به‌ علت‌ وجوداسیدلاکتیک‌ قادر به‌ زندگی‌ نیست‌ ودر دمای‌ ۶۰ درجه‌ به‌ مدت‌ ۱۰ دقیقه‌نابود می‌شود.
   
    راههای‌ سرایت‌ بیماری‌ به ‌انسان‌:۱ – به‌ صورت‌ تماس‌ مستقیم‌ بابافتهای‌ حیوان‌ آلوده‌ نظیر خون‌،ترشحات‌ رحمی‌ و ترشحات‌ جنین‌سقط شده‌.
    ۲ – به‌ صورت‌ غیرمستقیم‌ از راه‌
    – مصرف‌ شیرخام‌ و فرآورده‌های‌لبنی‌ آلوده‌ خصوصا پنیر تازه‌، خامه‌،سرشیر و کره‌
    – انتقال‌ تنفسی‌ از طریق‌افشانه‌های‌ موجود در هوای‌ آغل‌ واصطبل‌ آلوده‌ یا آزمایشگاه‌
    – فرو رفتن‌ سر سوزن‌ سرنگ‌حاوی‌ واکسن‌های‌ حیوانی‌ به‌ دست‌انسان‌
    علایم‌ بیماری‌: دوره‌ نهفتگی‌بیماری‌ (از زمان‌ تماس‌ با منبع‌ عفونت‌تا بروز علایم‌) اغلب‌ بین‌ ۱ تا ۳ هفته‌است‌، ولی‌ گاهی‌ تا ۶ ماه‌ می‌باشد. براساس‌ شدت‌ بیماری‌، علایم‌ به‌ سه‌شکل‌ حاد، تحت‌ حاد و مزمن‌ بروزمی‌کند.
    شکل‌ حاد: بیمار دچار لرزناگهانی‌، درد عمومی‌ بدن‌ به‌ خصوص‌درد پشت‌ و تعریق‌ شدید می‌شود;اشتهای‌ خود را از دست‌ می‌دهد و دچارضعف‌ و سستی‌ می‌گردد، ضمنا ازشروع‌ علایم‌ بیش‌ از ۳ ماه‌ نمی‌گذرد.
    شکل‌ تحت‌ حاد: آغاز آن‌بی‌سروصدا می‌باشد. شکایت‌ اصلی‌بیمار از ضعف‌ و خستگی‌ است‌. از آغازبیماری‌ نیز ۳ تا ۱۲ ماه‌ می‌گذرد.
    شکل‌ مزمن‌: اگر از زمان‌تشخیص‌ بیماری‌ بیش‌ از یک‌ سال‌بگذرد و فرد هنوز مبتلا باشد مزمن‌گفته‌ می‌شود.
    افرادی‌ که‌ دچار تب‌، بی‌اشتهایی‌،درد عضلانی‌ و تعریق‌ شبانه‌ بوده‌ وسابقه‌ تماس‌ با دام‌های‌ آلوده‌ یامشکوک‌ به‌ تب‌ مالت‌ را عنوان‌می‌نمایند یا از فرآورده‌های‌ لبنی‌ آلوده‌استفاده‌ نموده‌اند، لازم‌ است‌ برای‌ انجام‌آزمایش‌ به‌ پزشک‌ مرکز بهداشتی‌ -درمانی‌ ارجاع‌ گردند.
    درمان‌: رژیم‌های‌ درمانی‌متفاوتی‌ برای‌ درمان‌ بیماران‌ مبتلا به‌تب‌ مالت‌ توصیه‌ می‌شود، لیکن‌ هیچ‌گاه‌از یک‌ دارو به‌ تنهایی‌ در درمان‌ بیمارنباید استفاده‌ کرد (مگر در زمان‌حاملگی‌ و با توصیه‌ پزشک‌). طول‌دوره‌ درمان‌ حداقل‌ ۸ هفته‌ (دو ماه‌)می‌باشد.
    راههای‌ پیشگیری‌ از بیماری‌تب‌ مالت‌ در انسان‌:
    ۱ – خودداری‌ از مصرف‌ مواد لبنی‌مشکوک‌ مانند شیرخام‌، پنیر تازه‌،خامه‌ و سرشیر غیرپاستوریزه‌
    ۲ – استفاده‌ از شیر و فرآورده‌های‌لبنی‌ به‌ صورت‌ پاستوریزه‌، در صورت‌در دسترس‌ نبودن‌ شیر پاستوریزه‌ باجوشاندن‌ شیر به‌ مدت‌ حداقل‌ ده‌ دقیقه‌بعد از جوش‌ آمدن‌، به‌ از بین‌ رفتن‌ کلیه‌عوامل‌ میکروبی‌ مطمئن‌ شوید.
    ۳ – استفاده‌ از ماسک‌ تنفسی‌ درهنگام‌ کار با فضولات‌ حیوانی‌ یا ورودبه‌ اصطبل‌
    ۴ – دور نگه‌ داشتن‌ حیوانات‌ ازمحل‌ زندگی‌ انسان‌
    ۵ – استفاده‌ از دستکش‌، کلاه‌،ماسک‌، عینک‌ و روپوش‌ مناسب‌ دردامپزشکان‌، دامداران‌ و پرسنل‌کشتارگاه‌ها.
    ۶ – آموزش‌ طرز تهیه‌ پنیر تازه‌ به‌کلیه‌ خانوارهای‌ روستایی‌; به‌ این‌ طریق‌که‌ ابتدا شیر را به‌ مدت‌ ۱۰ دقیقه‌جوشانیده‌ و در همان‌ حالت‌ به‌ ازای‌ هر۳ لیتر شیر یک‌ لیوان‌ آب‌ ماست‌ و یا به‌یک‌ لیتر شیر ۲۵۰ گرم‌ ماست‌ ترش‌اضافه‌ کرده‌ پس‌ از دلمه‌ شدن‌ و جداشدن‌ پنیر از آب‌ مقدار لازم‌ نمک‌ به‌ آن‌اضافه‌ کرده‌ با پارچه‌ صافی‌ آبگیری‌ وپس‌ از سفت‌ شدن‌ مصرف‌ نمایید. اگرپنیر به‌ صورت‌ غیر پاستوریزه‌ و بدون‌جوشاندن‌ شیر تهیه‌ شود حداقل‌بایستی‌ دو ماه‌ در آب‌ نمک‌ نگهداری‌ وسپس‌ مصرف‌ شود.
    ۷ – گزارش‌ کتبی‌ بیماری‌ به‌ مرکزبهداشت‌ شهرستان‌ و استان‌.
    
  تب‌ مالت‌ در حیوانات

http://www.chalderan-ag.ir/portals/chalderan-ag.ir/images/02/01_examples.jpg

    در گاو، گوسفند، بز، سگ‌، شتر وخوک‌ نیز بیماری‌ مشاهده‌ شده‌ است‌.
    تذکر: تب‌ مالت‌ در دام‌ها از طریق‌جفتگیری‌ دام‌ها، مصرف‌ شیر از دام‌آلوده‌، انتقال‌ تنفسی‌ در هوای‌ آغل‌ واصطبل‌، تماس‌ با ترشحات‌ رحمی‌ دام‌آلوده‌ یا جفت‌ و جنین‌ سقط شده‌ آلوده‌منتقل‌ می‌شود.
    راههای‌ پیشگیری‌ در دام‌ها:
    ۱ – واکسیناسیون‌ گوساله‌های‌ ماده‌در سن‌ ۳ تا ۶ ماهگی‌ با واکسن‌ مربوط
    ۲ – واکسیناسیون‌ بره‌ و بز غاله‌ از ۳ماهگی‌ تا یک‌ ماه‌ قبل‌ از جفت‌گیری‌ باواکسن‌ مربوط.
    ۳ – جدانمودن‌ دام‌های‌ سقط شده‌از بقیه‌ گله‌ و جلوگیری‌ از تماس‌مستقیم‌ با ترشحات‌ رحمی‌، جنینی‌ وجفت‌ دام‌های‌ سقط شده‌
    ۴ – خونگیری‌ و انجام‌ آزمایشهای‌لازم‌ بر روی‌ دام‌های‌ مشکوک‌ وهدایت‌ دام‌های‌ آلوده‌ به‌ کشتارگاه‌
    ۵ – اقدامات‌ بهداشتی‌ شامل‌ تهیه‌ وتدارکات‌ محیط زیست‌ تمیز برای‌گله‌های‌ گاو و گوسفند و دفع‌ صحیح‌ادرار و مدفوع‌ آنها.

 عوارض‌ بروسلوز

http://www.allamericanpatriots.com/files/images/h5n1-virus.jpg

    شیوع‌ عوارض‌ بروسلوز بین‌ ۱ – ۳۰ درصد است‌ و بین‌ بیماران‌مبتلا به‌ بروسلا ملی‌ تنسیس‌ چون‌ بیماری‌زایی‌ بیشتری‌ داردعوارض‌ بیشتری‌ نیز ایجاد می‌کند; بطور کلی‌ با به‌ تأخیرانداختن‌ درمان‌ بیش‌ از ۶۰ روز عوارض‌ بیماری‌ در هر ارگانی‌دیده‌ می‌شود. گسترش‌ باکتری‌ به‌ خون‌ در ایجاد عوارض‌دخالت‌ دارد، ولی‌ بعضی‌ عوارض‌ بیماری‌ مربوط به‌ واکنش‌ بدن‌نسبت‌ به‌ آنتی‌ ژن‌ میکروب‌ بروسلا می‌باشد.
   
    استخوان‌ها و مفاصل‌
    اختلالات‌ مفصلی‌ شایع‌ترین‌ عارضه‌ بروسلوز است‌ و در ۲۰درصد تا ۶۰ درصد بیماران‌ اتفاق‌ می‌افتند. التهاب‌ مفصل‌ دراکثر بیمارانی‌ که‌ از درد کمر شاکی‌ هستند دیده‌ می‌شود. التهاب‌چرکی‌ مفصل‌ و التهاب‌ واکنش‌ ایجاد شده‌ ممکن‌ است‌ به‌مفاصل‌ بزرگ‌ و کوچک‌ گسترش‌ پیدا کند، ولی‌ در مفاصل‌بزرگ‌ (مثل‌ مفصل‌ لگن‌، زانو، آرنج‌) شایعتر است‌.
    عفونت‌ استخوان‌ در بروسلوز نادر است‌ و معمولا در مهره‌های‌کمری‌ دیده‌ می‌شود، مداخله‌ جراحی‌ به‌ جز در مورد تخلیه‌آبسه‌های‌ اطراف‌ مهره‌های‌ کمری‌ به‌ ندرت‌ مورد نیاز است‌.
   
    کبد و کیسه‌ صفرا
    کبد احتمالا همیشه‌ در بروسلوز درگیر می‌شود، اما اغلب‌ بدون‌نشانه‌ است‌. بزرگی‌ کبد در ۲۰ – ۳۰ درصد بیماران‌ اتفاق‌می‌افتد. تست‌های‌ عملکردی‌ کبد در آزمایش‌های‌ متوالی‌تغییراتی‌ را نشان‌ خواهد داد، ولی‌ زردی‌ واضح‌ نادر است‌.عامل‌ بروسلوز در نمونه‌برداری‌ کبد بیمارانی‌ که‌ تست‌عملکردی‌ طبیعی‌ نیز دارند، دیده‌ شده‌ است‌.
    هپاتیت‌ بروسلوزی‌ کاملا با درمان‌ بهبود پیدا می‌کند و سی‌ روزبعد از هپاتیت‌ بروسلوزی‌ معمولا اتفاق‌ نمی‌افتد.
    آبسه‌های‌ چرکی‌ ناشی‌ از بروسلوز، کبد و طحال‌ در بروسلاکانیس‌ شایعتر است‌.
    التهاب‌ کیسه‌ صفرا ناشی‌ از بروسلوز یکی‌ دیگر از عوارض‌نادر بروسلوز است‌.
   
    دستگاه‌ گوارش‌
    عوارض‌ جهاز هاضمه‌ در بیش‌ از ۷۰ درصد بیماران‌ بروسلوزی‌دیده‌ می‌شود و نشانه‌های‌ آن‌ شامل‌ تهوع‌، استفراغ‌، کاهش‌وزن‌، یبوست‌، اسهال‌ و درد شکم‌ می‌باشد.
    بروسلوز روده‌ای‌ ممکن‌ است‌ شبیه‌ حصبه‌ باشد با تظاهرات‌بالینی‌ عمومی‌ که‌ تظاهرات‌ گوارشی‌ در آن‌ واضحتر است‌.
    التهاب‌ حاد روده‌ کوچک‌ و بزرگ‌ در بروسلوز نوع‌ ملی‌تنسیس‌ دیده‌ می‌شود.
   
    خون‌
    تظاهرات‌ خونی‌ بروسلوز شامل‌ کم‌ خونی‌، کاهش‌ پلاکت‌ها،کاهش‌ سلول‌های‌ سفید خون‌ و اختلالات‌ انعقادی‌ می‌باشد.
   
    قلب‌ و عروق‌
    اندوکاردیت‌ (التهاب‌ پوشش‌ داخلی‌ قلب‌) در کمتر از ۲ درصدبیماران‌ بروسلوزی‌ اتفاق‌ می‌افتد و اغلب‌ شایع‌ترین‌ عارضه‌ای‌است‌ که‌ باعث‌ مرگ‌ این‌ بیماران‌ می‌شود.
   
    سیستم‌ اعصاب‌
    بروسلوز باعث‌ سردرد و افسردگی‌ در اکثر بیماران‌ می‌شود. هرچند درگیری‌ سیستم‌ اعصاب‌ مرکزی‌ در کمتر از ۵ درصدبیماران‌ اتفاق‌ می‌افتد. سندرم‌های‌ عصبی‌ (شامل‌ التهاب‌پرده‌های‌ مغزی‌، اختلالات‌ اعصاب‌ محیطی‌ و آنوریسم‌ مغزی‌ واتساع‌ قطعه‌ای‌ از یک‌ رگ‌ خونی‌ که‌ مربوط به‌ ضعف‌ یا نقص‌جدار آن‌ در نتیجه‌ بیماری‌ یا آسیب‌ است‌) در بروسلوز گزارش‌شده‌ است‌.
    بروسلا ملی‌ تنسیس‌ نسبت‌ به‌ سایر گونه‌ها بیشتر مسؤول‌عوارض‌ عصبی‌ می‌باشد. گرفتاری‌ زوج‌ هشت‌ عصب‌جمجمه‌ای‌ موجب‌ کری‌ یک‌ طرفه‌ یا دو طرفه‌ و علایم‌ وزوزگوش‌ می‌شود. اعصاب‌ جمجمه‌ای‌ دیگری‌ که‌ درگیر می‌شوندزوج‌ ۲-۴-۶ می‌باشد. بنابراین‌ ممکن‌ است‌ منجر به‌ اختلال‌بینایی‌ به‌ صورت‌ گذرا و یا ندرتا دایمی‌ گردد. باید توجه‌ داشت‌که‌ افسردگی‌ و اضطراب‌، تحریک‌پذیری‌ و دمانس‌ (زوال‌عقل‌) می‌توانند از عوارض‌ بروسلوز باشند و در هر بیماری‌ باعلایم‌ افسردگی‌ باید به‌ دو بیماری‌ فکر کرد:
    ۱ – بروسلوز
    ۲ – کم‌ کاری‌ تیروئید
    در گرفتاری‌ اعصاب‌ محیطی‌ گرفتاری‌ عصب‌ سیاتیک‌ شایعتراست‌.
   
    پوست‌ و بافت‌ نرم‌
    شیوع‌ عوارض‌ پوستی‌ از ۱۱-۱/۵ درصد گزارش‌ شده‌ است‌. باتوجه‌ به‌ ورود میکروب‌ بروسلا از طریق‌ خراش‌ جلدی‌ عوارض‌جلدی‌ به‌ صورت‌ ضایعات‌ پوستی‌ بخصوص‌ روی‌ بازو ممکن‌است‌ دیده‌ شود. این‌ ضایعات‌ ممکن‌ است‌ به‌ صورت‌ راشهای‌سرخکی‌ شکل‌ یا پتشی‌ یا کهیری‌ شکل‌ و خارش‌ دار باشند;علت‌ آن‌ را حساسیت‌ به‌ آنتی‌ژن‌های‌ بروسلا می‌دانند. ایجادزخم‌های‌ مزمن‌ به‌ دلیل‌ تلقیح‌ میکروب‌ بروسلا در کارگران‌کشتارگاه‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است‌ و توانسته‌اند بروسلا رااز ترشحات‌ زخم‌ جدا نمایند.
   
    دستگاه‌ ادراری‌ تناسلی‌
    اختلالات‌ کلیوی‌ نادر است‌ اگر چه‌ پیلونفریت‌ (التهاب‌ کلیه‌ ولگنچه‌)، گلومرونفریت‌ (التهاب‌ دوطرفه‌ و غیرچرکی‌ کلیه‌ که‌در درجه‌ اول‌ گلومرول‌ها را فرا گرفته‌ است‌) موضعی‌ و منتشرو آبسه‌های‌ کلیوی‌ در بروسلوز گزارش‌ شده‌، ولی‌ اورکیت‌(التهاب‌ بیضه‌) خیلی‌ شایع‌ است‌ و در ۲۰ درصد بیماران‌ مرددیده‌ می‌شود.
    عقیمی‌ در بروسلوز کمتر از اریون‌ دیده‌ می‌شود. التهاب‌پروستات‌ از عوارض‌ نسبتا نادر است‌ که‌ با علایم‌ تکرر ادرار واحساس‌ درد در دفع‌ ادرار خودنمایی‌ می‌کند. در زنان‌ دردهنگام‌ قاعدگی‌، قطع‌ قاعدگی‌، و اختلال‌ در خونریزی‌ و سیکل‌قاعدگی‌. التهاب‌ دهانه‌ رحم‌، التهاب‌ رحم‌ و لوله‌های‌ رحمی‌ وآبسه‌های‌ لگنی‌ ممکن‌ است‌ دیده‌ شود. بروسلوز در طی‌حاملگی‌ انسان‌ می‌تواند به‌ سقط بینجامد.
   
    عوارض‌ چشمی‌
    یکی‌ از راههای‌ ورود عامل‌ بروسلوز به‌ بدن‌ ملتحمه‌ چشم‌است‌; بنابراین‌ التهاب‌ چشم‌ از تظاهرات‌ آن‌ می‌باشد که‌ در نوع‌ملی‌ تنسیس‌ شایعتر است‌. گرفتاری‌ صلبیه‌، شبکیه‌ حتی‌گرفتاری‌ عصب‌ بینایی‌ ممکن‌ است‌ در بروسلوز دیده‌ شود. ازعوارض‌ نادر چشمی‌ گلوکوم‌ (آب‌ سیاه‌) می‌باشد که‌ موجب‌درد و افزایش‌ فشار چشم‌ می‌گردد.
   
    عفونت‌ عودکننده‌

    بیماران‌ بروسلوز بعد از درمان‌ حتی‌ در کشورهای‌ غربی‌ تا ۱۰درصد دچار عود می‌شوند; این‌ امر احتمالا به‌ علت‌ وضعیت‌داخل‌ سلولی‌ عامل‌ بروسلوز است‌ که‌ باعث‌ حفظ آن‌ در مقابل‌برخی‌ آنتی‌بیوتیک‌ها و مکانیسم‌ دفاعی‌ میزبان‌ می‌شود. عوداغلب‌ در عرض‌ چند ماه‌ پس‌ از عفونت‌ اولیه‌ رخ‌ می‌دهد ولی‌ممکن‌ است‌ تا دو سال‌ پس‌ از درمان‌ به‌ ظاهر موفق‌ نیز اتفاق‌افتد. در افرادی‌ که‌ احتمال‌ بروز این‌ عفونت‌ بالاست‌ تشخیص‌یا شناسایی‌ عود بیماری‌ از آلوده‌ شدن‌ مجدد انسان‌ با عامل‌بروسلوز کار دشواری‌ است‌.
   
    خلاصه‌ مطلب ..
    بروسلوز یک‌ بیماری‌ عفونی‌ است‌ که‌ در انسان‌ به‌ شکل‌ تب‌مالت‌ و در دامها به‌ صورت‌ سقط جنین‌ تظاهر می‌کند. مهمترین‌راه‌ ورود میکروب‌ به‌ بدن‌ حیوان‌ از طریق‌ دستگاه‌ گوارش‌است‌ که‌ به‌ وسیله‌ علوفه‌ آلوده‌ و زباله‌ به‌ حیوان‌ سرایت‌ می‌کندو باعث‌ شیوع‌ بیماری‌ می‌گردد. کارکنان‌ کشتارگاهها،فروشگاههای‌ گوشت‌، دامداریها بیشتر در معرض‌ ابتلا به‌ این‌بیماری‌ هستند. این‌ بیماری‌ در گاو، خوک‌، بز و گوسفندمشاهده‌ می‌گردد.
    بیماری‌ از طریق‌ مصرف‌ شیرآلوده‌ به‌ صورت‌ خام‌ وفرآورده‌های‌ شیری‌ آلوده‌ از طریق‌ لوله‌ گوارش‌ به‌ انسان‌سرایت‌ می‌کند، ولی‌ گوشت‌ و فرآورده‌های‌ گوشتی‌ کمتر منشأآلودگی‌ می‌باشند.
    علایم‌ تشخیصی‌: در دامها به‌ صورت‌ سقط جنین‌ و درانسان‌ تب‌ مواج‌ یا دیوانه‌ یا تب‌ مالت‌ ظاهر می‌گردد.
   
    پیشگیری‌:

http://vista.ir/include/articles/images/ddd9afe4493399e64a26dab890b83290.jpg

    – مصرف‌ شیر پاستوریزه‌ یا جوشانیدن‌ شیر به‌ مدت‌ ۲۰ دقیقه‌.
    – از مصرف‌ شیر حیوانی‌ که‌ تازه‌ سقط جنین‌ کرده‌ خودداری‌شود.
    – از مصرف‌ پنیر و خامه‌ غیرپاستوریزه‌ پرهیز گردد.
    – پنیر تازه‌ و بی‌نمک‌ را باید حدود ۲ ماه‌ قبل‌ از مصرف‌ در آب‌نمک‌ قرار داد.
    – قبل‌ از دوشیدن‌ شیر دام‌ باید حتما پستان‌ دام‌ و اطراف‌ آن‌ رابا آب‌ و صابون‌ بخوبی‌ شستشو داد.
    – ظروف‌ مخصوص‌ دوشیدن‌ شیر بایستی‌ دربدار و قبلا خوب‌شستشو داده‌ شود.
    – ضدعفونی‌ اصطبل‌های‌ آلوده‌
    – واکسیناسیون‌ دام‌ها علیه‌ این‌ بیماری‌
    – رعایت‌ بهداشت‌ در هنگام‌ جاروب‌ کردن‌ اصطبل‌ و طویله‌
    – جفت‌ و بقایای‌ جنین‌ سقط شده‌ را باید سوزاند.
    – گوشت‌ حیوانات‌ مبتلا در صورت‌ خوب‌ پخته‌ شدن‌ قابل‌مصرف


                               دکتر امید عابدی - 7 آگوست 2012 - سئول کره جنوبی



تاريخ : Sat 21 Jul 2012 | 23:6 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그
با سلام .... مدتی بود که بنده فرصت افزودن مطلب جدید بر روی وبلاگ را پیدا نکرده بودم...اکنون مطلب زیر در مورد عفونت لوزه ها بوده و امیدوارم مورد رضایت علاقمندان قرار بگیرد.....       دکتر امید عابدی 

عفونت فضا های اطراف  لوزه ها

http://cfile9.uf.tistory.com/image/121C614F4F8FD2F8208390


آبسه اطراف لوزه Pretonsillar Abscess اغلب در بیمارانی اتفاق می افتد که عفونت لوزه ها بطور مکرر دارند و یا در کسانی که عفونت مزمن لوزه آنها به میزان کافی درمان نشده باشد.گسترش عفونت از قسمت فوقانی لوزه منجر به تشکیل چرک و آبسه پشت لوزه می گردد.این عفونت معمولاً یکطرفه است و همراه با درد شدید با درد گوش در همان سمت لوزه مبتلا می باشد که در چند روز بعد از شروع عفونت لوزه می باشد.

علت درد گوش در عفونت های لوزه به علت مشترک بودن مسیر انتقالی درد و به اصطلاح دردهای ارجاعی می باشد.این عفونت باعث تورم یکطرفه کام نرم می شود و به دنبال آن جا به جایی به سمت پائین و لوزه سمت مقابل می باشد.

تشخیص این آبسه،با کشیدن چرک با سرنگ است که در صورت مثبت بودن چرک در سرنگ نیاز به برش وتخلیه آبسه و نیز برداشتن لوزه های عفونی است.البته برای برداشتن لوزه ها 2 زمان مطرح می گردد:یک آنکه لوزه ها در همان زمان تخلیه آبسه برداشته شود و حالت دیگر جراحی لوزه ها در 4 ـ 8 هفته بعد از تخلیه آبسه می باشد.در کسانی که عفونت های شدید مراجعه لوزه ها دارند می بایست جراحی لوزه ها را در اولین فرصت مدّنظر داشت تا از بروز آبسه و جراحی آن پیشگیری کرد.این حالت بخصوص در بچه ها مهمتر است زیرا که در صورت بروز آبسه اجازه معاینه و تخلیه توسط سوزن را نمی دهند ومی بایست تخلیه آبسه همراه با بی هوشی عمومی و به صورت اورژانس انجام گیرد.

آبسه های فضاهای گردن:

آبسه در فضاهای گردن می تواند با گسترش عفونت یا چرک از لوزه ها یا اطراف آنها پیشرفت کند.آبسه از فضاهای اطراف لوزه عبور کرده و بین عضلات گردن و اطراف مهره ها،اطراف راه هوایی و مسیر عبور غذا گسترش یابد که باعث بوجود آمدن علائمی مانند سفتی گردن،سفت شدن فک ها و تورم و توده در گردن گردد.این بیماران علائم بسیار شدید تری دارند که همراه با تب و درد شدید وتغییرات در سلولهای خونی است.پیشرفت عفونت می تواند باعث گسترش به داخل قفسه سینه گردد.درگیری اعصاب مغزی نیز شایع است.فلج زبان و اختلال بلع بدلیل این درگیری ها می تواند باشد.تشخیص این حالت توسط سی تی اسکن مسجّل م گردد.در سی تی اسکن می توان گسترش آبسه را نیز مشخص کرد.درمان در این موارد علاوه بر آنتی بیرتیک وسیع استفاده از اقدامات جراحی و برش از گردن و تخلیه آبسه نیز می باشد.

بزرگی لوزه ها و انسداد راه هوایی:

http://gendenk.org/wp-content/uploads/2011/07/The_super_sized_tonsil.jpg

بزرگی مزمن لوزه ها باعث درجات مختلف انسداد راه هوایی در بچه ها می گردد که در آمریکا علت اصلی جراحی برداشتن لوزه محسوب می گردد.همانطور که قبلاً گفته شد لوزه ها در بدو تولد بسیار کوچک هستند و در سالهای اول تا چهارم عمر به تدریج بزرگ می شوند.جراحان گوش و حلق و بینی دریافته اند که لوزه های بزرگ همراه با عفونت مزمن لوزه باعث می شود که باکتریهای بیماریزای فراوانی بر روی لوزه ها باقی بمانند.معمولاً تعادلی بین باکتریهای نرمال بافت لوزه ها و نقش و عملکرد ایمنولوژیک موضعی لوزه ها وجود دارد که این تعادل با عفونت های باکتریایی یا ویروسی لوزه ها به هم می خورد که خود باعث بزرگ شدن لوزه ها می گردد.

انسداد راه هوایی بدلیل بزرگی لوزه ها،یک علت شایع در بچه ها می باشد که در موارد شدید باعث فشار خون ریوی و اختلال تنفس ریوی می شود.تمامی این علائم با جراحی لوزه ها برطرف می گردد.این انسداد مزمن راه هوایی باعث می شود که اختلال در اکسیژن رسانی به بدن ایجاد شود که درنهایت باعث افزایش CO2خون و کمبود اکسیژن خون می گردد و درنهایت باعث نارسایی قلب می گردد.

اختلالات خواب:

http://cfs15.tistory.com/image/23/tistory/2009/02/24/19/13/49a3c859d73d9http://c.ask.nate.com/imgs/knsi.php/1292736/7/43976943d7579c353bd8811b8c8bbde9.jpg

وقفه تنفس حین خواب نیز یک یافته بسیار شایع در بچه ها با شرح حال بزرگی لوزه ها است.درواقع می بایست شدت علائم را توسط شرح حال از والدین پرسید.یافته ای که شدت بیماری را بیان می کند عبارتند از؛حملات وقفه تنفس در خواب،خُرخُر شبانه و شدید،تنفس از راه دهان،بیدار شدنهای مکرر حین خواب،خواب آلودگی در روز،خوابگردی،شب ادراری،عدم تمرکز حواس درمدرسه،اختلال بلع،اختلال در صحبت کردن (تودماغی صحبت کردن)می باشند.گاهی بزرگی وسیع لوزه ها باعث اختلال در رشد می گردد.جراحی لوزه ها درمان این اختلالات می باشد و پس از جراحی علائم برطرف و بهبود می یابد.

در بالغین وقفه تنفس حین خواب اغلب با چاقی در گردن مرتبط است.البته در بچه ها طی مطالعات متعدد چاقی علت اختلالات خواب مطرح نشده است.اغلب بچه ها شرح حال خُرخُر حین خواب را دارند.گاهی اوقات والدین آنها اظهار می کنند که خُرخُر بچه ها مانند بالغین است و گاهی صدای خُرخُر آنها حتی بیرون از اتاق خواب بچه ها نیز شنیده می شود.

شب ادراری یکی دیگر از علائم انسداد شدید راه هوایی است.متخصصین گوش و حلق و بینی بررسی کردند که شب ادراری در ارتباط با انسداد شدید راه هوایی است که با برداشتن لوزه ها بهبود می یابد.علت این شب ادراری تنظیم نامناسب هورمونهایی است که در ارتباط با کنترل ادرار است(ADH) که با بیدار شدن مکرر از خواب ترشح این هورمون مختل می گردد.

همچنین اختلال رشد و نارسایی در رشد بچه ها به خاطر اختلال در ترشح هورمون رشد GHمی باشد.زیرا که هورمون رشد در شبها ترشح می شود و اختلل در خواب باعث اختلال در ترشح این هورمون می گردد.

اثرات بر روی فک ها و صورت:

http://www.dentist.net/images/tb-tonsils-adenoid-mouth.jpg

باز بودن مزمن دهان بدنبال بزرگی لوزه ها وانسداد مزمن راه هوایی در ارتباط با اختلال رشد صورت در بچه ها است.این بچه ها اختلالات در رشد فک و صورت و اختلال در چفت شدن دندانها بر روی همدیگر دارند.باز بودن دهان باعث جابجایی فک پایین و افتادن زبان به سمت پایین و عقب می گردد.که این حالت باعث تغییرات در وضعیت قرارگیری سر و گردن می شود.مطالعات فراوانی بر روی حیوانات و انسانها ثابت کره است که اثرات مزمن انسداد راه هوایی بر روی رشد فک و صورت مؤثر است.این اثرات عبارتند از:بزرگ شدن ارتفاع صورت همراه با عقب افتادن فک تحتانی به عقب و اثرات بر روی لب ها به نحوی که باعث می شود فک بالا به سمت جلو بیاید و لب بالا به سمت بالا و عقب برود که باعث مشخص شدن دندانهای بالا می شود.

در صورت انجام جراحی لوزه ها زمان مناسب و زودهنگام این اثرات سوء بر روی فک و صورت برطرف می گیرد اما متأسفانه در صورتیکه بیمار دیرهنگام جهت جراحی لوزه ها به جراح گوش و حلق و بینی مراجعه نماید تغییرات بر روی چهره و صورت افراد باقی می ماند و به اصطلاح صورت آدنوئیدی برای فرد تا آخر عمر باقی می ماند و جهت بهبود فک ها و اصلاح اختلالات دندانها نیاز به اعمال جراحی ترمیمی مشکل می باشد.

                با تشکر - دکتر امید عابدی -21 جولای 2012 -سئول کره جنوبی



تاريخ : Wed 25 Apr 2012 | 1:25 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그
با سلام به همه ی بازدید کنندگان وبلاگ پاورچین ....با توجه به اینکه آمار بازدید از سایت بالا رفته ،از این به بعد سعی خواهد شد مطالب جدیدتری  در مورد بیماری ها و مسائل مربوط به سلامت و بهداشت بر روی سایت قرار داده شود...در ضمن خواهشمندیم در پایان هر پست و تاپیک نظر خودتون رو حتما درج بفرمائید.....

اما مطلب مورد بحث امروز در مورد سنگ کلیه و سؤال ها و مسائل مربوط به آن است...مطالعه مقاله زیر را به کسانی که در این باب نیازمند اطلاعات هستند ، توصیه می نمایم :                 دکتر امید عابدی ****


신장 결 석(سنگ کلیه)
http://pds.joinsmsn.com/news/component/mdtoday/201101/27/20110127_BF9FMO.jpg
سنگ کليه بيماری جدیدی نيست. حتی می گويند، فرعون هم به اين بيماری مبتلا بوده و يکی از ويژگی های طبيب مشهورش، سينوهه، توانايی درمان درد سنگ کليه بوده است. با پيشرفت علم پزشکی، درمانهای پيشرفته تری برای اين بيماری کشف و ابداع شده که سنگ کليه را جزو بيماری های ساده دنيا کرده است. اما هنوز هم درد سنگ کليه اگر نگوييم طاقت فرساترين دست کم يکی از وحشتناک ترين دردهايی است که تاکنون بدن انسان تحمل کرده است. به همين دليل درباره چگونگی پيشگيری و درمان اين درد مطالبی را به صورت پرسش و پاسخ در مقاله ی زیر مطرح کردیم ...امیدوارم این مقاله بتواند رضایت شما را جلب کند...



همه ما سنگ کليه را به عنوان يک درد وحشتناک پهلو می شناسيم، آيا سنگ کليه علائم ديگری هم دارد؟

سنگ کليه می تواند بدون علامت باشد تا زمانی که کليه را از کار بيندازد. يعنی ممکن است کليه سنگ بسازد، علائم هم ندهد و کسی هم متوجه نشود و در نهايت روزی کليه را نارسا کند. اما يکی از مهم ترين علائم سنگ کليه درد است. اين درد معمولا" شب ها شروع می شود و فرد را از خواب بيدار می کند. در واقع درد سنگ کليه شديد و غيرقابل تحمل است. خانم هايی که تجربه زايمان را داشته اند و بيمار سنگ کليه هم هستند، می گويند، درد زايمان قابل مقايسه با درد سنگ کليه نيست. واقعا" اين بيماران هنگام درد خيلی زجر می کشند. يکی ديگر از علائم سنگ، تغيير رنگ ادرار به صورت خونی يا رنگ چای شدن است. بعضی از بيماران سنگ کليه، با علامت عفونت مراجعه می کنند. در اين موارد، سنگ کليه جزو اورژانس های پزشکی است و بايد فورا" به آن رسيدگی شود.

اندازه سنگ کليه با شدت علائم آن ارتباطی دارد؟

خير، هيچ ارتباطی بين اندازه و علائم سنگ وجود ندارد.

درد چه موقع ايجاد می شود؟

http://c.ask.nate.com/imgs/qrsi.php/8666403/11370738/0/2/A/%EC%8B%A0%EC%9E%A5%EA%B2%B0%EC%84%9D%2001.jpg


معمولا" سنگ وقتی می خواهد دفع بشود، درد ايجاد می کند و وقتی جايش ثابت شد، درد از بين می رود، به عبارتی وقتی درد سنگ کليه از بين رفت، مفهومش دفع سنگ نيست. يعنی وقتی درد شروع شد و بعد تسکين پيدا کرد، بايد تکليف سنگ مشخص شود و نبايد بيمار فکر کند که چون ديگر درد ندارد پس همه چيز خوب شد و سنگ از بين رفت. بايد به کمک سونوگرافی و عکس راديولوژی مخصوص کليه و مجاری ادرار، اين سنگ پيگيری شود و اگر پيدا نشد آن وقت بگوييم که سنگ افتاده است و يک نفس راحت بکشيم .

همانطور که گفته شد، برخی سنگ های کليه علامت ندارند، با اين حساب افرادی که هيچ علامتی ندارند، از کجا بفهمند که سنگ کليه دارند؟

تشخيص سنگ کليه در کسانی که تاکنون سنگ کليه نداشته اند، هيچ علامتی هم ندارند، کمی مشکل است. از طرفی نمی توان به تمام افراد جامعه هم توصيه کرد که بروند و سونوگرافی و راديولوژی بشوند، چرا که احتمال دارد سنگ کليه داشته باشند. بنابراين ما توصيه می کنيم در کسانی که ممکن است کليه سنگ ساز داشته باشند و دلايلی به نفع سنگ کليه در آنها وجود دارد، بررسی های لازم صورت گيرد، مثلا" کسانی که در فاميل درجه يکشان سابقه سنگ کليه وجود دارد، هر سال يا هر دو سال يکبار، برای اين بررسی ها به پزشک مراجعه کنند. افرادی هم که خودشان سابقه سنگ کليه دارند، بايد سالی يکبار تحت سونوگرافی و بررسی های لازم قرار بگيرند.

چرا کليه بعضی از افراد سنگ ساز است؟

http://www.guposs.com/images/treat/c_06_01_05.gif

اينکه چرا سنگ کليه ايجاد می شود؟ چرا در يک کليه بيشتر از ديگری سنگ توليد می شود؟ چرا بعضی بيشتر و بعضی کمتر سنگ کليه دارند؟ سئوالاتی هستند که هنوز بطور مشخص جواب آنها پيدا نشده است. اما در اين زمينه نظريه هايی وجود دارد. مثلا" اگر غلظت مواد داخل ادرار زياد شود، می تواند زمينه ساز سنگ کليه شود يا در برخی موارد زمينه های ارثی برای تشکيل سنگ مطرح است که استعداد فرد را در ابتلا به سنگ کليه افزايش می دهد.



سنگ چگونه تشکيل می شود؟

وقتی غلظت موادی در داخل يک محلول بيش از حد شود، در نهايت به حالت فوق اشباع در می آيند و به کريستال تبديل شده و رسوب می کنند، مثل اتفاقی که موقع توليد نبات رخ می دهد. نبات رابا همين روش توليد می کنند. ابتدا محلول شکر و آب را غليظ می کنند، و سپس داخل اين محلول غليظ نخ آويزان می کنند تا کريستال های شکر دور اين نخ جمع شوند و نبات توليد شود. اين همان اتفاقی است که هنگام تشکيل سنگ کليه می افتد. وقتی غلظت مواد در ادرار زياد شود، زمينه تشکيل هسته سنگ در ادرار فراهم می شود. وقتی هم که اين هسته اوليه ايجاد شد، ساير مواد دور اين هسته رسوب می کنند و سنگ بزرگ می شود.

جنس اين سنگ ها معمولا" چيست؟

شايع ترين نوع سنگ کليه ، سنگ های کلسيمی هستند. شايد حدود 80 تا 85 درصد از انواع سنگ های کليوی سنگ های کلسيمی هستند. اين سنگ های کلسيمی هم عموما" به صورت نمک های کلسيم هستند. يعنی مثلا" اگزالات کلسيم يا فسفات کلسيم، بعد از سنگ های کلسيمی، سنگ های عفونی، اسيد اوريکی و ساير انواع سنگ ها شيوع دارند. ولی اکثر افرادی که گرفتار سنگ کليه می شوند، در واقع گرفتار سنگهای کلسيمی هستند.



اين کلسيمی که در کليه غلظتش بالا می رود و سنگ می شود، از کجا می آيد؟

اين کلسيم ممکن است ، بيش از حد از روده جذب شود. ببينيد ، ما در طول روز حدود هزار ميلی گرم کلسيم مصرف می کنيم که از اين مقدار چيزی حدود يک سومش جذب می شود. اگر اين ميزان جذب به هر دليلی افزايش يابد، مثلا" ميزان کلسيمی که مصرف می کنيم، زياد باشد،می تواند باعث تشکيل سنگ شود. ممکن است، ميزان کلسيمی که از طريق کليه دفع می شود، به دليل يک بيماری افزايش يابد. البته اين بيماری ها عموما" بيماری های مربوط به استخوان و هورمون های مربوط به آن هستند. مثلا" در بيماری هيپرپاراتيروئيدی ، برداشت کلسيم از استخوان ها افزايش می يابد و می رود که از کليه دفع شود و تبعا" غلظتش در ادرار افزايش يافته و باعث تشکيل سنگ می شود. در بعضی از موارد هم کلسيمی که به کليه می رسد زياد نيست ولی خود کليه به دليل مشکلی که دارد، بيش از حد کلسيم را دفع می کند. ماجرا از اين قرار است: حدود 95 درصد کلسيمی که در ابتدای واحدهای کليوی وارد ادرار می شود، دوباره در کليه باز جذب می شود. اگر کليه ای نتواند اين 95درصد کلسيم را باز جذب کند، مسلما" غلظت کلسيم ادرار بالا می رود و زمينه ساز تشکيل سنگ می شود.

به اين ترتيب، کسانی که کليه سنگ ساز دارند، بايد مصرف مواد غذايی کلسيم دار را کم کنند؟

نخير! تفکری که می گويد کسانی که کليه سنگ ساز دارند. نبايد لبنيات بخورند، کاملا" غلط است. چون اولا برخی افراد هستند که بدنشان به کلسيم اضافه نياز دارد. مثلا" زنان باردار و کسانی که دچار پوکی استخوان هستند. ثانيا" در برخی موارد سنگ کليه ، ما به بيمار توصيه مي كنيم كه بيشتر كلسيم مصرف كند. مثلا" در سنگ های اگزالات کلسيم، اگر شما کلسيم بيشتری مصرف کنيد، اين کلسيم در روده به اگزالات متصل می شود و اصلا" از روده جذب نمی شود و به اين ترتيب ، يون اگزالات که افزايش آن در ادرار باعث تشکيل اگزالات کلسيم در کليه شده و رسوب می کرد و سنگ اگزالات کلسيمی تشکيل می داد، اصلا" وارد بدن نمی شود.

پس بيمارانی که کليه سنگ ساز دارند، بايد از چه غذاهايی پرهيز کنند؟

تقريبا" تنها چيزی که ما توصيه می کنيم که بيماران سنگ کليه از آن پرهيز کنند، نمک است . ببينيد، يکی از مواد غذايی که باعث توليد سنگ می شود، نمک است. البته ما سنگ نمک که نداريم ولی نمک عاملی است که به ساخته شدن سنگ های کلسيمی کمک می کند. نمکی که از روده جذب می شود، از طريق کليه بايد دفع شود. اما مشکل همين جاست چرا که وقتی نمک می خواهد از کليه را وارد ادرار شود، با خودش کلسيم را وارد ادرار می کند و به اين ترتيب غلظت کلسيم ادرار افزايش می يابد. بنابراين همان نمکی که هنگام پختن غذا به آن زده می شود کافی است و افرادی که کليه سنگ ساز دارند، نبايد سرسفره به غذايشان نمک بزنند و مواد شور مثل خيار شور را مصرف نکنند.

کسانی که کليه سنگ ساز دارند، بايد چه مواد غذايی را بيشتر مصرف کنند؟

http://cfile205.uf.daum.net/image/1371F93A4EF953671A2A20

در ابتدا گفتيم که اگر غلظت مواد در ادرار زياد شود، زمينه های تشکيل سنگ کليه فراهم می شود. حالا می گوييم که برای جلوگيری از تشکيل سنگ بايد اين غلظت مواد را کم کنيم. به عبارتی بايد ادرار را تا می توانيم، رقيق کنيم. يعنی فردی که کليه سنگ ساز دارد، بايد آب و مايعات زيادی مصرف کند.

چقدر بايد آب و مايعات مصرف کرد؟

چقدر آب خوردن مهم نيست . چقدر ادرار داشتن مهم است. ممکن است فردی در محيطی گرم زندگی کند يا فعاليت روزانه اش زياد باشد، روزی 5 تا پارچ هم آب بخورد ، ولی باز کافی نباشد. چون همه اين 8 ليوان آبی که می خورد، عرق می شود و چيزی از آن به ادرار نمی رسد تا رقيق شود. اين فايده ای برای پيشگيری از سنگ کليه ندارد. برای همين بايد ملاک، ميزان ادرار باشد نه ميزان آبی که فرد می خورد. ما به بيماران توصيه می کنيم آنقدری آب بخورند که روزانه بيش از 2 ليتر ادرار داشته باشند. يا بعبارتی در طول خواب شبانه يک بار برای ادرار کردن به دستشويی بروند. بيماری که کليه سنگ ساز دارد، اگر احساس تشنگی کند و بعد آب بخورد، از قافله عقب مانده است. يعنی چنين بيمارانی نبايد هيچ وقت احساس تشنگی کنند و هميشه قبل از احساس تشنگی آب بخورند. اين بيماران بايد شب ها هنگام خواب يک ليوان بالای سرشان باشد، موقع کار روی ميزشان يک ليوان آب باشد . يعنی برای دسترسی به آب نبايد بيمار مشکلی داشته باشد.

اينکه برخی بيماران آب چشمه خاصی را مصرف می کنند، يا فقط آب معدنی می خورند، کار درستی است؟

اين سئوال شايعی در بين بيماران مبتلا به سنگ کليه است . اما ما اصلا" به چنين سئوالی اعتقاد نداريم. مگر تمام افرادی که از آب شهر استفاده می کنند، سنگ کليه توليد کرده اند که حالا اين بيماران آب شهر را استفاده نکنند. تازه برعکس وقتی بيماران خودشان را به يک نوع آب خاص مثلا" آب فلان چشمه محدود می کنند، وقتی به آن آب دسترسی ندارند، کمتر آب می نوشند و همين می تواند زمينه ساز توليد سنگ شود. اما اصل مصرف اب نوع آن نيست، بلکه حجم و مقدار آن است که بايد زياد باشد. آب هندوانه و ماءالشعير و از اين قبيل درمان های سنتی هم اشکالی ندارند ولی آنها هم اصولا" از طريق افزايش حجم ادرار از سنگ سازی کليه جلوگيری می کنند. ما توصيه می کنيم ، بيماران هر داروی سنتی که سهل الوصول است، خيلی هم گران نيست، ضرری هم ندارد و مورد تائيد پزشکان است مصرف کنند، ولی در کنارش آب و مايعات زيادی بخورند.

اگر کسی زياد آب بخورد و سنگ کليه اش دفع شود، چه بايد بکند؟

اگر کسی سنگش را انداخت دليل نمی شود که همين حالا سنگی در کليه اش وجود نداشته باشد. چنين بيماری وقتی به ما مراجعه می کند، اگر درد داشته باشد، با مسکن دردش را ساکت می کنيم و بعد بررسی های خودمان را شروع می کنيم . معمولا" اين بررسی ها شامل عکس KUB و سونوگرافی کليه است. سپس بر اساس يافته های اين بررسی اوليه تصميم می گيريم. برای بيمارمان چه کار بکنيم. يعنی بر اساس جنس، اندازه و محل سنگ کليه تصميم می گيريم که برای بيمار چه روش درمانی اتخاذ کنيم. اما يک نکته مهم را بايد در مورد درمان سنگ کليه بگويم و آن اين که تقريبا" امروزه ديگر جراحی باز کليه در درمان سنگ کليه لزومی ندارد مگر در موارد بسيار خاص که خيلی هم نادر هستند. يعنی در حال حاضر در همين کشور خودمان به راحتی می توان سنگ های کليه را با روش هايی مثل سنگ شکن و جراحی مختصر يا همان PCN درمان کرد. توصيه من به تمام بيماران سنگ کليه اين است که اگر جراحی به آنها گفت که بايد برای درمان سنگشان جراحی باز کليه شوند، حتما" با يکی دو جراح کليه و مجاری ادرار ديگر هم در اين مورد مشورت کنند.


دکتر امید عابدی-25 آوریل 2012- سئول کره جنوبی서울...대한민국



تاريخ : Thu 12 Jan 2012 | 16:22 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그
http://sallysulbo1.mireene.com/idisk/atomy/can_pan.gif




این سرطان در تمامی گروه های سنی، در جوانان ۱۵ ساله تا سالمندان ۹۰ ساله دیده می شود ولی حداکثر شیوع آن در سنین ۵۵ تا ۸۵ سالگی است. علت واقعی بروز این سرطان هنوز شناخته شده نیست ولی دیده شده است که سیگار می تواند احتمال بروز آن را افزایش دهد. مطالعات نشان می دهد که غذاهای با چربی فراوان همچنین موادی که در صنایع شیمیائی، کک سازی و فلزی استفاده می شوند، در ایجاد این سرطان نقش دارند.

درمان اولیه سرطان لوزالمعده، جراحی می باشد که در طی آن تمام یا قسمتی از لوزالمعده برداشته می شود. پیشرفت های جدید در زمینه روش های جراحی و بی هوشی و مراقبت های قبل و بعد از عمل باعث شده است که امروزه این جراحی به راحتی انجام گیرد. این بروشور به سئوال های شما درباره سرطان لوزالمعده پاسخ می دهد. در این بروشور شرح داده می شود که لوزالمعده چیست و سرطان آن چگونه می باشد. همچنین راجع به روش های تشخیص و درمان آن صحبت خواهد شد.

لوزالمعده چیست؟

http://pharma.kolon.co.kr:8080/test/upload/news_infor/panc-1.jpg

لوز المعده یک غده صورتی رنگ است که درست در پشت معده قرار گرفته است. سر این غده در خم دوازده (اولین قسمت روده باریک) قرار گرفته و تنه و دم آن تا نزدیک طحال کشیده شده است. لوزالمعده پشت بسیاری از ارگان های شکمی قرا گرفته است، بنابراین دسترسی به آن مشکل می باشد.

لوزالمعده به دو فرآیند اصلی کمک می کند:

هضم غذا

تنظیم قند خون

برای انجام این فعالیت ها، دو دسته از مواد شامل آنزیم های هضم کننده و هورمون ها که شامل انسولین نیز می باشد، از آن ترشح می شود.

سلول هائی که آنزیم های گوارشی می سازند، در دسته هائی به نام آسینی قرار گرفته اند که ترشحات خود را از طریق مجرای پانکراس به دوازده می ریزند. این مجرا با مجرائی که صفرا را از کبد می آورد به دوازده باز می شود.

سلول هائی که هورمون ها را می سازند، به صورت دسته هائی از سلول که به آنها جزایر لانگرهانس می گویند، قرار دارند.

این جزایر شامل سلول هائی هستند که هورمون های انسولین و گلوکاگون را به داخل خون ترشح می کنند. نقش این هورمون های کنترل سوخت و ساز قندها می باشد.

انسولین با تحریک سلول های بدن برای سوختن قندها و به دست آوردن انرژی، سطح قند خون را پائین می آورد و گلوکاگون اثر معکوس دارد. این هورمون با تحریک کبد برای آزاد کردن قند به داخل خون باعث افزایش قند خون می شود.

سرطان لوز المعده

http://www.smc.or.kr/health/10/images/1005.jpg

بیش از ۹۰% از سرطان های لوزالمعده از سلول های مجاری که مسئول انتقال آنزیم های گوارشی به دوازده است، سرچشمه می گیرد. دو سوم تومورهای مجرا در سر و یک سوم بقیه در تنه و دم لوزالمعده ایجاد می گردد. معمولاً این سرطان ها توسط بافت های ملتهب لوزالمعده مشکل ایجاد می کنند. تومورهای لوزالمعده می توانند انسداد مجرای صفراوی مشترک ایجاد کرده باعث زردی شوند. سلول های سرطانی معمولاً به بافت های اطراف، غدد لنفاوی ناحیه ای و کبد گسترش می یابند. گاه سلول های جزایر لانگرهانس سرطانی می شوند ولی بیشتر تومورهای این سلول ها خوش خیم هستند. تومور سلول های این جزایر وقتی ترشح کننده هورمون باشند تومور فعال نامیده می شوند. در صورتی که تومور ترشح کننده انسولین باشد باعث ترشح مقادیر زیاد انسولین و ایجاد علائم کاهش قند خون می گردد. البته باید توجه داشت که علل مختلفی به جز سرطان نیز می توانند باعث کاهش قند خون شوند. به ندرت تومورهای لوزالمعده هورمون های دیگری مثل گاسترین یا VIP را ترشح می کنند که باعث زخم های شدید در معده و دوازدهه (سندروم زولینگرالیسون) و یا اسهال شدید شبه و با (سندرم ورنرموسیون) می شوند.

نوع دیگری از سرطان های جزایر لانگرهانس، تومورهای بدون فعالیت می باشند این تومورها نمی توانند مقادیر زیاد انسولین، که باعث افت قند خون شود تولید کنند. این نوع سرطان لوزالمعده گرچه بسیار نادر است ولی معمولاً نسبت به سرطان های مجرا شانس بیشتری برای بهبودی دارد.

علل سرطان لوزالمعده

http://healthinfo.amc.seoul.kr/healthinfo/health/attach/32094_A000051.jpg

علت شناخته شده ای برای سرطان لوزالمعده وجود ندارد. دانشمندان دریافته اند که عوامل خاصی احتمال ایجاد این نوع سرطان را می افزاید. تحقیقات بیانگر این مطلب است که افراد سیگاری دو برابر افراد غیر سیگاری به سرطان لوزالمعده مبتلا می شوند.

رژیم غذائی نیز ممکن است در ایجاد سرطان لوزالمعده دخالت داشته باشد. به طوری که این سرطان در افرادی که کافئین مصرف می کنند و همچنین افرادی که غذاهای حاوی چربی فراوان به خصوص چربی های حیوانی مصرف می کنند، بیشتر می باشد. برای جلوگیری از ابتلا به سرطان لوزالمعده پیشنهاد می شود که رژیم های غذائی متنوع، کم چربی و با فیبرهای غذائی فراوان مصرف شده و از استعمال دخانیات پرهیز شود. دیابت نیز با سرطان لوزالمعده ارتباط دارد. بعضی گزارش ها بیان می دارند که زنان دیابتی ممکن است شانس بیشتری برای ابتلا به سرطان لوزالمعده داشته باشند.

سرطان لوزالمعده با مواد صنعتی ارتباط دارد. ترکیبات صنعتی خاصی که در صنایع شیمیائی، کک سازی، فلزی و گاز استفاده می شود، می توانند باعث افزایش احتمال ابتلا به سرطان لوزالمعده گردند.

علائم

http://health.mw.go.kr/AttachFiles/Content/Image/s04_040_i03.jpg

سرطان لوزالمعده به سرعت رشد می کند و گاه وجود خود را با یک درد مبهم شکم نشان می دهد. بسیاری از بیماران این درد مبهم در شکم را با ناراحتی های معده اشتباه می کنند. در صورتی که سرطان لوزالمعده تشخیص داده نشود و به موقع درمان گردد، از لوزالمعده خارج شده، غدد لنفاوی، کبد و سایر نقاط بدن را درگیر می کند.

گرچه علائمی که در زیر ذکر می گردد، می تواند مربوط به بیماری هائی غیر از سرطان لوزالمعده باشد ولی اگر بیش از دو هفته به طول بیانجامد، باید مشورت پزشکی صورت پذیرد:

درد مبهم در قسمت فوقانی شکم که گاه به پشت انتشار می بابد.

درد پشت، معمولاً دائمی که هنگام خوردن و دراز کشیدن بدتر می شود و با نشستن و خم شدن به جلو بهتر می شود.

زردی (اگر این علامت ظاهر شد، بلافاصله به پزشک مراجعه کنید)

کاهش وزن شدید و سریع با رژیم غذائی در ارتباط نباشد.

علائم افت قندخون مثل خستگی، لرزش، سردرد و اضطراب

پزشک به علائم شما گوش خواهد داد و تاریخچه پزشکی اخذ خواهد کرد. اگر شک به سرطان لوزالمعده وجود داشته باشد، آزمایشاتی به عمل خواهد آمد.

روش های تشخیصی سونوگرافی

این روش بدون درد و غیر تهاجمی بر اساس اصول رادار کار می کند. امواج صوتی به سمت لوزالمعده گسیل شده، بازگشت آنها دریافت می شود و توسط کامپیوتر به تصویری از بافت لوزالمعده تبدیل می گردد. امواج صوتی هیچ عارضه شناخته شده ای ندارد. این روش به عنوان بهترین وسیله غربالگری سرطان لوزالمعده شناخته شده است.

آندوسکوپی

http://www.bebinin.com/wp-content/uploads/2011/06/126.jpg

در این روش تحت بی حسی موضعی، یک لوله بلند، قابل ارتجاع و باریک که به آن آندوسکوپ می گویند، ازطریق دهان، به داخل معده و دوازدهه فرستاده می شود. آنگاه از طریق آندوسکوپ یک لوله باریک تر به نام کانولا وارد مجرای لوزالمعده می شود. در این روش دو کار انجام می شود:

سلول های لوزالمعده که در شیره گوارشی وجود دارند، برای مطالعات بیشتر گرفته می شود.

ماده حاجب داخل مجرا تزریق می گردد تا با گرفتن عکس رادیولوژی مشخص گردد که آیا مجرای لوزالمعده تنگی و انسداد دارد یا خیز.

سی تی اسکن

http://www.mehradhospital.com/images/Darmany/Radiology/CT/CT3.jpg

در این روش یک دسته باریک از اشعه X به وسیله کامپیوتر در اطراف شکم بیمار گردانده می شود و تصاویر به دست آمده توسط کامپیوتر تجزیه و تحلیل شده و براساس آن تصویری از مقطع عضو به دست می آید. این تصویر می تواند تغییرات مجاری لوزالمعده و تومور لوزالمعده را نمایش دهد.

بیوپسی (نمونه برداری)

http://www.pasteurvetlab.com/images/5b.jpg

این آزمایشی است که برای تشخیص سرطان های لوزالمعده به کار می رود. برای بررسی میکروسکوپی دقیق، سلول ها از دو طریق به دست می آیند اولی اینکه تحت بی حسی موضعی لوله نازکی از طریق شکم برای گرفتن نمونه به سمت پانکراس عبور داده می شود. دوم اینکه تحت بی هوشی عمومی قسمتی از بافت لوزالمعده با جراحی برداشته می شود.

درمان

http://health.chosun.com/site/data/img_dir/2011/05/31/2011053101284_0.jpg

درمان اصلی این سرطان عمل جراحی است. پیشرفت های جدید در روش های جراحی و مراقبت های پیش و بعد از عمل باعث شده است که این جراحی نسبتاً وسیع با ایمنی انجام شود.

محل قرار گرفتن تومور و اینکه آیا سلول ها سرطانی به کبد و یا سایر اعضاء مجاوری گسترش یافته اند، میزان برداشتن بافت لوزالمعده را مشخص می کند. اگر تومور در سر لوزالمعده قرار داشته باشد، سرلوزالمعده، قسمت اول روده باریک، قسمتی از معده و مجرای صفراوی مشترک همگی برداشته می شوند. با درمان داروئی پس از جراحی بسیاری از بیماران زندگی نسبتاً طبیعی خواهند داشت.

بعضی از تومورها آنجنان لوزالمعده را در برگرفته اند که باید تمام غده برداشته شود. این عمل پانکراتکتومی توتال نامیده می شود. باید بیماران بعد از این عمل انسولین تزریق کنند تا وضعیت قند خون آنها طبیعی گردد. برای عمل گوارش نیز، باید کپسول های آنزیمی دریافت نمایند.

بعضی از تومورهای پانکراس غیرقابل عمل اند. در این موارد از جراحی برای از بین بردن زردی یا انسداد روده استفاده می شود.

استفاده از اشعه گاما یا X برای تخریب سلول های سرطانی با حداقل صدمه به بافت های اطراف (رادیوتراپی) و استفاده از داروهای ضد سرطان که در رشد و تقسیم سلول های سرطانی دخالت می کنند (شیمی درمانی)، ارزش محدودی در درمان سرطان لوزالمعده دارند ولی می توان از این روش ها به همراه جراحی برای از بین بردن علائم و ایجاد راحتی در بیمار استفاده کرد.

با تشکر -دکتر امید عابدی 12 ژانویه 2012   (سئول - کره جنوبی)



تاريخ : Thu 3 Nov 2011 | 5:48 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그

با سلام- مطلبی که در زیر عنوان شده ،مربوط به بیماری مالتیپل اسکلروزیس یا همان بیماری MS است که در بین مردم بیشتر به این نام معروف است.این بیماری گرچه با پیشرفت های کنونی علم پزشکی تا حد زیادی قابل کنتر است ولی هنوز درمان کامل و قطعی آن وجود ندارد. ولی مطالب عنوان شده ذیل می تواند در کسب اطلاعات نسبت به این بیماری مفید باشد:

مالتيپل اسکلروزیس ( MS ) بيماري است که مغز ، طناب نخاعي و عصب بينايي را درگير مي نمايد و مي تواند موجب اختلالاتي در کنترل و قدرت عضلات ، سيستم بينايي ،‌ تعادل ، حس ( اختلالات حسي مثل سوزن سوزن شدن يا بي حسي در انگشتان دست و پا ) وعملکرد ذهني مثل فرآيند شناخت وعواطف گردد .

علائم MS  ناشي از التهاب در سيستم اعصاب مرکزي و در نتيجه تخريب ميلين ( Myelin )  بوجود مي آيند .

 ميلين ترکيبي است از جنس پروتئين که دورادور رشته هاي عصبي را فراگرفته است . فرآيند تخريب ميلين رادميلينیزاسيون مي گويند و درنتيجه اين فرآيند ، انتقال پيام عصبي در سلول عصبي دچار مشکل واختلال مي گردد . اسکلروز سيستميک اغلب در گروه سني جوانان و ميانسالان رخ مي دهد . در واقع دو سوم موارد MS بين سنين ۲۰ تا ۴۰ سالگي آغاز مي گردد و بيشترين احتمال ابتلا در سن ۳۰ سالگي است . بروز MS در کودکان و افراد بالاي ۶۰ سال بسيار نادر است .

  علت بيماري مالتيپل اسکلروز چيست ؟

http://msn.arums.ac.ir/Images/ArticleImages/ms_01_e%5B1%5D.jpg

علت اصلي بيماري MS ناشناخته است . ممکن است در اين ميان عوامل ژنتيک نقش داشته باشند چرا که احتمال ابتلاي فرزندان افراد مبتلا ، بيشتر مي شود . منطقه جغرافيايي محل زندگي نيز ممکن است داراي اهميت باشد .

محققين موفق به يافتن رابطه اي بين منطقه جغرافيايي محل زندگي فرد در کودکي و ابتلا به بيماري MS شده اند . شايد علت اين رابطه ،‌ شيوع بيماري هاي ويروسي دخيل در بيماري MS در مناطق جغرافيايي خاص بوده باشد .

ايجاد اختلال در سيستم ايمني که در سنين بالاتر بوقوع مي پيوندد موجب شعله ور شدن بيماري MS  در افرادي مي گردد که از کودکي مستعد ابتلا به بيماري MS  بوده اند .

  * علائم بيماري MS

علائم و نشانه ها بر حسب اين که کدام قسمت از مغز يا طناب نخاعي درگير شده باشند متفاوت است .

شايعترين علائم زودرس MS  شامل موارد زير است :

      - علائم عضلاني : ضعف عضلاني - لرزش پا - سفتي عضلات - احساس سنگيني - اختلالات تعادلي

       - علائم بينايي : ديد تيره و مه آلود - درد کره چشم بخصوص به هنگام حرکت چشم - کوري - دو بيني

علائم با شيوع کمتر :

     - علائم حسي : سوزن سوزن شدن و دردهاي سوزشي - بي حسي اندامها - احساس برق گرفتگي به هنگام خم شدن روبه جلو يا عقب

    - اختلالات تعادل : گيجي و سرگيجه دوراني

  * راههاي تشخيص MS کدامند ؟

پزشکان اغلب وقتي موفق به تشخيص بيماري MS  مي گردند که بيش از يک منطقه از بدن درگير شده باشد . غالباً هنگامي توجه به سمت MS جلب مي گردد که بيمار در مرحله فعاليت بيماري ، حداقل دو علامت يا نشانه از علائم و نشانه هاي شايع بيماري MS  را بروز داده باشد .

در بيماران مبتلا به MS تصاوير MRI غالباً شامل ضايعاتي در بيش از يک منطقه از سيستم اعصاب مرکزي مي باشد .

  * سير و پيش آگهي بيماري MS  چگونه است ؟

رفتار MS  در افراد مختلف متفاوت است . در بيماراني که مبتلا به نوع خفيف بيماري مي باشند ممکن است اختلالي در کارهاي روزمره بوجود نيايد در حالي که بيماران مبتلا به انواع شديد ممکن است بکلي ناتوان شوند .

بيشتر بيماران بين اين دو طيف قرار مي گيرند و مراحل متنوع بيماري شامل مرحله حمله ، مرحله فروکش کردن علائم وعود ، به تناوب اتفاق مي افتند . ممکن است بيماري سال ها بدون علامت باقي بماند در حالي که بيمار ديگري طي دوره اي کوتاه مکرراً مبتلا به حملات آزار دهنده MS  گردد .

  * راههاي درمان MS  کدامند ؟

داروهائي که روي سيستم ايمني تأثير مي گذارند موجب کاهش تناوب وشدت حملات MS  شده و ممکن است ميزان بروز ناتواني هاي ناشي از MS  در طول زمان را کاهش دهند . مصرف اين داروها بايد به محض تشخيص MS  آغاز گردد .

گاهي به هنگام عود بيماري از داروهاي کورتوني براي کاهش التهاب استفاده مي شود .

درمانهاي تکميلي مثل فیزیوتراپی، رژيم هاي تغذيه اي و مکمل هاي غذايي ، ماساژ‌درماني و روشهاي آسوده سازي ( Relaxation )   مورد استفاده قرار مي گيرند .

دکتر امید عابدی -3 نوامبر 2011- سئول کره جنوبی



تاريخ : Thu 29 Sep 2011 | 19:2 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그
http://extranet.acsysweb.com/vSiteManager/YNHH/Public/Upload/Images/Heart_Vascular/exterior_heart_anatomy.jpg       http://www.beijingcourtel.com/images/chinease_food.jpg

بيماري كرونر قلبي به صورت مشكلاتي از قبيل دردهاي آنژيني و انفاركتوس (حمله قلبي) بروز مي‌كند. آنچه كه سبب بروز بيماري قلبي مي‌شود، تشكيل تدريجي رسوب‌هاي چربي يا پلاك‌ها در لايه داخلي ديواره سرخرگ‌ها مي‌باشد. اين رسوب‌ها سبب محدودكردن عبور خون مي‌شوند كه اين پديده را تصلب شرايين يا سخت شدن رگ‌ها (آترواسكلروز) مي‌نامند.

در اين بيماري هيچ علامت واضحي وجود ندارد‌‌، اما اين تا هنگامي‌ است كه آسيب به سرخرگ‌ها آنقدر جدي شود كه جريان خون به قلب محدود شده و سبب بروز درد شود. مسدود شدن كامل يك سرخرگ خون‌رسان به قلب، منجر به حمله قلبي ناگهاني و كشنده مي‌شود. روش‌هاي متداول جهت پيشگيري از تصلب شرايين شامل كاهش فشارخون، دريافت رژيم غذايي كم‌چربي، كاهش وزن اضافي و ترك سيگار مي‌باشد. به برخي افراد نيز جهت كاهش كلسترول خون، دارو داده مي‌شود.

تحقيقات نشان مي‌دهند كه ارتباط مستقيمي‌‌ ميان رژيم غذايي و بيماري قلبي وجود دارد و با دريافت يك رژيم غذايي سالم مي‌توان سلامتي قلب و دستگاه گردش خون را حفظ كرد.

چه غذاهايي براي قلب مفيد هستند؟

كلم برگ، كلم قرمز، گل كلم، كلم بروكسل، بروكلي، ‌شلغم، چغندر، اسفناج، مارچوبه، لوبيا سبز، نخود سبز، لوبيا قرمز، لوبيا چشم بلبلي، نخود خشك و عصاره مخمر داراي ويتامين‌هاي گروه ب خصوصا اسيدفوليك هستند. تحقيقات متعددي نشان داده‌اند كه اسيد فوليكي كه بطور طبيعي در مواد غذايي يافت مي‌شود، مي‌تواند سبب كاهش ماده‌اي در خون به نام هموسيستئين شود و به اين ترتيب از ابتلا به تصلب شرايين پيشگيري كند. دانشمندان بر اين باور هستند كه اين ماده مستقيما به ديواره رگ‌ها آسيب مي‌رساند و سبب تشكيل رسوب‌هاي چربي مي‌شود. تخمين زده شده است كه افزايش دريافت روزانه اسيد فوليك به ميزان 100 ميكروگرم، سبب كاهش مرگ‌ مرتبط با بيماري هاي قلبي به ميزان 7 درصد  در مردان و 5 درصد در زنان مي‌شود.

در جوامعي كه مصرف كننده مقادير فراواني از ماهي‌هاي روغني هستند، مشاهده شده است كه شيوع بيماري‌هاي كرونر قلبي كمتر از جوامعي است كه مقدار خيلي كمي‌ ماهي مصرف مي‌كنند. ماهي‌هاي روغني از قبيل ماهي آزاد و ساير ماهي‌ها از قبيل قباد، حلوا، شير، كيلكا، و اوزون‌برون داراي اسيدهاي چرب مفيد مي‌باشند.  دانشمندان معتقد هستند كه اين مواد باعث كاهش خطر انعقاد خون و همچنين ممانعت از افزايش چربي‌هاي مضر خون مي‌شوند.

مصرف ماهي حداقل 3 بار در هفته، براي افرادي كه داراي سابقه بيماري قلبي و همچنين افرادي كه مايل به پيشگيري از ابتلا به اين بيماري هستند توصيه مي‌شود.

جو دوسر، حبوبات، سيب و گلابي غني از فيبر محلول هستند كه به كاهش سطوح كلسترول خون كمك مي‌كنند. ‌سير نيز اثر مشابهي دارد. افزايش كلسترول خون، به خصوص ال دي ال (كلسترول بد)، يكي از عوامل خطر عمده در بروز تصلب شرايين است. مصرف منظم چنين غذاهايي به كاهش ال دي ال كمك مي‌كند.

روغن زيتون، ‌روغن كانولا، مغزها و دانه‌ها حاوي نوعي از اسيدهاي چرب به نام موفا هستند كه به كاهش سطح ال دي ال كمك مي‌كنند.

ميوه‌ها و سبزي‌ها حاوي ويتامين‌هاي آنتي اكسيدان (ضد سرطان)، مواد معدني و مواد مغذي مفيدي هستند كه سبب متوقف‌كردن آسيب ناشي از عمل مواد سرطان‌زا به ديواره سرخرگ‌ها مي‌شوند.

مصرف حداقل روزانه 3 واحد از اين غذاها توصيه مي‌شود. سه چهارم ليوان آب ميوه يا سبزي‌ها به عنوان يك واحد محسوب مي‌شود كه معادل يك عدد ميوه متوسط يا يك ليوان سبزي خرد شده خام يا نصف ليوان پخته است.

از چه غذاهايي بايد پرهيز كنيم؟

گوشت و فرآورده‌هاي آن، لبنيات پرچربي و كره، ‌غني از نوعي چربي هستند كه باعث افزايش سطح ال دي ال  در خون مي‌شوند. مصرف اين غذاها را بايد به حداقل رساند.

همچنين مصرف كيك و بيسكويت به علت نوع چربي بكار رفته در آن‌ها سبب افزايش سطح ال دي ال   مي‌شود.

انواع غذاها و سوپ‌هاي آماده مصرف و يا كنسرو شده، ‌غذاهاي بيرون از منزل، سوسيس و كالباس و گوشت‌هاي نمك سود شده و بطور كلي گوشت و فرآورده‌هاي آن و همچنين تنقلات شور، سرشار از نمك (سديم كلرايد) هستند. دريافت زياد سديم با فشارخون بالا ارتباط دارد كه از عوامل خطر جدي در بروز بيماري قلبي مي‌باشد. كاهش مصرف اين نوع غذاها و نمك طعام سر سفره به كاهش فشارخون كمك مي‌كند.

چند نكته:

به سيگاري‌ها توصيه مي‌شود كه به ترك سيگار مبادرت ورزند زيرا نيكوتين سبب افزايش ضربان قلب، افزايش فشارخون و افزايش نياز بافت قلب به اكسيژن مي‌شود. با مصرف سيگار توانايي خون در حمل اكسيژن كاهش مي‌يابد. عوامل سرطان‌زاي دود سيگار به ديواره سرخرگ‌ها آسيب مي‌رسانند. استراحت و شل‌كردن عضلات، ‌جهت كاهش ميزان استرس لازم است. استرس از طريق افزايش هورمون‌هاي استرس (از جمله آدرنالين) سبب توليد و افزايش كلسترول مي‌شود.



  با تشکر-دکتر امید عابدی-سئول کره جنوبی



تاريخ : Tue 6 Sep 2011 | 3:24 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그
 


هدف :
هدف تربيت پزشك عمومي با خصوصيات زير است:
1)در راه آشنايي بيشتر با مكتب و تزكيه و تعالي روح كوشا باشد. كمك به تامين بهداشت و درمان دردهاي مردم را وسيله‌اي براي رضاي خدا و تقرب به او بداند.
2)با فرهنگ اسلامي و نظام جمهوري اسلامي آشنا باشد و خود را ملزم به رعايت قوانين و مقررات حاكم به جامعه اسلامي بداند.
3) از شناخت مسائل عمده بهداشت و درمان و نظام ارائه خدمات بهداشتي و درماني كشور به قدر كافي برخوردار و از مسئوليت‌ها و وظايف خود در اين نظام آگاه باشد.
4)قابليت علمي و عملي كافي در تشخيص بيماري‌ها و ارجاع بيماران به سطوح بالاتر بهداشتي و درماني كشور و شركت در برنامه‌هاي پيشگيري و بهداشت عمومي را دار باشد.
5) قادر به استفاده از آخرين منابع علمي و بهره‌گيري از اطلاعات جديد كار خود باشد.
دوره آموزش دكتراي حرفه‌اي پزشكي شامل مراحل زير است:
الف ) علوم پايه: طول اين دوره 2 سال است كه در پايان اين دوره دانشجو در آزموني شامل كليه دروس اين دوره شركت مي‌كند و در صورت موفقيت به دوره بعدي راه مي‌يابد. هر دانشجو حداكثر دوبار مي‌تواند در اين آزمون شركت كند.
ب ) فيزيوپاتولوژي : طول اين دوره 6 ماه است و طي آن دانشجو ضمن آگاهي از مباني فيزيولوژيك ، با مكانيزم بيماريها و عوامل موثر در آنها به طريق تحليل گرانه آشنا مي‌شود و نشانه‌هاي بيماريها و تشخيص و درمان آنها را ياد مي‌گيرد.
ج ) كارآموزي باليني : طول اين دوره 20 ماه است و هدف شناخت آثار و علائم بيماريها از ديدگاه باليني و آزمايشگاهي به دست آوردن توانايي‌هاي لازم در به كاربردن انديشه ، استدلال و نتيجه‌گيري سريع، به منظور برخورد منطقي و صحيح با بيمار و طراحي عمليات پيشگيري درماني است.
د) كارورزي باليني: طول دوره 18 ماه است و هدف پرورش مهارتها، تقويت قدرت تصميم‌گيري ، افزايش اتكاء به نفس و تكميل پرورش انديشه از طريق رويارويي مستقيم كارورز با مسائل بهداشتي ، درماني و تقبل مسووليت مستقيم امور بهداشتي، درماني به عهده همه است.
هـ ) كارورزي: دانشجويان قبل از شروع مرحله كارورزي ، در كنكور كارورزي كه شامل كلياتي از دروس پايه و اصلي و عمومي فيزيولوژي علوم باليني است و به طور سراسري برگزار مي‌شود شركت مي‌كنند چون گذراندن موفقيت‌آميز اين آزمون براي راه‌يابي به دوره كارورزي ضروري است. فارغ‌التحصيلان ملزم به خدمت در مناطق محروم كشور هستند.
تواناييهاي فارغ‌التحصيلان
فارغ‌التحصيلان اين رشته مي‌توانند بعد از پايان تحصيلات، مسووليتهاي متفاوتي را عهده‌دار شوند، از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:
1)تشخيص – درمان و پيگيري بيماران در مطبهاي شخصي، درمانگاهها و بيمارستانها.
2) مديريت و سرپرستي مراكز ارائه خدمات بهداشتي و درماني.
3)مشاركت در امر تحصيلي و پژوهشي در ارتباط با بيماريهاي مختلف.
دوره پزشكي شامل 4 مرحله : علوم پايه ، فيزيوپاتولوژي (نشانه‌شناسي) ، كارآموزي و كارورزي مي‌باشد. مرحله علوم پايه درواقع عامل ارتباطي‌اي بين درسهاي دبيرستان و پايه با درسهاي تخصصي پزشكي است، بدين ترتيب كه شامل آن قسمت از درسهاي پايه است كه به بدن انسان مربوط مي‌شود؛ براي مثال، بيوشيمي قسمتي از علم شيمي است كه در مورد شيمي بدن موجود زنده (در اين‌جا انسان)‌ صحبت مي‌كند و همين‌طور ساير درسهاي اين مرحله كه در بخش درسها شرح داده مي‌شوند. مرحله شناخت نشانه و علايم بيماري و چگونگي پيدايش علايم بيماري، در ارتباط با عامل بيماري‌زا و چگونگي پيدا كردن آن در معاينه‌ها و آموزش نظري دستگاههاي تشخيص ، بدون توجه به درمان است. در اين دوره ، دانشجو مفهوم بيماري و علايم آن و نحوه تشخيص آن را به صورت نظري مطالعه نموده،‌ چگونگي آن را با توجه به درسهاي علوم پايه فرا مي‌گيرد.
مرحله بعدي شامل دوره كارآموزي (استاژري) است كه دانشجو در اين مرحله ، به بيمارستان و بالين بيماران مي‌رود و در كنار درسهاي نظري، روشهاي تشخيص و درماني را در بالين بيمار مي‌آموزد. در اين قسمت، استادان در مورد هر بيمار، توضيحات لازم را به دانشجويان ارائه مي‌دهند و دانشجو نيز زيرنظر استاد، فرآيندهاي معاينه باليني و فنون تشخيص را به كار مي‌برد و شيوه درمان و تجويز دارو را نيز در هر مورد مي‌آموزد. در اين مرحله درسهاي نظري نيز ارائه مي‌شود كه مكمل كار باليني در بخش خواهد بود.
مرحله بعد دوره كارورزي (انترني) است ، دانشجو پس از فراگيري راههاي تشخيص و درمان به صورت مستقل و با نظارت كلي روزانه استادان ، اقدام به بيماريابي، تشخيص و درمان نموده، مواد آموخته شده در مرحله كارآموزي (استاژري) را در عمل به كار مي‌برد و تجربه مي‌اندوزد.
در كل دوره پزشكي عمومي دو امتحان اصلي (حياتي) وجود دارد كه شامل امتحان جامع علوم پايه و ديگري امتحان جامع پرانترني مي‌باشد. قبولي در اين دو امتحان، لازمه ورود به مرحله بعدي است.
آينده شغلي ، بازار كار ، درآمد:
عمده‌ترين موقعيتهاي شغلي كه بيشتر پزشكان مي‌توانند جذب آنها شوند، عبارتنداز:
الف ) مطبهاي شخصي كه بر حسب تمايل پزشك و نياز منطقه در شهرها و روستاها داير مي‌گردد و پزشكان ويزيت مراجعان را در مطبها انجام مي‌دهند.
ب ) بيمارستانها و درمانگاههاي خصوصي و دولتي كه در آنها پزشكان به تشخيص و درمان بيماريهاي مراجعان خود مي‌پردازند.
ج ) مراكز بهداشتي درماني شهري يا روستايي كه اغلب مديريت و سرپرستي اين مراكز به عهده پزشكان عمومي مي‌باشد و همچنين اين مراكز از پزشكان عمومي براي تشخيص، درمان و پيگيري بيماريها نيز استفاده مي‌نمايند.
توانايي‌هاي مورد نياز و قابل توصيه :
سلامت تن و روان برابر ضوابط مربوط به تشخيص كميسيون پزشكي متعهد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي براي داوطلبان رشته پزشكي امري ضروري است.
علاوه بر آن داوطلبان ورود به رشته پزشكي بايد از دانش و علاقه بالايي در زمينه درسهاي زيست‌شناسي و علوم پايه نيز برخوردار بوده، دقت كافي و حوصله زياد در زمينه فراگيري جزئيايت مربوط به بيماري‌هاي مختلف را داشته باشند.
وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر :
ادامه تحصيل دانشجويان رشته پزشكي بعد از اتمام دوره پزشكي عمومي در دو مرحله امكان‌پذير است:
الف ) ادامه تحصيل در رشته‌هاي تخصصي باليني كه داوطلب بعد از قبولي در امتحان پذيرش دستياري سراسري كشور مي‌تواند در رشته‌هاي تخصصي كه در حال حاضر در داخل كشور ارائه مي‌شوند ادامه تحصيل دهد.
رشته‌هاي تخصصي باليني در حال حاضر شامل 23 رشته مي‌باشد كه عبارتند از : جراحي عمومي ،‌ جراحي مغز و اعصاب، جراحي استخوان و مفاصل (ارتوپدي) ، جراحي كليه و مجاري ادراري تناسلي (ارولوژي) ، بيماريهاي اعصاب، بيماريهاي داخلي ، بيماريهاي عفوني و گرمسيري ، بيماريهاي قلب و عروق ، بيماريهاي كودكان، بي‌هوش ، پزشكي اجتماعي، پزشكي هسته‌اي ، آسيب‌شناسي (پاتولوژي) ، پوست ، پزشكي فيزيكي و توان‌بخشي، چشم‌پزشكي ، پرتودرماني (راديوتراپي) ، پرتوشناسي تشخيصي (راديولوژي) ، زنان و زايمان ، روان‌پزشكي، گوش و حلق و بيني ، پزشكي قانوني و طب كار مي‌باشد.
ب) ادامه تحصيل در رشته‌هاي علوم پايه ، فارغ‌التحصيلان رشته پزشكي مي‌توانند در تخصصهاي علوم پايه پزشكي نظير فيزيولوژي ، ايمونولوژي، ژنتيك، ويروس‌شناسي پزشكي، ميكروب‌شناسي پزشكي ، انگل‌شناسي پزشكي، بيوشيمي ، آمار حياتي و تغذيه نيز شركت نمايند.
دوره علوم پايه
مرحله علوم پايه، اولين مرحله آموزش پزشكي بوده، مدت اين مرحله دو سال است. در اين مرحله ، دانشجويان بخش اول درسهاي عمومي و درسهاي پايه و اصلي را مي‌گذرانند. هدف از اين مرحله، آموزش ساختمان بدن انسان و اعمال فيزيولوژيك و نقش آن در سلامت انسان و همچنين شناخت عوامل بيولوژيك بيماري‌زا و شيوه‌هاي دفاعي بدن در برابر آنها و اصول آسيبهاي بدن انسان و آشنا ساختن دانشجو با اصول مسائل بهداشتي است. دانشجويان بايد در هر نيمسال تحصيلي 20 واحد درسي ارائه شده از طرف دانشكده را به طور اجباري بگذرانند. حداكثر زمان مجاز براي گذراندن اين مرحله 3 سال است .
در ذيل به شرح برخي از اين درسها مي‌پردازيم :
بيوشيمي: مربوط به بدن موجودات زنده و انسان است. در اين درس، با شيمي آلي مولكولها و اتمها و واكنشهاي آنها در بدن آشنا مي‌شويم.
آناتومي: در آناتومي، دانشجو با كليه ساختهاي بدن شامل انواع ماهيچه‌ها ، استخوانها، اعصاب و احشا و با محل آنها و اعضاي مجاور آنها به طور دقيق و در حالت طبيعي بدن، آشنا مي‌شود، به طوري كه بتواند اجزاي هر ناحيه را به صورت سه بعدي شناسايي كند.
فيزيولوژي : در اين درس چگونگي عملكرد اندامها و بافتها مورد مطالعه قرار مي‌گيرد؛ به اين ترتيب كه دانشجو بعد از آشنايي با آناتومي و بافت‌شناسي اندامها با شيوه عمل آنها در شرايط مختلف و در وضعيتهاي ويژه آشنا مي‌شود.
ايمونولوژي: اين درس به بررسي سازمان دفاعي بدن ، سلولهاي دفاعي و واكنشهاي موثر در اين شبكه مي‌پردازد.
انگل‌شناسي: اين درس به انگلهاي موثر در ايجاد بيماريهاي انساني اعم از حشرات ، كرمها ، قارچهار و غيره مي‌پردازد. در اين درس‌، اين انگلها به طور دقيق شناسايي شده، در درس عملي نيز مورد بررسي قرار خواهد گرفت و به اين وسيله چشم دانشجو با انواع انگلها آشنا مي‌گردد.
پاتولوژي عمومي : در اين درس انواع آسيبهاي بافتي و تغييرهاي بافتهاي بدن در هنگام بروز يك ناهنجاري ، تحريك و يا آزار مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
دوره فيزيوپاتولوژي (نشانه شناسي)
مدت مرحله دوم شش ماه است. در اين مرحله دانشجو پس از اين كه با آموختن درسهاي فيزيولوژي به چگونگي عملكرد طبيعي سازمان بدن پي‌ برد و در درس پاتولوژي وضعيت واكنشهاي بدن در بيماري و تغييرهاي بافتها را در هنگام ورود عوامل مضر به خوبي فراگرفت، به مرحله‌اي مي‌رسد كه اكنون بايد بتواند با تلفيق اين دو ، واكنشهاي بدن را در هنگام يك بيماري از زمان شروع تا انتهاي آن دنبال كرده، سلسله توالي نشانه‌هاي آشكار و ماهيت يكايك آنها را شناسايي كند.
در اين قسمت دانشجو در مقطعهايي كه با عنوان كورس (دوره)‌از آن ياد مي‌شود، يك سرفصل از بيماريهاي داخلي مثل بيماريهاي خون را به طور مشروح مطالعه مي‌كند و در هر قسمت، عوامل شروع كننده، شيوه عمل، واكنش بدن ، سير بيماري و نشانه‌هاي اختصاصي مربوط را بررسي مي‌نمايد. اين مطالعه صرفا شامل نشانه‌شناسي بيماريهاست و شامل مباحث درمان و تشخيص در بالين بيمار و معاينه‌هاي فيزيكي نمي‌شود. در اين دوره دانشجو، فارماكولوژي را به صورت مروري كلي بر دسته‌هاي دارويي و چگونگي اثر داروها، مي‌گذراند. اين آشنايي با فارماكولوژي به صورت كلي بوده، دسته‌هاي اختصاصي داروها و راههاي تجويز آنها رد هر بيماري ، در فارماكولوژي اختصاصي به طور مشروح مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
دوره كارآموزي (استاژري)
دوره سوم كه از آن به عنوان دوره كارآموزي ياد مي‌شود، شامل دو مجموعه درسهاي نظري و كار عملي است. اساس تدريس درسهاي نظري مانند ساير درسهاي علوم پايه و فيزيوپاتولوژي است ولي در برنامه عملي، دانشجو در بالين بيمار با مجموعه‌اي از دانسته‌هاي نظري خود با نشانه‌هاي بيماي به صورت مستقيم مواجه مي‌شود و با صحبت با بيمار و به دست آوردن تاريخچه بيماري، نوع آن را تشخيص داده، اقدامهاي درماني لازم را فراخواهد گرفت. برنامه كار در دوره كارآموزي به طور خلاصه شامل كنفرانسهاي صبحگاهي در مورد بيماران بستري در بخش، صحبت در بالين توسط استاد مربوط و يادگيري معاينه‌ها و گرفتن شرح حال، انجام كارهاي تشخيصي و تا حدودي نسخه‌نويسي است. عموما درسهاي نظري بعد از ظهرها تدريس مي‌شود و صبحها به كار در بيمارستان و برنامه‌هاي آن اختصاص دارد. زمان گذراندن كارآموزي باليني به طور مطلوب 20 ماه و حداكثر 27 ماه است كه طي آن ، دوره‌هاي داخلي ، جراحي ،‌ كودكان ، زنان و زايمان ، چشم ، گوش و حلق و بيني ، روان‌پزشكي ، راديولوژي و پوست و واحدهاي باقي مانده درسهاي عمومي گذرانده مي‌شود. محل گذراندن كارآموزيها بيمارستانهاي آموزشي است.
دوره كارورزي (انترني)
دوره انترني يا كارورزي در واقع نقطه عطف آموزش باليني دانشجويان رشته پزشكي است. كارورز پس از آموختن علوم پزشكي و گذراندن يك دوره كارآموزي باليني در تمام بخشهاي بيمارستاني، اينك بدان حد از اطلاعات پزشكي و قضاوت باليني رسيده است كه به طور مستقل در مواجهه با بيماران قرار بگيرد و با به كار بستن عملي تمام آموخته‌ها ، به طور مستقيم با بيماران در تماس باشد و با انجام معاينه‌هاي باليني و دستور آزمايشهاي پاراكلينيك، به تشخ يص رسيده، به درمان بيمار بپردازد. اين فعاليتها همگي زير نظر استادان و دستياران مربوط صورت مي‌گيرد.
تواناييهاي فارغ‌التحصيلان دوره دكتراي تخصصي پزشكي و فرصتهاي شغلي آنان
اين فارغ‌التحصيلان مي‌توانند در بيمارستانهاي آموزشي يا غيرآموزشي كشور استخدام و كار درمان بيماران و آموزش دانشجويان رشته پزشكي و پيراپزشكي مشغول شوند. همچنين مي‌توانند به كار درمان بيماران در درمانگاههاي تخصصي يا مطبهاي خصوصي مبادرت ورزند.
رياست بيمارستانهاي دولتي يا خصوصي معمولا به عهده پزشكان متخصص است. همچنين رياست و معاونت دانشكده و دانشگاهها علوم پزشكي كشور نيز به عهده پزشكان متخصص مي‌باشد.


                                 با تشکر -دکتر امید عابدی -      행운을 빌어요 - 서울 - 한국   

                                                       2011/   6sep



تاريخ : Tue 23 Aug 2011 | 15:27 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그


       http://img.tebyan.net/big/1385/04/2552225814209794972981671271261525326.jpg      http://www.zahedan-tebyan.ir/userdata/news/user/52/A0772573.jpg 

                                         

هپاتیت B یک بیماری ویروسی است که از طریق تماس با خون و ترشحات بدن افراد مبتلا منتقل می شود. این بیماری معمولا خود به خود بهبود یافته و عوارض دراز مدت کبدی ندارد. اكثر افراد مبتلا به هپاتيت B حاد مي‌شوند كه در اين موارد اكثر بيماران خودبخود بهبود مي‌يابند. این بیماری در عده کمی حالت مزمن پیدا کرده و فرد ناقل بیماری می شود و ی می تواند بیماری را به دیگران منتقل کند. تعداد کمی از این افراد در آینده دچار عوارض بیماری مانند سیروز یا هپاتوسلولار کارسینوما می شوند.


علت 

 هپاتيت B یک بيماري کبدی است که در اثر آلودگي با ويروس هپاتيت B ايجاد مي‌شود و يكي از مسري‌ترين فرمهاي هپاتيت ویروسی مي‌باشد. عوامل ديگري مانند برخي داروها، استفاده طولاني مدّت از الكل، تجمع چربي دركبد و تماس با برخي مواد شيميايي صنعتي نيز مي‌توانند سبب هپاتيت شوند.


چگونگي گسترش هپاتيت B:

                                                                           

ويروس هپاتيت B از طريق تماس با خون، مايع مني، ترشحات واژينال و خون قاعدگي فرد مبتلا به بدن شخص سالم وارد مي‌شوند. راههاي انتقال عبارتند از:

 

تماس جنسي: وجود هر گونه خراش و زخم در ناحية دهانی ،مقعد، واژن و پيشا براه در هنگام رابطه جنسي مي‌تواند سبب ورود ويروس به بدن شود.

استفاده از سوزن مشترك باديگران جهت تزريق داروهاي غيرمجازدر معتادان تزریقی

تماس شغلي: تماس داشتن با خون ، فرو رفتن سوزن آلوده به خون فرد مبتلا بصورت ناگهاني به داخل بدن ، پاشيده شدن خون آلوده به چشم، دهان و يا زخمي روي پوست، همواره كاركنان مراکز بهداشتي بیمارستانی را تهديد مي‌‌كنند.

مادر مبتلا به هپاتيت B در حين زايمان سبب انتقال بيماري به نوزاد خود مي‌شود (هنگام عبور نوزاد از كانال زايماني). شيردادن به شيرخوار سبب انتقال بيماري نمي‌شود.

استفاده از ابزار نفوذ كننده در پوست بدن و تاتو در صورتيكه قبلاً استريليزه نشده باشند.

وسايل بهداشتي مانند تيغ اصلاح و مسواك در صورتيكه با خون فرد مبتلا آلوده شده باشند، مي‌توانند سبب انتقال ويروس شوند.

در گذشته، انتقال خون يكي از راههاي معمول آلوده شدن با ویروس هپاتيت B بود. اما امروزه تمام خونهاي اهدايي در سازمان انتقال خون از نظر هپاتيت B بررسي مي‌شود.


دوران سرايت و تكثير ويروس:

 علائم بيماري بطور متوسط 90 تا 60 روز ( 45 تا 180 روز) پس از ورود ويروس هپاتيت B به بدن ايجاد مي‌شود. اين دوران، دوره کومون ناميده مي‌شود. در دوره کومون و چند هفته پس از بروز علائم، ويروس از طريق خون، مايع مني، ترشحات واژينال ( شامل خون قاعدگي) و … فرد بيمار ( چه به صورت تازه و چه بصورت خشك شده) قابل انتقال است. خون بالاترين ميزان ويروس را دارا است. در صورت خشك شدن موارد نامبرده مي‌توانند براي يك هفته و يا بيشتر آلودگي را منتقل نمايند. در موارد ابتلا به هپاتيت B حاد، پس از توليد شدن آنتي بادي ضد آنتي ژن سطحي ويروس هپاتيت B در بدن (HBsAb) ديگر بيماري قابل سرايت نيست. در صورت ابتلا به هپاتيت B مزمن امكان انتقال ويروس در تمام عمر وجود دارد.


عواملی که احتمال ابتلا به هپاتيت B را افزایش می دهند  

 برخي عادات شخصي و بعضي از مشاغل خطر ابتلا به هپاتيت B را افزایش می دهند. افراد در معرض خطر حتماً باید واكسن هپاتيت B را دريافت نمایند. افراد در معرض خطر عباتند از:

 

افرادی که شریک جنسی آنها مبتلا به هپاتیت B است.

کسانی که شریک های جنسی متعدد دارند و از وضعیت سلامت آنها مطمئن نیستند.

کسانی که از سوزن مشترک برای تزريق مواد مخدر استفاده می کنند.

كاركنان بهداشتي مانند پزشكان و دندانپزشكان و پرستاران، تكنسين‌هاي آزمايشگاه و دانشجويان پزشكي

افرادي كه مسئوليت کفن ودفن اموات را دارند.

كاركنان و ساكنان مراكز نگهداري افراد عقب ‌مانده ذهني

كاركنان زندانها و زندانيان طولاني مدت

افرادي كه با مبتلایان به هپاتيت B مزمن زندگی می کنند.

افرادي كه از تاتو و ديگر ابزارهاي سوراخ كننده پوست كه چندان با دقت تميز نشده باشند استفاده کنند.

نوزادانی که از مادران مبتلا به هپاتيت B متولد می شوند.

بیمارانی که دارند و فاكتورهاي انعقادي دريافت میکنند.

بیمارانی که دياليز می شوند.

همجنس بازان


پیشگیری 

 جهت محافظت از خود در برابر آلوده شدن با ويروس هپاتيت B بايد از تماس با خون و ديگر ترشحات بدني افرادي كه سلامتی وسابقه جنسي آنها براي شما مشخص نمي‌باشد، پرهيز نمائيد. به نكات زير توجه نمائيد:

 

هنگام رابطة جنسي از كاندوم استفاده نمائيد.

از سوزن تزريقي مشترك با ديگران استفاده نکنید.

در هنگام كار با خون از دستكش استفاده نمائيد .

ازتیغ اصلاح ومسواک مشترک با دیگران استفاده نکنید.


پیشگیری قبل از تماس با ویروس هپاتیت B

                                                

واكسيناسيون عليه هپاتيت B موثرترين راه براي جلوگيري از ابتلا به هپاتيت B مي‌باشد. در صورتيكه 3 نوبت واكسن هپاتيت B را دريافت نمائيد تا 95% عليه اين بيماري ايمن خواهيد بود. ايمني واكسيناسيون براي حدود 15 سال باقي خواهد ماند، انجام واكسيناسيون در موارد زير پيشنهاد مي‌شود:

 

تمام نوزادان تازه متولّد شده

تمامي افراد 18 سال و يا كمتر كه تاكنون واكسن هپاتيت B را دريافت نكرده‌اند.

معتادان تزريقي

افرادي كه بيش از 1 شريك جنسي در 6 ماه اخير داشته‌اند و يا سابقة يكي از بيماري‌هاي مقاربتي را دارند.

مردان هم جنس باز

هم خانه بودن و يا تماس جنسي با فرد مبتلا به هپاتيت B

افرادي كه دچار اختلالات انعقادي هستند ( مثل هموفيلي) و فاكتورهاي انعقادي را از خونهای اهداشده دیگران دريافت مي‌كنند.

افراد مبتلا به نارسايي شديد كليه كه نياز به هموديانير دارند.

كاركنان مراكز بهداشتي و بيمارستان‌‌ها كه با خون بيماران تماس دارند.

افرادي كه در زندانها و موسسات نگهداري افراد ناتوان و عقب مانده كار و زندگي مي كنند.

اگر جزء هيچ كدام از گروههاي فوق نيستيد باز هم با پزشك خود راجع به دريافت واكسن مشورت نمائيد. 40 – 30% از مبتلايان به هپاتيت B در هيچ كدام از موارد فوق قرار نمي‌گيرند.

 

در موارد زير بعد از واكسينه شدن بايد آزمايش خون جهت اطمينان از ایمنی بخشی واكسن انجام شود:

 

افراد مبتلا به نقص ايمني

كاركنان مراكز بهداشتي

افرادي كه شريك جنسي شان به هپاتيت B مزمن مبتلاست.


پیشگیری در صورت تماس با ویروس هپاتیت B

 

اگر تا بحال واکسن هپاتیت B را در یافت نکرده اید بايد يك نوبت ايمونوگلوبولين هپاتيت B و نوبت اول از واكسن 3 مرحله‌اي هپاتيت B را دريافت نمائيد. اين درمان بايد در مدت حداکثر 7 روز پس از فرو رفتن سوزن آلوده به بدن و 2 هفته پس از تماس جنسي مشكوك صورت گيرد. هر چه زودتر درمان انجام شود كارائي درمان بالاتر خواهد رفت.

 

اگر قبل از تكميل شدن 3 دورة واكسن هپاتيت B، با ويروس تماس داشتيد مي‌توانيد سريعاً يك دوز ايمونوگلوبولين ضد هپاتيت B را دريافت كنيد و جهت تكميل واكسيناسيون خود در طي 14 روز اقدام نمائيد


واکسن                                                              

 واكسن هپاتيت B، تا حد زيادي از ابتلاي به این بيماري جلوگیری مي‌كند. در پاسخ به واكسن، بدن آنتي بادي ضد ويروس هپاتيت B را مي‌سازدكه يك نوع ايمني فعال محسوب مي‌شود. اين واكسن:

 در 3 مرحله تزريق مي‌شود.

منع مصرف در دوران بارداري و شيردهي ندارد.

حداقل براي مدت 15 سال بدون نياز به آزمايش يا دريافت واكسن مجدد، قادر به ايجاد ايمني خواهد بود.

سبب ايجاد هپاتيت B و ايدز نمي‌شود.

ممكن است احساس درد و ناراحتي در موضع تزريق و يا تب خفيف ايجاد نمايد.

اين واكسن براي تمامي كودكان از تولد تا 18 سالگي، و نيز بالغيني كه در معرض خطر هستند و سابقة ايمن سازي ندارند پيشنهاد مي‌شود. ممكن است آزمايش براي تعيين ايمني بدن (اندازه گیری سطح آنتی بادی )نسبت به ويروس هپاتيت B در بالغين كه از سابقة واكسيناسيون خود اطلاع ندارند لازم باشد.


علائم                                                        

                                                                     كمتر از نيمي از افراد مبتلا به هپاتيت B كوتاه مدت يا حاد علامتدارمیشوند. علائم شامل موارد زیر می باشد:

 يرقان (زرد شدن سفيدي چشم و پوست): يرقان نشانه تأييد كننده هپاتيت بوده ودراكثر بيماران رخ نمي‌دهد و معمولاً وقتي ظاهر مي‌شود كه ساير علائم هپاتيت B در حال فروكش كردن باشند.

خستگي شديد

تب خفيف

سردرد

بي‌اشتهايي

حالت تهوع

استفراغ

احساس ناراحتي مداوم در قسمت فوقاني راست شكم زير دنده‌ها (محل قرارگيري كبد): در اكثر موارد احساس ناراحتي در صورت وارد آمدن آسيب به بدن و يا فعاليت كردن افزايش مي‌يابد.

اسهال يا يبوست

دردهاي عضلاني

درد مفاصل

بثورات پوستي

 اكثر افراد مبتلا به هپاتيت B مزمن علامتي ندارند و تصادفاً در حین انجام آزمايش خون، اهدا خون و يا انتقال بیماری به يكي از افراد خانواده متوجه بیماری می شوند. حتی برخي بيماران تنها هنگام بروز عوارض بیماری مثل سيروز يا سرطان کبد (هپاتوسلولار كارسينوما) متوجه بیماری خود مي‌شوند كه البته این موارد شايع نيستند.


کی به پزشک مراجعه کنم؟  

 در صورت وجود موارد زير حتماً به پزشك مراجعه نمائيد:

 

اگر عوامل خطرساز هپاتیت ویا علایم این بیماری را دارید.

با بیمار هپاتیتی زندگی می کنید و یارابطه جنسی دارید.

با خون و ترشحات بدنی بیمار هپاتیتی مثل مایع منی،ترشحات واژینال،خون قاعدگی تماس داشته اید.

در صورتيكه مبتلا به هپاتیت Bهستید و در اثر استفراغ زیاد وتحمل نکردن مایات دچار کم آبی شده ایدو يا هر كدام از علائم زير كه حاكي از نارسائي در حال پيشرفت كبد مي‌باشد، راداریدبلافاصله به پزشك متخصص مراجعه نمائيد.

 

تحريك پذيري زياد

عدم توانايي در فكر كردن و كارهاي ذهني

خواب آلودگي شديد

تورم دستها و پاها، شكم با يا بدون ورم صورت

خونريزي از بيني، دهان،مقعد ( شامل وجود خون در مدفوع) و يا خونريزي زيرپوستي

در صورتيكه شاهد بيهوش شدن فرد مبتلا به هپاتيت B هستيد، حتماً با اورژانس پزشكي تماس بگيريد.

 

به چه كساني مي‌توان مراجعه نمود :

 پزشكان عمومي

متخصصين اطفال

متخصصين داخلي

متخصصين عفونی

اگر دچار عوارض هپاتيت شده‌ايد مجموعه‌اي از يك متخصص بيماري‌هاي گوارش و كبد و متخصص بيماري‌هاي عفوني مي‌توانند به شما كمك نمايند.


آزمون های تشخیصی  

 پزشک از راه پرسیدن تاریخچه پزشکی وبهداشتی شما،انجام معاینات دقیق جسمی وانجام یک سری آزمایش قادر به تشخیص بیماری شما خواهد بود.

 آزمایشات تشخیصی عبارتند از:

 اندازه گیری آنتی ژنها وآنتی بادیهای ویروس هپاتیت: این آزمایشات میتوانند سطح ایمنی شما را در برابر این ویروس و اینکه آیا جدیداً مبتلا شده اید یا بیماری در بدن شما حالت مزمن پیدا کرده است و قابلیت انتقال بیماری به دیگران رامشخص نمایند.

DNA ويروس هپاتيت B: كه از طريق بررسي ژنتيك مورد مطالعه قرار مي‌گيردو مشخص كننده تكثير ويروس در بدن شما ( فاز فعال) و نيز قابليت انتقال ويروس مي‌باشد.

در صورتيكه نتايج آزمايشات فوق منفي باشد، آ‍زمايشهايي جهت تشخيص ويروس هپاتيت A‌، هپاتيت C و ابشتاين ويروس ( عامل بيماري مونو نوكلئوز عفوني) كه همگي مي‌توانند سبب هپاتيت شوند، انجام خواهد شد. اگر هيچ گونه عامل ويروسي براي هپاتيت يافت نشد، بايد تستهاي ديگر كه علّت التهاب كبد را مشخص مي‌كنند انجام شوند. همچنين انجام تستهاي مشخص كننده ابتلا به هپاتيت D همزمان با هپاتيت B الزامي است.

 آزمايشات كبد عبارتند از:

 اندازه‌گيري بيلي روبين، آلبومين و زمان پروتروبين (PT) كه مشخص كننده كفايت عملكرد كبدي مي‌باشند همچنين ممكن است كلسترول نيز اندازه‌گيري شود.

آنزيم آلانين آمينوترانسفراز كبد (ALT) و آسپارتات آمينوترانسفراز (AST)، آلكالين فسفاتاز و لاكتيك دهيدروژناز (LDH) مي‌توانند در تعيين تخريب و يا التهاب كبد كمك كننده باشند. اين آزمایشات كه آنزيمهاي كبدي را اندازه‌گيري مي‌كنند به تنهايي جهت تشخيص هپاتيت B كافي نبوده و معمولاً آزمایشات تكميلي ديگري نيز لازم است.

آزمایشاتی نيز ممكن است زماني كه امكان مزمن شدن بيماري شما و نيز نياز به دريافت داروهاي ضدويروسي وجود دارد انجام شوند. تست‌هاي زير براي ارزيابي درمان و ميزان كنترل تخريب كبد در موارد هپاتيت B مزمن استفاده مي‌شوند:

 سونوگرافي شكم

سي‌تي اسكن

MRI ( در موارد معدودي استفاده مي‌شود)

نمونه‌گيري از كبد (بيوپسي)

اگر مستعد ابتلا به هپاتوسلولار کارسینوما هستيد بايد آلفافيتوپروتئين (AFP) براي شما اندازه‌گيري شود. در صورت بالابودن AFP امكان هپاتوسلولار کارسینوما بالا مي‌رود.

در صورت ابتلا به هپاتيت B مزمن بايد پزشك مرتباً شما را ويزيت نمايد و آزمايشات خون جهت ارزيابي عملكرد كبد شما و بررسي ميزان فعاليت ويروس در بدن شما انجام شود. برخي از آزمايشات، گوياي اين مساله هستند كه آيا ويروس هپاتيت Bدر كبد شما تكثير مي‌يابد؟ كه در اينصورت شانس هپاتيت B مزمن بالا مي‌رود. هپاتيت مزمن B مي‌تواند منجر به سيروز كبدي و يا كارسينوم هپاتوسلولار شود.

 


درمان  

 درمان عفونت ويروسي هپاتيت B بستگي به ميزان فعال بودن ويروس و ميزان در خطر بودن شما براي آسيب‌ كبدي مانند «سيروز» دارد. هپاتيت B حاد معمولاً خودبه‌خود بهبود مي‌يابد. درمان‌هاي خانگي براي فروكش كردن علائم آن استفاده مي‌شود و سبب جلوگيري از گسترش ويروس مي‌گردد. در عفونت مزمن هپاتيت B، درمان شامل بررسي شرايط و بيمار استفاده از داروهاي ضد ويروسي جهت جلوگيري از آسيب رساندن به كبد مي‌باشد. اگر بیماری به كبد آسيب جدي رسانده باشد، ممكن است جهت درمان پيوند كبد در نظر گرفته شود.

 مراقبت در منزل:

 كاهش فعاليت: كاستن از ميزان فعاليت و هماهنگ كردن آن با توان خود، نكته‌اي مهّم است. شما نبايد دائماً در بستر استراحت نمائيد اما بايد به نياز بدن خود، هنگامي كه خسته مي‌شويد توجه نمائيد. از رفتن به سركار و مدرسه مگر در صورتيكه حجم كارهايتان در توان شما باشد اجتناب كنيد. از ورزش شديد بپرهيزيد. بتدريج كه بهتر مي‌شويد مي‌توانيد رفته رفته به فعاليت معمولي خود باز گرديد، در صورتيكه سريعاً و بدون توجه به توان خود، فعاليتهاي عادي خود را شروع كنيد ممكن است مجدداً بيمار شويد.

تغذيه مناسب: اگر چه ممكن است اشتها نداشته باشيد امّا تغذيه مناسب لازم است، اكثر مبتلايان با گذشت روز دچار بدتر شدن حالت تهوع و بي‌اشتهايي مي‌شوند. خوردن يك وعدة غني و كامل در صبح و وعده‌هاي سبك‌تر در ساعات بعدي مفيد مي‌باشد. پزشكان رژيم غذايي پركالري – پرپروتئين را براي بيماران هپاتيتي توصيه مي‌كنند.

جلوگيري از كم آب شدن بدن: بسیار مهّم است هنگامي كه مبتلا به هپاتيت B هستيد مخصوصاً اگر استفراغ مي‌‌كنيد آب به ميزان زياد بنوشيد. اگر تحمل مي‌كنيد نوشيدن آب گوشت و ميوه با توجه به تامين كالري بيشتر براي شما، مفيد مي‌باشد. بسياري از نوشيدنيهايي كه ورزشكاران استفاده مي‌كنندو در فروشگاهها موجود مي‌باشد در صورت استفراغ می توانندمواد معدني و الكتروليت‌های ازدست رفته را جبران نمایند.

اجتناب از الكل و داروها: هپاتيت متابوليسم الكل و برخي داروها را مختل مي‌كند. این مواد روند تخريب كبد را تسريع مي‌كنند. اگر داروي تجويز شده توسط پزشك را استفاده مي‌كنيد ممكن است پزشك مصرف دارو را تا بهبود كامل كبد به تعويق اندازد. به هر حال بدون توصیه پزشك، خودسرانه دارو مصرف نكنيد. در مورد تمام داروهاي مصرفي خود اعم از تجويز شده، داروهاي گياهي و استامينوفن از پزشك خود سؤال كنيد. استامينوفن میتواند باعث تخريب كبد شود.

كنترل خارش بدن: برخي از افراد مبتلا به هپاتيت، گاهي دچار خارش پوست بدن مي‌شوند، كنترل اين وضعيت با خنك نگهداشتن پوست، اجتناب از در معرض آفتاب قرار گرفتن، پوشيدن لباسهاي نخي و استفاده از برخی داروها مقدور مي‌باشد. در صورت تمايل به استفاده از دارو حتماً با پزشك خود مشورت نمائيد و دستورات درج شده روي بسته دارو مطالعه كنيد و در صورت بروز هر گونه عارضه، مصرف دارو را قطع نمائيد.

 درمانهاي ديگر:

 برخي از افراد مبتلا به هپاتيت B حاد دچار استفراغ و از دست دادن شديد آب مي‌شوند در اين موارد شايد نياز به بستري در بيمارستان براي دريافت مايعات وريدي باشد.

 درمان دارويي:

 برای افراد مبتلا به هپاتيت B حاد استفاده از دارو های ضدويروسي توصيه نمي‌شود. در هپاتيت B مزمن كه ويروس داراي فعاليت تكثير شونده بوده و يا روند تخريبي كبد شروع شده باشد این دارو ها توصیه می شوند. در واقع دريافت داروهاي ضدويروسي در موارد مزمن هپاتيت B بستگي به حضور آنتي ژن سطحي ويروس هپاتيت B (HBSAg)، مقدار DNA اين ويروس و نيز ميزان آنزيمهاي كبدي در خون دارد.

 درمان جراحي:

 هپاتيت B كبد را آلوده مي‌كند و معمولا نیاز به درمان جراحي ندارد. بیماران مبتلا به هپاتیت مزمن که مبتلا به آسيب كبدي جدي شه اند است ممكن است نياز به پيوند كبد داشته باشند. در موارد كمي هپاتيت B حاد سريعاً به سمت نارسائي كبد پيش مي‌رود كه هپاتيت برق آسا ناميده مي‌شود. در این موارد نیز شاید نياز به پيوند كبد باشد.


سير بيماري  

 علائم ابتلا به ويروس هپاتيت B، در صورت بروز، در فاصله 90-60 روز (ممكن است 180-45 روز) بعد از ورود ويروس به بدن بروز مي‌نمايد. اكثر افراد مبتلا به هپاتيت B حاد مي‌شوند كه در اين موارد اكثر بيماران بعد از 3-2 هفته به تدريج بهتر شده و بعد از8-4 هفته كاملاً بهبود مي‌يابند. دربدن بيماران آنتي ‌بادي عليه ويروس هپاتيت B ساخته مي‌شود كه سبب جلوگيري مادام‌العمر افراد از ابتلا مجدد مي‌شود. تنها افراد معدودی (اكثراً در سنين بالا) علائم طول كشنده دارند.

 

عده كمي علائم را براي مدت چند ماه خواهند داشت كه اين عده ممكن است نشانه‌هايي از نقص در عملكرد كبد قبل از اینکه كه كاملاً هپاتيت حادشان بهبود يابد داشته باشند.

 

حدود 25% از افراد مبتلا به هپاتيت B حاد دچار درد مفاصل و بثورات جلدي مي‌شوند. در موارد نادري ورم آنژيونوروتيك شامل تورم لبها، زبان ، تورم حنجره و تارهاي صوتي و يا درد در شكم رخ مي‌دهد.

 

در هپاتيت B مزمن بیمار حامل ويروس هپاتيت B براي مدت 6 ماه و يا بيشتر و گاهي تمام عمر خواهد بود. استعداد ابتلا به فرم مزمن بيماري بستگي به سن ابتلاي اوليه به هپاتيت B دارد.

 

90% از نوزاداني كه در بدو تولد آلوده به ويروس هپاتيت B شده‌اند، به فرم مزمن بيماري مبتلا خواهند شد. حدود 30% از كودكاني كه بعد از تولد در سنين بين 5-1 سالگی مبتلا شده‌اند و نيز 6% از كودكان بزرگتر، جوانان و بالغين به هپاتيت B مزمن مبتلا خواهند شد.

 

اگرچه اكثر مبتلايان به هپاتيت B مزمن دچار عوارض آن نمي‌شوند ولي 25-15% از مبتلايان در اثر سيروز يا سرطان كبد فوت خواهند نمود.

 

شانس ابتلا به سيروز در صورت دارا بودن آنتي‌ژن خاصي از ويروس هپاتيت (HBe)، سن بالاتر از 40 سال و بالا رفتن سطح آنزيم‌هاي كبدي در خون، بالاتر خواهد بود.

 

در موارد زير سن ابتلا به سرطان (هپاتوسلولار كارسينوما) افزايش مي‌يابد.

 

جنس مرد

داشتن سابقه فاميلي (ابتلا به سرطان كبد)

سن بالاي 40 سال

ابتلا به سيروز

ابتلا به هپاتيت C همزمان

مشكلات غير شايع ديگري كه در ارتباط با هپاتيت B رخ مي‌دهند عبارتند از :

 

عفونت هپاتيت D : كه فقط در افراد مبتلا به هپاتيت B رخ مي‌دهد و مي‌تواند سبب وخيم شدن هپاتيت B شود.

هپاتيت فولمیننت (برق‌آسا) : كه سبب آسیب ناگهاني و وخيم كبد شده و بستري در بيمارستان ضرورت دارد.

واسكوليت (تورم عروقي) : كه سبب بيماري كبد، آرتريت (تورم مفاصل)، درد شكم، التهاب عصب (مونونوريت) و بروز پديده رینود و التهاب و آسيب كليه مي‌شود.

 

  

آیا باید داروهای ضد ویروسی برای درمان هپاتیت مزمن خود دریافت کنم؟ 

 

 

با کمک این اطلاعات می توانید در روند تصمیم گیری در مورد درمانتان همکاری کنید و به توصیه های پزشکان اعتماد نمایید.


نكات مهم در تصميم گيري:

 

درمان ضد ويروسی براي تمامي بيماران مبتلا به هپاتيت B مزمن پيشنهاد نمي‌شود و مي‌تواند به عنوان يك انتخاب براي افرادي كه در معرض آسيب و تخريب كبدي مانند سيروز قرار دارند باشد .درمان ضدويروسي در صورتيكه آسيب جدي به كبد وارد شده باشد كمك كننده نخواهد بود. اگر يكبار درمان دارويي دريافت نموده‌ايد بهبودي حاصل نكرده و يا بيماري شما عود كرده است روند درمان شما تغییرخواهد کرد. با پزشك معالج خود در مورد نحوة تصميم گيري صحبت نمائيد. موارد زير را هنگام اخذ تصميم در نظر داشته باشيد:

 

اگر به هپاتيت B حاد مبتلا هستيد، نيازي به درمان دارويي نداريد و معمولاً خود به خودبیماری از بين مي‌رود.

در صورت ابتلا به هپاتيت B مزمن در موارد زير درمان دارويي پيشنهاد مي‌شود:

بالا بودن DNA ويروس هپاتيت B در خون

بالا بودن آنزيمهاي كبدي

وجود بيماري كبدي

در صورتيكه آنزيمهاي كبدي شما در حد طبيعي و يا اندكي بالاتر از طبيعي باشد و بيوپسي كبدتان نمايانگر آسيب و تخريب كبدي نباشد نيازي به درمان دارویي نداريد

دارو های ضد ویروسی

اينترفرونها (interferon alfa-2b و pegylated interferon alfa-2a) كه به صورت تزريقي استفاده مي‌شوند.

مهاركننده های نوكلئوزيد ترانس كريپتاز معكوس (NRTIS) مانند adefovir, lamivudine, و entecavir كه به شكل خوراکی استفاده مي‌شود.


                                                     دکتر امید عابدی -서울 - 한국-관심 에 대한 감사합니다!

                                                                                          23Aug/ 2011



تاريخ : Sun 24 Jul 2011 | 1:29 | نویسنده : دکتر امید عابدی - 건강 블로그

http://www.sargarmia.com/wp-content/uploads/2011/06/9sdeebw64tmnp35sctnm1.jpg!열사병

 

تعریف

بدن انسان بطور عادی ، دارای یک مکانیسم تنظیمی گرمایی میباشد و بر هم خوردن تعادل در این مکانیسم به نحوی که درجه حرارت بدن به طور غیر عادی بالا رود را گرمازدگی می نامند .

علائم

بالا رفتن دمای هوا موجب افزایش تبخیر آب بدن می شود و همراه با این تبخیرات، الکترولیت های سدیم و پتاسیم که جزء مواد ضروری بدن هستند نیز از بدن انسان خارج می شوند.

تبخیر بیش از حد آب از بدن به علت گرمای زیاد، سبب کاهش فشار خون می شود و درنتیجه خون به موقع به کلیه ها و مغز نخواهد رسید.

هنگامی خون به مقدار کافی و در زمان خود به کلیه ها نرسد، میزان ادرار کاهش یافته و مقدار سم های اوره و کراتین در بدن افزایش می یابد و در صورت زنده ماندن، فرد دچار نارسایی حاد کلیه خواهد شد که باید به طور مداوم دیالیز شود.

درصورت پایین آمدن فشار خون و نرسیدن خون به مغز فرد دچار سرگیجه شده و در این صورت فرد گرما زده با بی هوشی نیمه کامل بر زمین خواهد افتاد.

در صورت عدم تشخیص یا انجام ندادن مراقبت های لازم ، احتمال بروز عوارض و حتی مرگ و میر در این افراد بالاست.

فرد گرمازده اغلب خسته و گیج می شود و ممکن است دچار برخی علائم شاخص در گرما زدگی

اختلال در هوشیاری ، دمای بالای بدن که گاه تا 41 درجه می رسد ، در شرایط حاد عدم تعرق ، سردرد ، گرفتگی عضلات، پوست خشک و داغ ، تهوع یا استفراغ ، ، تشنج ، اختلالات ریتم قلب که میتواند منجر به سنکوپ گردد ، اختلال در تکلم و گاه هزیان ، رنگ پریدگی و افت فشار خون ، نبض ضعیف ، ، کاهش حجم ادرار

دربحث امدادی گرمازده شدن در دو طیف کلاسیک و فعالیتی مورد بررسی قرار میگیرد

الف - کلاسیک یا non exertional

در فرم کلاسیک گرمازده شدن مربوط به طیفی از افراد هستند که بدون داشتن فعالیت حرکتی خاص هستند پس از چند روز تماس با محیطهایی که داری هوای گرم و فاقد امکان تهویه مناسب هستند رخ میدهد .

این عزیزان معمولا بعلت استفاده از داروهای همچون ( آرامبخش و خواب آور، آنتی کولینرژیک، آنتی هیستامین و داورهای مدر) و یا دچار بودن به بیماریهایی همچون بیماری قلبی عروقی ، بیماریهای مزمن ، بیماریهای روانی و یا دچار بودن به چاقی مزمن و یا بالا بودن سن در معرض چنین خطری هستند .

ب ) فعالیتی یا exertional

در فرم فعالیتی شاهد گرمازدگی در سنین پائین تر هستیم معمولا این مشکل برای کارگران ساختمانی خصوصا آنان که در معرض تابش نور خورشید هستند و یا افرادی که مجبورا ساعتها در زیر آفتاب راه بروند و یا ورزشهای سنگینی همچون فوتبال انجام بدهند اتفاق می افتد..

آسيبهاي حاصل از گرما به تناسب شدت آن به سه گروه تقسيم مي شوند .

1- گرمازدگي خفيف 2- گرمازدگي متوسط 3- گرمازدگي شديد

1- گرمازدگي خفيف : اين حالت وقتي پيش مي آيد كه فردي به مدت طولاني در معرض حرارتي نسبتا بالا قرار گيرد. .

علايم آن اغلب به صورت: گرفتگي عضلاني، خستگي مفرط و گاهي سرگيجه و غش مي باشد .

كمكهاي اوليه :

http://www.pksafety.co.kr/edu-book/2005-img/508/img119.jpg

1- مصدوم را به محل خنكي منتقل سازيد.

2- به مصدوم محلول ORS يا محلول آب و نمك و شكر (1 قاشق چايخوري نمك با 8 قاشق چايخوري شكر در يك ليتر آب) بدهيد.

3- عضلات گرفته گرمازده را ماساژ دهيد.

4- حوله مرطوب روي پيشاني و عضلات گرفتار مصدوم قرار دهيد.

5- اگر علايم بهبود نيافت يا وخيمتر شد مصدوم را به مركز درماني منتقل كنيد.

6- بیمار باید استراحت نماید و در صورت لزوم از پنکه برای خنک کردن او استفاده شود.

2- گرمازدگي متوسط : اين حالت به دليل قرار گرفتن فرد در معرض گرماي زياد و فعاليت بدني شديد در محيط، مثل: ملاحان، كشاورزان، آتش نشانها، پيش مي آيد. علايم بصورت: سرگيجه و عدم هوشياري است و به دنبال آن پوست رنگ پريده مي شود . ساير علايم به صورت تنفس سريع و سطحي، نبض ضعيف، ضعف و تعريق بدن مي باشد.

كمكهاي اوليه

1- باید وی را به مکانی خنک مثل زیرسایه بان یا اتاق برده ، لباس های وی را از بدن خارج نمود .

2- مصدوم را وادار به دراز كشيدن كرده و پاهاي او را بالا آوريد .

3- بوسيله پارچه مرطوب و باد زدن و يا هر وسيله ديگر مصدوم را خنك كنيد . از روشهای متداول برای خنک کردن فرد گرمازده استفاده از یک ملحفه نازک مرطوب است بهتر است ابتدا ملحفه را خیس کرده و روی بدن وی کشیده و هر چند دقیقه یکبار ملحفه را مرطوب کرده و یا تکان دادن ملحفه مرطوب موجب پائین آمدن دمای بیمار شوید تا بتدریج بدن فرد گرما زده خنک شود .

4- به مصدوم محلول ORS يا محلول آب و نمك و شكر بدهيد. ( مشروط بر اينكه هوشيار بوده و استفراغ نكند)

5- به هنگام ضرورت باید از کپسول اکسیژن استفاده نمود و در نبود اکسیژن ، اگر لازم شد به مريض تنفس مصنوعي بدهيد .

6- همواره در این مواقع که با فرد گرما زده روبرو هستید توجه داشته باشید که استفاده از داروهای تب بر در اینگونه موارد هیچگونه اثری نمی گذارد چرا که در این افراد سیستم تنظیم مرکزی دما مشکلی ندارد و در واقع بالا بودن دمای بدن ناشی از محیط است.

7- و پس از انجام اقدامات اولیه میبایست در صورت عدم بهبودي فرد گرمازده او را سريعا به مركز درماني منتقل سازيد

3- گرمازدگي شديد : اين حالت بسيار خطرناك است بيشتر در روزهاي گرم و مرطوب اتفاق مي افتد .

علايم :

قيافه گرمازده، تب دار بوده، پوست گرم و خشك و تنفس سطحي و نبض ضعيف مي شود . درجه حرارت بدن مصدوم افزايش يافته، عدم هوشياري و احتمالا اغما و تشنج نيز جزو ساير علايم ميباشند.

اقدامات اوليه :

1- تمام لباسهاي مصدوم را درآورده و او را در حوله يا پارچه مرطوب قرار دهيد . مي توان مصدوم را داخل وان یا لگن آب سرد قرار داد .(مواظب باشيد مصدوم غرق نشود) در مواقع حاد با تجویز و نظارت پزشک می توان از قرار دادن كيسه هاي يخ در كشاله ران زير بغل زانو مچ دست و پا نيز استفاده كرد.

2- اگر مريض دچار شوك است شوك را درمان كنيد.

3- در صورت داشتن امکانتات استحمام توجه کنید که استحمام با آب سرد ممکن است سبب شوک و مرگ بیمارشود ، لذا بهتر است با آبی که ۲ تا ۳ درجه خنک تر از دمای بدن بیمار باشد بیمار را خنک کرد تا وقتی که دمای بدن او به ۳۹ درجه سانتیگراد برسد به این نکته توجه داشته باشید که از گذاشتن بیمار در وان یخ بدون دستور مستقیم پزشک جدا خوداری کنید !

4- در این مواقع باید به بیمار مایعات خنک خورانده شود تا دمای بدن وی به حدود دمای طبیعی برسد . توجه داشته باشید تا پائین آمدن دمای بدن ، مرطوب کردن ملحفه و بدن را می باید ادامه داده و پس از انجام کمک های اولیه حتما باید فرد مصدوم را به مرکز فوریت های پزشکی رساند .

چگونه از گرمازدگی پیشگیری کنیم

http://i2.media.daumcdn.net/photo-media/201107/18/seouleconomy/20110718180736300.jpg

۱ - پوشش افراد در دچار شدن انها به گرما زدگی بسیار تاثیر گذار است ! استفاده از البسه با زنگ روشن و خصوصا پنبه ای می تواند در حفاظت از جان شما موثر باشد ! از پوشیدن لباسهای تنگ و یا دارای الیاف مصنوعی جدا خوداری نموده و سعی کنید تا میتوانید از پوشیدن لباسهای تیره خوداری نمائید . از پوشیدن لباسهای ضخیم و غیرقابل نفود در فصل گرما که مانع تبخیر عرق و دفع گرما می شود جدا خودداری نمائید.

۲ –نوشیدن را هرگز فراموش نکنید !! در زمان فعالیت شدید بدنی به قدر کافی مایعات بنوشید .

۳ – میبایست توجه نمود که اگر مجبور به فعالیت سنگین در شرایط آب و هوایی گرم و مرطوب به مدت طولانی هستید حتما میبایست برای احتمال دچار شدن به گرمازدگی دارای برنامه پیشگیری بوده و خصوصا با یک برنامه منظم سعی نمائید که بدن شما با فعالیت و شرایط سخت محیط کار خود امکان انطباق را پیدا نماید .

۴ – توجه داشته باشید در کارهایی که افراد در معرض گرمای مستقیم و یا تابش نور آفتاب قرار دارند همچون ، کارگاههای ساختمانی و یا فعالیت های ورزشی گروهی ، گرمازده شدن یکی از افراد به معنای هشدار جدی به تمامی کارگران و دوستانی است که سرگرم کار میباشند و می باید مسئولان در این مواقع اقدامات احتیاطی را برای بقیه افراد در نظر داشته باشند .

5- میبایست توجه داشته باشید که اگر هوا گرم و خشک باشد و تهویه کافی هم وجود داشته باشد احتمال گرمازدگی به نسبت از محیطهای گرم و مرطوب و یا دارای سیستم تهویه نامناسب کمتر میباشد

۶ - داروهائی که فرد را مستعد گرمازدگی می کند باید با نظر پزشک معالج با داروهای دیگری جایگزین شود یا به طرز مناسب از آنها استفاده شود

7- بهترین نوشیدنی بی گمان آب میباشد و بهتر است همواره قبل از احساس تشنگی آب نوشید . توجه داشته باشید برای افرادی که دارای فعالیتهای سنگین بدنی هستند توصیه می شود که در برنامه غذایی خود از نمک و شکر و لیموی تازه به طور متناوب استفاده نمایند

감사합니다-دکتر امید عابدی-۲۳ جولای ۲۰۱۱



  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ